وبلاگ شنا در شن زار
چیز خوبی است که یک کاندیدای ریاست جمهوری به این نتیجه برسد که برای جلب نظر اکثریت باید از حقوق بشر و آزادیهای فردی دفاع کند و از این قبیل قول بدهد و سوگند یاد کند، نشان آن است که یک جایی در اجاق مطالبات عمومی زیر یک خروار خاکستر، خردک شرری هست هنوز. اما این آقای میرحسین موسوی، چنان که اعلامیهشان مینماید، یا این سالها را در خواب گذراندهاند و قانون اساسی را نخوانده اند و از اصل ولایت فقیه چیزی به گوششان نرسیده است، و یا کرامات و معجزاتی دارند که با آن بتوانند بخش انتصابی حکومت را که زورش ده برابر بخش انتخابی است منکوب کنند.
ایشان در اعلامیه شان گفته اند تصمیم دارم مردم و به ویژه زنان و جوانان، سازمانهای غیر دولتی، شوراها، سندیکاها، اتحادیهها و اصناف و نهادهای مدنی را در تصمیمسازیها و اداره و رهبری کشور دخالت دهم.
پرواضح است که ایشان قانون اساسی جدید را نخواندهاند و هنوز در عوالم همان قانون اساسی قبل از سال 67 سیر میکنند. در قانون اساسی جدید رییس جمهور مصدر تصمیم سازی و رهبری کشور نیست که بخواهد کسی را در این کار شرکت بدهد یا ندهد.
آقاجان، الان دهه شست نیست و ما هم نسل احساساتی و زود باور پدرانمان نیستیم (یعنی راستش امیدوارم نباشیم) که به همین آسانی شعارهای شما را باور کنیم. قبول که هر سیاستمداری برای انتخاب شدن نیاز به کمی عوامفریبی دارد اما اینقدر ساده انگاری هم به ما بر میخورد. لطفن برای خر کردن ما یک کمی بیشتر تلاش کنید و پیچیده تر شعار بدهید
چیز خوبی است که یک کاندیدای ریاست جمهوری به این نتیجه برسد که برای جلب نظر اکثریت باید از حقوق بشر و آزادیهای فردی دفاع کند و از این قبیل قول بدهد و سوگند یاد کند، نشان آن است که یک جایی در اجاق مطالبات عمومی زیر یک خروار خاکستر، خردک شرری هست هنوز. اما این آقای میرحسین موسوی، چنان که اعلامیهشان مینماید، یا این سالها را در خواب گذراندهاند و قانون اساسی را نخوانده اند و از اصل ولایت فقیه چیزی به گوششان نرسیده است، و یا کرامات و معجزاتی دارند که با آن بتوانند بخش انتصابی حکومت را که زورش ده برابر بخش انتخابی است منکوب کنند.
ایشان در اعلامیه شان گفته اند تصمیم دارم مردم و به ویژه زنان و جوانان، سازمانهای غیر دولتی، شوراها، سندیکاها، اتحادیهها و اصناف و نهادهای مدنی را در تصمیمسازیها و اداره و رهبری کشور دخالت دهم.
پرواضح است که ایشان قانون اساسی جدید را نخواندهاند و هنوز در عوالم همان قانون اساسی قبل از سال 67 سیر میکنند. در قانون اساسی جدید رییس جمهور مصدر تصمیم سازی و رهبری کشور نیست که بخواهد کسی را در این کار شرکت بدهد یا ندهد.
آقاجان، الان دهه شست نیست و ما هم نسل احساساتی و زود باور پدرانمان نیستیم (یعنی راستش امیدوارم نباشیم) که به همین آسانی شعارهای شما را باور کنیم. قبول که هر سیاستمداری برای انتخاب شدن نیاز به کمی عوامفریبی دارد اما اینقدر ساده انگاری هم به ما بر میخورد. لطفن برای خر کردن ما یک کمی بیشتر تلاش کنید و پیچیده تر شعار بدهید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر