سایت کلمه وابسته به ستاد میرحسین موسوی از صداو سیما انتقادکرد. کلمه نوشت :افزایش انعکاس حمایت از تصمیمهای دولت در مسایل مختلف و پوشش وسیع اخبار سخنرانیهای احمدینژاد در جمع مردم که با شعارهای انتخاباتی وعده پرداخت پول نقد هم همراه بوده و همچنین نقد منفی دیگر نامزدها در بخشهای پربیننده این رسانه همچون 30/20، صداوسیما را به تریبون تبلیغاتی یک نامزد تبدیل کرده که با استقلال صداوسیما همخوانی ندارد.سایت کلمه افزود:مونتاژ صدای کفزدنهای ممتد بر روی سخنرانی رئیسجمهوری در اجلاس سوئیس که صدا با تصویر همخوانی نداشت نیز نوعی شیطنت این رسانه در مقابله با انتقادهای صورت گرفته است
اطلاعیه کانال یک خطاب به وبلاگ نویسان و حامیان جنبش
به جای استفاده از سرویس بلاگفا از سرویس بلاگ اسپات استفاده کنید.
( برای استفاده از سرویس بلاگ اسپات به سایت www.blogger.com وارد شوید.)
( برای استفاده از سرویس بلاگ اسپات به سایت www.blogger.com وارد شوید.)
بازدید کننده گرامی:چنانچه در داخل ایران هستید، از بخش دانلود در همین سایت نرم افزار گذر از ف ی ل ت ر را دانلود کنید تا در صورت ف ی ل ت ر شدن، همچنان امکان بازدید از این وبلاگ را داشته باشید.ضمناً نظر دهید و به قسمت بایگانی هم سر بزنید.قابل توجه هواداران جنبش ملی «ما هستیم»: با توجه به گسترش فعالیتهای این جنبش در سازمان دادن تجمعات و اعتصابات داخل کشور و نیز اطلاع رسانی به موقع در این زمینه، شبکه تلویزیونی کانال یک به عنوان نماینده و سخنگوی این جنبش، نیاز به کمکهای مالی و جذب اعضای جدید دارد، لذا هرچه سریعتر از طریق Pay pal ، پست، کارت اعتباری و یا... به یاری این جنبش بشتابید. روشهای مختلف تماس با کانال یک در سمت چپ همین وبلاگ آمده است.http://www.ch1.cc
FOLLOW US IN NEW ADDRESS - به آدرس جدید کوچ کردیم.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۷, دوشنبه
آغاز اعتصاب معلمان
روزآنلاين، جواد ملکزاده : با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که وزارت آموزش و پرورش و وزارت اطلاعات تمام سعی خود را به کار برده اند که از اعتراض معلمان جلوگیری کنند اما معلمان که سه سال است وعده های نادرست می شوند و دو وزیر و دو مجلس و شخص رییس جمهور کوشیده اند که از آن ها استفاده ابرازی و تبلیغاتی کنند سران جام تصمیم گرفتند با اعتصابی سه روزه که با فراخوان کانون صنفي معلمان از ديروز آغاز شده وضعیت نگران کننده خود را به نمایش بگذارند.قرار است اعتصاب اعلام شده امروز هم ادامه يابد و فردا با خودداري معلمان از حضور در کلاسها به اوج برسد. معلمان تهديد کردهاند اگر دولت احمدينژاد تا دهم ارديبهشت ماه زير بار اجراي قانون مديريت خدمات کشوري نرود، براي هفته معلم اعتراضات گستردهتري را سامان خواهند داد.ديروز گروهي از معلمان حقالتدريسي در اعتراض به تحقق نيافتن وعده استخدام دولتي، در مقالب مجلس تجمع کردند. خبرگزاري ايلنا گزارش داده که اين معلمان لرستاني و کرمانشاهي گفتهاند با سابقه 8 تا 10 سال، ماهانه 100 هزار تومان حقوق ميگيرند و از بيمه و ديگر مزاياي شغلي نيز بهرهمند نيستند.اما اين گروه، تنها معلماني نبودند که ديروز را در اعتصاب به سر بردند. گزارشهاي رسيده حاکي از آن است که هزاران معلم از استانهاي مختلف نيز ديروز به فعالان صنفي مرکز، اعلام کردهاند که آنها هم به اعتصاب سه روزهاي که از روز يکشنبه آغاز شده، پيوستهاند و با وجود حضور در کلاسهاي درس، از درس دادن خودداري کرده و صرفا تصميم خود براي اعتراض در روزهاي آينده به اطلاع دانشآموزان رساندهاند.اعتراضات معلمان به طور مستقيم متوجه احمدينژاد و دولت اوست که از اجراي يک قانون مصوب مجلس سر باز ميزنند و حقوق ماهانه معلمان را به اندازهاي که قانون تعيين کرده، افزايش ندادهاند.معلمان معتقدند دولت احمدينژاد نه تنها با خودداري از اجراي اين قانون، معلمان را از حقوق مسلم خود محروم کرده، بلکه با اقداماتي همچون پرداخت حقالزحمه معلمان فعال در اجراي انتخابات سال 85 پس از سه سال، دست به تحقير معلمان زده است. اين موضوع را هفته پيش سايتهاي خبري فاش کردند، اما مقامات دولتي هيچ واکنشي به آن نشان ندادند.در مقابل، رسانههاي حامي احمدينژاد همچون خبرگزاري فارس و رجانيوز، فعالان صنفي معلمان را به تلاش براي ايجاد اغتشاش؛ خط گرفتن از يک وزير دولت سابق و برخي معاونان وي و تحريک سطوح مياني معلمان و بدنه آموزش و پرورش به ساختارشکني متهم کردهاند.
وعدههاي موهوم و قانون اجرا نشدهپنج ماه از آخرين فرصت اجراي قانون مديريت خدمات کشوري گذشته و دولت احمدينژاد با وجود وعدههاي تکراري، هنوز هيچ قدمي در مسير اجراي اين قانون برنداشته است. اين تعلل دولت، خشم معلمان را برانگيخته و باعث شده که معلمان دست به يک اعتصاب سراسري بزنند.با فراخوان يک تشکل صنفي، از ديروز (يکشنبه) هزاران معلم در سراسر کشور اعتصاب خود را با خودداري از تدريس در کلاسها آغاز کردند. اين اعتصاب طبق بيانيه "کانون صنفي معلمان" قرار است امروز با حضور در مدارس و حضور نيافتن در کلاسها ادامه يابد و فردا (سه شنبه) با خودداري معلمان از حضور در مدارس به اوج برسد.اين تشکل صنفي، روز سه شنبه هشتم ارديبهشت ماه را "روز اعتراض ملي معلمان" ناميده و تهديد کرده در صورت اجرايي نشدن قانون مذکور تا پايان روز 10 ارديبهشت، حق برگزاري اعتراضات گستردهتر را خصوصا در هفته معلم براي معلمان محفوظ ميداند.
روز معلم، روزهاي اعتصاب معلماندوازدهم ارديبهشت ماه همه ساله از سوي نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي به عنوان روز معلم گرامي داشته ميشود، اما امسال در آستانه اين روز، قرار است معلمان سراسر کشور در اعتراض به عملکرد دولت احمدينژاد اعتصاب کنند.اعتراض معلمان در مقطع فعلي، بيش از هر چيز متوجه اجرايي نشدن قانون مديريت خدمات کشوري است که بر اساس آن، به گفته سخنگوي کانون صنفي معلمان، حقوق معلمان بايد دستکم 30 تا 35 درصد افزايش يابد. معلمان معتقدند دولت نهم با اين قانون مخالف است و به همين خاطر قصد دارد با دادن وعدههاي بيتحقق و معطل کردن معلمان، از اجراي آن طفره برود.معاون اول احمدينژاد در دي ماه 1385 با ارسال نامهاي به رئيس مجلس، خواستار بازپسگيري اين لايحه شد. اين درخواست دولت، به اعتراض گسترده معلمان و تجمعات چندين هزار نفري آنها در برابر مجلس منجر شد و در نهايت نمايندگان با استرداد لايحه موافقت نکردند و چند ماه بعد هم اين لايحه را از تصويب نهايي گذراندند تا تغييرات جديد گستردهاي در نظام پرداخت حقوق کارکنان دولت ايجاد شود.اين قانون در آذر ماه 1386 به احمدينژاد ابلاغ شد، اما دولتمردان او در لايحه بودجه سال 87 هم اعتبارات مربوط به اجراي اين قانون را حذف کردند تا نشان دهند که با وجود تصويب مجلس و تبديل اين موضوع به قانون، بر مخالفت خود پابرجا هستند.دولت نهم يک سال فرصت داشته تا آييننامههاي مربوط به اجراي قانون مديريت خدمات کشوري را تهيه، تصويب و اجرا کند؛ اما هنوز هيچ گام مهمي در اين راستا برنداشته است. از ميانه آذر ماه سال گذشته تا امروز، که نزديک به پنج ماه از مهلت قانوني هم گذشته است، دولت همچنان امروز و فردا کرده و اعتراضات صنفي معلمان را نيز با بازداشت و برخوردهاي امنيتي پاسخ گفته است.
اعتراض به وعده بيحاصل رئيسجمهورفعالان صنفي معلمان پس از آنکه تلاشهايشان براي وادار کردن دولت به اجراي قانون، با واکنش خشن نهادهاي امنيتي مواجه شد، تا پايان بهمن ماه به دولت فرصت دادند که به وظيفه خود در زمينه اجراي قانون عمل کند.در هفته پاياني بهمن ماه که مشخص شد از سوي دولت هيچ نرمشي نشان داده نشده، کانون صنفي معلمان که نقش تشکل پيشتاز معلمان را برعهده گرفته، تهديد کرد که در صورت عدم اجراي قانون تا روز 30 بهمن، اعتراضات جديدي را در اسفند ماه ترتيب خواهد داد.اما يک شب قبل از پايان اين مهلت، محمود احمدينژاد در مصاحبه زنده تلويزيوني روز 29 بهمن وعده داد که از ابتداي فروردين ماه، قانون مديريت خدمات کشوري به طور کامل اجرا ميشود و با اجراي اين قانون، تحول قابل ملاحظهاي در حقوق کارمندان دولت ايجاد خواهد شد.بدين ترتيب فعالان صنفي معلمان تصميم گرفتند اعتراضات خود را به تعويق بيندازند. اما يک ماه بعد که احکام فروردين ماه براي معلمان صادر شد، مشخص شد که اين حسن نيت هم پاسخ مناسبي دريافت نکرده است. اين در حالي بود که رسانههاي حامي دولت در اسفندماه با هياهوي بسيار از صدور بخشنامهاي درباره اجراي قانون مديريت خدمات کشوري خبر دادند، اما در اولين ماه از سال 88 هم اين قانون اجرا نشده است؛ همانند بخشنامه استخدام معلمان حقالتدريسي که يک ماه قبل از آن صادر شد و هنوز اجرا نشده، و رئيس کميسيون آموزش و پرورش مجلس نيز خبر داده که هيچوقت قرار نيست اجرا شود.از اين رو کانون صنفي معلمان در اولين روز ارديبهشت ماه جاري با صدور بيانيهاي از معلمان سراسر کشور خواست در روزهاي ششم تا هشتم اين ماه در سه مرحله اعتصاب خود را آغاز کنند و به ترتيب از تدريس، حضور در کلاسها و حضور در مدرسه خودداري کنند.در بيانيه اين کانون صنفي تصريح شده است که: "بديهي است چنانچه حداکثر تا پايان روز دهم ارديبهشت ۱۳۸۸ احکام جديد، مطابق قانون مديريت خدمات کشوري بطور کامل و از 1/1/۱۳۸۶ صادر نشود، حق برگزاري اعتراضات گستردهتر را خصوصا در هفته معلم براي همکاران فرهنگي محفوظ ميدانيم."
وعدههاي موهوم و قانون اجرا نشدهپنج ماه از آخرين فرصت اجراي قانون مديريت خدمات کشوري گذشته و دولت احمدينژاد با وجود وعدههاي تکراري، هنوز هيچ قدمي در مسير اجراي اين قانون برنداشته است. اين تعلل دولت، خشم معلمان را برانگيخته و باعث شده که معلمان دست به يک اعتصاب سراسري بزنند.با فراخوان يک تشکل صنفي، از ديروز (يکشنبه) هزاران معلم در سراسر کشور اعتصاب خود را با خودداري از تدريس در کلاسها آغاز کردند. اين اعتصاب طبق بيانيه "کانون صنفي معلمان" قرار است امروز با حضور در مدارس و حضور نيافتن در کلاسها ادامه يابد و فردا (سه شنبه) با خودداري معلمان از حضور در مدارس به اوج برسد.اين تشکل صنفي، روز سه شنبه هشتم ارديبهشت ماه را "روز اعتراض ملي معلمان" ناميده و تهديد کرده در صورت اجرايي نشدن قانون مذکور تا پايان روز 10 ارديبهشت، حق برگزاري اعتراضات گستردهتر را خصوصا در هفته معلم براي معلمان محفوظ ميداند.
روز معلم، روزهاي اعتصاب معلماندوازدهم ارديبهشت ماه همه ساله از سوي نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي به عنوان روز معلم گرامي داشته ميشود، اما امسال در آستانه اين روز، قرار است معلمان سراسر کشور در اعتراض به عملکرد دولت احمدينژاد اعتصاب کنند.اعتراض معلمان در مقطع فعلي، بيش از هر چيز متوجه اجرايي نشدن قانون مديريت خدمات کشوري است که بر اساس آن، به گفته سخنگوي کانون صنفي معلمان، حقوق معلمان بايد دستکم 30 تا 35 درصد افزايش يابد. معلمان معتقدند دولت نهم با اين قانون مخالف است و به همين خاطر قصد دارد با دادن وعدههاي بيتحقق و معطل کردن معلمان، از اجراي آن طفره برود.معاون اول احمدينژاد در دي ماه 1385 با ارسال نامهاي به رئيس مجلس، خواستار بازپسگيري اين لايحه شد. اين درخواست دولت، به اعتراض گسترده معلمان و تجمعات چندين هزار نفري آنها در برابر مجلس منجر شد و در نهايت نمايندگان با استرداد لايحه موافقت نکردند و چند ماه بعد هم اين لايحه را از تصويب نهايي گذراندند تا تغييرات جديد گستردهاي در نظام پرداخت حقوق کارکنان دولت ايجاد شود.اين قانون در آذر ماه 1386 به احمدينژاد ابلاغ شد، اما دولتمردان او در لايحه بودجه سال 87 هم اعتبارات مربوط به اجراي اين قانون را حذف کردند تا نشان دهند که با وجود تصويب مجلس و تبديل اين موضوع به قانون، بر مخالفت خود پابرجا هستند.دولت نهم يک سال فرصت داشته تا آييننامههاي مربوط به اجراي قانون مديريت خدمات کشوري را تهيه، تصويب و اجرا کند؛ اما هنوز هيچ گام مهمي در اين راستا برنداشته است. از ميانه آذر ماه سال گذشته تا امروز، که نزديک به پنج ماه از مهلت قانوني هم گذشته است، دولت همچنان امروز و فردا کرده و اعتراضات صنفي معلمان را نيز با بازداشت و برخوردهاي امنيتي پاسخ گفته است.
اعتراض به وعده بيحاصل رئيسجمهورفعالان صنفي معلمان پس از آنکه تلاشهايشان براي وادار کردن دولت به اجراي قانون، با واکنش خشن نهادهاي امنيتي مواجه شد، تا پايان بهمن ماه به دولت فرصت دادند که به وظيفه خود در زمينه اجراي قانون عمل کند.در هفته پاياني بهمن ماه که مشخص شد از سوي دولت هيچ نرمشي نشان داده نشده، کانون صنفي معلمان که نقش تشکل پيشتاز معلمان را برعهده گرفته، تهديد کرد که در صورت عدم اجراي قانون تا روز 30 بهمن، اعتراضات جديدي را در اسفند ماه ترتيب خواهد داد.اما يک شب قبل از پايان اين مهلت، محمود احمدينژاد در مصاحبه زنده تلويزيوني روز 29 بهمن وعده داد که از ابتداي فروردين ماه، قانون مديريت خدمات کشوري به طور کامل اجرا ميشود و با اجراي اين قانون، تحول قابل ملاحظهاي در حقوق کارمندان دولت ايجاد خواهد شد.بدين ترتيب فعالان صنفي معلمان تصميم گرفتند اعتراضات خود را به تعويق بيندازند. اما يک ماه بعد که احکام فروردين ماه براي معلمان صادر شد، مشخص شد که اين حسن نيت هم پاسخ مناسبي دريافت نکرده است. اين در حالي بود که رسانههاي حامي دولت در اسفندماه با هياهوي بسيار از صدور بخشنامهاي درباره اجراي قانون مديريت خدمات کشوري خبر دادند، اما در اولين ماه از سال 88 هم اين قانون اجرا نشده است؛ همانند بخشنامه استخدام معلمان حقالتدريسي که يک ماه قبل از آن صادر شد و هنوز اجرا نشده، و رئيس کميسيون آموزش و پرورش مجلس نيز خبر داده که هيچوقت قرار نيست اجرا شود.از اين رو کانون صنفي معلمان در اولين روز ارديبهشت ماه جاري با صدور بيانيهاي از معلمان سراسر کشور خواست در روزهاي ششم تا هشتم اين ماه در سه مرحله اعتصاب خود را آغاز کنند و به ترتيب از تدريس، حضور در کلاسها و حضور در مدرسه خودداري کنند.در بيانيه اين کانون صنفي تصريح شده است که: "بديهي است چنانچه حداکثر تا پايان روز دهم ارديبهشت ۱۳۸۸ احکام جديد، مطابق قانون مديريت خدمات کشوري بطور کامل و از 1/1/۱۳۸۶ صادر نشود، حق برگزاري اعتراضات گستردهتر را خصوصا در هفته معلم براي همکاران فرهنگي محفوظ ميدانيم."
دستگيری جمعی از معلمان در تجمع در مقابل مجلس
کانون صنفی معلمان: امروز، یک شنبه ( 6/2/88) ، حوالي ظهر سجاد خاكساري در ميدان بهارستان جلوي مجلس ، دستگير شد . سجاد به هنگام تهيه ي عكس و گزارش از تجمّع امروز معلمان حق التدريسي به همراه عده اي از معلمان، توسط پليس امنيت دستگير شده و قرار است فردا تحويل دادگاه انقلاب شود. سجاد بارها توسط عوامل پليس امنيّت به دلايل واهي ،دستگير ، زنداني و محاكمه شده است .
تجمع معلمان حقالتدریس مقابل مجلس
جمعی از معلمان حقالتدریسی صبح امروز در اعتراض به بی توجهی آموزش و پرورش به استخدامشان مقابل مجلس تجمع كردند.
معلمان حقالتدریسی از شهرهای لرستان و كرمانشاه صبح امروز مقابل مجلس تجمع كردند. تجمع كنندگان با اشاره به این كه از سابقه كار میانگین 8 تا 10 سال و مدارك تحصیلی فوق دیپلم و لیسانس برخوردارند از عدم استخدام خود در آموزش و پرورش انتقاد كردند. آنها خواستار دیدار با اعضای كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بودند و نسبت به عدم پرداخت حق بیمه و هر گونه مزایای شغلی انتقاد داشتند.یكی از تجمعكنندگان گفت: این گروه با حقوق ماهانه 100 هزار تومان تدریس میكنند و در ایام تعطیل و تابستانها هم هیچ حقوقی دریافت نمیكنند. تجمعكنندگان پلاكارتهایی با مضمون « ما حقالتدریسیها را دریابید » و « ما معلمان حقالتدریس خواهان رفع مشكل استخدام و افزایش حقوقمان هستیم » در دست داشتند
تجمع معلمان حقالتدریس مقابل مجلس
جمعی از معلمان حقالتدریسی صبح امروز در اعتراض به بی توجهی آموزش و پرورش به استخدامشان مقابل مجلس تجمع كردند.
معلمان حقالتدریسی از شهرهای لرستان و كرمانشاه صبح امروز مقابل مجلس تجمع كردند. تجمع كنندگان با اشاره به این كه از سابقه كار میانگین 8 تا 10 سال و مدارك تحصیلی فوق دیپلم و لیسانس برخوردارند از عدم استخدام خود در آموزش و پرورش انتقاد كردند. آنها خواستار دیدار با اعضای كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بودند و نسبت به عدم پرداخت حق بیمه و هر گونه مزایای شغلی انتقاد داشتند.یكی از تجمعكنندگان گفت: این گروه با حقوق ماهانه 100 هزار تومان تدریس میكنند و در ایام تعطیل و تابستانها هم هیچ حقوقی دریافت نمیكنند. تجمعكنندگان پلاكارتهایی با مضمون « ما حقالتدریسیها را دریابید » و « ما معلمان حقالتدریس خواهان رفع مشكل استخدام و افزایش حقوقمان هستیم » در دست داشتند
اعتصاب غذای زندانیان اهل حق در زندان یزد
به گزارش دریافتی، سه تن از زندانیان اهل حق که به زندان یزد تبعید شده اند در وضعیت نامناسبی قرار دارند. آنها در اعتراض به نقض حقوق اولیه خود از طرف مسئولین زندان از روز سه شنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ دست به اعتصاب غذا زده اند.
به گفته نزدیکان این افراد مسئولین زندان یزد از عبادت عبادالله قاسم زاده در شب هنگام ممانعت نموده اند و هنگامی که با اصرار وی به منظور انجام عبادت شبانه مواجه شدند او را کتک زده و به سلول انفرادی منتقل کرده اند. به دنبال انتقال قاسم زاده به سلول انفرادی ماموران متوجه عبادت وی در داخل سلول انفرادی شده و با ورود به داخل سلول و پاشیدن اسپری فلفل به صورت وی او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند.
بدنبال این واقعه سهند علی محمدی٬ بخشعلی محمدی در اعتراض به ممانعت از عبادت و نقض حقوق اولیه شان توسط مسئولین زندان دست به اعتصاب غذا زده اند و از وضعیت عبادالله قاسم زاده که در بند انفرادی زندان یزد به سر می برد خبری در دست نیست.
به گفته نزدیکان این افراد مسئولین زندان یزد از عبادت عبادالله قاسم زاده در شب هنگام ممانعت نموده اند و هنگامی که با اصرار وی به منظور انجام عبادت شبانه مواجه شدند او را کتک زده و به سلول انفرادی منتقل کرده اند. به دنبال انتقال قاسم زاده به سلول انفرادی ماموران متوجه عبادت وی در داخل سلول انفرادی شده و با ورود به داخل سلول و پاشیدن اسپری فلفل به صورت وی او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند.
بدنبال این واقعه سهند علی محمدی٬ بخشعلی محمدی در اعتراض به ممانعت از عبادت و نقض حقوق اولیه شان توسط مسئولین زندان دست به اعتصاب غذا زده اند و از وضعیت عبادالله قاسم زاده که در بند انفرادی زندان یزد به سر می برد خبری در دست نیست.
از حرکت حقوقی و صنفی کانون معلمان ایران حمایت میکنیم
فعالان حقوق بشر در ایران، اطلاعیه مطبوعاتی
آموزش وپرورش به عنوان یکی از اصول اساسی توسعه در جوامع امروزی شناخته شده و از آن به عنوان ابزار اصلی برای بهبود وضعیت حقوق بشر وترویج آزادی های انسانی ومدنی یاد می شود، اما متأسفانه در کشور ما به جای نگاه تولیدی به نهاد آموزش وپرورش از آن به عنوان نهادی مصرفی یاد میشود و هنوز در سیاستگذاریهای کلان به صورت اساسی به تربیت نیروی انسانی توجه نشده است و مسئولین حاضر نیستند بپذیرند که آموزش وپرورش رکن اساسی توسعهی پایدار وسرمایهی انسانی متخصص، بالاترین سرمایه برای توسعه وپیشرفت کشور است.
کانون معلمان ایران به عنوان تشکلی صنفی وغیر سیاسی در حدود ده سال است برای بهبود وضعیت آموزش وپرورش کشور وبهبود وضعیت معیشتی معلمان عزیز تلاش میکند و اعضای این تشکل تاکنون هزینههای زیادی ازجمله زندان، تبعید وانفصال را پرداختهاند به این امید که در وضعیت ناگوار آموزش وپروش کشور تغییرات مثبتی حاصل شود که متأسفانه در این یک دهه یا ندای عدالت طلبی معلمان وتنها تشکل اصلی آنان را مسئولان نشنیدهاند و یا این عدالت خواهی با سهل انگاریهای مکرر آنان روبهرو شده است که همین امر باعث وارد آمدن خسارات زیادی به جامعه دانش پژوه شده است. پایه گذاری ناهنجاری و بروز معضلات بیشمار اخلاقی و اجتماعی در کشور تا حدود زیادی به بیتوجهیهای مسئولین کشور نسبت به اهمیت آموزش و پرورش ونقش معلمان در آن باز میگردد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن تقدیر از همهی تلاشهای عدالت جویانهی کانون معلمان ایران در جریان سالهای اخیر وهزینههای فراوانی که فعالان صنفی-فرهنگی در راه بهبود وضعیت آموزشی کشور پرداختهاند یک بار دیگر حمایت کامل خود را از برنامهی اعتصاب روزهای6 ،7و 8 اردیبهشت ماه این کانون ومعلمان ابراز میدارد و از همهی دانش آموزان عزیز وخانوادههای گرامی آنها نیز میخواهد که این قشر فرهنگی را در این حرکت قانونی یاری دهند تا در تصحیح نقصهای ساختاری سیستم آموزش وپرورش و بالطبع آن ساختن آیندهیی بهتر برای کشور سهیم شوند و در همان حال این مجموعه به مسئولان اجرایی کشور نیز گوشزد میکند که بیش از این با بی توجهی و نقض مکرر قانون و برخوردهای پلیسی وامنیتی با معلمان از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی نکنند چرا که آنچه که در مطالبات و اعتراضات معلمان ایران مطرح میشود تنها اجرای قانون است که سیستم آموزشی و جامعه نیز از آن ذینفع خواهد بود، است.
آموزش وپرورش به عنوان یکی از اصول اساسی توسعه در جوامع امروزی شناخته شده و از آن به عنوان ابزار اصلی برای بهبود وضعیت حقوق بشر وترویج آزادی های انسانی ومدنی یاد می شود، اما متأسفانه در کشور ما به جای نگاه تولیدی به نهاد آموزش وپرورش از آن به عنوان نهادی مصرفی یاد میشود و هنوز در سیاستگذاریهای کلان به صورت اساسی به تربیت نیروی انسانی توجه نشده است و مسئولین حاضر نیستند بپذیرند که آموزش وپرورش رکن اساسی توسعهی پایدار وسرمایهی انسانی متخصص، بالاترین سرمایه برای توسعه وپیشرفت کشور است.
کانون معلمان ایران به عنوان تشکلی صنفی وغیر سیاسی در حدود ده سال است برای بهبود وضعیت آموزش وپرورش کشور وبهبود وضعیت معیشتی معلمان عزیز تلاش میکند و اعضای این تشکل تاکنون هزینههای زیادی ازجمله زندان، تبعید وانفصال را پرداختهاند به این امید که در وضعیت ناگوار آموزش وپروش کشور تغییرات مثبتی حاصل شود که متأسفانه در این یک دهه یا ندای عدالت طلبی معلمان وتنها تشکل اصلی آنان را مسئولان نشنیدهاند و یا این عدالت خواهی با سهل انگاریهای مکرر آنان روبهرو شده است که همین امر باعث وارد آمدن خسارات زیادی به جامعه دانش پژوه شده است. پایه گذاری ناهنجاری و بروز معضلات بیشمار اخلاقی و اجتماعی در کشور تا حدود زیادی به بیتوجهیهای مسئولین کشور نسبت به اهمیت آموزش و پرورش ونقش معلمان در آن باز میگردد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن تقدیر از همهی تلاشهای عدالت جویانهی کانون معلمان ایران در جریان سالهای اخیر وهزینههای فراوانی که فعالان صنفی-فرهنگی در راه بهبود وضعیت آموزشی کشور پرداختهاند یک بار دیگر حمایت کامل خود را از برنامهی اعتصاب روزهای6 ،7و 8 اردیبهشت ماه این کانون ومعلمان ابراز میدارد و از همهی دانش آموزان عزیز وخانوادههای گرامی آنها نیز میخواهد که این قشر فرهنگی را در این حرکت قانونی یاری دهند تا در تصحیح نقصهای ساختاری سیستم آموزش وپرورش و بالطبع آن ساختن آیندهیی بهتر برای کشور سهیم شوند و در همان حال این مجموعه به مسئولان اجرایی کشور نیز گوشزد میکند که بیش از این با بی توجهی و نقض مکرر قانون و برخوردهای پلیسی وامنیتی با معلمان از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی نکنند چرا که آنچه که در مطالبات و اعتراضات معلمان ایران مطرح میشود تنها اجرای قانون است که سیستم آموزشی و جامعه نیز از آن ذینفع خواهد بود، است.
تجمع بازنشستگان هواپيمايی هما در مقابل ساختمان ايراناير
ایلنا: جمع حاضر معترضين به عدم اعمال نظام هماهنگ پرداخت و معوقههاي هما هستند كه تا كنون پاسخ روشني را از سوي مديرعامل نشنيدهاند.
بازنشستگان شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران (هما) در اعتراض به عدم پرداخت معوقهها و اجرا نشدن نظام هماهنگ پرداخت در مقابل ساختمان رياست ايراناير تجمع كردند. يكي از تجمعكنندگان در گفتوگو با خبرنگار ايلنا ضمن تائيد اين مطلب گفت: قرار بود تجمع اعتراضآميز بازنشستگان هواپيمايي هما ديروز برگزار شود كه اين موضوع به امروز معوق شد. وي ادامه داد: جمع حاضر به عدم اعمال نظام هماهنگ پرداخت و پرداخت نشدن معوقههاي هما معترض هستند كه تاكنون پاسخ روشني از سوي مديرعامل شنيده نشده است. وي درباره موضع حسامي، مديرعامل هما نيز اظهار داشت: مديرعامل هما با بيان اين كه "هنوز مجوز رسمي براي پرداخت معوقهها و اعمال نظام هماهنگ پرداخت به اين شركت كتباً ارسال نشده است" پاسخ دقيقي براي پرداخت اين معوقهها اعلام نكرد. گفتني است اين تجمع از ساعت 9 صبح امروز آغاز شده و تا كنون ادامه دارد به گونهاي كه معترضين با تجمع در مقابل ساختمان ايراناير اجازه ورود و خروج به كسي ندادهاند.
بازنشستگان شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران (هما) در اعتراض به عدم پرداخت معوقهها و اجرا نشدن نظام هماهنگ پرداخت در مقابل ساختمان رياست ايراناير تجمع كردند. يكي از تجمعكنندگان در گفتوگو با خبرنگار ايلنا ضمن تائيد اين مطلب گفت: قرار بود تجمع اعتراضآميز بازنشستگان هواپيمايي هما ديروز برگزار شود كه اين موضوع به امروز معوق شد. وي ادامه داد: جمع حاضر به عدم اعمال نظام هماهنگ پرداخت و پرداخت نشدن معوقههاي هما معترض هستند كه تاكنون پاسخ روشني از سوي مديرعامل شنيده نشده است. وي درباره موضع حسامي، مديرعامل هما نيز اظهار داشت: مديرعامل هما با بيان اين كه "هنوز مجوز رسمي براي پرداخت معوقهها و اعمال نظام هماهنگ پرداخت به اين شركت كتباً ارسال نشده است" پاسخ دقيقي براي پرداخت اين معوقهها اعلام نكرد. گفتني است اين تجمع از ساعت 9 صبح امروز آغاز شده و تا كنون ادامه دارد به گونهاي كه معترضين با تجمع در مقابل ساختمان ايراناير اجازه ورود و خروج به كسي ندادهاند.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه
تجمع معلمان حق التدریس مقابل مجلس
ایلنا: تجمع کنندگان حدود 30 نفر بودند که با سابقه کار میانگین 8 تا 10 سال و برخورداری از مدارک تحصیلی فوقدیپلم و لیسانس هنوز به استخدام آموزش و پرورش در نیامدهاند.
معی از معلمان حقالتدریسی صبح امروز در اعتراض به عدم استخدام از سوی وزارت آموزش و پرورش در مقابل مجلس تجمع کردند. این معلمان از شهرهای لرستان و کرمانشاه آمده بودند. به گزارش خبرنگار ایلنا تجمع کنندگان حدود30 نفر بودند که با سابقه کار میانگین 8 تا 10 سال و برخورداری از مدارک تحصیلی فوقدیپلم و لیسانس هنوز به استخدام آموزش و پرورش در نیامدهاند. آنها که خواستار دیدار با اعضای کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس بودند، نسبت به عدم پرداخت حق بیمه و دیگر مزایای شغلی معترض بودند. یکی از تجمع کنندگان به خبرنگار ایلنا گفت: با حقوق ماهانه 100 هزار تومان تدریس میکنیم و در ایام تعطیل وتابستانها هم هیچ حقوقی دریافت نمیکنیم. آنها پلاکاردهایی با این مضمون در دست داشتند "ما حق التدریس ها را دریابید"، "ما معلمان حقالتدریسی خواهان رفع مشکل استخدام و افزایش حقوقمان هستیم". اگرچه این نخستین تجمع معلمان حقالتدریسی در سال 88 است؛ اما آنها در سال گذشته از استانهای مختلف کشور برای تجمع در مقابل مجلس آمده بودند. نمایندگان مجلس نیز به منظور پیگیری مطالبات آنها طرحی یک فوریتی به منظور بررسی وضعیت استخدامی معلمان حقالتدریسی و آموزشیاران سواد آموزی ارایه دادند که درحال حاضر در کمیسیونهای آموزش و تحقیقات و اجتماعی مجلس در حال بررسی است.
معی از معلمان حقالتدریسی صبح امروز در اعتراض به عدم استخدام از سوی وزارت آموزش و پرورش در مقابل مجلس تجمع کردند. این معلمان از شهرهای لرستان و کرمانشاه آمده بودند. به گزارش خبرنگار ایلنا تجمع کنندگان حدود30 نفر بودند که با سابقه کار میانگین 8 تا 10 سال و برخورداری از مدارک تحصیلی فوقدیپلم و لیسانس هنوز به استخدام آموزش و پرورش در نیامدهاند. آنها که خواستار دیدار با اعضای کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس بودند، نسبت به عدم پرداخت حق بیمه و دیگر مزایای شغلی معترض بودند. یکی از تجمع کنندگان به خبرنگار ایلنا گفت: با حقوق ماهانه 100 هزار تومان تدریس میکنیم و در ایام تعطیل وتابستانها هم هیچ حقوقی دریافت نمیکنیم. آنها پلاکاردهایی با این مضمون در دست داشتند "ما حق التدریس ها را دریابید"، "ما معلمان حقالتدریسی خواهان رفع مشکل استخدام و افزایش حقوقمان هستیم". اگرچه این نخستین تجمع معلمان حقالتدریسی در سال 88 است؛ اما آنها در سال گذشته از استانهای مختلف کشور برای تجمع در مقابل مجلس آمده بودند. نمایندگان مجلس نیز به منظور پیگیری مطالبات آنها طرحی یک فوریتی به منظور بررسی وضعیت استخدامی معلمان حقالتدریسی و آموزشیاران سواد آموزی ارایه دادند که درحال حاضر در کمیسیونهای آموزش و تحقیقات و اجتماعی مجلس در حال بررسی است.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۵, شنبه
نامه خانواده های دانشجويان دربند اميرکبير به احمدی نژاد: آيا فرزندان ما شهروند نيستند؟
خبرنامه اميرکبير: خانواده های دانشجويان دربند اميرکبير با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به احمدی نژاد خواستار رعايت حقوق شهروندی فرزندان خود شدند.
متن اين نامه به شرح زير است:
متن اين نامه به شرح زير است:
بسمه تعالی
آقای احمدی نژادرياست محترم جمهوری اسلامی ايران
اين نامه را ما خانواده ها درحالی می نويسيم که به پايان چهارمين سال رياست شما بر قوه مجريه نزديک می شويم. متاسفانه واقعيت تلخ آن است که حاصل چهار سال صدارت شما بر قوه مجريه چيزی جز دستگيری فرزندان ما در دانشگاه به جرم انتقاد نبود. علت نگارش اين نامه تداوم بازداشت فرزندانمان در زندان است.
اکنون بيش از هشتاد روز از تداوم بازداشت اسماعيل سلمانپور، حسين ترکاشوند، مجيد توکلی و کوروش دانشيار به جرم شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان می گذرد. پس از مدتی نيز پنج تن ديگر از عزيزانمان به نام های عباس حکيم زاده، مهدی مشايخی، احمد قصابان، نريمان مصطفوی و ياسر ترکمن نيز بازداشت شدند که بهانه دستگيری آنها اعتراض به تدفين شهدا در دانشگاه بود هر چند هيچکدام از آنها در آن روز در دانشگاه نبودند. چند روز پيش نيز مسعود دهقان، فرزند شهيد و دانشجوی اميرکبير نيز در خصوص اعتراض به تدفين شهدا در دانشگاه بازداشت شد.
آقای احمدی نژاد اين نامه را در حالی می نويسيم که در روزهای گذشته شما به طور شخصی خواهان بررسی پرونده رکسانا صابری شده ايد و از سوی ديگر بارها از نقض حقوق فلسطنيان و ساير افراد دردمند جهان گلايه کرده ايد. بی شک ما نيز از تلاش برای آزادی صابری و هر گونه احقاق حق مظلومان جهان خوشحال می شويم اما چرا اين اقدامات شما تنها متوجه شهروندان ساير کشورهای جهان است چرا از تضييع حقوق فرزندان اين مملکت توسط اوامر تحت امرتان جلوگيری نمی کنيد؟ چرا بايد دانشجويان اميرکبير به جرم انتقاد در زندان باشند؟ مگر فرزندان جوان و بی گناه ما شهروند نيستند؟ چرا بايد جوانان ارزشمند اين کشور روزهای جوانی را در سلول های انفرادی زندان اوين بگذرانند؟ چرا ما مادران حتی اجازه يک بار ديدار آن ها را طی اين دو ماه نداشتيم؟ چرا بايد هر گاه فرزندانمان تماس می گيرند تنمان بلرزد از صدای ناراحت، غمگين و خسته آنها؟
آقای احمدی نژاد چراهای فراوانی در ذهن ما خانواده های دانشجويان در بند نقش بسته است که اميدواريم به چند مورد بالا پاسخ دهيد. ما می خواهيم بگوييم دانشجويان بی گناه که هر روز بازداشت می شوند نيز شهروند اين کشور هستند و حقوقی دارند. دانشجويانی که هر روز به جرم انتقاد در دانشگاه بازداشت می شوند فرزندان همين آب و خاک هستند. مادر و پدرهای نگران و چشم به راه نيز شهروندان اين کشور هستند و حق دارند بدانند فرزنداشان پس از دو ماه بازداشت در سلول انفرادی چه وضعيتی دارند. بارها برای ديدار عزيزانمان تلاش کرديم و جلوی زندان اوين و دادگاه انقلاب رفتيم اما چيزی جزء جواب سر بالا نشنيديم. اجازه ملاقات داده نمی شود. حتی چند تن از اين دانشجويان تا به حال هيچ تماسی با خانواده خود نگرفته اند. آخر کدام مادر و پدر است که بتواند اين وضع را تاب بياورد؟
با احترام
خانواده های دانشجويان زندانیترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکيم زاده، دانشيار، دهقان، قصابان، مشايخی، مصطفوی
آقای احمدی نژادرياست محترم جمهوری اسلامی ايران
اين نامه را ما خانواده ها درحالی می نويسيم که به پايان چهارمين سال رياست شما بر قوه مجريه نزديک می شويم. متاسفانه واقعيت تلخ آن است که حاصل چهار سال صدارت شما بر قوه مجريه چيزی جز دستگيری فرزندان ما در دانشگاه به جرم انتقاد نبود. علت نگارش اين نامه تداوم بازداشت فرزندانمان در زندان است.
اکنون بيش از هشتاد روز از تداوم بازداشت اسماعيل سلمانپور، حسين ترکاشوند، مجيد توکلی و کوروش دانشيار به جرم شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان می گذرد. پس از مدتی نيز پنج تن ديگر از عزيزانمان به نام های عباس حکيم زاده، مهدی مشايخی، احمد قصابان، نريمان مصطفوی و ياسر ترکمن نيز بازداشت شدند که بهانه دستگيری آنها اعتراض به تدفين شهدا در دانشگاه بود هر چند هيچکدام از آنها در آن روز در دانشگاه نبودند. چند روز پيش نيز مسعود دهقان، فرزند شهيد و دانشجوی اميرکبير نيز در خصوص اعتراض به تدفين شهدا در دانشگاه بازداشت شد.
آقای احمدی نژاد اين نامه را در حالی می نويسيم که در روزهای گذشته شما به طور شخصی خواهان بررسی پرونده رکسانا صابری شده ايد و از سوی ديگر بارها از نقض حقوق فلسطنيان و ساير افراد دردمند جهان گلايه کرده ايد. بی شک ما نيز از تلاش برای آزادی صابری و هر گونه احقاق حق مظلومان جهان خوشحال می شويم اما چرا اين اقدامات شما تنها متوجه شهروندان ساير کشورهای جهان است چرا از تضييع حقوق فرزندان اين مملکت توسط اوامر تحت امرتان جلوگيری نمی کنيد؟ چرا بايد دانشجويان اميرکبير به جرم انتقاد در زندان باشند؟ مگر فرزندان جوان و بی گناه ما شهروند نيستند؟ چرا بايد جوانان ارزشمند اين کشور روزهای جوانی را در سلول های انفرادی زندان اوين بگذرانند؟ چرا ما مادران حتی اجازه يک بار ديدار آن ها را طی اين دو ماه نداشتيم؟ چرا بايد هر گاه فرزندانمان تماس می گيرند تنمان بلرزد از صدای ناراحت، غمگين و خسته آنها؟
آقای احمدی نژاد چراهای فراوانی در ذهن ما خانواده های دانشجويان در بند نقش بسته است که اميدواريم به چند مورد بالا پاسخ دهيد. ما می خواهيم بگوييم دانشجويان بی گناه که هر روز بازداشت می شوند نيز شهروند اين کشور هستند و حقوقی دارند. دانشجويانی که هر روز به جرم انتقاد در دانشگاه بازداشت می شوند فرزندان همين آب و خاک هستند. مادر و پدرهای نگران و چشم به راه نيز شهروندان اين کشور هستند و حق دارند بدانند فرزنداشان پس از دو ماه بازداشت در سلول انفرادی چه وضعيتی دارند. بارها برای ديدار عزيزانمان تلاش کرديم و جلوی زندان اوين و دادگاه انقلاب رفتيم اما چيزی جزء جواب سر بالا نشنيديم. اجازه ملاقات داده نمی شود. حتی چند تن از اين دانشجويان تا به حال هيچ تماسی با خانواده خود نگرفته اند. آخر کدام مادر و پدر است که بتواند اين وضع را تاب بياورد؟
با احترام
خانواده های دانشجويان زندانیترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکيم زاده، دانشيار، دهقان، قصابان، مشايخی، مصطفوی
خوش حجاب باش هدیه ببر!!!
21 میلیون تومان هزینه خوش حجابی در آذربایجان
شهرزادنیوز: در آذربایجان غربی به دخترانی که از نظر ستاد امر به معروف و نهی از منکر خوش حجاب باشند، کارت خوش حجابی داده میشود. به گفتهی مدیر کل امور خانواده و بانوان استانداری آذربایجان غربی، دخترانی که این کارت را دریافت کردند، با ارسال آن به امور بانوان استانداری هدیه دریافت خواهند کرد. وی بودجهی این کار را ۲۱۱ میلیون و ۸۶۶ هزار ریال اعلام کرد.غلامرضا حسنی، امام جمعه ارومیه، در یکی از خطبههای خود در مورد زنان گفت: من نمیدانم که چطور هنوز بعد از گذشته ۲۸ سال از انقلاب اسلامی، زنان بدحجاب زندهاند. این زنان که از رعایت حجاب اسلامی سرباز میزنند، باید خودشان، همسرانشان و پدرشان بمیرند.
ایران سراسر پرچم شیر و خورشید شده است.

گروه نادر مشهد از گروههای وابسته به جنبش ما هستیم در روز 4 اردیبهشت، پنجاه و هفتمین و بزرگترین پرچم شیر و خورشید را به مساحت 25 متر مربع بر روی پل امامت مشهد به اهتزاز درآورد. این در حالی است که چند وقت پیش رژیم جمهوری اسلامی 5 تن را در زیر همین پل اعدام کرده بود و اهتزاز این پرچم، هشداری به این رژیم است که ادامه این رفتارش با مردم به زودی با پاسخهای محکمتری از سوی ملت ایران مواجه خواهد شد.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه
اعلام حمایت مهندس طبرزدی از جنبش «ما هستیم»
مهندس طبرزدی از رهبران اپوزیسیون داخل کشور طی یک مصاحبهی جسورانهای که کانال یک با وی داشت، ضمن اعلام حمایت از جنبش ملی « ما هستیم » اعلام داشت هر جنبشی که از طرف مردم مورد استقبال مردم قرار گیرد و این جنبش خواستار دموکراسی باشد باید مورد حمایت قرار گیرد. شایان ذکر است مهندس طبرزدی هم اکنون در داخل ایران است و چندی پیش طی مزاحمتهای وزارت اطلاعات برای خانوادهاش طی یک نامه سرگشاده به آیت الله خامنهای، رسماً اعلام کرد که وی تأمین جانی ندارد و آیت الله خامنهای را مسئول هر سوئ قصدی دانست که جان وی و یا خانواده اش را تهدید کند. وبلاگ پیام دانشجو متعلق به مهندس طبرزدی است.
جنبش ماهستیم جنبشی پیشرو
این روزها حتما در گفتگوی روزانه این جمله را شنیده اید که : ماهستیم ، یا اگر اهل سیاست باشید حتما در بحث های مختلف با این جمله روبه رو میشوید که : ماهستیم ، هیچ کدام از این ها هم که نباشد لااقل برای یک بار هم که شده این جمله را بر روی دیوارهای شهر خود دیده اید که : ماهستم
سی سال از انقلاب 57 و پیروزی اسلامیون در ان و به قدرت رسیدن روحانیون میگذرد . شاید این مسئله که ارمان های کل انقلابیون که همانا ازادی ، عدالت خواهی و برقراری حکومت مردمی بود به تحقق نیانجامید بر هیچ کس پوشیده نباشد .
اما اگر ارمان های جمهوری اسلامی را نیز مورد بررسی قرار دهیم به پاسخی جز این نمیرسیم . حکومتی که قرار بود ارزش های انسانی را به جامعه برگرداند ، فاصله طبقاتی را از بین ببرد ، سرنوشت ملت را به دست خود ملت بسپارد ، مردم را از درگیری مادی خارج کند . امروز شاهد ان هستیم که نیمی از مردم ایران یا در زیر خط فقر ویا در استانه ان قرار دارند . فروش دختران ایرانی در کشور های دیگر به امری عادی تبدیل شده است ، سرمایه در دست عده محدودی از جامعه قرار گرفته ، ارزش های انسانی نادیده گرفته میشوند ، نزدیک به یک سوم جمعیت به نوعی در گیر با مواد مخدر شده اند ، زندان ها مملو از زندانیانی است که درگیر مفاسد اجتماعی و اخلاقی بوده اند ، گذرنامه ایرانی در پایین ترین جایگاه جهانی قرار گرفته ، ازادی سیاسی در نازل ترین سطح خود به سر میبرد، کشور از لحاظ روابط بین الملل تقریبا در انزوای کامل است .
بحث بر سر جنبش نوپا به نام جنبش ملی ماهستیم بسیار زیاد است . جنبشی که از سوی یکی از کانال های خارج از کشور یعنی کانال یک هدایت میشود .
کانال یک اساسا از روزهای ابتدای راه اندازی یک شبکه سیاسی بوده است . و بیش از هر کانال دیگری با این عنوان بازگو کننده صداو تصویر ملت ایران بوده است .
اما از خرداد سال پیش که برای اولین بار مردم قرار بود که دریک اعتراض ملی به خاطر تغییر نام خلیج فارس در بعضی از سایت ها و دهن کجی شیخ نشین های امارات به خلیج فارس به خیابان ها بیایند ، به یک باره نگاه ها را به سوی خود کشاند .
کانالی که همواره در طول سالها بیشترین فعالیت را داشته و کمتر خود را وارد درگیری های حاشیه ای کانال های سیاسی و احزاب کرده بود . این بار خود مطرح کننده طرحی برای یک اعتراض مسالمت امیز یود .
انتخاب یک شعار واحد با عنوان ماهستیم نقطه اغاز این طرح بود . شعاری که شاید رمز گم شده ملت ایران در همه سالهای انحطاط لااقل از 30 سال پیش تا کنون بوده است .
بد نیست تا در این هنگام که در استانه 10 ماهگی جنبش ملی ماهستیم قرار داریم نگاهی به مفاهیم ، اهداف و دستاورد های این جنبش بیاندازیم .
جنبش :
((گیدنز جنبش را کوشش دسته جمعی برای رسیدن به هدف های خاص می نامد)).
جنبش اساسا یک انقلاب نیست بلکه حرکتی است که در حداکثر خود منجر به دگرگونی کامل در ساختار منظم اجتماعی می شود .
جنبش ها را میتوان بر حسب جنسیت ، قومییت مذهب طبقه و موضوعات همانند دسته بندی کرد . و یا بر حسب اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و یا ترکیب انها تقسیم کرد . و گروه بندی بعدی برحسب اهداف و خواست هاست که اساسا ترکیبی از چندین موضوع است .
اما تجربه نشان داده است که جنبش ها توانایی تبدیل شدن به یک دیگر را دارند .
شاید بتوان ایران را از این لحاظ که یکی از کشور هایی که همواره خواست گاه پیدایش جنبش های گوناگون بوده است کم نظیر دانست .
جنبش هایی که در دوره قاجار به سرعت رشد کردند ، همچون جنبش بابیه ، جنبش تنباکو ، و در نهایت جنبش انقلابی مشروطه را میتوان به عنوان نمونه های از جنبش های معاصر نام برد .
البته گاها این جنبش ها سبب زایش جنبش های دیگری در دل خود نیز شده اند همچون جنبش فعلی زنان که ریشه در انقلاب مشروطه دارد .
در هر حال تاریخ جنبش های ایران نشان داده است که در بیشتر موارد جنبش ها به موفقیت های بزرگی دست یافته اند . جنبش ماهستیم نیز با تکیه بر ملی گرایی خواست هایی مشخص را پیگیری میکند و شاید بتوان در ابتدا این جنبش را در ردیف جنبش های اجتماعی – فرهنگی قرار داد ، که توانایی تبدیل به جنبشی سیاسی را نیز داراست .
شعار ماهستیم :
انتخاب یک شعار برای یک حرکت سیاسی همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است . با نگاهی به تاریخ ایران به ویژه از دوران مشروطیت تا کنون که برای نخستین بار مردم برای به دست اوردن حقوق انسانی خویش و تقسیم حاکمیت دست به مبارزه زدند ملت ایران به دنبال این بوده اند که به نوعی حضور خود را در مقابل قدرت مطلقه حکومت اعلام کنند .
ماهستیم که تجلی گاه حضور مردم در مقابل حکومت است نشان دهنده خواست های ملتی است که تصمیم دارد سرنوشت خود را رقم بزند .
واین بار نه هیچ حکومت و نه هیچ دین و مسلکی و نه هیچ بیگانه ای حق دخالت در سرنوشت ملت ایران را ندارد و این ماهستیم که به نام ملت ایران با هر جنسیت و قومیت و دینی ایستاده ایم تا به خواست نهایی خود که همانا حاکمیت ملت ایران است ، برسیم .
رهبری جنبش :
کانال یک به عنوان یک شبکه سیاسی معتبر که همواره جایگاهی برای همه احزاب سیاسی از جبهه ملی تا کمونیسم و از جمهوری خواهان تا پادشاهی خواهان مسئولیت هماهنگی میان رهبری جنبش و مردم را برعهده گرفته است .
وجود یک شورای رهبری در ایران وچندین شخصیت سیاسی برجسته در خارج از کشور مرکز اصلی رهبری این جنبش است . صداقت رهبران جنبش در بازگویی مطالب و همچنین استفاده مستقیم نظرات مردم در تصمیم گیری های جنبش از کوچکترین تا مهمترین حرکت های جنبش نشان از دخالت رای مستقیم مردم در این جنبش را دارد . تا جایی که در پاره از مواقع رای مردم سبب راه اندازی و یا جلوگیری از انجام یک حرکت شده است . و این مسئله گویای تقسیم وظایف از اساسی ترین کارها تا جزیی ترین میان رهبران و اعضای جنبش است .
با همه مشکلات موجود در سازمانده ای که شاید عمده ترین عامل جلوگیری کننده ان کمبود امکانات مالی بوده است ، رهبری جنبش ماهستیم تاکنون نشان داده است که دارای دیدگاهی اگاه به مسائل اجنماعی ، فرهنگی ، سیاسی و تاریخی مردم ایران است .
حرکت های جنبش :
تا کنون بیشترین اعلامیه های جنبش پیرامون تجمع در مکان های مختلف برای اعتراض و یا قدردانی از مسائلی به خصوص بوده است . اولین طرح در تهران و در مقابل سفارت امارات بود که با گسترش جنبش اکنون اکثر اعلامیه ها برای سراسر ایران اعلام میشود .
اما یکی از نقاط قوت جنبش انتخاب طرح برای اعتراضات است . اعتراض به تغییر نام خلیج فارس ، اعتراض به فروش دختران ایرانی در دبی ، قدردانی از جانباختگان راه وطن ، اعتراض به گرانی ، اعتراض به مافیای اقتصادی از جمله طرح های انی جنبش برای تجمع مردمی بوده است که نشان دهنده یک تیزهوشی در این حرکت هاست .
اوردن مردم به خیابان در مقابل حکومتی که دستگیری و زندان را از لزومات ضمانت ماندگاری خویش میداند ، بسیار مشکل است و احتیاج به یک بررسی موشکافانه ودقیق دارد.
پیروزی های جنبش در این امر که دست کم در سه روز 1 اذر ، 26 دی ماه و چهارشنبه سوری به اثبات رسید نشان دهنده وجود یک گروه کارکرده در این زمینه است .
رفتن مردم به صف های نانوایی و شعار نان میخواهیم از دیگر حرکت های مهم این جنبش بوده است که در شهرهایی همچون کرمانشاه با بستن نانوایی های کل شهر در روز همراه بوده است . حرکتی که شاید در روز های اول حتی برای متعصب ترین طرفداران این جنبش هم کوچک و تلنگری برای تردید در حقیقت این جنبش بود .. اما با مرور زمان این حرکت نمادین در میان مردم به خوبی فضای خود را پیدا کرد و به یکی از مهمترین و اساسی ترین حرکت های جنبش تبدیل شد . به گونه ای که بارها اخبار ان با همه بی مهری های رسانه ها از طرف رادیو ها و خبرگزاری های مختلف اعلام شد.
برافراشتن پرچم سه رنگ شیر و خورشید در نقاط مختلف کشور که در این روزها توسط گروه های جنبش صورت میگیرد نشان دهنده عبور مردم از یک ترس و رسیدن به نقطه ای از شجاعت که لازمه حرکت های بزرگ مردمی است ؛ میباشد .
اهداف جنبش :
مهمترین خواست این جنبش بازگشت به منش ایرانی است . هویتی که از 1400 سال پیش با حمله اعراب تاکنون سعی بر گرفتن ان از ایرانیان شده . و تلاش بر این بوده است که فرهنگی بیگانه را به جای فرهنگ ایرانی غالب کند .
و بدون شک برای رسیدن به این ارمان بزرگ موانعی همچون نظام جمهوری اسلامی ، که در طی سی سال در دست داشتن قدرت همواره تلاش کرده است تا ایرانیان را از هویت ایرانی ایشان دور کند وجود دارد . تلاش برای از بین بردن رسوم ایرانی همچون نوروز و چهارشنبه سوری از نمونه های بارز ان است . بدون شک همه احزاب سیاسی بر این مسئله اشتراک دارند که اساسا همه مشکل با برکناری جمهوری اسلامی به پایان نمیرسد . و رسیدن به دمکراسی نیازمند حرکت های بزرگ مردمی همراه با اموزش است .
پس وجود جمهوری اسلامی با پیشینه تاریخی و اصول پایبند به ان در این سالها نشان داده است که به هیچ وجه سازگاری با هدف جنبش ندارد .
دستاورد های جنبش :
دستاورد های یک جنبش ملی در یک مدت کوتاه 10 ماه احتیاج به بررسی امکانات ان دارد. جنبشی که تنها با اتکا به نیروی مردم – نه هیچ دولتی – است . رسانه این جنبش یعنی کانال یک بعد از مدتی از اغاز کار به دلیل اعمال خرابکارنه جمهوری اسلامی از هاتبرد برداشته شد و ارتباط مردم با جنبشی که به تازگی نور امیدی در دل های انها تابنده بود قطع شد . که البته بعد از چند ماه به صورت چند ساعت برنامه اختصاصی بر روی دو کانال دیگر اجرای برنامه شد و خوشبختانه در این روزها مجددا شبکه مستقل کانال یک راه اندازی شده است .
اما یکی دیگر از نقاط قوت این جنبش حمایت مالی ان توسط ایرانیان خارج از کشور میباشد . مردمی که با همه شرایط سخت اقتصادی ماهیانه مبالغی را به کانال می دهند و به این ترتیب تلوزیون کانال یک تنها شبکه ای است که مخارج خود را مستقیما از مردم دریافت میکند.
پس در مورد دستاورد های جنبش اصلی ترین نکته ای که باید در نظر گرفت امکانات ان جنبش است که با شرایط فعلی بسیار چشم گیر است .
در روزگار ما نبرد با یک دولت بر سر قدرت بدون داشتن امکانات مالی تقریبا غیر ممکن است . به ویژه جمهوری اسلامی که با در اختیار داشتن پول نفت و صرف ان بی هیچ ملاحظه ای برای اهداف خویش سعی در سرکوب مردم دارد . کشتار های دسته جمعی در سالهای پیش از این و دستگیری ها روزانه ، بسته شدن روزنامه ها ، جلوگیری از گردش ازاد اطلاعات تنها نمونه هایی از روش های مقابله جمهوری اسلامی با مخالفان خویش است.
برگزاری چندین تجمع بزرگ ، شعارنویسی ( که به حق در تاریخ مبارزات مردم ایران بی سابقه بوده است ) ، عملیات گروه سیمرغ که همانا نوشتن جمله ماهستیم در روز 22 بهمن بر کانال های جمهوری اسلامی بود ، نصب پرچم های شیر و خورشید در شهرهای ایران تنها بخشی از دستاورد های این جنبش است .
به واقع مهمترین دستاورد های جنبش بازگشت روحیه مبارزاتی و امیدوار بودن به اینده ، و گذر از ترس در برابر استبداد است . که همواره در طول تاریخ پایگذار حرکت های بزرگ مردمی بوده است .
نتیجه گیری :
جنبش ملی ماهستیم نور امیدی تازه در تاریخ مبارزات مردم ایران برای رسیدن به ازادی است . استقبال مردم از این جنبش نشان از تفاوت ان با دیگر حرکت ها میباشد . پیوستن مردم از هر قشری از جامعه که از اصول اولیه موفقیت های یک جنبش است نشان از حرکت در راه درست این جنبش دارد .
دادن اگاهی های سیاسی به مردم و مطرح شدن یک سری اصول و سپس اتحاد مردم بر روی ان اصول مشترک ، گوهی یک حرکت اگاهانه است .
امروز دیگر نشانه های جنبش ماهستیم را در هر کجا میتوان احساس کرد و خوشبختانه این جنبش برخلاف حرکت های مبارزاتی پیش از ان هر روز پویا تر و پر جنب و جوش تر از قبل می شود . مردم با هر تفکر سیاسی حضور خود را در مبارزه احساس میکنند و تلاش میکنند تا بهترین خود را ارائه دهند .
جنبش ملی ماهستیم دیگر از خط توقف و نابودی گذشته است و روز به روز به هدف خویش نزدیک تر می شود .
امروز دیگر نوبت ما مردم است که ایا این راه را انتخاب کنیم و ادامه دهیم و یا همچون سال های پیش بی تفاوت از کنار حرکت های مبارزاتی بگذریم ...
جنبش ماهستیم شخص نیست ... اصولی است که به واسطه این اصول مشترک عده ای به دور هم دیگر جمع شده اند . و این نقطه مثبتی است که سبب می شود تا این جنبش به راه خود ادامه دهد و خواسته یا ناخواسته افرادی که از این اصول بگذرند کنار گذاشته میشوند.
بنابراین این جنبش با همه کاستی ها ، نشان داده است که به دلیل اصیل بودن جنبش دارای یک پویایی ذاتی است و هر روز در حال کاستن کمبود ها و حرکت به سوی هدف اصلی خویش است .
پس پیش به سوی ازادی ایران از چنگال جهل و استبداد و برقراری حاکمیت ملت ایران.
ماهستیم
سربازبختیاری
نانوايی ها سنگرهای نامحدود و تسخير ناپذير مبارزه
پريش پاهكين
رفته رفته، هر چه مي گذرد پنج شنبه در تاريخ نگاري معاصر ايران به يك روز سرنوشت ساز بدل مي گردد. امروز سومين روز از ماه ارديبهشت صفوف نانوايي در همه جاي ايران زمين سنگرهايي هستند براي نبرد هر روزه با واپس گرايي، خشونت افسار گسيخته و ايران ستيزي اشغالگران.
رژيمي كه همه حركتها را با ابزار خون و خشونت سركوب مي كند در رويارويي با جنبش همه گير مردم ايران (جنبش ملي ما هستيم ) به تمامي خلع سلاح شده است. جنبشي كه با نفوذ گسترده به متن جامعه ايران در سياهي رخوت و ركود اجتماعي نقبي به روشنايي زده و مردمي كه از تغيير مي هراسيدند و آن را ناممكن و دور از دسترس مي دانستند را به صحنه كشانده است .
ناباوران، منتقدين و سنگ اندازان جنبش اجتماعي مسالمت آميز مردم ايران در خواب هم نمي ديدند كه روزي مردم شيوه اي مدرن و غير خشونت آميز را براي بلند كردن فرياد هويت طلبي و آزادي خواهي خودخواهند يافت، امروز بايد چشم بگشايند و مردمي را ببينند كه 30 سال هر شيوه اي را در رويارويي با رژيم هويت ستيز و ضد ايراني آزمودند و سپس با دوباره در دست گرفتن درفش شير و خورشيد نشان تصميم به برخاستن گرفتتد.
رژيم بايد بداند و مي داند كه آنچه را مايه هراس و سر درگمي خود مي دانست روي داده و آن چه كه خط قرمز ناميده ميشد امروز سنگري است كه توسط مردم ايران تسخير شده است. رژيم بايد بداند كه جنبش ملي ما هستيم تا تسخير تمامي سنگرها استوار و خستگي ناپذير پيشروي را ادامه خواهد داد.
3 ارديبهشت 88
رفته رفته، هر چه مي گذرد پنج شنبه در تاريخ نگاري معاصر ايران به يك روز سرنوشت ساز بدل مي گردد. امروز سومين روز از ماه ارديبهشت صفوف نانوايي در همه جاي ايران زمين سنگرهايي هستند براي نبرد هر روزه با واپس گرايي، خشونت افسار گسيخته و ايران ستيزي اشغالگران.
رژيمي كه همه حركتها را با ابزار خون و خشونت سركوب مي كند در رويارويي با جنبش همه گير مردم ايران (جنبش ملي ما هستيم ) به تمامي خلع سلاح شده است. جنبشي كه با نفوذ گسترده به متن جامعه ايران در سياهي رخوت و ركود اجتماعي نقبي به روشنايي زده و مردمي كه از تغيير مي هراسيدند و آن را ناممكن و دور از دسترس مي دانستند را به صحنه كشانده است .
ناباوران، منتقدين و سنگ اندازان جنبش اجتماعي مسالمت آميز مردم ايران در خواب هم نمي ديدند كه روزي مردم شيوه اي مدرن و غير خشونت آميز را براي بلند كردن فرياد هويت طلبي و آزادي خواهي خودخواهند يافت، امروز بايد چشم بگشايند و مردمي را ببينند كه 30 سال هر شيوه اي را در رويارويي با رژيم هويت ستيز و ضد ايراني آزمودند و سپس با دوباره در دست گرفتن درفش شير و خورشيد نشان تصميم به برخاستن گرفتتد.
رژيم بايد بداند و مي داند كه آنچه را مايه هراس و سر درگمي خود مي دانست روي داده و آن چه كه خط قرمز ناميده ميشد امروز سنگري است كه توسط مردم ايران تسخير شده است. رژيم بايد بداند كه جنبش ملي ما هستيم تا تسخير تمامي سنگرها استوار و خستگي ناپذير پيشروي را ادامه خواهد داد.
3 ارديبهشت 88
۱۳۸۸ اردیبهشت ۳, پنجشنبه
پنجاهمین پرچم شیر و خورشید نشان ایران در تبریز به اهتزاز درآمد.
دیروز چهارشنبه دوم اردیبهشت 88 پنجاهمین پرچم شیر و خورشید در تبریز به اهتزاز در آمد. این اولین پرچم ملی ایران است که از زمان آغاز به اهتزاز این پرچم در 30 اسفند 87 توسط گروه فروهرِ تهران، در تبریز به اهتزاز در میآید. قبل از آن نیز گروه پارتیان گرگان از گروههای وابسته به جنبش ما هستیم موفق به نصب پرچم ملی ایران در ساعت 30/6 بامداد در بلوار ناهار خوران این شهر شده بود.
زندگی نامه محمد مختاری
یکم اردیبهشت محمد مختاری در مشهد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد گذراند. سپس وارد دانشگاه فردوسی شد و در سال ۱۳۴۸ به عنوان دانشجوی ممتاز در رشتۀ ادبیات فارسی فارغ التحصیل شد.
۱۳۵۶- ۱۳۴۶ ا نتشار اشعار در مجلات نگین و فردوسی و همکاری ب مطبوعات دیگر دیگر.
انتشار ترجمۀ کتاب "واقع گرایی و داستان بلند" از جان آپدایک.
۱۳۵۰-۱۳۴۸ گذراندن دوران سربازی.
۱۳۵۰ فعالیت خود را در بنیاد شاهنامۀ فردوسی آغاز کرد و پس از از ... مدتی به عضویت هیئت علمی این بنیاد درآمد.
۱۳۵۱ با مریم حسین زاده، نقاش، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو پسر به .. . به نامهای سیاووش و سهراب است.
۱۳۵۵ انتشار مجموعۀ شعر در وهم سندباد . انتشار مجموعۀ شعر قصیدههای هاویه. . انتشار مجموعۀ شعد برشانۀ فلات.
۱۳۵۸ انتشار مجموعۀ شعر شعر پنجاه و هفت.
تدریس در دانشگاه هنرهای دراماتیک تا سال ۱۳۵۹ (انقلاب فرهنگی)
همکاری فعال در نشر جنگ ادبی بیداران
۱۳۵۹ دبیر کانون نویسندگان ایران تا سال ۱۳۶۰
همکاری با کتاب جمعۀ احمد شاملو
۱۳۶۰ گردآوری مجموعۀ شعر بهار و واقعه، که در گرفتاری سال ۱۳۶۱ از میان رفت.
۱۳۶۱ در آذرماه دستگیر و زندانی شد.
حکم انفصال دایم ار خدمات دواتی برای او صادر شد.
۱۳۶۳ – ۱۳۶۱ سرایش مجموعۀ شعر زندان، که به علت نداشتن کاغذ و قلم اشعار را حفظ میکند و پس از آزادی از زندان آنها را در دفتری آمادۀ چاپ میکند. تا کنون فقط چند شعر از آن دفتر، پس از مرگ مختاری، در مجلۀ کارنامه به چاپ رسیدهاست.
زمانی که در زندان بود، مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، کتاب داستان سیاووش از شاهنامه را که توسط او تصحیح انتقادی شده بود، با حذف نام محمد مختاری و تنها با ذکر نامش در مقدمۀ کتاب به چاپ رساند.
۱۳۶۳ آزادی از زندان
۱۳۶۴ – ۱۳۶۶ سرایش منظومۀ ایرانی
۱۳۶۸ – ۱۳۶۵ سرایش و گردآوری اشعار مجموعۀ خیابان بزرگ، که از سه بخش تشکیل شده است:
اول شعرهای سالهای ۵۸ تا ۶۱ که بسیاری از آنها در نشریههای گوناگون همان ایام به چاپ رسیده است. دوم شعرهای ۶۴ – ۶۱ که بخشی سرودهی زندان است و بخشی شعرهای جنگ. سوم شعرهای ۶۸ – ۶۵.
۱۳۶۵ عضویت در شورای نویسندگان مجلۀ دنیای سخن به مدت سه سال
و همکاری با مطبوعات دیگر.
۱۳۶۸ سرایش شعر بلند آرایش درونی.
انتشار منظومۀ ایرانی.
انتشار کتاب حماسه در رمز و راز ملی.
۱۳۶۹ انتشار کتاب اسطورۀ زال (تبلور تضاد و وحدت در حماسۀ ملی).
۱۳۷۱ عضویت در شورای نویسندگان مجلۀ تکاپو
۱۳۷۴ – ۱۳۷۱ سرایش شعرهای مجموعۀ وزن دنیا.
۱۳۷۱ تألیف کتاب هفتاد سال عاشقانه (آنتولوژی شعر عاشقانۀ معاصر ایران ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰).
انتشار کتاب زادۀ اضطراب جهان (ترجمۀ ۱۵۰ شعر از ۱۲ شاعر اروپایی).
۱۳۷۲ انتشار کتاب انسان در شعر معاصر (نقد و تحلیل ادبی).
۱۳۷۳ انتشار کتاب تسوتایوا (ترجمۀ زندگینامه).
۱۳۷۴ سفر به آمریکا، کانادا و اروپا به مدت نه ماه برای انجام سخنرانیها و گفتگوهای گوناگون در زمینۀ ادبیات و فرهنگ.
انتشار کتاب برگ گفت و شنید در کانادا (مجموعۀ سخنرانیها دربارۀ شعر و ادب و فرهنگ)
۱۳۷۵ انتشار کتاب آخماتوا (ترجمۀ زندگینامه)
۱۳۷۶ انتشار نیما و شعر امروز در کتاب ری را(مصاحبۀ عباس غزوانچاهی با محمد مختاری)
انتشار کتاب مایاکفسکی (ترجمۀ زندگینامه)
انتشار کتاب ماندلستام (ترجمۀ زندگینامه)
شروع کار روی طرح مجموعۀ کتابهای شاعران معاصر ایران، که تنها مجلدهای آتشی، کسرایی و رؤیایی به انجام رسید.
آماده سازی کتاب چشم مرکب (نواندیشی از نگاه شعر معاصر) برای چاپ.
۱۳۷۷ عضویت در کمیتۀ تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران
۱۳۷۷ بعد از ظهر روز پنجشنبه دوازدهم آذر توسط مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دستگیر شد و به قتل رسید.
محمد مختاری در تدوین و انتشار متن ۱۳۴ نویسنده و ازسرگیری فعالیت کانون نویسندگان ایران نقش فعالی داشت. چندبار طی سالهای پایانی عمرش به طور انفرادی یا همراه نویسندگان دیگر ربوده شده بود و مأموران وزارت اطلاعات او را به خاطر نوشتههایش و فعالیتش در کانون نویسندگان تهدید کرده بودند. در ماه مهر ۱۳۷۷ به همراه پنج نویسندۀ دیگر که عضو کمیتۀ تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران بودند به دادسرای انقلاب احضار شده بود. در پانزدهم دی ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با صدور اعلامیهای دخالت عناصر آن وزارتخانه را در قتل محمد مختاری تأیید کرد.
۱۳۵۶- ۱۳۴۶ ا نتشار اشعار در مجلات نگین و فردوسی و همکاری ب مطبوعات دیگر دیگر.
انتشار ترجمۀ کتاب "واقع گرایی و داستان بلند" از جان آپدایک.
۱۳۵۰-۱۳۴۸ گذراندن دوران سربازی.
۱۳۵۰ فعالیت خود را در بنیاد شاهنامۀ فردوسی آغاز کرد و پس از از ... مدتی به عضویت هیئت علمی این بنیاد درآمد.
۱۳۵۱ با مریم حسین زاده، نقاش، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو پسر به .. . به نامهای سیاووش و سهراب است.
۱۳۵۵ انتشار مجموعۀ شعر در وهم سندباد . انتشار مجموعۀ شعر قصیدههای هاویه. . انتشار مجموعۀ شعد برشانۀ فلات.
۱۳۵۸ انتشار مجموعۀ شعر شعر پنجاه و هفت.
تدریس در دانشگاه هنرهای دراماتیک تا سال ۱۳۵۹ (انقلاب فرهنگی)
همکاری فعال در نشر جنگ ادبی بیداران
۱۳۵۹ دبیر کانون نویسندگان ایران تا سال ۱۳۶۰
همکاری با کتاب جمعۀ احمد شاملو
۱۳۶۰ گردآوری مجموعۀ شعر بهار و واقعه، که در گرفتاری سال ۱۳۶۱ از میان رفت.
۱۳۶۱ در آذرماه دستگیر و زندانی شد.
حکم انفصال دایم ار خدمات دواتی برای او صادر شد.
۱۳۶۳ – ۱۳۶۱ سرایش مجموعۀ شعر زندان، که به علت نداشتن کاغذ و قلم اشعار را حفظ میکند و پس از آزادی از زندان آنها را در دفتری آمادۀ چاپ میکند. تا کنون فقط چند شعر از آن دفتر، پس از مرگ مختاری، در مجلۀ کارنامه به چاپ رسیدهاست.
زمانی که در زندان بود، مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، کتاب داستان سیاووش از شاهنامه را که توسط او تصحیح انتقادی شده بود، با حذف نام محمد مختاری و تنها با ذکر نامش در مقدمۀ کتاب به چاپ رساند.
۱۳۶۳ آزادی از زندان
۱۳۶۴ – ۱۳۶۶ سرایش منظومۀ ایرانی
۱۳۶۸ – ۱۳۶۵ سرایش و گردآوری اشعار مجموعۀ خیابان بزرگ، که از سه بخش تشکیل شده است:
اول شعرهای سالهای ۵۸ تا ۶۱ که بسیاری از آنها در نشریههای گوناگون همان ایام به چاپ رسیده است. دوم شعرهای ۶۴ – ۶۱ که بخشی سرودهی زندان است و بخشی شعرهای جنگ. سوم شعرهای ۶۸ – ۶۵.
۱۳۶۵ عضویت در شورای نویسندگان مجلۀ دنیای سخن به مدت سه سال
و همکاری با مطبوعات دیگر.
۱۳۶۸ سرایش شعر بلند آرایش درونی.
انتشار منظومۀ ایرانی.
انتشار کتاب حماسه در رمز و راز ملی.
۱۳۶۹ انتشار کتاب اسطورۀ زال (تبلور تضاد و وحدت در حماسۀ ملی).
۱۳۷۱ عضویت در شورای نویسندگان مجلۀ تکاپو
۱۳۷۴ – ۱۳۷۱ سرایش شعرهای مجموعۀ وزن دنیا.
۱۳۷۱ تألیف کتاب هفتاد سال عاشقانه (آنتولوژی شعر عاشقانۀ معاصر ایران ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰).
انتشار کتاب زادۀ اضطراب جهان (ترجمۀ ۱۵۰ شعر از ۱۲ شاعر اروپایی).
۱۳۷۲ انتشار کتاب انسان در شعر معاصر (نقد و تحلیل ادبی).
۱۳۷۳ انتشار کتاب تسوتایوا (ترجمۀ زندگینامه).
۱۳۷۴ سفر به آمریکا، کانادا و اروپا به مدت نه ماه برای انجام سخنرانیها و گفتگوهای گوناگون در زمینۀ ادبیات و فرهنگ.
انتشار کتاب برگ گفت و شنید در کانادا (مجموعۀ سخنرانیها دربارۀ شعر و ادب و فرهنگ)
۱۳۷۵ انتشار کتاب آخماتوا (ترجمۀ زندگینامه)
۱۳۷۶ انتشار نیما و شعر امروز در کتاب ری را(مصاحبۀ عباس غزوانچاهی با محمد مختاری)
انتشار کتاب مایاکفسکی (ترجمۀ زندگینامه)
انتشار کتاب ماندلستام (ترجمۀ زندگینامه)
شروع کار روی طرح مجموعۀ کتابهای شاعران معاصر ایران، که تنها مجلدهای آتشی، کسرایی و رؤیایی به انجام رسید.
آماده سازی کتاب چشم مرکب (نواندیشی از نگاه شعر معاصر) برای چاپ.
۱۳۷۷ عضویت در کمیتۀ تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران
۱۳۷۷ بعد از ظهر روز پنجشنبه دوازدهم آذر توسط مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دستگیر شد و به قتل رسید.
محمد مختاری در تدوین و انتشار متن ۱۳۴ نویسنده و ازسرگیری فعالیت کانون نویسندگان ایران نقش فعالی داشت. چندبار طی سالهای پایانی عمرش به طور انفرادی یا همراه نویسندگان دیگر ربوده شده بود و مأموران وزارت اطلاعات او را به خاطر نوشتههایش و فعالیتش در کانون نویسندگان تهدید کرده بودند. در ماه مهر ۱۳۷۷ به همراه پنج نویسندۀ دیگر که عضو کمیتۀ تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران بودند به دادسرای انقلاب احضار شده بود. در پانزدهم دی ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با صدور اعلامیهای دخالت عناصر آن وزارتخانه را در قتل محمد مختاری تأیید کرد.
راه اندازی سایت محمد مختاری
سهراب مختاری
• اول اردیبهشت، شصت و هفتمین زاد روز پدرم، محمد مختاری است. همینطور پس از قتلش توسط مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در پاییز ۱۳۷۷، دهمین زادروزی است که خاطره ی حضورش را زنده می کند. به همین مناسبت فکر کردیم با راه اندازی یک سایت اینترنتی، به معرفی گسترده تر شعرها و اندیشه های او بپردازیم ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com سهشنبه ۱ ارديبهشت ۱٣٨٨ - ۲۱ آوريل ۲۰۰۹
سایت محمد مختاری www.MohammadMokhtari.com امروز اول اردیبهشت، شصت و هفتمین زادروز پدرم، محمد مختاری است. همینطور پس از قتلش توسط مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در پاییز ۱۳۷۷ ، دهمین زادروزی است که خاطره ی حضورش را زنده میکند. به همین مناسبت فکر کردیم با راه اندازی یک سایت اینترنتی، به معرفی گسترده تر شعرها و اندیشههای او بپردازیم و همچنین مطالبی را که دربارهی او و آثارش نوشته شدهاند، در این سایت جمع آوری کنیم. سایت www.MohammadMokhtari.com از امروز برای همگان قابل استفاده است. مطالب آن نیز در چند ماه آینده کامل خواهد شد، تا آشنایی با شعر و اندیشه ی مختاری را برای همگان و آن گونه که شایان شعر و اندیشهی او بود، ممکن سازد. دوستان و مخاطبین گرامی میتوانند نظرات، انتقادات یا مطالب خود را به آدرس پست الکترونیک سایت ارسال نمایند و ما را در ایجاد سایتی پربار یاری کنند. سهراب مختاری برلین، ۰۱/۰۲/۱۳۸۸ info@mohammadmokhtari.com
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه
جنبش «ما هستیم» و زوال قادسیه 57 (ایران ب ب ب)
اگر داخل ایران هستید نخست نرم افزار گذر از ف ی ل ت ر را از بخش دانلود در همین سایت بارگذاری و اجرا کرده و سپس لینک خبر را در پنجره جدید باز کنید.
خط قرمز افشاءگریها کجاست!
آزادی پرس
در پایان دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی و شروع زمزمه های درگوشی و پشت پرده برای ریاست جمهوری احمدی نژاد وتنش بین اصولگرایان و کارگزاران و اصلاح طلبان و همینطور اختلاف بین خود طیف اصولگرایان،اولین گزارشات و افشاءگریها در مورد باندهای مختلف که به کارهای غیر قانونی مشغول بودند انتشار یافت که چندان جدی گرفته نشد! اما پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد و باند حامی او،اختلافات بین حامیان احمدی نژاد و دیگر باندهای حاضر در حکومت و قدرت به خصوص باند هاشمی رفسنجانی شدت گرفت و به مرور زمان افشاءگریها و گزارشات تخلفها و کارهای غیر قانونی باندهای مختلف رو به فزونی گذاشت.در پی انتشار هر گزارشی از سوی حامیان احمدی نژاد متقابلا چند روز بعد گزارشی از سوی حامیان رفسنجانی انتشار می یافت!
یکی از پر سر و صداترین افشاءگریها مربوط به سخنان عباس پالیزدار در دانشگاه بوعلی همدان است، که پا را فراتر از گزارشات قبلی می گذارد و از اشخاص خاصی نام می برد، (اگر چه بیشتر اشخاص نام برده از یک طیف خاص سیاسی بودند.) پالیزدار در این افشاءگری از اشخاصی چون امامی کاشانی، مکارم شیرازی و همینطور امام جمعه خراسان و... به طور مستقیم و با ذکر تخلفاتی که انجام داده اند نام می برد.بعدها ظاهرا عباس پالیزدار دستگیر می شود و سرنوشتش در هاله ای از ابهام فرو می رود و تا کنون گزارش معتبری مبنی بر اینکه او آزاد شده یا نه؟ و یا حتی اصلا دستگیر شده بود یا نه؟ ارایه نشده است! این سخنرانی که یکی از مهمترین افشاءگریها به حساب می اید،سعی شد تا با جنجال سازی و هیاهوی بسیار نادیده گرفته شود و در واقع به فراموشی سپرده شود، به هیچ روزنامه و یا خبرگزاری اجازه داده نشد که به طور گسترده پیگیر این موضوع باشد!
اما بدلیل آنکه باندهای سیاسی حاضر در قدرت دچار تنش و اختلافات بسیار زیادی شده بودند،گزارشها و افشاءگریها یکی پس از دیگری انتشار می یافت! از این افشاءگریها می توان به گزارش تحقیق و تفحص مجلس نام برد که پس از انتشار این گزارش نیز به سرنوشت باقی افشاءگریها دچار شد و یا گزارش تخلفات قوه قضاییه از جمله وارد کردن غیر قانونی خودروهای خارجی به کشور و...! اما همه این افشاءگریها در واقع خطوط قرمز مشخصی را رعایت می کنند و از آنها عبور نمی کنند، زیرا به خوبی مشخص است که اگر چه کسانی که این افشاءگریها را انجام می دهند با هم به شدت اختلاف پیدا کرده اند اما منافع مشترکی دارند که وجود همین منافع مشترک است که موجب می شود این افشاءگریها از یک حد مشخص خارج نشود و یا پس از انتشار پیگیری نشود و در واقع صرفا برای یک هشدار به طرف مقابل باشد که بداند دست رقیب نیز چندان خالی نیست!
یکی دیگر از این دسته گزارشات مربوط به گزارش دیوان محاسبات است! که بر طبق این گزارش پرونده تخلفات مدیران دولتی به رقمی در حدود 4500 پرونده می رسد که شامل تخلفات 1300 مدیر ارشد دولتی می شود! از جمله تخلفاتی که در این گزارش آمده می توان به مفقود شدن مبلغ کلان 350 میلیارد تومانی شهرداری تهران در زمان مدیریت احمدی نژاد اشاره کرد که بر طبق همین گزارش بخشی از مبلغ صرف خرید شیرینی و شکلات و...به مناسبت پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری شده است! از دیگر تخلفات ذکر شده در این گزارش، تخلف موسسه ای به نام سازمان بهزیست بنیاد است که این سازمان تحت عنوان یک موسسه خیریه تاسیس شده است. در این گزارش آمده است این بنیاد که مدیران آنرا افرادی تشکیل می دهند که پیش از آن ستاد انتخاباتی احمدی نژاد را می چرخاندند از جمله: رستم سید اقا خان و محمد رضا شیروان و...پس از آنکه از قانون معافیت مالیاتی استفاده کرده ،پس از وارد کردن کالا و پوشاک از گمرگ آنها را در بازار آزاد به فروش رسانده،پرونده این بنیاد در بخش رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و پوشاک مفتوح است!
گزارشاتی که در طی این مدت در مورد باندهای بزرگ مافیای اقتصادی،تخلفات اداری و... انتشار یافته بسیار زیاد است در بعضی از این گزارشات نام و مشخصات افراد به طور کامل ذکر شده و در برخی نام افراد به صورت اختصاری بیان شده است. برای مثال در مورد گزارشی که در مورد تخلفات منوچهر متکی انتشار یافته همه نام ها و مشخصات و جود دارد، ایشان پس از رسیدن به وزارت، همسر خود را که ناظم مدرسه بوده به عنوان مشاور به وزارتخانه می آورد و همسر ایشان نیز،مدیر،معلم و ناظم دیگر مدرسه را با خود همراه می کند! در این گزارش از تمام دوستان متکی که در دانشگاه با او هم دوره بوده اند و بعدها به مشاغل مختلف از جمله سفیر و مشاور منصوب شده اند با مشخصات کامل یاد می شود همینطور از باجناق های ایشان که ظاهرا یکی از آنها با داشتن مدرک سیکل به عنوان سفیر ایران در یکی از سفارتخانه ها مشغول به کار می شود نیز با ذکر کامل مشخصات نام برده می شود!
و در بعضی از گزارشات همانطور که گفته شد نام افراد با حروف کوچک الفبا ذکر می شود مانند گزارشی که مربوط میشود به تخلف سه برادر که در گزارش به نام خانواده س نام برده می شوند! این خانواده مبلغی بالغ بر 400میلیارد تومان وام و تسهیلات بانکی دریافت کرده اند و بر طبق همین گزارش این سرمایه هنگفت را در بازار آهن آلات و ملک سرمایه گذاری کرده اند! همانطور که پیشتر ذکر شد این افشاءگریها کاملا برنامه ریزی همراه است، اصولا در این افشاءگریها به اقا زاده ها بیشتر اشاره می شود و سطح افشاءگریها از این حد بالاتر نمی رود! آنهایی که از پشتوانه کمتری برخوردارند زودتر رسوا می شوند و نام و مشخصات و نوع تخلفشان به طور کامل ذکر می شود و آنهایی که به نسبت از پشتوانه قوی تری برخوردارند نامشان به اختصار بیان می شود و همه تخلفاتشان گزارش نمی شود!
بدون شک با وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور در طی ماههای اینده و به ویژه سال جدید و نزدیک تر شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری بر حجم این گزارشات افزوده خواهد شد! وباید دید کدام طرف زودتر از کوره در خواهد رفت و از خطوط قرمز عبور خواهد کرد، زیرا با توجه به وضعیت اسفناک و نامطلوب اقتصادی و افزایش حجم اعتراضات مردمی، باندهای مذکور برای حفظ ساختار و تشکیلات خود و حیات بیشتر احتیاج به قربانی خواهند داشت!
در پایان دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی و شروع زمزمه های درگوشی و پشت پرده برای ریاست جمهوری احمدی نژاد وتنش بین اصولگرایان و کارگزاران و اصلاح طلبان و همینطور اختلاف بین خود طیف اصولگرایان،اولین گزارشات و افشاءگریها در مورد باندهای مختلف که به کارهای غیر قانونی مشغول بودند انتشار یافت که چندان جدی گرفته نشد! اما پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد و باند حامی او،اختلافات بین حامیان احمدی نژاد و دیگر باندهای حاضر در حکومت و قدرت به خصوص باند هاشمی رفسنجانی شدت گرفت و به مرور زمان افشاءگریها و گزارشات تخلفها و کارهای غیر قانونی باندهای مختلف رو به فزونی گذاشت.در پی انتشار هر گزارشی از سوی حامیان احمدی نژاد متقابلا چند روز بعد گزارشی از سوی حامیان رفسنجانی انتشار می یافت!
یکی از پر سر و صداترین افشاءگریها مربوط به سخنان عباس پالیزدار در دانشگاه بوعلی همدان است، که پا را فراتر از گزارشات قبلی می گذارد و از اشخاص خاصی نام می برد، (اگر چه بیشتر اشخاص نام برده از یک طیف خاص سیاسی بودند.) پالیزدار در این افشاءگری از اشخاصی چون امامی کاشانی، مکارم شیرازی و همینطور امام جمعه خراسان و... به طور مستقیم و با ذکر تخلفاتی که انجام داده اند نام می برد.بعدها ظاهرا عباس پالیزدار دستگیر می شود و سرنوشتش در هاله ای از ابهام فرو می رود و تا کنون گزارش معتبری مبنی بر اینکه او آزاد شده یا نه؟ و یا حتی اصلا دستگیر شده بود یا نه؟ ارایه نشده است! این سخنرانی که یکی از مهمترین افشاءگریها به حساب می اید،سعی شد تا با جنجال سازی و هیاهوی بسیار نادیده گرفته شود و در واقع به فراموشی سپرده شود، به هیچ روزنامه و یا خبرگزاری اجازه داده نشد که به طور گسترده پیگیر این موضوع باشد!
اما بدلیل آنکه باندهای سیاسی حاضر در قدرت دچار تنش و اختلافات بسیار زیادی شده بودند،گزارشها و افشاءگریها یکی پس از دیگری انتشار می یافت! از این افشاءگریها می توان به گزارش تحقیق و تفحص مجلس نام برد که پس از انتشار این گزارش نیز به سرنوشت باقی افشاءگریها دچار شد و یا گزارش تخلفات قوه قضاییه از جمله وارد کردن غیر قانونی خودروهای خارجی به کشور و...! اما همه این افشاءگریها در واقع خطوط قرمز مشخصی را رعایت می کنند و از آنها عبور نمی کنند، زیرا به خوبی مشخص است که اگر چه کسانی که این افشاءگریها را انجام می دهند با هم به شدت اختلاف پیدا کرده اند اما منافع مشترکی دارند که وجود همین منافع مشترک است که موجب می شود این افشاءگریها از یک حد مشخص خارج نشود و یا پس از انتشار پیگیری نشود و در واقع صرفا برای یک هشدار به طرف مقابل باشد که بداند دست رقیب نیز چندان خالی نیست!
یکی دیگر از این دسته گزارشات مربوط به گزارش دیوان محاسبات است! که بر طبق این گزارش پرونده تخلفات مدیران دولتی به رقمی در حدود 4500 پرونده می رسد که شامل تخلفات 1300 مدیر ارشد دولتی می شود! از جمله تخلفاتی که در این گزارش آمده می توان به مفقود شدن مبلغ کلان 350 میلیارد تومانی شهرداری تهران در زمان مدیریت احمدی نژاد اشاره کرد که بر طبق همین گزارش بخشی از مبلغ صرف خرید شیرینی و شکلات و...به مناسبت پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری شده است! از دیگر تخلفات ذکر شده در این گزارش، تخلف موسسه ای به نام سازمان بهزیست بنیاد است که این سازمان تحت عنوان یک موسسه خیریه تاسیس شده است. در این گزارش آمده است این بنیاد که مدیران آنرا افرادی تشکیل می دهند که پیش از آن ستاد انتخاباتی احمدی نژاد را می چرخاندند از جمله: رستم سید اقا خان و محمد رضا شیروان و...پس از آنکه از قانون معافیت مالیاتی استفاده کرده ،پس از وارد کردن کالا و پوشاک از گمرگ آنها را در بازار آزاد به فروش رسانده،پرونده این بنیاد در بخش رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و پوشاک مفتوح است!
گزارشاتی که در طی این مدت در مورد باندهای بزرگ مافیای اقتصادی،تخلفات اداری و... انتشار یافته بسیار زیاد است در بعضی از این گزارشات نام و مشخصات افراد به طور کامل ذکر شده و در برخی نام افراد به صورت اختصاری بیان شده است. برای مثال در مورد گزارشی که در مورد تخلفات منوچهر متکی انتشار یافته همه نام ها و مشخصات و جود دارد، ایشان پس از رسیدن به وزارت، همسر خود را که ناظم مدرسه بوده به عنوان مشاور به وزارتخانه می آورد و همسر ایشان نیز،مدیر،معلم و ناظم دیگر مدرسه را با خود همراه می کند! در این گزارش از تمام دوستان متکی که در دانشگاه با او هم دوره بوده اند و بعدها به مشاغل مختلف از جمله سفیر و مشاور منصوب شده اند با مشخصات کامل یاد می شود همینطور از باجناق های ایشان که ظاهرا یکی از آنها با داشتن مدرک سیکل به عنوان سفیر ایران در یکی از سفارتخانه ها مشغول به کار می شود نیز با ذکر کامل مشخصات نام برده می شود!
و در بعضی از گزارشات همانطور که گفته شد نام افراد با حروف کوچک الفبا ذکر می شود مانند گزارشی که مربوط میشود به تخلف سه برادر که در گزارش به نام خانواده س نام برده می شوند! این خانواده مبلغی بالغ بر 400میلیارد تومان وام و تسهیلات بانکی دریافت کرده اند و بر طبق همین گزارش این سرمایه هنگفت را در بازار آهن آلات و ملک سرمایه گذاری کرده اند! همانطور که پیشتر ذکر شد این افشاءگریها کاملا برنامه ریزی همراه است، اصولا در این افشاءگریها به اقا زاده ها بیشتر اشاره می شود و سطح افشاءگریها از این حد بالاتر نمی رود! آنهایی که از پشتوانه کمتری برخوردارند زودتر رسوا می شوند و نام و مشخصات و نوع تخلفشان به طور کامل ذکر می شود و آنهایی که به نسبت از پشتوانه قوی تری برخوردارند نامشان به اختصار بیان می شود و همه تخلفاتشان گزارش نمی شود!
بدون شک با وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور در طی ماههای اینده و به ویژه سال جدید و نزدیک تر شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری بر حجم این گزارشات افزوده خواهد شد! وباید دید کدام طرف زودتر از کوره در خواهد رفت و از خطوط قرمز عبور خواهد کرد، زیرا با توجه به وضعیت اسفناک و نامطلوب اقتصادی و افزایش حجم اعتراضات مردمی، باندهای مذکور برای حفظ ساختار و تشکیلات خود و حیات بیشتر احتیاج به قربانی خواهند داشت!
اقای احمدی نژاد موسلینی هم فرزند اهنگر بود !!
آزادی پرس
آقای احمدی نژاد ،یاران شما، شما را دکتر خطاب می کنند خود شما هم آنگونه که از شواهد پیداست اصرار دارید که خود را استاد دانشگاه معرفی کنید. از طرفی بسیار تلاش دارید خود را بچه آهنگر و آهنگر زاده معرفی کنید ،نمی دانم برای تداعی ذهن ایرانیان با کاوه آهنگر است یا برای تداعی ذهن جهانیان با موسیلینی! .
چرا که موسیلینی هم مانند شما فرزند آهنگر بود واتفاقاً اوهم صاحب رساله دکترا بود و اهل دانشگاه. حتی برترازشما شاگرد اندیشمند نامی ، پاره تو بود نمی دانم پاره تو را میشناسید یا نه؟ او یکی از بنیانگذاران فکری فاشیسم ایتالیا بود.
آقای احمدی نژاد آهنگر بودن یا فرزند آهنگر بودن ابتدا به ساکن نه حسن است نه عیب
فرق است میان آهنگر زاده ای که می شود کاوه آهنگر ،وآهنگر زاده ای که می شود موسیلینی.از این رهاورد احتمالاً باید فرق هم باشد میان باز کاوه آهنگر و محمود آهنگر زاده.چرا که کاوه آهنگر ضحاک ستیز بود ومحمود آهنگر دست بوس ضحاک .
آقای احمدی نژاد باز هم نمیدانم ،چرا اصرار دارید خود را آهنگر زاد ه و استاد دانشگاه معرفی کنید؟.اگر منظور شما اینست که در راستای تبلیغات پوپولیستی تان حرکت کرده باشید ،و ظاهراً ساده زیستی و ساده پوشی را تداعی کنید در شگفتم که چگونه می شود در دوران ریاست شما برشهرداری تهران میلیاردها تومان سهم ملی تهرانیان و در دوران ریاست جمهوریتان، میلیاردها دلار ذخیره ارزی کشور و سهم ملی ایرانیان به یک باره در کوره آهنگری شما ذوب شود،ریس جمهور محترم نظام جمهوری اسلامی ،شما گویا ایران را با کوره آهنگری پدر گرامیتان اشتباه گرفتید و آتشی را به جان خوان و مان ایرانی انداختید که تمام هستی کارگرومعلم و دانشجوو تاجر تولید کنند ودارا و نداررا ذوب کردید
بدم که خوب می دمی ،آقای رئیس جمهور
جدای از این اگر میل دارید با آهنگر نامیدن خود، خود را کاوه زمانه جلوه دهید ،که اصولا هیچ شباهت جسمی و فکری با این استوره ناب ایرانی در شما یافت نمی شود.خوب است که انسان پایش را به اندازه گلیمش دراز کند.شما آهنگر زاده، استاد دانشگاه، پاسدار، بسیجی شهردار رئیس جمهور، مومن ،مکتبی، رجائی زمانه ، وای .... فتبارک اللّه الاحسن الخالقین.
آقای احمدی نژاد در سفری که به کشور کفرآمریکا داشتید و درسخنرانی شما در سازمان ملل هاله ای از نور گرد سر مبارک را گرفت ، شنید ه ها حکایت از آن دارد از برکت این هاله همین بس که ٢٠ دقیقه تمام نه کفار نه مسلمین پلک نزدند و چشم بر لبان شما دوختند.
باز هم نمی دانم منظور شما از این هاله پردازی چه بود؟ و نمی دانم هم آیا شما فلسفه هاله گرد سر را می دانید یا نه؟ اصلاً تاریخچه ای از فلسفه هاله نورانی گرد سر را بریتان بازگو می کنم ،
رسم است که گرد سر پیامبران در شمایلی ترسیمی ،هاله ای از نور قرار می دهند، در آیین مسیح همواره حضرت عیسی را با هاله ای نورانی می بینیم ،بعد از اسلام هم در تفکر شیعی این باور راه یافت و گرد سر امام شیعی هم هاله ای از نور ترسیم می شود، هاله نور گویای برجستگی مقام معنوی انسانها و تمیز امام یا پیامبر با افراد عادی است. اما این ظاهر امر است ،قطعا این باور باید ریشه و خاستگاهی داشته باشد بله.
خواستگاه این هاله گرد سر را باید در آیین میترائیسم ایرانی و در ایران زمین جستجو کرد.
ما در شمایل های ترسیمی از زرتشت گرامی هم این هاله نورانی را می بینیم اما باز هم قدمت این هاله بسی دور تر از زمان زرتشت است و همانطور که گفتیم به آئین میترائیسم بر می گردد.
مهر یا میترا که نماد آن روشنی سپیده دمان هست،با فروغ و روشنائی تابناک خورشید در ارتباط است. و به طور خلاصه هاله ای که گرداگرد سر شخصیت های مذهبی هست یک باور ایرانی به ایزد مهر، که نماد آن فروغ سپید ه دمان است .در آیین میترا نخستین روز زمستان را زمان زایش مهر می دانستند که به آن خور روز یا روز خورشید می گویند،تقویم های میلادی که ادامه گاه شماری میترائی هست این روز را با کمی پس و پیش در میان گروه های مختلف مسیحی کریسمس یا تولد منسوب به مسیح می دانند که دقیقاً همان باور به زایش مهر هست که به نام زایش مسیح مشهور گشت. از این رو هاله و هاله نورانی گرد سر قدمتی بسیار کهن تر از سازمان ملل و سخنرانی شما دارد و خاستگاه آن را نه در آمریکا و سازمان ملل بلکه در همین ایران خودمان باید جستجو کرد.
شوربختانه،باز هم نمی دانم که منظور شما از این همه نماد گرائی چیست؟این پافشاری شما بر آهنگرزاده بودن یا تاکید بر هاله نور...!
با این روند پیشرفتی که شما در استوره گرایی و نماد گرائی دارید حدس ما این است که اگر در دوره بعد ،انشاءالله شما ریس جمهور شدید احتمالاً ادعای امامت خود را هم مطرح میکنید و از این بابت تکلیف همه ما از جمله ولی فقیه و همینطور انتظار فرج را هم یکسره می کنید .
تنها ترسم از این است که پیش از اقامه امامتتان ، احتمالاً شما هوس نکنید که کورش بزرگ یا رستم دستان بشوید، ،لطفاً تو را به خدا اگرهوس کردید رستم دستان شوید ،سهراب را نکشید. برای یک بار هم که شده بگذارید رسم سهراب کشی از این ملک رخت ببندند ، به راستی که نام آوران ایران چه غریبانه کپی چرکینشان به دست فریبکاران امروزی دستکاری می شود.
آقای احمدی نژاد شما از یک سو برای توجیه اعمال جنگ طلبانه تان به تاریخ و فرهنگ ایران چنگ می زنید و پز سیاسی تاریخ ٧٠٠٠ ساله ایران را در مجامع بین المللی می دهید ،اما از سویی دیگر قبله گاه ایرانیان یعنی آرامگاه کورش بزرگ را با لجاجت هر چه تمام به آب می بندید.این چه کشوری هست که میراث فرهنگی و ملی ٢٥٠٠ ساله اش اسیر کینه توزی شما میشود، اما تاریخ صلح دوستانه اش بازیچه رفتار سیاسی شما؟کدام را باور کنیم؟ پز تاریخ ٧٠٠٠ ساله مورد ادعای شما را باور کنیم یا حضور شما در کنفرانس شورای همکاری خلیج فارس در زیره نام جعلی خلیج ع ربی؟ آقای احمدی نژاد ایرانی بودن آسان اما ایرانی ماندن سخت است،در این ملک مردانی زیسته اند که دروغ را بدترین حادثه معنوی انسان ایرانی می دانند اما در قاموس شما دروغ گفتن نه یک حادثه بلکه یک رسم هر روزه است.
شما٤ سال پیش وعده نان را بر سر سفره ایرانی دادید ،نان که چه عرض کنم ،نان خشک سر سفره ایرانی را هم تبدیل به موشک و بمب گلوله کرده و به جیب حماس حزب الله کردید ،ایرانی روز به روز گرسنه تر شد و فلسطینی و لبنانی روز به روز از برکت حاتم بخشی شما سر زنده تر.
از کجا با شما سخن بگویم از دریای مازندران که قربانی حاتم بخشی شما به بیگانه شد ، از حراج سرمایه ملی ایرانیان به هند و چین بگویم؟ یا از دوستان جدیدمان، ونزوئلا و بولیوی و موریتانی و جزایر کومور؟آقای احمدی نژاد در کوره آهنگری شما آهن که سهل است نام و ناموس ایرانی هم ذوب می شود.
با این همه من آرزو می کنم که درانتخابات آینده ریاست جمهوری، شما پیروز میدان باشید.اگر آقای خاتمی ٨ سال تمام سرنوشت مبارزه ایران را به تاخیر انداخت اما شما با کارنامه ٤ساله تان چرخهای بی حرکت مبارزات مردمی را بیش از پیش به حرکت در آوردید وضعیت اسف بار اقتصاد ، اوضاء وخیم آزادیهای سیاسی و مدنی، نابودی چهره جهانی ایران ، و تاراج سرمایه های ملی ایرانیان و حاتم بخشی های بین المللی شما به ونزوئلا، حماس، بولیوی و حزب الله ملت ایران را بیش از پیش بیدار کرد .از این رو آرزوی قلبی من این است که شما همچنان به این روند ادامه بدهید چرا که سرنوشت کشورم به زودی رقم خواهد خورد .
چرا که موسیلینی هم مانند شما فرزند آهنگر بود واتفاقاً اوهم صاحب رساله دکترا بود و اهل دانشگاه. حتی برترازشما شاگرد اندیشمند نامی ، پاره تو بود نمی دانم پاره تو را میشناسید یا نه؟ او یکی از بنیانگذاران فکری فاشیسم ایتالیا بود.
آقای احمدی نژاد آهنگر بودن یا فرزند آهنگر بودن ابتدا به ساکن نه حسن است نه عیب
فرق است میان آهنگر زاده ای که می شود کاوه آهنگر ،وآهنگر زاده ای که می شود موسیلینی.از این رهاورد احتمالاً باید فرق هم باشد میان باز کاوه آهنگر و محمود آهنگر زاده.چرا که کاوه آهنگر ضحاک ستیز بود ومحمود آهنگر دست بوس ضحاک .
آقای احمدی نژاد باز هم نمیدانم ،چرا اصرار دارید خود را آهنگر زاد ه و استاد دانشگاه معرفی کنید؟.اگر منظور شما اینست که در راستای تبلیغات پوپولیستی تان حرکت کرده باشید ،و ظاهراً ساده زیستی و ساده پوشی را تداعی کنید در شگفتم که چگونه می شود در دوران ریاست شما برشهرداری تهران میلیاردها تومان سهم ملی تهرانیان و در دوران ریاست جمهوریتان، میلیاردها دلار ذخیره ارزی کشور و سهم ملی ایرانیان به یک باره در کوره آهنگری شما ذوب شود،ریس جمهور محترم نظام جمهوری اسلامی ،شما گویا ایران را با کوره آهنگری پدر گرامیتان اشتباه گرفتید و آتشی را به جان خوان و مان ایرانی انداختید که تمام هستی کارگرومعلم و دانشجوو تاجر تولید کنند ودارا و نداررا ذوب کردید
بدم که خوب می دمی ،آقای رئیس جمهور
جدای از این اگر میل دارید با آهنگر نامیدن خود، خود را کاوه زمانه جلوه دهید ،که اصولا هیچ شباهت جسمی و فکری با این استوره ناب ایرانی در شما یافت نمی شود.خوب است که انسان پایش را به اندازه گلیمش دراز کند.شما آهنگر زاده، استاد دانشگاه، پاسدار، بسیجی شهردار رئیس جمهور، مومن ،مکتبی، رجائی زمانه ، وای .... فتبارک اللّه الاحسن الخالقین.
آقای احمدی نژاد در سفری که به کشور کفرآمریکا داشتید و درسخنرانی شما در سازمان ملل هاله ای از نور گرد سر مبارک را گرفت ، شنید ه ها حکایت از آن دارد از برکت این هاله همین بس که ٢٠ دقیقه تمام نه کفار نه مسلمین پلک نزدند و چشم بر لبان شما دوختند.
باز هم نمی دانم منظور شما از این هاله پردازی چه بود؟ و نمی دانم هم آیا شما فلسفه هاله گرد سر را می دانید یا نه؟ اصلاً تاریخچه ای از فلسفه هاله نورانی گرد سر را بریتان بازگو می کنم ،
رسم است که گرد سر پیامبران در شمایلی ترسیمی ،هاله ای از نور قرار می دهند، در آیین مسیح همواره حضرت عیسی را با هاله ای نورانی می بینیم ،بعد از اسلام هم در تفکر شیعی این باور راه یافت و گرد سر امام شیعی هم هاله ای از نور ترسیم می شود، هاله نور گویای برجستگی مقام معنوی انسانها و تمیز امام یا پیامبر با افراد عادی است. اما این ظاهر امر است ،قطعا این باور باید ریشه و خاستگاهی داشته باشد بله.
خواستگاه این هاله گرد سر را باید در آیین میترائیسم ایرانی و در ایران زمین جستجو کرد.
ما در شمایل های ترسیمی از زرتشت گرامی هم این هاله نورانی را می بینیم اما باز هم قدمت این هاله بسی دور تر از زمان زرتشت است و همانطور که گفتیم به آئین میترائیسم بر می گردد.
مهر یا میترا که نماد آن روشنی سپیده دمان هست،با فروغ و روشنائی تابناک خورشید در ارتباط است. و به طور خلاصه هاله ای که گرداگرد سر شخصیت های مذهبی هست یک باور ایرانی به ایزد مهر، که نماد آن فروغ سپید ه دمان است .در آیین میترا نخستین روز زمستان را زمان زایش مهر می دانستند که به آن خور روز یا روز خورشید می گویند،تقویم های میلادی که ادامه گاه شماری میترائی هست این روز را با کمی پس و پیش در میان گروه های مختلف مسیحی کریسمس یا تولد منسوب به مسیح می دانند که دقیقاً همان باور به زایش مهر هست که به نام زایش مسیح مشهور گشت. از این رو هاله و هاله نورانی گرد سر قدمتی بسیار کهن تر از سازمان ملل و سخنرانی شما دارد و خاستگاه آن را نه در آمریکا و سازمان ملل بلکه در همین ایران خودمان باید جستجو کرد.
شوربختانه،باز هم نمی دانم که منظور شما از این همه نماد گرائی چیست؟این پافشاری شما بر آهنگرزاده بودن یا تاکید بر هاله نور...!
با این روند پیشرفتی که شما در استوره گرایی و نماد گرائی دارید حدس ما این است که اگر در دوره بعد ،انشاءالله شما ریس جمهور شدید احتمالاً ادعای امامت خود را هم مطرح میکنید و از این بابت تکلیف همه ما از جمله ولی فقیه و همینطور انتظار فرج را هم یکسره می کنید .
تنها ترسم از این است که پیش از اقامه امامتتان ، احتمالاً شما هوس نکنید که کورش بزرگ یا رستم دستان بشوید، ،لطفاً تو را به خدا اگرهوس کردید رستم دستان شوید ،سهراب را نکشید. برای یک بار هم که شده بگذارید رسم سهراب کشی از این ملک رخت ببندند ، به راستی که نام آوران ایران چه غریبانه کپی چرکینشان به دست فریبکاران امروزی دستکاری می شود.
آقای احمدی نژاد شما از یک سو برای توجیه اعمال جنگ طلبانه تان به تاریخ و فرهنگ ایران چنگ می زنید و پز سیاسی تاریخ ٧٠٠٠ ساله ایران را در مجامع بین المللی می دهید ،اما از سویی دیگر قبله گاه ایرانیان یعنی آرامگاه کورش بزرگ را با لجاجت هر چه تمام به آب می بندید.این چه کشوری هست که میراث فرهنگی و ملی ٢٥٠٠ ساله اش اسیر کینه توزی شما میشود، اما تاریخ صلح دوستانه اش بازیچه رفتار سیاسی شما؟کدام را باور کنیم؟ پز تاریخ ٧٠٠٠ ساله مورد ادعای شما را باور کنیم یا حضور شما در کنفرانس شورای همکاری خلیج فارس در زیره نام جعلی خلیج ع ربی؟ آقای احمدی نژاد ایرانی بودن آسان اما ایرانی ماندن سخت است،در این ملک مردانی زیسته اند که دروغ را بدترین حادثه معنوی انسان ایرانی می دانند اما در قاموس شما دروغ گفتن نه یک حادثه بلکه یک رسم هر روزه است.
شما٤ سال پیش وعده نان را بر سر سفره ایرانی دادید ،نان که چه عرض کنم ،نان خشک سر سفره ایرانی را هم تبدیل به موشک و بمب گلوله کرده و به جیب حماس حزب الله کردید ،ایرانی روز به روز گرسنه تر شد و فلسطینی و لبنانی روز به روز از برکت حاتم بخشی شما سر زنده تر.
از کجا با شما سخن بگویم از دریای مازندران که قربانی حاتم بخشی شما به بیگانه شد ، از حراج سرمایه ملی ایرانیان به هند و چین بگویم؟ یا از دوستان جدیدمان، ونزوئلا و بولیوی و موریتانی و جزایر کومور؟آقای احمدی نژاد در کوره آهنگری شما آهن که سهل است نام و ناموس ایرانی هم ذوب می شود.
با این همه من آرزو می کنم که درانتخابات آینده ریاست جمهوری، شما پیروز میدان باشید.اگر آقای خاتمی ٨ سال تمام سرنوشت مبارزه ایران را به تاخیر انداخت اما شما با کارنامه ٤ساله تان چرخهای بی حرکت مبارزات مردمی را بیش از پیش به حرکت در آوردید وضعیت اسف بار اقتصاد ، اوضاء وخیم آزادیهای سیاسی و مدنی، نابودی چهره جهانی ایران ، و تاراج سرمایه های ملی ایرانیان و حاتم بخشی های بین المللی شما به ونزوئلا، حماس، بولیوی و حزب الله ملت ایران را بیش از پیش بیدار کرد .از این رو آرزوی قلبی من این است که شما همچنان به این روند ادامه بدهید چرا که سرنوشت کشورم به زودی رقم خواهد خورد .
او کیست ؟ تفکیک جنسیتی کتب درسی
آزادی پرس
کسانی که امروز پایه های تخت سلطنت روضه خوان ها را بر شانه حمل می کنند ، همانانی که گربه وار زیر دست و پای " آیت الله " ها می لولند تا مقام بیابند و مال بیندوزند ، گاه فرمایش ها می فرمایند که اگر به گوش ملاهای شکمباره و تهی مغز قاجار هم برسد ، از شگفتی کفن می درند و آسیمه سر به دنیای زندگان پا می گذارند تا به چشم خود ببینند آنانی که سپید کرده اند روی هر چه فرومایگی و ددمنشی است !
همانانی که نام وزیر و وکیل اسلامی بر خود نهاده اند و در مجلس و هیات دولت " اسلامی " جا خوش کرده اند و همچون زنگیان مست تیغ بر می کشند به روی هرچه نشان آدمیت دارد و آزاد اندیشی است .
کسانی که اگر امروز حکومتی دموکرات و حقوق بشری بر سرکار بود تنها می توانستند عهده دار بده بستان کفش در کفشداری امامزاده ها باشند ؛ تازه اگر نگوییم آفتابه دار آبریزگاه ها ! بماند که این مشاغل خود شرف دارد به آنچه این زشت خویان کژاندیش بدان آویخته اند ؛ و به حق که حتا سزاوار این عناوین هم نیستند .
این " بندگان درگاه محفل آخوندی " چنان برای مردم ایران خوابهای پریشان می بینند که عنکبوت های غارهای تحجر را هم به خنده می اندازند .
یکی از این خواب ها را وزیر مثلا آموزش و پرورش دیده است و بنا دارد آن را " اجرایی " کند ؛ خوابی در خدمت به " اسلام ناب " !
کاری به نسبت های سببی و نسبی جناب وزیر با این و آن ( ! ) نداریم . چرا که اگر جز این پیوند ها بود ، اصلا پست وزارتی در کار نبود . آن چه که باید به آن پرداخت سخنان گهربار و کم نظیر ایشان است که آنی از تکرارش باز نمی مانند .
حضرت ایشان بر آن شده که طرح تفکیک جنسیتی کتب درسی را به مرحله اجرا گذاشته و نام خود را در ردیف سیاهکاران تاریخ به ثبت برساند . این خفته در خواب جهالت و پرورده شده در " حوزه " سفاهت ، در توجیه تصمیم خود گفته که :
« کتاب های درسی باید بر اساس نیازهای فردی تنظیم و تدریس گردد .»
نیازهای فردی ؟ زهی خواب های پریشان !
مگر بناست در عصر فتح فضا و انفجار اطلاعات ، دیگر بار دختران را به پستو ها بازگردانیم که سخن از " نیاز فردی " شان می رود و دستکاری کتاب ها بر همین اساس ؟
گویا حضرت وزیر " آموزش و پرورش " ، همچون دیگر " ماموت " های اسلامی ، به تنها چیزی که می اندیشد ازدواج است و ازدواج و ازدواج . اگرچه از دیدگاه این قوم ، زاد و ولد تنها چاره است برای رویارویی با دشمنان اسلام؛ دشمنان مسلح به خرد و دانش و هوشمندی !
از این روست که می خواهند دختران را بیاموزند که مادران خوب و همسران گوش به فرمان باشند برای مردان . البته از آن جایی که همه پسران هم توان اقتصادی تشکیل خانواده را ندارند ، باید اذهان را پخت ( ! ) برای باور به ضرورت "صیغه " و زن دست چندم شدن ! این هم که نیاز به سواد ندارد و آموزش .
این " شاهکار خلقت " در جایی دیگر گفته : « برخی تواناییها در دختران هست که در پسران دیریاب است. آیا نباید نسبت به تعجیل بلوغ در دختران بازخوردی در کتابهای درسی نشان داد؟ »
با همین یک افاضه است که دم خروس بیرون می افتد و پیدا می شود که آقایان پس از سی سال همچنان از حد " توضیح المسایل " ها بیرون نیامده و عاشقانه حول محور ناز و عشوه دلبرکان می گردند و به کمند گیسو و " کمر باریک " شان می اندیشند.
کسی نیست از این وزیر " اسلامی " بپرسد مگر بناست در کتابهای درسی فقط آموزش های جنسی داده شود ؟ اگر سخن از بلوغ است ، " آقایان " بیایند و نخست نشان دهند که با این فرهنگ اسلامی – که مردان و پسران را شایسته خوراک بهتر و بیشتر می داند – و نیز شیوه کشورداری و سوء تغذیه ای که دامان مردم را گرفته ، زمان این بلوغ و فاصله آن میان دختران و پسران چقدر است ؟
آیا این " بلوغ " در رشد ذهنی دختران اثر مثبت دارد یا منفی ؟
آیا بلوغ جسمی مانع از فراگیری و آموختن است ؟
آیا بلوغ جسم همزمان با بلوغ عقل و فکر است ؟ یعنی می توان دختران – و پسران – را با تکیه بر رشد جسمی شان آمده تشکیل خانواده و مسوولیت های مترتب بر آن و پرورش فرزند " صالح " دانست ؟
آیا بناست پسران را هم که به این مرحله از رشد رسیدند ، بی نیاز از ادامه تحصیل دانست و خانه نشین ساخت ؟ پس داستان " ز گهواره تا گور دانش بجوی " چه می شود ؟
آیا آن همه انسان هایی که در سنین گوناگون در همه دانشگاه های دنیا درس می خوانند و دانش می آموزند ، دچار پس افتادگی بلوغ اند ؟!
لابد بالغ نشده اند که اندیشه این همه پژوهش های علمی و فن آوری های شگفت انگیز از کارگاه های ذهن شان بیرون می آید و ما هم از میوه هایش بهره می بریم ؛ آن هم مفت و مجانی ؛ و گاهی هم رنگ اش را دستکاری می کنیم و بر آن نام " بومی شده " می نهیم و به جهان پز می دهیم که ما هم بله !
آقای وزیر بفرماید که دستکاری در کتابها بناست برای چه مقطعی رخ دهد ؟ اصلا پیش از آن بفرمایند که کتاب ها مگر در این سی سال کم دستکاری شده اند . آیا هیچ حوزه ای از فرهنگ و آموزش این سرزمین از چپاول و دست اندازی در امان مانده که امروز بخواهند آن را هم " پاکسازی " کنند ؟
نکند همانگونه که در لفافه گفته اند مقصود از این تغییر ، کوتاه شدن مدت تحصیل دختران است ؟ چرا ؟ مگر سواد بیشتر و افزایش آگاهی زنان و دختران زیانبار است ؟ حتا با فرض موضوع ترویج ازدواج .
آیا جز این است که هراس آقایان از افزایش دانش زنان ، آسیبی است که می تواند بر پیکره " استبداد دینی " وارد آید و ریشه اش را برکند ؟ آسیبی که شاید مردان هم نمی توانند بزنند . آیا این خود تایید حدیثی نیست از " محمد " که گفته " اگر روزی دین من برافتد به دست زنان خواهد بود " !
در این " دین " نسبت به زنان چه جفا و ناروایی رفته که خود آورنده اش را هم ترسانده است ؟ جفایی که امروز " آقایان " را هم - که نان حکومت این دین را می خورند - تا سر حد مرگ می ترساند .
این ریزه خوار سفره حکومت " هیاتی " اسلامی ، همچنین افزوده : « در چند سال آینده تحول بزرگی در فلسفه آموزش و پرورش ایجاد خواهد شد و بر اساس آن نظریه اسلامی تعلیم و تربیت به اجرا گذاشته خواهد شد » .
اگر لفاف واژگان حوزوی را از روی این سخنان ناپاک باز کنیم ، آن چه را که باید به وضوح می بینیم . این که مقصود این کاسه لیس بارگاه ولی فقیه چیزی نیست جز از ریشه برکندن بنیادی که یک سده پیش زنده نام " رشدیه " بنا نهاد . یعنی بردن مدارس به مسجد ها و آموزش به شیوه حوزه های علمیه . آقایان البته کاری هم به کار " پرورش " ندارند . همچنان که در این سی ساله نداشتند !
" نظریه اسلامی تعلیم و تربیت " چه می تواند باشد جز همان که در " حوزه " ها شاهد آنیم . همان که از رهگذرش " خمینی " ها و " خامنه ای " ها و " ملاعمر " ها و " مقتدی صدر" ها و " انتحاری " ها بیرون می آیند ؟ این ها عینیت اندیشه و تعلیم و تربیت اسلامی اند .
تردید نباید داشت که در پی اجرای این خواسته ، حکومتگران " اسلامی " بر آنند تا در مکتب خانه هایشان دروس حوزوی را تدریس کنند ، دختران را از تحصیل باز دارند و به پسران نیز چیزی نیاموزند که بتوانند به یاری اش به عرصه آگاهی و دانایی پای نهند .
هیچ شهروند ایرانی – بجز خانواده روحانیان و عمله و اکره هایشان - نباید بداند در کجای تاریخ بشر ایستاده است . مبادا که خواهان زیستن همچون یک انسان هزاره سوم شود . انسان هزاره سوم به دیکتاتوری مذهبی و حکومت قرون وسطایی تن نمی دهد . " او " به حقوق بشر باور دارد و فریاد آزادیخواهی ، برابری طلبی و ستم ستیزی اش دل سیاهدلان را می لرزاند . " او " همان انسانی است که " رژیم اسلامی " را به سیاهچاله تاریخ می افکند.
همانانی که نام وزیر و وکیل اسلامی بر خود نهاده اند و در مجلس و هیات دولت " اسلامی " جا خوش کرده اند و همچون زنگیان مست تیغ بر می کشند به روی هرچه نشان آدمیت دارد و آزاد اندیشی است .
کسانی که اگر امروز حکومتی دموکرات و حقوق بشری بر سرکار بود تنها می توانستند عهده دار بده بستان کفش در کفشداری امامزاده ها باشند ؛ تازه اگر نگوییم آفتابه دار آبریزگاه ها ! بماند که این مشاغل خود شرف دارد به آنچه این زشت خویان کژاندیش بدان آویخته اند ؛ و به حق که حتا سزاوار این عناوین هم نیستند .
این " بندگان درگاه محفل آخوندی " چنان برای مردم ایران خوابهای پریشان می بینند که عنکبوت های غارهای تحجر را هم به خنده می اندازند .
یکی از این خواب ها را وزیر مثلا آموزش و پرورش دیده است و بنا دارد آن را " اجرایی " کند ؛ خوابی در خدمت به " اسلام ناب " !
کاری به نسبت های سببی و نسبی جناب وزیر با این و آن ( ! ) نداریم . چرا که اگر جز این پیوند ها بود ، اصلا پست وزارتی در کار نبود . آن چه که باید به آن پرداخت سخنان گهربار و کم نظیر ایشان است که آنی از تکرارش باز نمی مانند .
حضرت ایشان بر آن شده که طرح تفکیک جنسیتی کتب درسی را به مرحله اجرا گذاشته و نام خود را در ردیف سیاهکاران تاریخ به ثبت برساند . این خفته در خواب جهالت و پرورده شده در " حوزه " سفاهت ، در توجیه تصمیم خود گفته که :
« کتاب های درسی باید بر اساس نیازهای فردی تنظیم و تدریس گردد .»
نیازهای فردی ؟ زهی خواب های پریشان !
مگر بناست در عصر فتح فضا و انفجار اطلاعات ، دیگر بار دختران را به پستو ها بازگردانیم که سخن از " نیاز فردی " شان می رود و دستکاری کتاب ها بر همین اساس ؟
گویا حضرت وزیر " آموزش و پرورش " ، همچون دیگر " ماموت " های اسلامی ، به تنها چیزی که می اندیشد ازدواج است و ازدواج و ازدواج . اگرچه از دیدگاه این قوم ، زاد و ولد تنها چاره است برای رویارویی با دشمنان اسلام؛ دشمنان مسلح به خرد و دانش و هوشمندی !
از این روست که می خواهند دختران را بیاموزند که مادران خوب و همسران گوش به فرمان باشند برای مردان . البته از آن جایی که همه پسران هم توان اقتصادی تشکیل خانواده را ندارند ، باید اذهان را پخت ( ! ) برای باور به ضرورت "صیغه " و زن دست چندم شدن ! این هم که نیاز به سواد ندارد و آموزش .
این " شاهکار خلقت " در جایی دیگر گفته : « برخی تواناییها در دختران هست که در پسران دیریاب است. آیا نباید نسبت به تعجیل بلوغ در دختران بازخوردی در کتابهای درسی نشان داد؟ »
با همین یک افاضه است که دم خروس بیرون می افتد و پیدا می شود که آقایان پس از سی سال همچنان از حد " توضیح المسایل " ها بیرون نیامده و عاشقانه حول محور ناز و عشوه دلبرکان می گردند و به کمند گیسو و " کمر باریک " شان می اندیشند.
کسی نیست از این وزیر " اسلامی " بپرسد مگر بناست در کتابهای درسی فقط آموزش های جنسی داده شود ؟ اگر سخن از بلوغ است ، " آقایان " بیایند و نخست نشان دهند که با این فرهنگ اسلامی – که مردان و پسران را شایسته خوراک بهتر و بیشتر می داند – و نیز شیوه کشورداری و سوء تغذیه ای که دامان مردم را گرفته ، زمان این بلوغ و فاصله آن میان دختران و پسران چقدر است ؟
آیا این " بلوغ " در رشد ذهنی دختران اثر مثبت دارد یا منفی ؟
آیا بلوغ جسمی مانع از فراگیری و آموختن است ؟
آیا بلوغ جسم همزمان با بلوغ عقل و فکر است ؟ یعنی می توان دختران – و پسران – را با تکیه بر رشد جسمی شان آمده تشکیل خانواده و مسوولیت های مترتب بر آن و پرورش فرزند " صالح " دانست ؟
آیا بناست پسران را هم که به این مرحله از رشد رسیدند ، بی نیاز از ادامه تحصیل دانست و خانه نشین ساخت ؟ پس داستان " ز گهواره تا گور دانش بجوی " چه می شود ؟
آیا آن همه انسان هایی که در سنین گوناگون در همه دانشگاه های دنیا درس می خوانند و دانش می آموزند ، دچار پس افتادگی بلوغ اند ؟!
لابد بالغ نشده اند که اندیشه این همه پژوهش های علمی و فن آوری های شگفت انگیز از کارگاه های ذهن شان بیرون می آید و ما هم از میوه هایش بهره می بریم ؛ آن هم مفت و مجانی ؛ و گاهی هم رنگ اش را دستکاری می کنیم و بر آن نام " بومی شده " می نهیم و به جهان پز می دهیم که ما هم بله !
آقای وزیر بفرماید که دستکاری در کتابها بناست برای چه مقطعی رخ دهد ؟ اصلا پیش از آن بفرمایند که کتاب ها مگر در این سی سال کم دستکاری شده اند . آیا هیچ حوزه ای از فرهنگ و آموزش این سرزمین از چپاول و دست اندازی در امان مانده که امروز بخواهند آن را هم " پاکسازی " کنند ؟
نکند همانگونه که در لفافه گفته اند مقصود از این تغییر ، کوتاه شدن مدت تحصیل دختران است ؟ چرا ؟ مگر سواد بیشتر و افزایش آگاهی زنان و دختران زیانبار است ؟ حتا با فرض موضوع ترویج ازدواج .
آیا جز این است که هراس آقایان از افزایش دانش زنان ، آسیبی است که می تواند بر پیکره " استبداد دینی " وارد آید و ریشه اش را برکند ؟ آسیبی که شاید مردان هم نمی توانند بزنند . آیا این خود تایید حدیثی نیست از " محمد " که گفته " اگر روزی دین من برافتد به دست زنان خواهد بود " !
در این " دین " نسبت به زنان چه جفا و ناروایی رفته که خود آورنده اش را هم ترسانده است ؟ جفایی که امروز " آقایان " را هم - که نان حکومت این دین را می خورند - تا سر حد مرگ می ترساند .
این ریزه خوار سفره حکومت " هیاتی " اسلامی ، همچنین افزوده : « در چند سال آینده تحول بزرگی در فلسفه آموزش و پرورش ایجاد خواهد شد و بر اساس آن نظریه اسلامی تعلیم و تربیت به اجرا گذاشته خواهد شد » .
اگر لفاف واژگان حوزوی را از روی این سخنان ناپاک باز کنیم ، آن چه را که باید به وضوح می بینیم . این که مقصود این کاسه لیس بارگاه ولی فقیه چیزی نیست جز از ریشه برکندن بنیادی که یک سده پیش زنده نام " رشدیه " بنا نهاد . یعنی بردن مدارس به مسجد ها و آموزش به شیوه حوزه های علمیه . آقایان البته کاری هم به کار " پرورش " ندارند . همچنان که در این سی ساله نداشتند !
" نظریه اسلامی تعلیم و تربیت " چه می تواند باشد جز همان که در " حوزه " ها شاهد آنیم . همان که از رهگذرش " خمینی " ها و " خامنه ای " ها و " ملاعمر " ها و " مقتدی صدر" ها و " انتحاری " ها بیرون می آیند ؟ این ها عینیت اندیشه و تعلیم و تربیت اسلامی اند .
تردید نباید داشت که در پی اجرای این خواسته ، حکومتگران " اسلامی " بر آنند تا در مکتب خانه هایشان دروس حوزوی را تدریس کنند ، دختران را از تحصیل باز دارند و به پسران نیز چیزی نیاموزند که بتوانند به یاری اش به عرصه آگاهی و دانایی پای نهند .
هیچ شهروند ایرانی – بجز خانواده روحانیان و عمله و اکره هایشان - نباید بداند در کجای تاریخ بشر ایستاده است . مبادا که خواهان زیستن همچون یک انسان هزاره سوم شود . انسان هزاره سوم به دیکتاتوری مذهبی و حکومت قرون وسطایی تن نمی دهد . " او " به حقوق بشر باور دارد و فریاد آزادیخواهی ، برابری طلبی و ستم ستیزی اش دل سیاهدلان را می لرزاند . " او " همان انسانی است که " رژیم اسلامی " را به سیاهچاله تاریخ می افکند.
گشت ارشاد دست گل شماست یا توطئه دشمن؟
سایت آزادی پرس
نزدیک انتخابات که میشود همه مسولین حرفهای قشنگ قشنگ میزنند طوریکه آدم شک میکند اینها ضد انقلابند یا نامزدهای انتخاباتی.میرحسین گفته اگر رئیس جمهور شوم گشتهای ارشاد را جمع میکنم.کروبی هم امروز گفته: من هم همینطور. اگر رئیس جمهور شوم هم گشت ارشاد را جمع میکنم و هم کشف حجاب میکنم. تلویزیون خصوصی و ماهواره برای همه آزاد. تازه این که چیزی نیست. به هرکس که مینی ژوب بپوشد پنجاه هزار تومان نقد میدهم.احمدی نژاد هم برای اینکه از قافله دیگر کاندیداها عقب نماند گفت: یعنی مشکل مملکت٬ گشت ارشاد است؟ مشکل مملکت٬ موی جوانان است؟ من خودم وقتی رئیس جمهور شدم دو سه بار گشت ارشاد را جمع کردم ولی دوباره توسط کشورهای غربی و جهانخوار با همکاری بعضی از عوامل ضدانقلاب در داخل کشور راه اندازی شد.محسن رضایی گفت: افسوس که دیگر کسی من را تحویل نمیگیرد. من اگر رئیس جمهور شوم سپاه را منحل میکنم که اینقدر چوب لای چرخ کارهای مملکت نکند و مثل نخود هر آشی خودش را نیاندازد وسط.عبدالله نوری گفت: بابا جمع کنید این بساط رو. من اگر رئیس جمهور شوم هم رهبر را عوض میکنم و هم قانون اساسی را.سعید مرتضوی گفت: متاسفانه نمیگذارند من کاندیدا شوم. اگر من رئیس جمهور میشدم همه زندانیان سیاسی را آزاد میکردم و آزادی مطبوعات را تضمین میکردم. فیلترینگ را از اینترنت برمیداشتم و وبلاگ نویسها را آزاد میکردم.این چه وضع دیکتاتوریه که شما راه انداختهاید؟مقام رهبری هم در یک جلسه خصوصی فرموده بودند: حیف که من وظیفه خطیر رهبری را به دوش دارم والا خودم وارد صحنه انتخابات میشدم و برای ریاست جمهوری کاندیدا میشدم. آنوقت میدید چگونه مملکت را اداره میکردم. اولین کاری که میکردم بساط ولایت فقیه را جمع میکردم. این چه معنایی دارد که یک نفر هرجور دلش خواست با سرنوشت یک مملکت بازی کند؟دومین کاری که میکردم با امریکا رابطه دوستانه برقرار میکردم. آخه ما از دشمنی با امریکا چه سودی بردهایم و تا کی میخواهیم کشور را در انزوا نگه داریم؟سومین کاری که میکردم دین را از سیاست جدا میکردم و با بقیه علما و مراجع عظیم الجثه دسته جمعی برمیگشتیم توی حوزهها و مساجد.هاشمی رفسنجانی هم دید ای بابا همه دارند یک جوری حرف میزنند که انگار توی این سی ساله همه این آقایون هیچ کاره بودند و تمام این کارها فقط زیر سر عمه من بوده. بخاطر همین بود که او اظهار داشت اگر من رئیس جمهور شوم عمهام را جمع میکنم.
با همه این اظهار نظرها بالاخره کسی نپرسید که این گشت ارشاد را چه کسی راه انداخت که حالا همه میخواهند آنرا جمع کنند؟
دومین روز اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا
خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه بو علی سینا همدان به منظور دستیابی به مطالبات صنفی خود برای دومین روز متوالی دست به اعتصاب غذا زدند، این در حالیست که دا نشجویان در اولین روز اعتصاب پاسخی از سوی مسئولان دریافت نکردند.
در روز دوشنبه ٣١/١/٨٨ صدها دانشجو با چیدن سینی های غذا و همچنین امضای طومار ٢٥٠٠ امضایی به اعتراضات خود نسبت به مشکلات صنفی ادامه دادند. دانشجویان با دادن شعارهای “دانشجو می میرد ، ذلت نمی پذیرد” و “ریاست دانشگاه ، پاسخگو ، پاسخگو” خواستار حضور رییس دانشگاه و پاسخگویی وی شدند. پس از گذشت حدود نیم ساعت، رییس دانشگاه درحالی که می خواست از یکی از طرحهای عمرانی بازدید کند (به گفته خود ایشان، به همراه مسئولین حراست !) با فشار دانشجویان در جمع آنها حضور یافت.
پس از طرح خواسته های متعدد، دانشجویان نسبت به پاسخ های رئیس قانع نشدند و خواستار برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با حضور مسئولین دانشگاه شدند. این جلسه روز سه شنبه مورخ ١/٢/٨٨ برگزار می شود.
اعتصاب کنندگان اعلام کردند در صورت عملی نشدن خواسته هایشان به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.
در روز دوشنبه ٣١/١/٨٨ صدها دانشجو با چیدن سینی های غذا و همچنین امضای طومار ٢٥٠٠ امضایی به اعتراضات خود نسبت به مشکلات صنفی ادامه دادند. دانشجویان با دادن شعارهای “دانشجو می میرد ، ذلت نمی پذیرد” و “ریاست دانشگاه ، پاسخگو ، پاسخگو” خواستار حضور رییس دانشگاه و پاسخگویی وی شدند. پس از گذشت حدود نیم ساعت، رییس دانشگاه درحالی که می خواست از یکی از طرحهای عمرانی بازدید کند (به گفته خود ایشان، به همراه مسئولین حراست !) با فشار دانشجویان در جمع آنها حضور یافت.
پس از طرح خواسته های متعدد، دانشجویان نسبت به پاسخ های رئیس قانع نشدند و خواستار برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با حضور مسئولین دانشگاه شدند. این جلسه روز سه شنبه مورخ ١/٢/٨٨ برگزار می شود.
اعتصاب کنندگان اعلام کردند در صورت عملی نشدن خواسته هایشان به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.
بازداشت یک دانشجوی دیگر پلی تکنیک
خبرنامه امیرکبیر: مسعود دهقان عضو انجمن اسلامی پلی تکنیک امروز (سه شنبه) صبح بازداشت شد.
ماموران امنیتی با حمله به منزل وی با درهم شکستن وسایل منزل وی را بازداشت کردند. ماموران بسیاری از وسایل شخصی وی را نیز ضبط کردند.
دهقان در ۲ دوره عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکینک بوده است. وی فرزند شهید است.
این حمله وحشیانه در حالی انجام شده است که پس از گذشت هفته ها از وضعیت دیگر ۹ دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر اطلاعی در دسترس نیست.
عدم اجازه به خانواده ها و وکلای دانشجویان برای ملاقات با دانشجویان نیز نشانی از فشار بر دانشجویان دانشگاه امیرکبیراست.
ماموران امنیتی با حمله به منزل وی با درهم شکستن وسایل منزل وی را بازداشت کردند. ماموران بسیاری از وسایل شخصی وی را نیز ضبط کردند.
دهقان در ۲ دوره عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکینک بوده است. وی فرزند شهید است.
این حمله وحشیانه در حالی انجام شده است که پس از گذشت هفته ها از وضعیت دیگر ۹ دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر اطلاعی در دسترس نیست.
عدم اجازه به خانواده ها و وکلای دانشجویان برای ملاقات با دانشجویان نیز نشانی از فشار بر دانشجویان دانشگاه امیرکبیراست.
کنفرانس ژنو؛ هیچ گاه تا این حد به ما توهین نشده بود
سایت فرارو در تهران: یک عضو هیات علمی دانشگاه و دکترای روابط بین الملل با اشاره به سخنرانی محمود احمدی نژاد در نشست "دوربان دو" و حواشی آن تاکید می کند هیچ گاه تا این حد به ملت ایران توهین نشده بود.
محمود احمدی نژاد که برای سخنرانی در دومین نشست ضد نژادپرستی سازمان ملل موسوم به "دوربان دو" به ژنو سفر کرده بود طی سخنانی در این نشست بار دیگر به انکار هولوکاست پرداخت و با حمله به اسرائیل آن را یک دولت نژادپرست خواند.
این سخنان احمدی نژاد سبب شد تا تنشی در این نشست ایجاد شود و دیپلمات های کشورهای غربی در اعتراض به آن محل برگزاری نشست را ترک کنند و برخی حاضران به کرات به نماینده ملت ایران توهین کنند.
محمود دهقان درباره اینکه آیا سخنرانی احمدی نژاد در نشست "دوربان دو" و حواشی آن را می توان توفیقی برای دستگاه دیپلماسی دولت ارزیابی کرد به «فرارو» می گوید:« در طول سی سال گذشته و نه بلکه در طول دورانی که ایران به عنوان یک کشور در عرصه بین المللی مطرح بوده است در این سطح وسیع و هماهنگ چنین توهینی به ملت ایران نشده بود.»
وی می افزاید:« حال این سوال مطرح است که چرا علی رغم توصیه روزنامه همسوی دولت( کیهان )، رییس جمهوری در این اجلاس سخنرانی می کند و در حالی که هیچ کشوری در سطح رییس جمهور در این نشست حضور پیدا نکرده بود ایشان تصمیم می گیرند در این نشست شرکت کنند.»
این استاد روابط بین الملل ادامه می دهد:« وقتی اطرفیان آقای احمدی نژاد توهین به ملت ایران را یک موفقیت ارزیابی می کنند به عنوان یک کارشناس سیاست خارجی چه چیز می شود گفت، اگر واقعا این موفقیت است از این دست موفقیت ها فراوان می شود در سطح بین المللی به دست آورد. از همه جا ما را اخراج کنند هیچ جایی ما را راه ندهند، اگر اینها موفقیت است ماهم این را قبول داریم.»
محمود احمدی نژاد که برای سخنرانی در دومین نشست ضد نژادپرستی سازمان ملل موسوم به "دوربان دو" به ژنو سفر کرده بود طی سخنانی در این نشست بار دیگر به انکار هولوکاست پرداخت و با حمله به اسرائیل آن را یک دولت نژادپرست خواند.
این سخنان احمدی نژاد سبب شد تا تنشی در این نشست ایجاد شود و دیپلمات های کشورهای غربی در اعتراض به آن محل برگزاری نشست را ترک کنند و برخی حاضران به کرات به نماینده ملت ایران توهین کنند.
محمود دهقان درباره اینکه آیا سخنرانی احمدی نژاد در نشست "دوربان دو" و حواشی آن را می توان توفیقی برای دستگاه دیپلماسی دولت ارزیابی کرد به «فرارو» می گوید:« در طول سی سال گذشته و نه بلکه در طول دورانی که ایران به عنوان یک کشور در عرصه بین المللی مطرح بوده است در این سطح وسیع و هماهنگ چنین توهینی به ملت ایران نشده بود.»
وی می افزاید:« حال این سوال مطرح است که چرا علی رغم توصیه روزنامه همسوی دولت( کیهان )، رییس جمهوری در این اجلاس سخنرانی می کند و در حالی که هیچ کشوری در سطح رییس جمهور در این نشست حضور پیدا نکرده بود ایشان تصمیم می گیرند در این نشست شرکت کنند.»
این استاد روابط بین الملل ادامه می دهد:« وقتی اطرفیان آقای احمدی نژاد توهین به ملت ایران را یک موفقیت ارزیابی می کنند به عنوان یک کارشناس سیاست خارجی چه چیز می شود گفت، اگر واقعا این موفقیت است از این دست موفقیت ها فراوان می شود در سطح بین المللی به دست آورد. از همه جا ما را اخراج کنند هیچ جایی ما را راه ندهند، اگر اینها موفقیت است ماهم این را قبول داریم.»
بازتاب رسوایی کنفرانس دوربان در رسانههای جهان
سخنرانى احمدى نژاد در كنفرانس ژنو که با تحریم برخی کشورها و خارج شدن بسيارى از شركت كنندگان از سالن کنفرانس به یک رسوايی بزرگ برای جمهوری اسلامی تبدل شد، بازتاب گسترده ای در رسانه های خبری بین المللی پیدا کرده است.
رسانه هاى خبرى جهان آنچه را که روز گذشته در کنفرانس ژنو روی داد، تحت عنوان يک افتضاح براى رژيم تهران گزارش كردند.
خبرگزاری های عمده جهان نوشتند هیئت نمایندگی رژيم تهران متشكل از منوچهر متكى و معاون احمدى نژاد و ساير اعضاى هيیت با كف زدنهاى ممتد سعى كردند اين افتضاح را بپوشانند.
براساس گزارش رسانه های خبری جهان، سخنرانى احمدى نژاد در كنفرانس ژنو به صحنه طرد و انزواى جمهوری اسلامی تبديل شد.
بدنبال رسوايی احمدی نژاد در کنفرانس ژنو، دانشگاه وبفتر سوئیس سخنرانى برنامه ريزى شده او را لغو كرد.
رسانه هاى خبرى جهان آنچه را که روز گذشته در کنفرانس ژنو روی داد، تحت عنوان يک افتضاح براى رژيم تهران گزارش كردند.
خبرگزاری های عمده جهان نوشتند هیئت نمایندگی رژيم تهران متشكل از منوچهر متكى و معاون احمدى نژاد و ساير اعضاى هيیت با كف زدنهاى ممتد سعى كردند اين افتضاح را بپوشانند.
براساس گزارش رسانه های خبری جهان، سخنرانى احمدى نژاد در كنفرانس ژنو به صحنه طرد و انزواى جمهوری اسلامی تبديل شد.
بدنبال رسوايی احمدی نژاد در کنفرانس ژنو، دانشگاه وبفتر سوئیس سخنرانى برنامه ريزى شده او را لغو كرد.
درگیری و تبادل آتش میان گشتی های رژیم و امارات در خلیج فارس
سایت حکومتی بولتن: در حالی که چند شناور جمهوری اسلامی در حوالی سکوهای مبارک و بعد از آب های ابوموسی در حال گشت زنی و انجام ماموریت روزمره خود بودند به دلیل بی شرمی شناورهای گارد ساحلی امارات با آنان درگیر شده و تا لحظاتی تبادل آتش میان گشتی های جمهوری اسلامی و امارات ادامه می یابد. این جسارت اماراتی ها پس از آن صورت می گیرد که تعلل و مسامحه مسئولان، دست ماموران و سربازان جان بر کف نظام مقدس جمهوری اسلامی را بسته است و گرنه پاسخ قاطع دادن محافظان مرزها به متجاوزان و کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس از بدیهیاتی است که تمامی کشورهای عربی جنوب ایران بر آن واقفند.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱, سهشنبه
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران؛ اعتراض ملی معلمان
از وبلاگ هواداران جبهه متحد دانشجویی
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران / اعتراض ملی معلمانبه نام خداوند جان وخرد
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است.
بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388
فرهنگیان عزیز،ملت شریف ایران!
بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 ودر گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید،از خاطر نبرده اید.
رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 براین نکته نیز تاکید کردند،که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.
پس از سخنان رئیس جمهور ،کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان ،بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورده واعلام کرد،چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند،مشاهده نشود؛اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.
اما با تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها ،متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد،واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد چنانچه براساس شنیده ها زمان اجرای آن به ماههای آینده وشاید پس از انتخابات ریاست جمهور موکول شود.
از آنجا که کانون صنفی معلمان ایران تاخیر بیش از این دراجرای قانون مذکور را غیر قانونی، غیرقابل توجیه وخطرناک می داند،به این وسیله اعلام میدارد،که براساس تعهد ملی ،برنامه های اعتراضی اسفند،ماه 87 را که به حالت تعلیق در آورده بود،از ششم اردیبهشت ماه 88 به شرح زیر دوباره به اجرا خواهد گذاشت.
1- روز یکشنبه ششم اردیبهشت 1388معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه وکلاس درس از تدریس خودداری نموده ، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.
2- روز دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه ازرفتن به کلاس خوداری کرده، ودر حفظ نظم کلاس ومدرسه با مدیران ومعاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.
3- روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده ،وتمامی معلمان ازحضوردرمدرسه خود داری خواهند نمود.
بدیهی است،چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید،مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری بطورکامل و از 1/1 1386 صادر نشود،حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ میدانیم
درپایان ازهمه ی همکاران فرهنگی ونهادهای مدنی که از این پس همچون گذشته به شیوه های گوناگون از خواسته های برحق فرهنگیان پشتیبانی می کنند ،سپاسگزاری می نماییم.
درضمن از همکاران محترم می خواهیم با توجه به محدودیت مالی کانون با تکثیر بیانیه وتوزیع به موقع آن مارا در اطلاع رسانی یاری فرمایند.
به امید پیروزی وموفقیت روز افزون
کانون صنفی معلمان ایران
یکم اردیبهشت1388
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران / اعتراض ملی معلمانبه نام خداوند جان وخرد
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است.
بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388
فرهنگیان عزیز،ملت شریف ایران!
بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 ودر گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید،از خاطر نبرده اید.
رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 براین نکته نیز تاکید کردند،که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.
پس از سخنان رئیس جمهور ،کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان ،بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورده واعلام کرد،چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند،مشاهده نشود؛اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.
اما با تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها ،متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد،واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد چنانچه براساس شنیده ها زمان اجرای آن به ماههای آینده وشاید پس از انتخابات ریاست جمهور موکول شود.
از آنجا که کانون صنفی معلمان ایران تاخیر بیش از این دراجرای قانون مذکور را غیر قانونی، غیرقابل توجیه وخطرناک می داند،به این وسیله اعلام میدارد،که براساس تعهد ملی ،برنامه های اعتراضی اسفند،ماه 87 را که به حالت تعلیق در آورده بود،از ششم اردیبهشت ماه 88 به شرح زیر دوباره به اجرا خواهد گذاشت.
1- روز یکشنبه ششم اردیبهشت 1388معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه وکلاس درس از تدریس خودداری نموده ، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.
2- روز دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه ازرفتن به کلاس خوداری کرده، ودر حفظ نظم کلاس ومدرسه با مدیران ومعاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.
3- روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده ،وتمامی معلمان ازحضوردرمدرسه خود داری خواهند نمود.
بدیهی است،چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید،مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری بطورکامل و از 1/1 1386 صادر نشود،حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ میدانیم
درپایان ازهمه ی همکاران فرهنگی ونهادهای مدنی که از این پس همچون گذشته به شیوه های گوناگون از خواسته های برحق فرهنگیان پشتیبانی می کنند ،سپاسگزاری می نماییم.
درضمن از همکاران محترم می خواهیم با توجه به محدودیت مالی کانون با تکثیر بیانیه وتوزیع به موقع آن مارا در اطلاع رسانی یاری فرمایند.
به امید پیروزی وموفقیت روز افزون
کانون صنفی معلمان ایران
یکم اردیبهشت1388
۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه
حمله احمدی نژاد به شورای امنیت سازمان ملل
احمدی نژاد امروز پس از ایراد سخنرانی در کنفرانس ژنو که با اعتراض شدید کشورهای غربی مواجه شد، در یک کنفرانس خبری حضور یافت و شورای امنیت سازمان ملل را مورد حمله قرار داد.
احمدی نژاد گفت امروز شوراي امنيت به شدت ناکارآمد است و علت ناکارآمدي آن را بايد در ساختار شوراي امنيت جستجو کرد.
احمدي نژاد گفت اينکه پنج کشور داراي حق وتو هستند به اين معني است که در منازعات خود با کشورها هم طرف دعوا، دادستان، قاضي و هم مجري حکم هستند. بنابراين کشورهايي که با يکي از کشورهاي داراي حق وتو دچار مشکل مي شوند از قبل بازنده اند.
احمدی نژاد پیش تر قطعنامه های شورای امنیت را ورق پاره خوانده بود.
احمدی نژاد گفت امروز شوراي امنيت به شدت ناکارآمد است و علت ناکارآمدي آن را بايد در ساختار شوراي امنيت جستجو کرد.
احمدي نژاد گفت اينکه پنج کشور داراي حق وتو هستند به اين معني است که در منازعات خود با کشورها هم طرف دعوا، دادستان، قاضي و هم مجري حکم هستند. بنابراين کشورهايي که با يکي از کشورهاي داراي حق وتو دچار مشکل مي شوند از قبل بازنده اند.
احمدی نژاد پیش تر قطعنامه های شورای امنیت را ورق پاره خوانده بود.
پيامک برای اعتراض عمومی: ملت ايران به پا خيزيد
آژانس ايران خبر: با افزايش فشارهاي سياسي و اجتماعي بر مردم، گروه هاي خودجوش مردمي در اقدامي هماهنگ ملت ايران را به اعتراض عمومي ترغيب مي نمايند. گروه هاي خودجوش مردمي در تهران اين روزها با ارسال پيامك هاي گسترده مردم را براي اعتراض به سياست هاي جاري در كشور دعوت مي كنند.
در پيامك هايي كه به همين منظور از سوي افراد ناشناس با عنوان "ملت ايران به پاخيزيد" يا" ايراني به پا خيز" از قاطبه ي مردم ايران در خواست مي شود‘ اعتراض هاي خود را علني كنند.
ارسال پيامك هاي سياسي از وقتي شروع شده است كه وزارت ارتباطات با هماهنگي وزارت اطلاعات سعي در كنترل وشناسايي ارسال كنندگان پيامك هاي سياسي كرده اند.
ارسال پيامك هايي با مضمون كاملا سياسي در حالي شكل گرفته است كه از مدتها پيش و با راه اندازي سرويس پيام كوتاه در قالب پيامك هاي طنز دستورات سياسي سران نظام به تمسخر و نقد كشيده مي شد.
در پيامك هايي كه به همين منظور از سوي افراد ناشناس با عنوان "ملت ايران به پاخيزيد" يا" ايراني به پا خيز" از قاطبه ي مردم ايران در خواست مي شود‘ اعتراض هاي خود را علني كنند.
ارسال پيامك هاي سياسي از وقتي شروع شده است كه وزارت ارتباطات با هماهنگي وزارت اطلاعات سعي در كنترل وشناسايي ارسال كنندگان پيامك هاي سياسي كرده اند.
ارسال پيامك هايي با مضمون كاملا سياسي در حالي شكل گرفته است كه از مدتها پيش و با راه اندازي سرويس پيام كوتاه در قالب پيامك هاي طنز دستورات سياسي سران نظام به تمسخر و نقد كشيده مي شد.
اعتراض شدید فرانسه به سخنرانی احمدی نژاد
به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس، نیکلاس سرکوزی، رئیس جمهور فرانسه سخنرانی احمدی نژاد در کنفرانس موسوم به دوربان 2 در ژنو سوئیس را نفرت انگیز خواند و آن را بشدت محکوم کرد.
رئیس جمهور فرانسه خواستار موضع قاطعانه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در برابر اظهارات یهودستیزانه احمدی نژاد شد و گفت اظهارت این فرد نفرت انگیز و غیرقابل گذشت است.
گفتنی است هنگام سخنرانی احمدی نژاد، سفرای کشورهای اروپايی به نشانه اعتراض سالن کنفرانس را ترک کردند.
رئیس جمهور فرانسه خواستار موضع قاطعانه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در برابر اظهارات یهودستیزانه احمدی نژاد شد و گفت اظهارت این فرد نفرت انگیز و غیرقابل گذشت است.
گفتنی است هنگام سخنرانی احمدی نژاد، سفرای کشورهای اروپايی به نشانه اعتراض سالن کنفرانس را ترک کردند.
سخنرانی احمدی نژاد؛ سفرای اروپايی سالن کنفرانس را ترک کردند
سخنرانی احمد نژاد در کنفرانس دوربان ژنو با اعتراض شدید کشورهای اروپايی روبرو شد و سفرای آندسته از کشورهای اتحادیه اروپا که در این کنفرانس حضور داشتند، هنگام سخنرانی احمدی نژاد سالن را ترک کردند.
در آغاز سخنرانی احمدی نژاد نیز سه نفر از حاضرین به سمت او حمله کرده که با دخالت ماموران از سالن کنفرانس خارج شدند.
وزیر خارجه فرانسه پیش تر هشدار داده بود چنانچه احمدی نژاد در کنفرانس ژنو به بیان اظهارات یهودستیزانه بپردازد، سفرای اروپايی سالن را ترک خواهند کرد.
شبکه های تلویزیونی جهان با پخش مستقیم سخنرانی احمدی نژاد، بارها خالی بودن کرسی های کشورهای غربی در کنفرانس ژنو را نشان دادند.
در آغاز سخنرانی احمدی نژاد نیز سه نفر از حاضرین به سمت او حمله کرده که با دخالت ماموران از سالن کنفرانس خارج شدند.
وزیر خارجه فرانسه پیش تر هشدار داده بود چنانچه احمدی نژاد در کنفرانس ژنو به بیان اظهارات یهودستیزانه بپردازد، سفرای اروپايی سالن را ترک خواهند کرد.
شبکه های تلویزیونی جهان با پخش مستقیم سخنرانی احمدی نژاد، بارها خالی بودن کرسی های کشورهای غربی در کنفرانس ژنو را نشان دادند.
اعتراض دانشجویان به ضرب و شتم یک دانشجو
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراضات گسترده دانشجویان دانشگاه تربیت معلم نسبت به ضرب وشتم واهانت به یک دانشجو
بنابه گزارشات رسیده از دانشگاه تربیت معلم واحد حصارک کرج ،صبح روز دوشنبه 31 فروردین ماه بیش از 1000 نفر از دانشجویان در مقابل سلف سرویس دانشگاه در اعتراض به ضرب وشتم و اهانت به یک دانشجو توسط نیروی انتظامی دست به اعتراض زدند.شب گذشته حوالی ساعت 20:00 شب یک ماشین نیروی انتظامی وارد محوطه دانشگاه گردید و وحشیانه به یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم حمله ور شد آنهااین دانشجو را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند وبه چشمان او گاز اشک آور پاشیدند و به زور او را سوار ماشین نموده وقصد بازداشت این دانشجو را داشتند .سایر دانشجویان نسبت به این عمل نیوری انتظامی و حراست داشنگاه اعتراض نموده و برای آزادی این دانشجو به سمت حراست حرکت نمودند .و خواستار آزادی این دانشجو شدند. دانشجوئی که مورد ضرب و شتم و اهانت نیروهای سرکوبگر قرار گرفت آقای عباس مفاخری نام دارد.دانشجویان نسبت به ضرب وشتم و اهانت به این دانشجو صبح امروز 31 فروردین ماه اقدام به برگزاری یک تجمع اعتراضی گسترده در مقابل سلف سرویس دانشگاه نمودند. این اعتراضات از ساعت 11:30 آغاز گردید و تا ساعت 13:00 ادامه داشت که با حضور وحشت زده رئیس دانشگاه و معاونین وی، و دادن قول مساعد به دانشجویان که به خواسته های آنها رسیدگی خواهد شد به صورت مشروط پایان یافت.دانشجویان معترض این دانشگاه تا روز شنبه 5 اردیبهشت ماه به وزیر علوم ورئیس نیروی انتظامی کرج و سایر افرادی مهلت دادند که آنها باید در جمع دانشجویان حاضر شوند و از آنها عذرخواهی رسمی نمایند در غیر این صورت روز شنبه 5 اردیبهشت ماه با اعتراضات گسترده دانشجویان مواجه خواهند شد.دانشجویان همچنین خواهان آزادی فوری و بدون قید وشرط دانشجوی زندانی شبنم مددزاده و برادرش فرزاد مددزاده شدند.دانشجویان ،دانشگاه تربیت معلم کرج همچنین از سایر دانشگاه های کشور خواهان حمایت و محکوم کردن این عمل غیر انسانی شدند و اهانت به دانشجویان در هر دانشگاه را اهانت به سایر دانشجویان در دانشگاه های کشور دانستندفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه به محیط امن دانشگاه و مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادن دانشجویان تربیت معلم واحد حصارک کرج را محکوم می کند و از اتحادیه های دانشجوئی جهان خواستار حمایت از دانشجویان در ایران است.
31 فروردین 1388 برابر با 20 آپریل 2009
اعتراضات گسترده دانشجویان دانشگاه تربیت معلم نسبت به ضرب وشتم واهانت به یک دانشجو
بنابه گزارشات رسیده از دانشگاه تربیت معلم واحد حصارک کرج ،صبح روز دوشنبه 31 فروردین ماه بیش از 1000 نفر از دانشجویان در مقابل سلف سرویس دانشگاه در اعتراض به ضرب وشتم و اهانت به یک دانشجو توسط نیروی انتظامی دست به اعتراض زدند.شب گذشته حوالی ساعت 20:00 شب یک ماشین نیروی انتظامی وارد محوطه دانشگاه گردید و وحشیانه به یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم حمله ور شد آنهااین دانشجو را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند وبه چشمان او گاز اشک آور پاشیدند و به زور او را سوار ماشین نموده وقصد بازداشت این دانشجو را داشتند .سایر دانشجویان نسبت به این عمل نیوری انتظامی و حراست داشنگاه اعتراض نموده و برای آزادی این دانشجو به سمت حراست حرکت نمودند .و خواستار آزادی این دانشجو شدند. دانشجوئی که مورد ضرب و شتم و اهانت نیروهای سرکوبگر قرار گرفت آقای عباس مفاخری نام دارد.دانشجویان نسبت به ضرب وشتم و اهانت به این دانشجو صبح امروز 31 فروردین ماه اقدام به برگزاری یک تجمع اعتراضی گسترده در مقابل سلف سرویس دانشگاه نمودند. این اعتراضات از ساعت 11:30 آغاز گردید و تا ساعت 13:00 ادامه داشت که با حضور وحشت زده رئیس دانشگاه و معاونین وی، و دادن قول مساعد به دانشجویان که به خواسته های آنها رسیدگی خواهد شد به صورت مشروط پایان یافت.دانشجویان معترض این دانشگاه تا روز شنبه 5 اردیبهشت ماه به وزیر علوم ورئیس نیروی انتظامی کرج و سایر افرادی مهلت دادند که آنها باید در جمع دانشجویان حاضر شوند و از آنها عذرخواهی رسمی نمایند در غیر این صورت روز شنبه 5 اردیبهشت ماه با اعتراضات گسترده دانشجویان مواجه خواهند شد.دانشجویان همچنین خواهان آزادی فوری و بدون قید وشرط دانشجوی زندانی شبنم مددزاده و برادرش فرزاد مددزاده شدند.دانشجویان ،دانشگاه تربیت معلم کرج همچنین از سایر دانشگاه های کشور خواهان حمایت و محکوم کردن این عمل غیر انسانی شدند و اهانت به دانشجویان در هر دانشگاه را اهانت به سایر دانشجویان در دانشگاه های کشور دانستندفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه به محیط امن دانشگاه و مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادن دانشجویان تربیت معلم واحد حصارک کرج را محکوم می کند و از اتحادیه های دانشجوئی جهان خواستار حمایت از دانشجویان در ایران است.
31 فروردین 1388 برابر با 20 آپریل 2009
۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه
دلارا دارابی را نجات دهید.
تظاهرات سازمان عفو بین الملل برای نجات دلارا دارابی
دوشنبه 20 آپریل- ساعت 9 صبح- لندن- مقابل سفارت
جمهوری اسلامی
فعالان حقوق بشر در ایران
دلآرا دارابی دختر 23 ساله؛ نقاش و شاعر نوجوانی که محکوم به قتل شده و از 17 سالهگی در زندان رشت به سر میبرد، این روزها منتظر اجرای حکم خویش است. وی در طول شش سال زندانی بودن و داشتن حکم اعدام در پرونده بارها و در نامههای متعدد به مسئولین قضایی کشور نوشته است که مرتکب قتل نشده و اعترافات اولیهی او بر مبنای احساسات یک نوجوان بوده است.
اما اعتراضهای او و دفاعیات وکیل وی که نقطههای مبهم زیادی در این پرونده را نشانه گرفته بودند و بر آن تاکید داشتند و دارند، نه تنها بینتیجه مانده، بلکه این دختر 23 ساله که به خاطر هنر و توانمندیاش در هنر نقاشی به «زندانی رنگها» ملقب شده، تا کم تر از سه روز دیگر به انتظار فاجعهیی در زندان نشسته است.
دلارا دارابی به هنگام وقوع قتل تنها ۱۷ سال داشت و طبق حقوق بينالملل افراد زير ۱۸ سال را نبايد اعدام كرد. ايران دو قرارداد بينالمللى را امضا كرده كه در آن اعدام كسانى كه به هنگام ارتكاب جرم به سن ۱۸ سالهگى نرسيدهاند ممنوع است؛ جمهوی اسلامی كنوانسيون حقوق مدنى و سياسى را در سال ۱۹۷۵ و كنوانسيون حقوق كودك را در سال ۱۹۹۴ امضا كرده است. طبق كنوانسيون حقوق كودك ، كودكان و نوجوانان زير ۱۸ سال بالغ نيستند و به خاطر نداشتن بلوغ فكرى ممكن است نتوانند پيامدهاى اعمال خود را پيش بينى كنند همانطور که دلآرا دارابی نتوانسته اعمالاش را کنترل کند.
هر چند ایران کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته ولی میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را به صورت مطلق قبول کرده است؛ در بند 6 مادهی 5 این میثاق صراحتا حکم به مجازات اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام شده است . در جایی که بیش 185 کشور دنیا مجازات مرگ را برای اطفال زیر 18 سال از قوانینشان برداشته اند، جمهوری اسلامی با داشتن قانون و تعهدات بین المللی، مبنی برمنع مجازات اعدام برای اطفال زیر 18 سال آنها را به مرگ محکوم میکند.
با این همه و با وجود نکات مبهم زیادی که در پرونده وجود دارد و وکیل دارابی و کارشناسان بر آن صحه میگذارند، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با ابراز نگرانی جدی در خصوص آمار روز افزون اعدامها در ایران و به ویژه نوجوانان زیر 18 سال خواستار توقف همیشهگی حکم اعدام دلآرا دارابی است و از مسئولین قضایی میخواهد که به قوانین بینالمللی همچون موارد بالا که آنرا امضا کردهاند احترام گذاشته و عدم نقض حقوق کودکان و نوجوانان را در اولویتهای اول دستگاه قضایی قرار دهد.
مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران با ابراز تاسف از اینکه قضات دادگستری از اعمال و اجرای این موارد قانونی و به تبع آن اجتناب از صدور حکم اعدام کودکان و نوجوانان خودداری می ورزند؛ نسبت به اعدام کودکان و نوجوانان توسط دستگاه قضایی هشدار جدی میدهد و آنرا جنایتی تلخ و نگران کننده برای جامعهی حال و آیندهی ایران میداند.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
28 فروردین ماه 1388
دلآرا دارابی دختر 23 ساله؛ نقاش و شاعر نوجوانی که محکوم به قتل شده و از 17 سالهگی در زندان رشت به سر میبرد، این روزها منتظر اجرای حکم خویش است. وی در طول شش سال زندانی بودن و داشتن حکم اعدام در پرونده بارها و در نامههای متعدد به مسئولین قضایی کشور نوشته است که مرتکب قتل نشده و اعترافات اولیهی او بر مبنای احساسات یک نوجوان بوده است.
اما اعتراضهای او و دفاعیات وکیل وی که نقطههای مبهم زیادی در این پرونده را نشانه گرفته بودند و بر آن تاکید داشتند و دارند، نه تنها بینتیجه مانده، بلکه این دختر 23 ساله که به خاطر هنر و توانمندیاش در هنر نقاشی به «زندانی رنگها» ملقب شده، تا کم تر از سه روز دیگر به انتظار فاجعهیی در زندان نشسته است.
دلارا دارابی به هنگام وقوع قتل تنها ۱۷ سال داشت و طبق حقوق بينالملل افراد زير ۱۸ سال را نبايد اعدام كرد. ايران دو قرارداد بينالمللى را امضا كرده كه در آن اعدام كسانى كه به هنگام ارتكاب جرم به سن ۱۸ سالهگى نرسيدهاند ممنوع است؛ جمهوی اسلامی كنوانسيون حقوق مدنى و سياسى را در سال ۱۹۷۵ و كنوانسيون حقوق كودك را در سال ۱۹۹۴ امضا كرده است. طبق كنوانسيون حقوق كودك ، كودكان و نوجوانان زير ۱۸ سال بالغ نيستند و به خاطر نداشتن بلوغ فكرى ممكن است نتوانند پيامدهاى اعمال خود را پيش بينى كنند همانطور که دلآرا دارابی نتوانسته اعمالاش را کنترل کند.
هر چند ایران کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته ولی میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را به صورت مطلق قبول کرده است؛ در بند 6 مادهی 5 این میثاق صراحتا حکم به مجازات اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام شده است . در جایی که بیش 185 کشور دنیا مجازات مرگ را برای اطفال زیر 18 سال از قوانینشان برداشته اند، جمهوری اسلامی با داشتن قانون و تعهدات بین المللی، مبنی برمنع مجازات اعدام برای اطفال زیر 18 سال آنها را به مرگ محکوم میکند.
با این همه و با وجود نکات مبهم زیادی که در پرونده وجود دارد و وکیل دارابی و کارشناسان بر آن صحه میگذارند، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با ابراز نگرانی جدی در خصوص آمار روز افزون اعدامها در ایران و به ویژه نوجوانان زیر 18 سال خواستار توقف همیشهگی حکم اعدام دلآرا دارابی است و از مسئولین قضایی میخواهد که به قوانین بینالمللی همچون موارد بالا که آنرا امضا کردهاند احترام گذاشته و عدم نقض حقوق کودکان و نوجوانان را در اولویتهای اول دستگاه قضایی قرار دهد.
مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران با ابراز تاسف از اینکه قضات دادگستری از اعمال و اجرای این موارد قانونی و به تبع آن اجتناب از صدور حکم اعدام کودکان و نوجوانان خودداری می ورزند؛ نسبت به اعدام کودکان و نوجوانان توسط دستگاه قضایی هشدار جدی میدهد و آنرا جنایتی تلخ و نگران کننده برای جامعهی حال و آیندهی ایران میداند.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
28 فروردین ماه 1388
۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه
کرمان با نصب پرچمهای شیر و خورشید به استقبال احمدینژاد رفت.
صبح روز 27 فروردین 1388 خورشیدی، گروه گواشیر کرمان از گروههای وابسته به جنبش « ما هستیم » با نصب دو پرچم شیر و خورشید در یک ستون در چهار راه مهدیه این شهر و در یک کیلومتری استراحتگاه رییس جمهور اسلامی ایران به استقبال وی رفتند!
این سی و پنجمین پرچم شیر و خورشید نشان ایران است که از روز 30 اسفند 87 تا کنون در اقصی نقاط ایران به اهتزاز در میآید.
با چنین سرعت و جسارتی که این پرچم به اهتزاز درمیآید هیچ دور از انتظار نیست که پرچم بعدی بر فراز میدان شهیاد تهران بر افراشته شود.
این سی و پنجمین پرچم شیر و خورشید نشان ایران است که از روز 30 اسفند 87 تا کنون در اقصی نقاط ایران به اهتزاز در میآید.
با چنین سرعت و جسارتی که این پرچم به اهتزاز درمیآید هیچ دور از انتظار نیست که پرچم بعدی بر فراز میدان شهیاد تهران بر افراشته شود.
برگزاری پرشور تجمع اعتراضی مقابل نانوایی ها در سراسر کشور
امروز پنجشنبه 27 فروردین بار دیگر طبق معمول هفتههای گذشته تجمع اعتراضی با شعار «ما هستیم» مقابل نانوایی های سراسر کشور صورت گرفت.
طبق گزارشات رسیده این تجمعات که از چندین هفته قبل از شروع سال جدید شروع شده و تا کنون ادامه یافته است به دلیل استقبال مردمی کم کم از حالت عادی خارج شده و شکل اعتراضی به خود گرفته است به طوریکه حضور مأموران لباس شخصی و انتظامی مقابل نانوایی ها در هر هفته چشمگیر تر شده است، اما به دلیل انبوه جمعیت و نیز غیر قابل کنترل بودن نانواییها تا کنون این اقدام حکومت برای سرکوب مردم بی نتیجه مانده است. برای درک بیشتر از علت فراخوان کانال یک به تجمع مقابل نانوایی ها به مقاله « چرا هر پنجشنبه نان میخواهیم» در قسمت «جنبش ملی ما هستیم را بهتر بشناسیم» در همین وبلاگ مراجعه کنید.
۱۳۸۸ فروردین ۲۵, سهشنبه
یک دانشجوی دختر دیگر در دانشگاه تهران خودکشی کرد.
خبرنامه امیرکبیر: شب گذشته یکی از دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه تهران با پرتاب کردن خود از طبقه چهارم ساختمان اقدام به خودکشی کرد.
این اتفاق در ساختمان ۷۲ مجموعه ی خوابگاههای شهید چمران دانشگاه تهران رخ داد و وی بلافاصله پس از این اقدام به بیمارستان منتقل شد.
نام این دانشجوی دختر کرد، سندس محمدی بوده و وی دانشجوی سال اول کارشناسی رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می باشد.
گفتنی است این چندمین مورد اقدام به خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه تهران است. پیش از این حادثه در ایام امتحانات پایان ترم اول دانشجویان نیز، دانشجوی دیگری بنام نبی الله پیرمحمدی، و از همین دانشکده بدلیل فشارهای کمیته انضباطی از طبقه چهارم خوابگاه کوی دانشگاه خود را به پائین پرتاب کرد و این حادثه منجر به اعتراض و تجمع دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شد.
طی سال گذشته نیز خودکشی دانشجویان بارها در دانشگاه های مختلف کشور از جمله شهید بهشتی، سیستان و بلوچستان، شیراز و … اتفاق افتاد، اما مسئولین بدون توجه به مشکلات دانشجویان تنها تلاش کردند تا مانع از پخش اخبار خودکشی دانشجویان شوند.
این اتفاق در ساختمان ۷۲ مجموعه ی خوابگاههای شهید چمران دانشگاه تهران رخ داد و وی بلافاصله پس از این اقدام به بیمارستان منتقل شد.
نام این دانشجوی دختر کرد، سندس محمدی بوده و وی دانشجوی سال اول کارشناسی رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می باشد.
گفتنی است این چندمین مورد اقدام به خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه تهران است. پیش از این حادثه در ایام امتحانات پایان ترم اول دانشجویان نیز، دانشجوی دیگری بنام نبی الله پیرمحمدی، و از همین دانشکده بدلیل فشارهای کمیته انضباطی از طبقه چهارم خوابگاه کوی دانشگاه خود را به پائین پرتاب کرد و این حادثه منجر به اعتراض و تجمع دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شد.
طی سال گذشته نیز خودکشی دانشجویان بارها در دانشگاه های مختلف کشور از جمله شهید بهشتی، سیستان و بلوچستان، شیراز و … اتفاق افتاد، اما مسئولین بدون توجه به مشکلات دانشجویان تنها تلاش کردند تا مانع از پخش اخبار خودکشی دانشجویان شوند.
رضا فاضلی هنرمند و فعال سیاسی در گذشت.
رضا فاضلی هنرمند و فعال سیاسی امروز درگذشت. اما رضا فاضلی تا ابد زنده است اگر خرد را همواره توشه راهمان کنیم.
درگذشت این مبارز راه آزادی را به خانواده ایشان، جامعه روزنامه نگاران و طرفدارانشان تسلیت عرض می نماییم.
یاد و خاطره اش گرامی باد.
به یزدان که گر ما خرد داشتیم، کجا این سر انجام بد داشتیم.
۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه
دعای تغییر برای همه
ایران ب ب ب
الاهه بقراط
هرچه به «انتخابات» در جمهوری اسلامی نزدیک میشویم، «راه سوم» و «تغییر» از سوی کسانی که پای به این میدان مینهند به عنوان یک شعار فراگیر و مردمی که پاسخگوی نیاز شفاهی جامعه است، بیشتر محبوبیت پیدا میکند. میرحسین موسوی نیز که خود را «هم اصلاحطلب و هم اصولگرا» میخواند، مانند بقیه متقاضیان ریاست جمهوری با یک «راه سوم» و کلی «تغییرات» به بازار آمده است. او میخواهد با تکیه بر «اصول» دست به «اصلاحات» بزند و به این ترتیب با پشتیبانی هم «اصولگرایان» و هم «اصلاحطلبان» شعار «تغییر» برای حفظ نظام را تحقق بخشد!
*****
دعای تغییر برای همه
در چند دقیقه استراحت، همکارم موضوع انتخابات را پیش میکشد. من که حواسم جای دیگری بود میپرسم: انتخابات در کجا؟ با تعجب میگوید: در ایران. با بیحوصلگی و تأکید روی کلمه «انتخابات» میگویم: به آن «انتخابات» هنوز دو ماه دیگر مانده. او که پزشک روانکاو است و همیشه درباره کتابهایی کنجکاوی میکند که من برای خواندن در وقت استراحت به همراه میبرم، میپرسد: کتاب «داوکینز» را تمام کردی؟ چطور بود؟ بعضی جاها خیلی تحریک کننده نوشته، نه؟ میگویم: آره، ولی آنها هم حق دارند نظرشان را بگویند.
«ریچارد داوکینز» جانورشناس و بیولوگ آتهئیست 68 ساله انگلیسی در سال 2006 کتاب «جنونی به نام خدا» را منتشر کرد که در آن به رد وجود خدا و نقد ادیان ابراهیمی پرداخته است. همکارم به همین کتاب اشاره میکرد که خودش هم خوانده بود. بعد میگوید: «کاتامی» کنار کشید، نه؟ من که باز حواسم پرت شده بود، میپرسم: در کجا؟ با خنده میگوید: در ایران، وگرنه اینجا که کسی از انتخابات کنار نمیکشد! پاسخ میدهم: آره، کنار هم نمیکشید فرقی نمیکرد.
همکارم دستبردار نیست. میگوید: ولی اساسا ایران دمکراتیک اداره میشود، نه؟ اینجا دیگر حواسم را جمع میکنم و با نیش میگویم: اگر اینطوری حساب کنی، رژیم نازیها هم دمکراتیک اداره میشد!
میدانم حساسیتی که آلمانیها نسبت به عنوان «رژیم نازی» و «رژیم هیتلر» دارند، توصیفناپذیر است. همکارم سرخ میشود و من ادامه میدهم: نامزدها چه برای پارلمان و چه برای ریاست جمهوری از طرف یک نهادی به اسم شورای نگهبان اول منصوب میشوند و بعد به انتخاب مردم گذاشته میشوند. تازه، در جایی که رسانهها و احزاب ممنوع هستند، سوسیالیستها، لیبرالها، کمونیستها و دمکراتها ممنوع هستند، چطور میتوان کشوری را دمکراتیک اداره کرد؟ میگوید: خب، آره. ادامه میدهم: اصلا چطور میتوان در جایی که حکومت الله وجود دارد، دمکراسی داشت؟
آلمانیها برای «حکومت الله» اصطلاح «حکومت خدا» را به کار میبرند که در رسانههای اینجا در مورد رژیم جمهوری اسلامی به کار برده میشود. بعد، از آنجا که در آلمان رییس جمهوری بیشتر یک مقام تشریفاتی است و صدراعظم به عنوان رییس دولت از اختیارات بیشتری برخوردار است، میپرسم: ببینم، شماها قبول میکنید یک کشیش صدر اعظم کشورتان بشود؟ چهرهاش نشان میدهد حتی تصور چنین چیزی هم برایش ناممکن است. ادامه میدهم: دلتان میخواست به جای «جمهوری فدرال آلمان» یک «جمهوری مسیحی آلمان» میداشتید؟ طبیعی است که خندهاش میگیرد. میپرسم: پس چرا فکر میکنید ما لایق چنین چیزهایی هستیم؟ چرا فکر میکنید یک رییس جمهوری آخوند یا اسلامیست برای ما کاملا بدیهی است و یک جمهوری اسلامی برای ما خوب است؟ اگر اینها خوب است، چرا شما حاضر نیستید یک ذره به دامنه اختیارات کلیسا و کشیشها اضافه شود؟
همکارم که انسانی دوستداشتنی است یک مرد همجنسگراست و معنای افزایش اختیارات کلیسا و کشیشها را خیلی خوب میفهمد. ادامه میدهم: حالا میفهمی وقتی کسی میپرسد: «ایران اساسا دمکراتیک اداره میشود» تا چه اندازه از واقعیات آن کشور دور است؟ در حالی که سرش را به تأیید تکان میدهد، فنجان قهوهاش را بر میدارد و به دفترش میرود.
تصویر ثبات
جالب اینجاست که این تصویر غیرواقعی نه تنها تصور «دلخواه» بسیاری از رسانهها و مفسران و سیاستمداران غربی است، بلکه تصور «دلخواه» و تبلیغی مدافعان نظام در درون و پیرامون جمهوری اسلامی نیز هست. یعنی جایی که پتک یک واقعیت به شدت ناهنجار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هر روزه بر مغز جامعه فرود میآید.
عین همین تصویر این روزها در رابطه با کنفرانس افغانستان در لاهه و نشست سران بیست کشور جهان در لندن در رسانههای این سوی جهان دلالی میشود در حالی که در فضای رسانههای جمهوری اسلامی که هنوز از رخوت تعطیلات نوروز بیرون نیامدهاند، شاهد تصویر دیگری هستیم. اینوریها از گفتگوی متمدنانه سیاستمداران و رد و بدل شدن نامه و پیغام و پسغام حرف میزنند. آنوریها همه اینها را انکار میکنند. اینوریها درباره اینکه آخرین فرصتها برای جمهوری اسلامی به بهترین شکل ممکن از سوی به ویژه آمریکا ارائه میشود، داد سخن میدهند. آنوریها بشارت ناتوانی نظامهای فکری غرب و نابودی قطعی آنها را جار میزنند. برخی از اینوریها بر این گمانند که رأیگیری ریاست جمهوری اسلامی در دو ماه دیگر ممکن است تغییراتی در معادلات قدرت در تهران به وجود آورد. برخی دیگر از اینوریها بر این باورند که بهتر است این دست و آن دست نکرد و بیش از این به فرصتسوزی نپرداخت و هر آنچه غرب حاضر است به عنوان «امتیاز» به جمهوری اسلامی بدهد، همین امروز اعلام کنند تا جمهوری اسلامی واکنش نهایی خود را نسبت به آخرین حد دست و دلبازی غرب نشان بدهد و تکلیف خودش و بقیه را معلوم کند. از آن سو، برخی از آنوریها همچنان بر طبل توهم اقتدار میکوبند و بر این گمانند که با ایستادگی خود دارند آمریکا را به زانو در میآورند. برخی دیگر از آنوریها نیز بر این باورند که بهتر است این دست و آن دست نکرد و بیش از این به فرصتسوزی نپرداخت و هر آنچه غرب حاضر است به عنوان «امتیاز» به آنها بدهد، همین امروز قاپید و آخرین واکنش را که همانا گشودن باب مراوده است نشان داد تا به تدریج، زمان به بهبود روابط کمک کند و نهایتا هم خدا بزرگ است.
این پرسش که بنیه سیاست بینالملل با توجه به روند جهانی شدن و بحران بازارهای مالی که چرخه اقتصاد جهانی را به ویژه در کشورهای قدرتمند با مشکل روبرو کرده است، تا چه اندازه به این گمانها و باورها میدان خواهد داد، موضوعی است که با گذشت زمان و با توجه به حساسیتی که اسراییل و اعراب نسبت به موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه دارند، پاسخ خود را خواهد گرفت.
واقعیت این است که شرکتهای چندملیتی و کارتلهای نفتی توانستند همزمان با فراگیر شدن بحران مالی و بانکی، با مکانیسمی که به کاهش شدید قیمت نفت انجامید، از یک سو گریبان بخشی از چرخه اقتصاد را از قیمت سرسامآور انرژی و سوخت رها سازند، و از سوی دیگر رژیم ایران را به شدت تضعیف کنند.
جمهوری اسلامی اما حاضر نیست به ضربات ناشی از تحریمهای گسترده و کاهش قیمت نفت اعتراف کند. این را اما میتوان در سخنان برخی از زمامداران و هم چنین از به اصطلاح مبارزه انتخاباتی متقاضیان نامزدی ریاست جمهوری که برای از میدان به در کردن حریف و جلب آرای مردم، دست به افشاگریهایی علیه یکدیگر و در بیان وضعیت نابسامان کشور میزنند، به روشنی دید.
حَبّ تغییر
همان گونه که چند هفته پیش نوشتم، هرچه به «انتخابات» در جمهوری اسلامی نزدیک میشویم، «راه سوم» و «تغییر» از سوی کسانی که پای به این میدان مینهند به عنوان یک شعار فراگیر و مردمی که پاسخگوی نیاز شفاهی جامعه است، بیشتر محبوبیت پیدا میکند. میرحسین موسوی نیز که خود را «هم اصلاحطلب و هم اصولگرا» میخواند، مانند بقیه متقاضیان ریاست جمهوری با یک «راه سوم» و کلی «تغییرات» به بازار آمده است.
وی امروز در «مؤسسه دین و اقتصاد» از جمله در باره «تغییر» و «راه سوم» خود توضیح داد که یک رویکرد «خوشبین است که میتوان جلوی سیل تغییرات را سد کرد». به نظر وی این راه «تغییرات را به اندازهای در پشت یک سد بسیار بلند جمع میکند که این سد شکسته شده» و ضایعه برای کشور به بار خواهد آورد. یک رویکرد دیگر «منفعلانه» است که به نظر میرحسین موسوی نتیجهاش همانا «آمریکایی شدن جامعه ما و تسلیم در مقابل پروژههای «جهانی کردن» و نه «جهانی شدن» است». اما راه «سوم» که اگر میرحسین موسوی رییس جمهوری اسلامی شود آن را در پیش خواهد گرفت «قبول تغییرات به عنوان واقعیت پیش روی کشور و مدیریت آنهاست». این «تغییرات» به نظر وی سبب «حفظ ارزشها، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و استقرار عدالت» میشود. میرحسین موسوی میخواهد با تکیه بر «اصول» دست به «اصلاحات» بزند و به این ترتیب پشتیبانی هم «اصولگرایان» و هم «اصلاحطلبان» را جلب کند.
تا آنجایی که به رأیگیری و «مبارزه انتخاباتی» و حفظ نظام جمهوری اسلامی باز میگردد، به هر حال میدان سیاست در حکومت اسلامی به گونهای است که ریش و قیچی هر دو در دست زمامداران است و میتوانند هنوز پس از سی سال به خود اجازه بدهند با شعار «راه سوم» و «تغییر» به میدان بیایند تا به گفته خودشان همان چیزی را حفظ کنند که عملا در سه دهه گذشته وجود داشته است. کسی هم خود را موظف نمیداند توضیح دهد، در این صورت منظور از «تغییر» چیست؟! چه چیزی باید در جمهوری اسلامی «تغییر» کند که همین نظام باشد و سبب استحکام و تحقق اهداف اولیه آن نیز بشود؟! فراموش نکنیم که دولت کنونی و مدافعان آن نیز سرسختانه بر این باورند که در حال استحکام و تحقق اهداف انقلاب اسلامی هستند. تکلیف ملت و مملکت در این میان چیست؟
اینجاست که برای چنین شرایطی که همه میخواهند با راه سوم و تغییر، همین نظام را حفظ و مستحکم کنند (تناقضاش را لطفا از کسانی که ادعای «تغییر» برای حفظ نظام را دارند، بپرسید!) یک دعای کارساز برای همه وجود دارد که توصیه میشود چه آنهایی که میخواهند در مقام ریاست جمهوری به این «تغییرات» دست بزنند و چه آنهایی که در مقام مدافعان این «تغییرات» میخواهند آرای خود را خرج این متقاضیان ریاست جمهوری اسلامی بکنند، و چه آنهایی که واقعا خواهان «تغییر» جمهوری اسلامی به یک نظام دمکرات و مبتنی بر حقوق بشر هستند، آن را ذکر کنند.
این دعا که به «دعای آرامش» معروف است به یک کشیش پروتستان آلمانی- آمریکایی به نام «راینهولد نیبور» نسبت داده میشود که آن را حول و حوش جنگ جهانی دوم چنین به رشته تحریر در آورد: «خداوندا، به من آرامش عطا کن تا آنچه را نمیتوانم تغییر دهم، تحمل کنم. شهامت عطا کن تا آنچه را می توانم تغییر دهم، تغییر دهم. و عقل عطا کن تا بتوانم آنچه را میتوانم تغییر دهم، از آنچه نمیتوانم تغییر دهم، تمیز دهم!»
*****
دعای تغییر برای همه
در چند دقیقه استراحت، همکارم موضوع انتخابات را پیش میکشد. من که حواسم جای دیگری بود میپرسم: انتخابات در کجا؟ با تعجب میگوید: در ایران. با بیحوصلگی و تأکید روی کلمه «انتخابات» میگویم: به آن «انتخابات» هنوز دو ماه دیگر مانده. او که پزشک روانکاو است و همیشه درباره کتابهایی کنجکاوی میکند که من برای خواندن در وقت استراحت به همراه میبرم، میپرسد: کتاب «داوکینز» را تمام کردی؟ چطور بود؟ بعضی جاها خیلی تحریک کننده نوشته، نه؟ میگویم: آره، ولی آنها هم حق دارند نظرشان را بگویند.
«ریچارد داوکینز» جانورشناس و بیولوگ آتهئیست 68 ساله انگلیسی در سال 2006 کتاب «جنونی به نام خدا» را منتشر کرد که در آن به رد وجود خدا و نقد ادیان ابراهیمی پرداخته است. همکارم به همین کتاب اشاره میکرد که خودش هم خوانده بود. بعد میگوید: «کاتامی» کنار کشید، نه؟ من که باز حواسم پرت شده بود، میپرسم: در کجا؟ با خنده میگوید: در ایران، وگرنه اینجا که کسی از انتخابات کنار نمیکشد! پاسخ میدهم: آره، کنار هم نمیکشید فرقی نمیکرد.
همکارم دستبردار نیست. میگوید: ولی اساسا ایران دمکراتیک اداره میشود، نه؟ اینجا دیگر حواسم را جمع میکنم و با نیش میگویم: اگر اینطوری حساب کنی، رژیم نازیها هم دمکراتیک اداره میشد!
میدانم حساسیتی که آلمانیها نسبت به عنوان «رژیم نازی» و «رژیم هیتلر» دارند، توصیفناپذیر است. همکارم سرخ میشود و من ادامه میدهم: نامزدها چه برای پارلمان و چه برای ریاست جمهوری از طرف یک نهادی به اسم شورای نگهبان اول منصوب میشوند و بعد به انتخاب مردم گذاشته میشوند. تازه، در جایی که رسانهها و احزاب ممنوع هستند، سوسیالیستها، لیبرالها، کمونیستها و دمکراتها ممنوع هستند، چطور میتوان کشوری را دمکراتیک اداره کرد؟ میگوید: خب، آره. ادامه میدهم: اصلا چطور میتوان در جایی که حکومت الله وجود دارد، دمکراسی داشت؟
آلمانیها برای «حکومت الله» اصطلاح «حکومت خدا» را به کار میبرند که در رسانههای اینجا در مورد رژیم جمهوری اسلامی به کار برده میشود. بعد، از آنجا که در آلمان رییس جمهوری بیشتر یک مقام تشریفاتی است و صدراعظم به عنوان رییس دولت از اختیارات بیشتری برخوردار است، میپرسم: ببینم، شماها قبول میکنید یک کشیش صدر اعظم کشورتان بشود؟ چهرهاش نشان میدهد حتی تصور چنین چیزی هم برایش ناممکن است. ادامه میدهم: دلتان میخواست به جای «جمهوری فدرال آلمان» یک «جمهوری مسیحی آلمان» میداشتید؟ طبیعی است که خندهاش میگیرد. میپرسم: پس چرا فکر میکنید ما لایق چنین چیزهایی هستیم؟ چرا فکر میکنید یک رییس جمهوری آخوند یا اسلامیست برای ما کاملا بدیهی است و یک جمهوری اسلامی برای ما خوب است؟ اگر اینها خوب است، چرا شما حاضر نیستید یک ذره به دامنه اختیارات کلیسا و کشیشها اضافه شود؟
همکارم که انسانی دوستداشتنی است یک مرد همجنسگراست و معنای افزایش اختیارات کلیسا و کشیشها را خیلی خوب میفهمد. ادامه میدهم: حالا میفهمی وقتی کسی میپرسد: «ایران اساسا دمکراتیک اداره میشود» تا چه اندازه از واقعیات آن کشور دور است؟ در حالی که سرش را به تأیید تکان میدهد، فنجان قهوهاش را بر میدارد و به دفترش میرود.
تصویر ثبات
جالب اینجاست که این تصویر غیرواقعی نه تنها تصور «دلخواه» بسیاری از رسانهها و مفسران و سیاستمداران غربی است، بلکه تصور «دلخواه» و تبلیغی مدافعان نظام در درون و پیرامون جمهوری اسلامی نیز هست. یعنی جایی که پتک یک واقعیت به شدت ناهنجار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هر روزه بر مغز جامعه فرود میآید.
عین همین تصویر این روزها در رابطه با کنفرانس افغانستان در لاهه و نشست سران بیست کشور جهان در لندن در رسانههای این سوی جهان دلالی میشود در حالی که در فضای رسانههای جمهوری اسلامی که هنوز از رخوت تعطیلات نوروز بیرون نیامدهاند، شاهد تصویر دیگری هستیم. اینوریها از گفتگوی متمدنانه سیاستمداران و رد و بدل شدن نامه و پیغام و پسغام حرف میزنند. آنوریها همه اینها را انکار میکنند. اینوریها درباره اینکه آخرین فرصتها برای جمهوری اسلامی به بهترین شکل ممکن از سوی به ویژه آمریکا ارائه میشود، داد سخن میدهند. آنوریها بشارت ناتوانی نظامهای فکری غرب و نابودی قطعی آنها را جار میزنند. برخی از اینوریها بر این گمانند که رأیگیری ریاست جمهوری اسلامی در دو ماه دیگر ممکن است تغییراتی در معادلات قدرت در تهران به وجود آورد. برخی دیگر از اینوریها بر این باورند که بهتر است این دست و آن دست نکرد و بیش از این به فرصتسوزی نپرداخت و هر آنچه غرب حاضر است به عنوان «امتیاز» به جمهوری اسلامی بدهد، همین امروز اعلام کنند تا جمهوری اسلامی واکنش نهایی خود را نسبت به آخرین حد دست و دلبازی غرب نشان بدهد و تکلیف خودش و بقیه را معلوم کند. از آن سو، برخی از آنوریها همچنان بر طبل توهم اقتدار میکوبند و بر این گمانند که با ایستادگی خود دارند آمریکا را به زانو در میآورند. برخی دیگر از آنوریها نیز بر این باورند که بهتر است این دست و آن دست نکرد و بیش از این به فرصتسوزی نپرداخت و هر آنچه غرب حاضر است به عنوان «امتیاز» به آنها بدهد، همین امروز قاپید و آخرین واکنش را که همانا گشودن باب مراوده است نشان داد تا به تدریج، زمان به بهبود روابط کمک کند و نهایتا هم خدا بزرگ است.
این پرسش که بنیه سیاست بینالملل با توجه به روند جهانی شدن و بحران بازارهای مالی که چرخه اقتصاد جهانی را به ویژه در کشورهای قدرتمند با مشکل روبرو کرده است، تا چه اندازه به این گمانها و باورها میدان خواهد داد، موضوعی است که با گذشت زمان و با توجه به حساسیتی که اسراییل و اعراب نسبت به موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه دارند، پاسخ خود را خواهد گرفت.
واقعیت این است که شرکتهای چندملیتی و کارتلهای نفتی توانستند همزمان با فراگیر شدن بحران مالی و بانکی، با مکانیسمی که به کاهش شدید قیمت نفت انجامید، از یک سو گریبان بخشی از چرخه اقتصاد را از قیمت سرسامآور انرژی و سوخت رها سازند، و از سوی دیگر رژیم ایران را به شدت تضعیف کنند.
جمهوری اسلامی اما حاضر نیست به ضربات ناشی از تحریمهای گسترده و کاهش قیمت نفت اعتراف کند. این را اما میتوان در سخنان برخی از زمامداران و هم چنین از به اصطلاح مبارزه انتخاباتی متقاضیان نامزدی ریاست جمهوری که برای از میدان به در کردن حریف و جلب آرای مردم، دست به افشاگریهایی علیه یکدیگر و در بیان وضعیت نابسامان کشور میزنند، به روشنی دید.
حَبّ تغییر
همان گونه که چند هفته پیش نوشتم، هرچه به «انتخابات» در جمهوری اسلامی نزدیک میشویم، «راه سوم» و «تغییر» از سوی کسانی که پای به این میدان مینهند به عنوان یک شعار فراگیر و مردمی که پاسخگوی نیاز شفاهی جامعه است، بیشتر محبوبیت پیدا میکند. میرحسین موسوی نیز که خود را «هم اصلاحطلب و هم اصولگرا» میخواند، مانند بقیه متقاضیان ریاست جمهوری با یک «راه سوم» و کلی «تغییرات» به بازار آمده است.
وی امروز در «مؤسسه دین و اقتصاد» از جمله در باره «تغییر» و «راه سوم» خود توضیح داد که یک رویکرد «خوشبین است که میتوان جلوی سیل تغییرات را سد کرد». به نظر وی این راه «تغییرات را به اندازهای در پشت یک سد بسیار بلند جمع میکند که این سد شکسته شده» و ضایعه برای کشور به بار خواهد آورد. یک رویکرد دیگر «منفعلانه» است که به نظر میرحسین موسوی نتیجهاش همانا «آمریکایی شدن جامعه ما و تسلیم در مقابل پروژههای «جهانی کردن» و نه «جهانی شدن» است». اما راه «سوم» که اگر میرحسین موسوی رییس جمهوری اسلامی شود آن را در پیش خواهد گرفت «قبول تغییرات به عنوان واقعیت پیش روی کشور و مدیریت آنهاست». این «تغییرات» به نظر وی سبب «حفظ ارزشها، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و استقرار عدالت» میشود. میرحسین موسوی میخواهد با تکیه بر «اصول» دست به «اصلاحات» بزند و به این ترتیب پشتیبانی هم «اصولگرایان» و هم «اصلاحطلبان» را جلب کند.
تا آنجایی که به رأیگیری و «مبارزه انتخاباتی» و حفظ نظام جمهوری اسلامی باز میگردد، به هر حال میدان سیاست در حکومت اسلامی به گونهای است که ریش و قیچی هر دو در دست زمامداران است و میتوانند هنوز پس از سی سال به خود اجازه بدهند با شعار «راه سوم» و «تغییر» به میدان بیایند تا به گفته خودشان همان چیزی را حفظ کنند که عملا در سه دهه گذشته وجود داشته است. کسی هم خود را موظف نمیداند توضیح دهد، در این صورت منظور از «تغییر» چیست؟! چه چیزی باید در جمهوری اسلامی «تغییر» کند که همین نظام باشد و سبب استحکام و تحقق اهداف اولیه آن نیز بشود؟! فراموش نکنیم که دولت کنونی و مدافعان آن نیز سرسختانه بر این باورند که در حال استحکام و تحقق اهداف انقلاب اسلامی هستند. تکلیف ملت و مملکت در این میان چیست؟
اینجاست که برای چنین شرایطی که همه میخواهند با راه سوم و تغییر، همین نظام را حفظ و مستحکم کنند (تناقضاش را لطفا از کسانی که ادعای «تغییر» برای حفظ نظام را دارند، بپرسید!) یک دعای کارساز برای همه وجود دارد که توصیه میشود چه آنهایی که میخواهند در مقام ریاست جمهوری به این «تغییرات» دست بزنند و چه آنهایی که در مقام مدافعان این «تغییرات» میخواهند آرای خود را خرج این متقاضیان ریاست جمهوری اسلامی بکنند، و چه آنهایی که واقعا خواهان «تغییر» جمهوری اسلامی به یک نظام دمکرات و مبتنی بر حقوق بشر هستند، آن را ذکر کنند.
این دعا که به «دعای آرامش» معروف است به یک کشیش پروتستان آلمانی- آمریکایی به نام «راینهولد نیبور» نسبت داده میشود که آن را حول و حوش جنگ جهانی دوم چنین به رشته تحریر در آورد: «خداوندا، به من آرامش عطا کن تا آنچه را نمیتوانم تغییر دهم، تحمل کنم. شهامت عطا کن تا آنچه را می توانم تغییر دهم، تغییر دهم. و عقل عطا کن تا بتوانم آنچه را میتوانم تغییر دهم، از آنچه نمیتوانم تغییر دهم، تمیز دهم!»
اعتراف به بی اعتنایی مردم به انتخابات
محمدعلی ابطحی در وبلاگ خود به ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎيی کامل ﻣﺮدم ایران ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻣﺴﺨﺮﻩ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت رژیم اعتراف کرده است.
فضای سرد انتخاباتی در کشور / محمدعلی ابطحی
وب نوشته ها: وقتی پیشبینی میشد انتخابات با حضور خاتمی و احمدینژاد دو قطبی شود، باز هم نگرانی اصلی میزان شرکتکنندگان در انتخابات بود. اکنون با وضع موجود در عرصهی انتخابات مشکل اصلی عدم آمادگی خیلی از مردم برای اصل شرکت در انتخابات است. واقعیت این است که خارج از فضای ما سیاسیون، جامعه حساسیتی نسبت به انتخابات ندارد. شرایط فعلی عمومی کشور خیلی غیرانتخاباتی است.
فضای سرد انتخاباتی در کشور / محمدعلی ابطحی
وب نوشته ها: وقتی پیشبینی میشد انتخابات با حضور خاتمی و احمدینژاد دو قطبی شود، باز هم نگرانی اصلی میزان شرکتکنندگان در انتخابات بود. اکنون با وضع موجود در عرصهی انتخابات مشکل اصلی عدم آمادگی خیلی از مردم برای اصل شرکت در انتخابات است. واقعیت این است که خارج از فضای ما سیاسیون، جامعه حساسیتی نسبت به انتخابات ندارد. شرایط فعلی عمومی کشور خیلی غیرانتخاباتی است.
تاملی بر سناريوی اطلاعات سپاه پاسداران در پروژه گرداب
گویا نیوز
پرونده متهمان سايتهای اينترنتی؛ از دروغ تا واقعيت، مجموعه فعالان حقوق بشر
در آخرين روز سال ۱۳۸۷ گزارشی توسط يک گروه امنيتی که خود را از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی میکردند، هم زمان در خبرگزاریها و سايت گرداب که بدين منظور ساخته شده بود، منتشر شد.
متن اين اطلاعيه در خصوص متهمانی بود که بنابراين گزارش اعضای چندين «شبکهی فساد اينترنتی» بودند که با ايجاد سايتهای «مستهجن، ضد انقلابی و ضد دينی» به فعاليت میپرداختند. اين گزارش و گزارشهای بعدی که توسط اين گروه امنيتی منتشر شد، حاوی ابهامات و سوالهای زيادی بود، که باعث مخدوش بودن و ناديده شدن واقعيتهای ممکن بود. اين متهمان بازداشت شده که در اعترافهای تلويزيونی مجبور به صحبت کردن بر عليه خود شده بودند، اتهامات سنگين و غيرواقعی را به خاطر فشارهای وارده در دوران بازداشت، متحمل شده و بر آنچه که «بوده و نبود» حرف زدند.
در مورد گزارشها، اطلاعيهها و برنامههای تلويزيونی که اين گروه نسبت به انتشار آنها در قالب گروه گرداب فعاليت میکند، نکاتی چند در خور تامل است.
گرداب گروهی تازه يا قديمی؟
در سال ۱۳۸۳ دو گروه از وبلاگنويسان بازداشت و روانهی زندان شدند. يک گروه توسط اطلاعات ناجا و گروه ديگر توسط دفتری موسوم به «دفتر اينترنت» که زير نظر دادستانی و شخص قاضی مرتضوی و قاضی مقدس (که ترور شد) بازداشت شدند. هر دو گروه وبلاگنويسان در مدت بازداشت مورد اذيت و آزار و شکنجه قرار گرفتند و در پی آن اعتراضهای بسياری نسبت به وضعيت آنان صورت گرفت. وبلاگنويسان گروه اول آزاد شدند و وبلاگنويسان گروه دوم در ۸۰ درصد موارد به زندان و حبس محکوم شدند که از آن جمله میتوان مجتبی سميعنژاد، افشين زارعی، حسين رئيسی و ... غيره اشاره کرد. پروندهی برخی از آنان همچون افشين زارعی هنوز نيز مفتوح است و پروندهی برخی هم چون کاوه.ر در بهمن ماه گذشته بسته شده است.
متعاقب اعتراضهای به عمل آمده در سال ۱۳۸۳ «دفتر اينترنت» به نوعی دچار کم کاری و در حاشيه بودن شد. اما از يک روز مانده به پايان سال ۱۳۸۷ گروه گرداب با اعلام موجوديت رسمی پا به عرصهی خبری کشور گذاشت و گزارشهايی را از نحوهی فعاليت خود منتشر کرد. همزمان با خبرگزاریها و سايتهای وابسته، اين گروه، در ايام نوروز اقدام به پخش مستندی با استفاده از امکانات روز کرد، که در آن متهمان بازداشت شده، اقدام به اعترافات سنگين بر عليه خود میکردند.
يکی از اعضای دفتر اينترنت يا گرداب؟شباهت کاری «دفتر اينترنت» با مجموعهی «گرداب» در بسياری از مواقع يکسان ديده میشود. دفتر اينترنت در سال ۱۳۸۳ اقدام به تاسيس گروهی کرد با نام «گروه هکری حديد». اعضای اين دفتر که از طريق بازجويیها به رمزها و پس ووردهای وبلاگنويسان بازداشتی دسترسی داشتند، با حذف وبلاگ آنان و انتقال آدرس آنها به سايت گروه هکری حديد، اقدام به انتشار مطالب خلاف واقع بر عليه متهمان بازداشتی میکردند. سايت گرداب نيز در روشی مشابه دست به همين اقدام زده و اکنون با ورود به هر يک از سايتهای اشاره شده به وبسايت گرداب میرسيم.
در برنامهی شوک پخش شده از تلويزيون جمهوری اسلامی، شخصی با عنوان «کيانمنش» به عنوان «قاضی دادسرای عمومی و انقلاب تهران» در چندين صحنه وارد شده و مطالبی را مطرح کرد. وی از اعضای همان «دفتر اينترنت» است که در دادگاه وبلاگنويسان گروه دوم به عنوان «نمايندهی دادستان» هم راه با شخصی به نام «سعيد شاهدی» (از اعضای دفتر اينترنت) حاضر و با طرح کيفرخواست تقاضای مجازات آنان را میکرد. از جمله وی در جريان پروندهی «افشين زارعی» و «مجتبی سميعنژاد» در دادگاه کيفری استان تهران مبنی بر اتهام سبالنبی حاضر و با ارائهی کيفرخواست، خواستار مجازات اين وبلاگنويس شده بود. ( سبالبنی در قانون مجازات اسلامی حکم اعدام دارد)
از دروغ تا واقعيت
اعضای گرداب که از نيروهای سپاه پاسدارن هستند در گزارشها و نمايشهای تلويزيونی و سايت خود مطالبی عجيب و خلاف واقع را منتشر میکنند. آنها مدعی دستگيری تمام اعضای اين «شبکهی فساد» اينترنتی هستند، اين در حالی است که تنی از متهمان منجله، متهم شمارهی ۲ اين پرونده که با نام مستعار «عرفان/ روزبه» از آن ياد شده است، هماکنون خارج از ايران است و هيچگاه بازداشت نشده است.
مجموعه فعالان حقوقبشر در ايران پيشتر نسبت به رعايت حقوق شهروندی بازداشتشدهگان هشدار داده بود و با اشاره به وضعيت تولا قربانی يکی از متهمان اين پرونده که قربانی اين سناريو شده است، قسمتی از وقايع در خصوص وی را منتشر کرده بود. تولا قربانی از کاربران يکی از سايتهای مورد اشاره است، وی در نيمهی دوم اسفند ماه بازداشت شده و به سلولهای انفرادی زندان اوين منتقل شده است که با ۱۰ روز بازجويی چنين اتهامات سنگين و دور از ذهنی را پيش روی خود میبيند. وی اکنون با تعيين وثيقهی ۵۰۰ ميليون تومانی در زندان اوين به سر میبرد.
نيروهای سپاه پاسداران با دادن آدرس غلط در وبسايت «گرداب» و نمايش اعترافهای ساختهگی در جهت ضربه زدن به سايتهای خبری و فعالين سياسی و متصل کردن آنها به گروهها و دولتهای کشور ديگر اهداف بلندپروازانهتری را در سر میپروراند. نوشتن گزارشهای مخدوشی همچون «گروه اسرائيلی هاوانا» و «گروه هلندی» که در هر کدام از ميانهی مطلب از هدف اوليهی نوشتن و تعريف شدن آن فاصله گرفته و به فعالين سياسی در داخل و خارج از ايران ختم میشود، از نمونههای دادن آدرس غلط است.
مطالب خلاف واقع با هدف بزرگنمای و ايجاد وحشت
اين گروه امنيتی مکررا از توان سيستم اطلاعاتی ايران و قدرت شناسايی و مهارت اين نهاد در يافتن مديران سايتها و وبلاگها سخن میگويد و به بزرگنمايی کارهای انجام نشده متوصل میشود. برای مثال نيروهای سپاه از ارائهی « ليست حدود ۹۰ آدرس اينترنتی از سايتهای اصلی منهدم شده» خبر میدهد، اما در حقيقت تعداد اين سايتها بسيار کمتر از آن چيزی است که اعلام کردهاند. در يک مورد برای گسترده نشان دادن عمليات خود دامينهای مختلف يک سايت را به عنوان سايتهای مختلف عرضه کردهاند. برای مثال ۴ دامين يک سايت به عنوان چهار سايت مختلف اعام شده است. در موردی ديگر يک شرکت فروشنده «آب شيرين کن» در شهر اهواز با آدرس Tavan-shop.com به عنوان يکی از سايتهای «منهدم» شده که مطالب «ضد سلامی، ضد اخلاقی و يا ضد انقلابی» داشته است معرفی شده است.
يکی از متهمان
سعيد ملک پور، متهم رديف اول معرفی شده با نام سياوش حسين خانی در پروندهی موسوم به «مضلين ۲» مربوط به جرايم اينترنتی است. سعيد ملک پور متولد خرداد ماه ١٣٥٤ خورشيدی، فارغ التحصيل رشته مهندسی متالورژی از دانشگاه صنعتی شريف با سابقهی کار کارشناسی در شرکت ايران خودرو، مرکز تحقيقات رازی و يکی از بازرسان شرکت گرما فلز بوده است. وی در سال گذشته موفق به اخذ پذيرش از دانشگاه ويکتوريا کانادا جهت ادامه تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد شد، که با توجه به بازداشت، در حال حاضر چنين امکانی حاصل نشده و ادامهی تحصيل به تعويق افتاده است. وی از سال ۲۰۰۵ ميلادی در کشور کانادا اشتغال به طراحی وب سايت برای اشخاص و شرکتهای مختلف داشته است.
فاطمه افتخاری همسر سعيد ملکپور
«در جريان بازجويی، دستگيری و اعترافگيری از همسرم، موارد متعدد نقض حقوق شهروندی و انسانی مندرج در قوانين جمهوری اسلامی ايران و نقض حقوقبشر بر اساس قوانين بين المللی اتفاق افتاده است. همچنين، تحريف واقعيت، دروغ و تهمتهای ناروای فراوانی با عنوان و نام اطلاعرسانی صورت پذيرفته است.» وی در ادامه از روند غيرقانونی و تحريفهای صورت گرفته صحبت میکند:
بازداشت توسط اينترپل يا بازداشت در ايران!
از ادعاهای نيروهای سپاه بازداشت متهمان در خارج از کشور به طرق گوناگون و استفاده از اينترنت و کشاندن آنها به ايران در طريق عملياتهای «پيچيده» عنوان شده است. اين از جمله مدعاهای اين گروه امنيتی بوده که به قصد فريب افکار عمومی و تشويش اذهان عمومی منتشر شده است، اما «سفر سعيد ملکپور از کشور کانادا به ايران در تاريخ ۱۰ مهر ۱۳۸۷ کاملا بر اساس برنامهريزی شخصی و خانواده گی بوده و عمدتا بدليل عيادت از پدر در بستر بيماری بوده است. در حالی که در اطلاعيههای مذکور همواره تاکيد بر نقش عمدهی ماموران امنيتی در کشاندن وی به ايران و به دام انداختن وی شده است، و حتا در مواردی از همکاری با پليس اينترپل نام برده شده است که صد در صد خلاف واقع و کذب است.»
بیخبری کامل در دو ماه اول بازداشت
«در جريان دستگيری وی، موارد متعدد خلاف قانون رخ داده است. به مدت دو ماه پس از دستگيری هيچگونه اطلاعی از محل نگهداری، اتهام، و يا حتا مرجع قضايی مسئول رسيدهگی در اختيار خانواده قرار نگرفته است. گاهی اطلاعات خلاف واقع به خانواده داده شده است که باعث سردرگمی و نگرانی بيشتر میشده است. به عنوان مثال در جريان تفتيش منزل پدری، رشوه خواری به عنوان اتهام ذکر شده بود. همچنين تا مدت بسيار طولانی هيچ گونه اطلاعی نسبت به شخص قاضی پرونده و دادسرای مربوطه در اختيار خانواده نبوده است.»
بازجويی از فاطمه افتخاری
«به اختيار خود و به منظور تسريع بازپرسی و طی شدن روند پرونده، داوطلب گفتوگو با بازجويان پرونده شدم. در جريان اين گفتوگو متوجه شدم که در عمل آقايان در حال بازجويی از من هستند، که در صورت اطلاع قبلی بدون شک همراه با وکيل و با آمادهگی بيشتر در اين جلسه حضور میيافتم. مواردی چون توهين، ارعاب و سوالهای بسيار شخصی و خصوصی و خارج از پروند و مربوط به پرونده به تکرار اتفاق افتاد که در تناقض صريح با قوانين است.»
لازم به توضيح است که بنابر قانون حفظ حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع ماده ۱۱: « پرسشها بايد، مفيد و روشن و مرتبط با اتهام يا اتهامات انتسابی باشد و از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادهگی و سوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غيرموثر در پرونده مورد بررسی، دوری شود.»
اولين و آخرين ملاقات و مشاهدهی آثار آزار شکنجه
همسر سعيد ملکپور در جريان تنها ملاقات با همسرش، در تاريخ ۲۱ آذر وضعيت غير قابل باوری را مشاهده میکند: «شرايط روحی و جسمی ايشان به وضوح حاکی از شکنجههای جسمی و روحی بود. تا حدی که در ابتدای ديدار قادر به شناسايی ايشان نبودم. در حين گفتوگو لرزش بدن و نگرانی و ترس مفرط سعيد به طور کامل مشهود بود. بر اساس گفتههای وی، شکنجهی بدنی، تهديد به آزار و اذيت خانواده و همسر در صورت عدم همکاری، وی را وادار به اعترافات غير واقع بر عليه خود کرده بود. در همان زمان در حدود ۲۵ ساعت فيلمبرداری تلويزيونی از اعترافات انجام شده بود. مواردی چون کوچک بودن بيش از حد سلول، اجبار به خوردن قرصهای ناشناس، محروميت از هوا خوری روزانه و بیاطلاعی از محل نگهداری و اقامت، بخشی از شرايط غير انسانی و مخالف قوانين بازجويی و بازداشت موقت بود. همچنين با توجه به سابقه بيماری و تب بالای ناشناخته ايشان، شرايط نابسامان نگهداری وی میتواند خطرات جسمی و تا حد جان داشته باشد.»
اين در حالی است که بر طبق قانون حفظ حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع به صراحت آمده است که: « هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدينوسيله حجيت شرعی و قانونی نخواهد داشت.»
عدم دسترسی به وکيل و هتک حرمت در روندی غيرقانونی
بر اساس تبصره يک ماده ۱۸۸ قانون آيين دادرسی کيفری، انتشار محاکمات در رسانههای گروهی قبل از قطعی شدن حکم مجاز نيست و متخلف از اين تبصره به مجازات مفتری محکوم میشود. همچنين اصل ۳۹ قانون اساسی هتک حرمت و حيثيت کسی که به حکم قانون دستگير، بازداشت، زندانی و تبعيد شده باشد را ممنوع و متخلف را موجب مجازات دانسته است. عليرغم موارد قانونی فوق و البته اخلاق اسلامی و وجدان عرفی خانم افتخاری می گويد: « اعترافات سعيد در طی برنامههايی با عنوان مستند شوک و گرداب در ساعات پربينندهی ايام عيد نوروز از شبکه ۳ سيمای جمهوری اسلامی پخش شد. اين در شرايطی است که وکيل او حتا امکان دسترسی و مطالعه پرونده را تا اين زمان نداشته است. برنامههای تلويزيونی مذکور همراه با افکتهای صوتی و تصويری فراوان به صورت کاملاً حرفهيی به منظور تخريب و هتک آبروی افراد از جمله ملکپور تهيه شده است که با توجه به اينکه هنوز هيچ دادگاهی تشکيل نشده و حکمی صادر نشده است، خلاف قانون است.»
وی ادامه میدهد: «همانطور که در بالا اشاره شد تاکنون اجازه دسترسی به پرونده و يا ملاقات به هيچ وکيلی داده نشده است. حتا قاضی پرونده در جريان يکی از ديدارهای خانواده ابراز داشته است که وکيل چندان کاری در اين پرونده از پيش نخواهد برد که به نوعی گويای وجود يک سناريوی از پيش تهيه شده برای متهمين بدون توجه به قوانين است.»
ملاقات از طريق تلويزيون جمهوری اسلامی
افتخاری با اعلام اين موضوع که بيش از دو ماه است از وضعيت همسرش هيچ خبری ندارد میگويد: «هيچ گونه تلفن يا اطلاعی از وی به ما داده نشده است. اين موضوع با توجه به سابقه بيماری وی بسيار نگران کننده است. در جريان ملاقات مادر سعيد با قاضی جهت درخواست ملاقات، قاضی عنوان نموده است که با توجه به اينکه وی را در تلويزيون مشاهده کردهايد نيازی به ملاقات حضوری نخواهد بود! اتفاق ناگوار ديگری که پيش از سال جديد رخ داد، فوت پدر سعيد بود. عليرغم قول قبلی اجازه حضور در مراسم تدفين يا سوگواری به سعيد داده نشد، حتا اجازهی تماس تلفنی با مادر برای عرض تسليت هم داده نشد.»
در پايان فاطمه افتخاری با ابراز نگرانی شديد در مورد وضعيت نامعلوم و بحرانی همسر خود از تمامی سازمانها و گروههای حقوق بشری درخواست کمک میکند.
اهداف گروه گرداب
مجموعه فعالان حقوقبشر در ايران پيشتر نيز درخواست توجه بيشتر افکار عمومی و گروههای حقوقبشری را نسبت به وضعيت بحرانی متهمان پروندهی سايتهای اينترنتی و خطراتی که آنان را بعنوان يک قربانی نقض حقوق تهديد ميکند کرده بود. همانطور که پيشتر گفته شد اين گروه امنيتی که ردپای آنها در پروندهی وبلاگنويسان در سال ۱۳۸۳ نيز ديده میشود، با وجود اعتراضها و رفتارهای غيرقانونی که انجام داده بودند و در حال حاضر نيز انجام می دهند، حضور دارند و در جهت ايجاد ارعاب و وحشت و بیاعتمادی نسبت به اينترنت در بين خانوادههای ايرانی میکوشند.
اشتراک در:
پستها (Atom)
تحریم انتخابات فرمایشی آری