دبير كل حزب اعتماد ملي با نگارش نامهاي سرگشاده به رئيس صدا و سيما نسبت به رويكرد اين سازمان در تخريب كانديداهاي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد. به گزارش ايلنا، مهدي كروبي در اين نامه به عزتالله ضرغامي توصيه كرد از تخريب دست بردارد و اگر نقشي در اين تخريب ندارد بر نظارت خود بر زيرمجموعههاي خويش بيفزايد كه چون ماجراي مجموعه برنامه هويت عليه روشنفكران نشود كه به گفته كروبي فاجعهاي فرهنگي بود و رئيس وقت سازمان صداوسيما اعلام كرد كه از آن بيخبر است. در بخشي از نامه كروبي به ضرغامي آمده است:در روزهايي كه از فرط جفاي تلويزيون دولتي به فكر راهاندازي تلويزيوني غيردولتي افتادم ديداري از صداوسيما كردم و به سابقه مسووليت شما در معاونت پارلماني صداوسيما و مسووليت من در رياست مجلس ششم رابطهاي محترمانه ميان ما برقرار بود وگرچه در چهار سال گذشته همواره بخشهاي خبري تلويزيون به تحريف و تخريب مواضع اصلاحطلبان و بهخصوص اينجانب پرداخته اما هرگز موج تخريب و تحريف به اندازه روزهاي اخير اوج نگرفته است كه لابد نسبتي با انتخابات 22 خرداد 88 دارد. از جمله آخرين اقدام تخريبي صداوسيما در بخش خبري معروف 20:30 دوشنبهشب 28 ارديبهشتماه رخ داده است: 1- در آغاز خبرها اعلام شده كه مهدي كروبي به علت بيماري سفرهاي انتخاباتي خود را لغو كرده است. عرض ميكنم كه عليرغم تبليغات مخالفان، مهدي كروبي سالم و سرحال است و تنها علت تعويق سفر من به استانهاي گيلان و آذربايجان شرقي رحلت عالم بزرگ آيتالله العظمي بهجت بوده كه با توجه به جايگاه ايشان نزد مردم به خصوص مردم گيلان و ضرورت شركت در مراسم تشييع پيكر ايشان سفر به اين استانها به وقت ديگري موكول شد. با وجود اين همين امروز پس از مشايعت پيكر اين فقيه فرزانه و عارف در شهر مقدس قم در حالي كه اين نامه را به شما مينويسم راهي استان اردبيل خواهم شد تا افرادي كه با ادعاي جواني در عصر ميانسالي و كهنسالي از مردم راي ميگيرند دريابند كه جوان كيست هرچند كه برخي از اين ادعاهاي جواني هم در چهار سال گذشته كم به كشور آسيب نزده و جواني را با خامي اشتباه گرفتهاند.
2- من در هر سفر سخنرانيهاي متعددي انجام ميدهم. قصد اصلي من از سفرها ارائه برنامههايي براي اداره كشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صداوسيما به بخش گزينشي، هدفمند، تخريبي و تحريفي سخنان من ميپردازد؟ اگر قرار است كه رسانه ملي واقعا ملي باشد، چرا فقط عليه يك جناح فعاليت ميكند؟ ويراستار اخبار شما عضو كدام حزب يا جناح سياسي است؟ اگر حريت و جرات دارد چرا همه بخشهاي سخنراني مرا پخش نميكند؟
3- در سفر اخير من به استان اصفهان در شهر نجفآباد در جمع پرشور دانشجويان اين شهر دو گروه از چفيهپوشها و سبزپوشها به طرفداري از دو نامزد محترم به جنجال و هياهو در سخنراني من پرداختهاند. ستاد جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي البته اعلام كردهاند افرادي كه خود را به ايشان منسوب ميكردند نسبتي با اين ستاد نداشتهاند و حتي اعلام كردند اين توطئه جناح مخالف اصلاحات است اما در هر صورت من پس از تحمل زياد و پس از تعريف بسيار از سوابق و خلقيات آقاي مهندس موسوي به طرح چند پرسش پرداختم و از اينكه به نام حمايت از يك نامزد، نامزدي ديگر را تخريب كنند انتقاد كردم. من و مجري جلسه همه راهها را رفتيم تا جلسه آرامش يابد اما طبق قاعده «آخرين درمان، داغ است» چارهاي جز طرح سوال و عتاب و خطاب نديدم كه اگر نتوانم جلسهاي را اداره كنم چگونه مدعي اداره كشور خواهم بود. اما سوال اينجاست كه علت برجستگي اين بخش از سخنان من در بخش خبري 20:30 چيست؟ آيا صداوسيما جسارت آن را دارد كه بخشهاي ديگر سخنراني من درباره آقاي احمدينژاد را هم پخش كند؟ علت رفتار غرضورزانه صداوسيما براي برهم زدن چهره اصلاحطلبان چيست؟ آيا طرح تفاوت سليقه ميان نامزدهاي اصلاحطلب در زمره وظايف صداوسيماست؟ آيا همين كار را درباره اختلاف اصولگرايان با آقاي احمدينژاد انجام ميدهد؟
4- رسانه ملي در انتخابات دوره دهم رياستجمهوري به رسانه فردي تبديل شده است. با وجود تاكيد مقام رهبري بر ضرورت بيطرفي نهادهاي حكومتي در انتخابات متاسفانه اين رسانه به تريبون رئيس دولت تبديل شده و به نام پخش اخبار دولت عملا به ارگان آن تبديل شده است چنانكه پس از پايان همان برنامهاي كه مرا تخريب كرديد رپرتاژ آگهي دولت درباره فروش سهام عدالت به كارگران را پخش كرديد. به شما هشدار ميدهم اگر اين بار هم مانند چهار سال پيش از الهامات غيبي بهره بگيريد و بخواهيد با بهرهگيري از تفاوت ديدگاه ميان اصلاحطلبان از اين آب گلآلود ماهي بگيريد سكوت نخواهم كرد و از هر راه ممكن به صورت مستقيم با مردم سخن خواهم گفت. صداوسيما در قانون اساسي نهادي حكومتي اما ملي تعريف شده است. شما نبايد به ارگان دولت و بدتر از آن بولتن رئيس دولت تبديل شويد صداوسيما نبايد به كيهان مصور تبديل شود چنانكه امروز بخش خبري 20:30 چنين است. اگر به فرض در طول سه سال فعاليت دولت اين كار را انجام ميدهيد در يك سال آخر (كه عرصه تبليغ بر نامزدهاي رقيب تنگ است) نبايد اين كار را انجام دهيد و از آن دهشتناكتر ديگر نامزدها را تخريب كنيد يا به جان يكديگر بيندازيد. در هيچيك از دولتهاي گذشته رئيس دولت اينگونه از مواهب صداوسيما بهرهمند نبود بلكه آنان خود در اين كار امساك داشتند. شايد برخي حاميان دولت معتقد باشند كه دوره رياستجمهوري در ايران بايد هشت ساله باشد و به همين جهت قصد دارند القا كنند كه دولت كنوني بايد چهار سال ديگر هم حكمراني كند. اين ميتواند يك باور فردي يا جناحي باشد اما واقعيت قانوني اين نيست و اكنون آقاي محمود احمدينژاد نامزد دوره دهم مقام رياستجمهوري است نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد. در ادامه نامه دبير كل حزب اعتماد ملي آمده است: آقاي ضرغامي به شما نصيحت ميكنم از تخريب دست برداريد و اگر نقشي در اين تخريب نداريد بر نظارت خود بر زيرمجموعههاي خويش بيفزاييد كه چون ماجراي مجموعه برنامه هويت عليه روشنفكران نشود كه فاجعهاي فرهنگي بود و رئيس وقت سازمان صداوسيما اعلام كرد كه از آن بيخبر است. انتظار من اين است كه طبق اصول اخلاقي و قواعد حقوقي اين نامه را در همان بخش خبري 20:30 پخش كنند تا بتوانيد ذرهاي تقاص تخريبي كه دوستانتان كردهاند را جبران كنيد.
2- من در هر سفر سخنرانيهاي متعددي انجام ميدهم. قصد اصلي من از سفرها ارائه برنامههايي براي اداره كشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صداوسيما به بخش گزينشي، هدفمند، تخريبي و تحريفي سخنان من ميپردازد؟ اگر قرار است كه رسانه ملي واقعا ملي باشد، چرا فقط عليه يك جناح فعاليت ميكند؟ ويراستار اخبار شما عضو كدام حزب يا جناح سياسي است؟ اگر حريت و جرات دارد چرا همه بخشهاي سخنراني مرا پخش نميكند؟
3- در سفر اخير من به استان اصفهان در شهر نجفآباد در جمع پرشور دانشجويان اين شهر دو گروه از چفيهپوشها و سبزپوشها به طرفداري از دو نامزد محترم به جنجال و هياهو در سخنراني من پرداختهاند. ستاد جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي البته اعلام كردهاند افرادي كه خود را به ايشان منسوب ميكردند نسبتي با اين ستاد نداشتهاند و حتي اعلام كردند اين توطئه جناح مخالف اصلاحات است اما در هر صورت من پس از تحمل زياد و پس از تعريف بسيار از سوابق و خلقيات آقاي مهندس موسوي به طرح چند پرسش پرداختم و از اينكه به نام حمايت از يك نامزد، نامزدي ديگر را تخريب كنند انتقاد كردم. من و مجري جلسه همه راهها را رفتيم تا جلسه آرامش يابد اما طبق قاعده «آخرين درمان، داغ است» چارهاي جز طرح سوال و عتاب و خطاب نديدم كه اگر نتوانم جلسهاي را اداره كنم چگونه مدعي اداره كشور خواهم بود. اما سوال اينجاست كه علت برجستگي اين بخش از سخنان من در بخش خبري 20:30 چيست؟ آيا صداوسيما جسارت آن را دارد كه بخشهاي ديگر سخنراني من درباره آقاي احمدينژاد را هم پخش كند؟ علت رفتار غرضورزانه صداوسيما براي برهم زدن چهره اصلاحطلبان چيست؟ آيا طرح تفاوت سليقه ميان نامزدهاي اصلاحطلب در زمره وظايف صداوسيماست؟ آيا همين كار را درباره اختلاف اصولگرايان با آقاي احمدينژاد انجام ميدهد؟
4- رسانه ملي در انتخابات دوره دهم رياستجمهوري به رسانه فردي تبديل شده است. با وجود تاكيد مقام رهبري بر ضرورت بيطرفي نهادهاي حكومتي در انتخابات متاسفانه اين رسانه به تريبون رئيس دولت تبديل شده و به نام پخش اخبار دولت عملا به ارگان آن تبديل شده است چنانكه پس از پايان همان برنامهاي كه مرا تخريب كرديد رپرتاژ آگهي دولت درباره فروش سهام عدالت به كارگران را پخش كرديد. به شما هشدار ميدهم اگر اين بار هم مانند چهار سال پيش از الهامات غيبي بهره بگيريد و بخواهيد با بهرهگيري از تفاوت ديدگاه ميان اصلاحطلبان از اين آب گلآلود ماهي بگيريد سكوت نخواهم كرد و از هر راه ممكن به صورت مستقيم با مردم سخن خواهم گفت. صداوسيما در قانون اساسي نهادي حكومتي اما ملي تعريف شده است. شما نبايد به ارگان دولت و بدتر از آن بولتن رئيس دولت تبديل شويد صداوسيما نبايد به كيهان مصور تبديل شود چنانكه امروز بخش خبري 20:30 چنين است. اگر به فرض در طول سه سال فعاليت دولت اين كار را انجام ميدهيد در يك سال آخر (كه عرصه تبليغ بر نامزدهاي رقيب تنگ است) نبايد اين كار را انجام دهيد و از آن دهشتناكتر ديگر نامزدها را تخريب كنيد يا به جان يكديگر بيندازيد. در هيچيك از دولتهاي گذشته رئيس دولت اينگونه از مواهب صداوسيما بهرهمند نبود بلكه آنان خود در اين كار امساك داشتند. شايد برخي حاميان دولت معتقد باشند كه دوره رياستجمهوري در ايران بايد هشت ساله باشد و به همين جهت قصد دارند القا كنند كه دولت كنوني بايد چهار سال ديگر هم حكمراني كند. اين ميتواند يك باور فردي يا جناحي باشد اما واقعيت قانوني اين نيست و اكنون آقاي محمود احمدينژاد نامزد دوره دهم مقام رياستجمهوري است نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد. در ادامه نامه دبير كل حزب اعتماد ملي آمده است: آقاي ضرغامي به شما نصيحت ميكنم از تخريب دست برداريد و اگر نقشي در اين تخريب نداريد بر نظارت خود بر زيرمجموعههاي خويش بيفزاييد كه چون ماجراي مجموعه برنامه هويت عليه روشنفكران نشود كه فاجعهاي فرهنگي بود و رئيس وقت سازمان صداوسيما اعلام كرد كه از آن بيخبر است. انتظار من اين است كه طبق اصول اخلاقي و قواعد حقوقي اين نامه را در همان بخش خبري 20:30 پخش كنند تا بتوانيد ذرهاي تقاص تخريبي كه دوستانتان كردهاند را جبران كنيد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر