FOLLOW US IN NEW ADDRESS- به آدرس جدید کوچ کردیم

در آدرس جدید ما را دنبال کنید.
http://simorghe88.blogspot.com/


به دلیل مسدود شدن این وبلاگ در ایران، از این پس فقط در آدرس زیر آپدیت می‌شویم

اطلاعیه کانال یک خطاب به وبلاگ نویسان و حامیان جنبش

به جای استفاده از سرویس بلاگفا از سرویس بلاگ اسپات استفاده کنید.
( برای استفاده از سرویس بلاگ اسپات به سایت www.blogger.com وارد شوید.)

بازدید کننده گرامی:چنانچه در داخل ایران هستید، از بخش دانلود در همین سایت نرم افزار گذر از ف ی ل ت ر را دانلود کنید تا در صورت ف ی ل ت ر شدن، همچنان امکان بازدید از این وبلاگ را داشته باشید.ضمناً نظر دهید و به قسمت بایگانی هم سر بزنید.قابل توجه هواداران جنبش ملی «ما هستیم»: با توجه به گسترش فعالیتهای این جنبش در سازمان دادن تجمعات و اعتصابات داخل کشور و نیز اطلاع رسانی به موقع در این زمینه، شبکه تلویزیونی کانال یک به عنوان نماینده و سخنگوی این جنبش، نیاز به کمکهای مالی و جذب اعضای جدید دارد، لذا هرچه سریعتر از طریق Pay pal ، پست، کارت اعتباری و یا... به یاری این جنبش بشتابید. روشهای مختلف تماس با کانال یک در سمت چپ همین وبلاگ آمده است.http://www.ch1.cc

FOLLOW US IN NEW ADDRESS - به آدرس جدید کوچ کردیم.

در آدرس جدید ما را دنبال کنید.
http://www.simorghe88.blogspot.com/


۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

اعتراضات گسترده دانشجویان تبریزی به موسوی


اعتراضات گسترده دانشجویان تبریزی به میرحسین موسوی در حین سخنذانی وی در دانشگاه تبریز
بنا به گزارش دریافتی، جلسه سخنرانی میرحسین موسوی در دانشگاه تبریز به صحنه اعتزاضات دانشجویی تبدیل شد. صدها دانشجوی دانشگاه تبریز روز سه شنبه ۵ خرداد ۸۸ خواستار عذر خواهی رسمی محمد خاتمی از ترکها و اعلام موضع رسمی میرحسین موسوی در قبال این توهین شدند. دانشجویان عکس موسوی را در مقابل چشمان وی به آتش کشیدند و عکسهای وی را پاره پاره کردند. میر حسین موسوی زمانی که با خیل اعتراضات دانشجویان روبرو شد جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ را در شش دقیقه خلاصه کرد و سریعا از محل سخنرانی خارج شد. گفتنی است که ستاد میرحسین موسوی ساعتی پیش از برگزاری این مراسم قسمت میانی سالن ژیمناسیوم دانشگاه تبریز را با طرفداران این کاندیدا که با اتوبوس به شهر تبریز آمده بودند پر کرده بود و میرحسین موسوی در میان تشویق این افراد وارد سالن شد اما اعتراضات دانشجویان و در خواست طرح سوالات شفاهی از سوی دانشجویان باعث لغو برنامه قبلی شد.

حمایت آخوندهای دانه درشت حکومتی از احمدی نژاد

شهاب نیوز: سرانجام آیت‌الله محمد یزدی به نمایندگی از جامعه مدرسین و آیت‌الله مهدوی کنی به نمایندگی از جامعه روحانیت با رسانه‌ها مصاحبه کرده و اعلام کردند که اکثریت این دو نهاد از نامزدی آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کنند؛ هر چند که موضع رسمی دو تشکل مزبور سکوت در قبال تمام نامزدهاست.

تقلب در مضحکه انتخابات؛ کروبی: اينبار نمی خوابم تا صبح بيدارم

سایت میزان: با وجود اينکه در شهرستان بروجرد براي سخنراني کروبي هماهنگ شده بود و براي وي ميکروفن در نظر گرفته بودند ولي بازهم ميکروفن کروبي در بروجرد قطع و وصل شد تا ادامه روند ديگر شهرستانهاي استان در بروجرد هم رخ دهد. برخي از هواداران کروبي پلاکاردهايي در دست داشتند که روي آنها بر روي کلمه «خواب» ضربدر کشيده شده بود و نوشته بودند: اين بار همه تا صبح بيداريم.

روضه "انتخابات" و مداحان خارجه نشین آن

حسن داعیhttp://www.iranianlobby.com/
چند روز پیش، تلویزیون سی ان ان، گزارشی از متینگ انتخاباتی میرحسین موسوی پخش نمود و زهرا رهنورد را میشل اوبامای ایران خواند1. طبیعی است که این مقایسه چندش آور، هر بیننده منصفی را به تعجب وامیدارد که چطور میتوان همسر رئیس جمهور آمریکا را با همسر کسی مقایسه نمود که در زمان نخست وزیری اش، هم زندانیان سیاسی قتل عام شده اند، هم جنگ خانمانسوز با عراق ادامه پیدا کرده و هم برای نزدیک به یک دهه، هرنوع جنایت چه در داخل و چه در خارج از کشور بوقوع پیوسته است. برای سی ان ان یا همتای بریتانیائی اش یعنی بی بی سی، داستان خیلی واضح و روشن است. دومین ذخیره نفت و گاز جهان را که نمی توان مفت و مجانی به حال خود گذاشت.
تشبیه زهرا رهنورد به میشل اوباما برای این است که نمایش "انتخابات" را با رنگ و لعاب مشتری پسند، به خورد افکار عمومی آمریکا و غرب بدهد و رژیم ایران را ماندگار و مشروع معرفی نماید. نبوغ و استعداد این بنگاههای خبری در قالب کردن کالاهای بنجل آخوندی، از زمانی شکوفا شد که سردار سازندگی لقب میانه رو و معتدل گرفت و پس از وی نیز محمد خاتمی پرچمدار اصلاح طلبی شد. رفسنجانی را به تنگ شیائو پینگ و خاتمی را به گرباچف تشبیه نمودند.
با پایان هشت سال ریاست جمهوری خاتمی، نوبت به "پراگماتیست ها" رسید. اولین کاندیدای مورد نظر علی لاریجانی بود که ری تکیه (از مسئولین کنونی وزارت خارجه آمریکا) وی را مرد قدرتمند ایران و "واقعگرا" نامید. 2 تریتا پارسی وی را "تندروی سابقی که نسبتا پراگماتیست شده" لقب داد. 3
سپس نوبت به سردار قالیباف رسید. خبرنگار نیویورک تایمز وی را "مدرنیست قدرتگرا" لقب داد. 4 مازیار بهار، خبرنگار وطنی که در روزنامه های خارجی قلم میزند، در مقاله خود در نیوزویک، شخصیت بدیع قالیباف را موشکافی نمود و به نتایجی رسید که هر ایرانی را انگشت بدهان میکند: 5
"قالیباف یک واقعگراست که دوست دارد کار ها را بطور کامل به انجام برساند. به زندگینامه قالیباف نگاه کنید، یک کار فوق العاده پس از یک کار مهم دیگر است. در سال 2003، وی که رئیس پلیس بود، کاری کرد که تاکنون در ایران به گوش کسی نیز نخورده بود: وی یک تظاهرات دانشجوئی را بدون آنکه از دماغ کسی خون بیاید، با آرامش به پایان رساند. وی وارد مذاکره با رهبران دانشجوئی شد و به مأموران زیر دست خود نیز دستور داد تا از اسحله و باتون استفاده نکنند!"
اما از بدشانسی مازیار بهار و ری تکیه و تریتا پارسی و دلالان حکومت آخوندی، ولی فقیه نه به قالیباف و نه به لاریجانی، اجازه رقابت با احمدی نژاد را نداد. از اینرو، خبرنگاران و کارشناسان مزبور سعی میکنند تا استعداد خود را در کشف استعدادهای جدید در همین کاندیداهای موجود بکارگیرند. بدین ترتیب، زهرا رهنود با میشل اوباما و لابد همسر کروبی با سیمون دوبوار مقایسه میگردد.
البته بازارگرمی برای نمایش مسخره "انتخابات" در حکومت آخوندی، زمانی امکان پذیر است که یک پیش شرط مهم و ضروری فراهم شده باشد. بایستی برای افکار عمومی جا انداخت که مردم ایران علیرغم "انتقاداتی" که به رژیم ایران دارند در این انتخابات شرکت میکنند. یعنی بایستی به این نمایش مشروعیت داد. این وظیفه ای است که دوستداران "وطنی" ملایان بعهده گرفته اند. دراین میان، نقش مهمی بآندسته از خارجه نشینان واگذار شده که ضمنا تحت نام اپوزیسیون برای خود اعتبار و آبرو نیز کسب کرده اند. چهارچوب نظری این کارزار تبلیغی ساده و بی آلایش است. روی دو اصل قرار گرفته: اول اینکه چاره دیگری بجز شرکت در این پروسه نداریم، یعنی همه راهها بسته است و همین آب باریکه ای که حکومت جلوی ما قرار داده نیز غنیمت است. بعبارت ساده تر، همه راهها شکست خورده اند، آخوندها ماندنی هستند، باید این شکست را پذیرفت و وارد این پروسه خفت بار گردید.
پایه دوم این دستگاه فکری نیز بهمان سادگی است: انتخاب بین بد و بدتر است. طبیعی است که خاتمی از ناطق نوری بهتر است و در انتخابات کنونی نیز لابد شیخ اصلاحات و میرحسین موسوی هر دو از احمدی نژاد بهترند.
برای آشنائی با این کارزار تبلیغی، کافی است یکی دو ساعت وقت بگذاریم و به سایت های فارسی خارج از کشور نگاه کنیم. اول به سراغ بی بی سی میرویم. نوشته ای از عباس میلانی در این زمینه باندازه کافی گویاست. ایشان برای مشروع جلوه دادن شرکت در این نمایش میگوید: 6
"(طرفداران تحریم) می گفتند شرکت در انتخابات به معنی توجیه و تثبیت وضع موجود است. فراموش می کردند که شرکت نکردن در آن در شرایطی که بدیلی معقول و ممکن در افق نیست، به معنای تثبیت بدترین روایت "وضع موجود" است. در سی سال اخیر دیده ایم که "وضع موجود" روایاتی گوناگون دارد وگاه انتخاب به راستی میان روایتی خطرناک تر و زیانبارتر از "وضع موجود" و روایت صرفا ناخوشایند "وضع موجود" است."
همانطور که ملاحظه میشود، بنظر میلانی، "بدیلی معقول و ممکن در افق نیست." ترجمه اش این است که هیچ راه دیگری بجز قبول حکومت آخوندی و شرکت در این پروسه مسخره نیست. استدلال دوم ایشان نیز همان داستان بد و بدتر است که به روشنی بیان کرده اند. البته ایشان از اصطلاح "صرفا ناخوشایند (بد) و زیانبارتر (بدتر) استفاده نموده اند.
در سایت ایران امروز که به توده ای های سابق وابسته است، فردی بنام علی اکبر اسماعیل پور که خود را فعال حقوق کودکان معرفی کرده است با حالت التماس از هموطنان میخواهد که برای نجات کودکان ایران زمین به میر حسین موسوی رأی بدهند. به ادعای اسماعیل پور، تنها راه ادامه حیات در ایران، همان شرکت در انتخابات است: 7
""حضورمثبت و موثر در انتخابات – هر چند با انتخابات آزاد دنيا فاصله دارد – تنها گزينه موجود براى تداوم زندگى در اين سرزمين خسته است. ايران عزيز ما خسته است، خسته از تمامى بى‌مهرى‌ها، خسته از تجارب مختلف و پرهزينه، خسته از استبداد. با حضور موثر خود و انتخاب ميرحسين موسوى كمك كنيد تا بارديگر نشاط و آگاهى به اين سرزمين برگردد."
البته برای برخی از کارکشته گان دلالی برای حکومت ایران، داستان ازاین نیز روشن تر است. ملیحه محمدی در مقاله ایکه در سایت روز نوشته 8 میگوید که شرکت در این نمایش آخوندی انتخاب بین بد و بدتر نیست بلکه برعکس انتخاب بین خوب و خوب تر است: "قبل از هر چیز، طرح این نکته شاید بد نباشد که معضلی که اصلاح‏طلبان در این دوره با آن روبرو شده اند انتخابی میان خوب و خوب‏تر است!" ایشان بلافاصله تأکید میکند که اصولا بحث تحریم در میان اپوزیسیون (منظور خود ایشان و دوستانشان است) مطرح نیست: "این بار در ایران و در صحنه اپوزیسیون دیگر طرح تحریم به عنوان یک راه‏کار سیاسی مطرح نیست."
ملیحه محمدی ازآن جمله کسانی است که اصولا بحث در مورد خوبی یا بدی شرکت در انتخابات را جایز ندانسته و با تمام وجود وارد میدان شده اند. نمونه دیگر آن سایت "پیک نت" وابسته به حزب توده است که در نوستالژی دهه اول انقلاب و جبهه دروغین ضد امپریالیستی به رهبری خمینی و نخست وزیری میر حسین موسوی بخود می پیچد و افسار گسیخته است. سایت پیک نت، در گزارشی هیجان انگیز و حماسی از متینگ انتخاباتی موسوی در تبریز می نویسد: 9"شعار تبریزی ها هنگام استقبال از موسوی: آذربایجان بیرکلام، موسوی دیر والسلام (حرف آذربایجان یک کلمه است، موسوی والسلام)."سایت حزب توده، سپس به سفر موسوی به اصفهان میرسد و با شور وشعفی که فقط میتوان در ذوب شدگان ولایت پیدا کرد می نویسد: 10 "اگر ایران، اصفهان شود، موسوی رئیس جمهور می شود!"
اما اگر کسی استدلال عباس میلانی و دوستانش را پذیرفت و خواست در این انتخابات قلابی شرکت کرده و بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند، داستان کمی پیچیده تر میشود. راستی احمدی نژاد بدتر است یا میرحسین؟ اگر دو صفحه کاغذ برداریم و در یکی جنایات حکومت آخوندی در چهار سال گذشته را بنویسیم و در کاغذ دیگر، جنایات دهه شصت یعنی زمانیکه میرحسین اولین مقام اجرائی مملکت بود را ردیف کنیم. انصافا کدام پربارتر و هیتلر پسند تر است؟
از اینرو، اگر کسی جرئت کرده و مانند دانشجویان دلیر ایرانی از این میرحسین سوال کند که نقش جنابعالی بعنوان عالی ترین مقام اجرائی کشور در آنهمه جنایات و بخصوص قتل عام هزاران زندانی بیگناه در سال 1367 چه بوده است، یکی از همین بازماندگان حزب توده مثل رضا فانی یزدی، به صحنه آمده و با عصبانیتی که بیشتر به دفاع از ناموس شبیه است، سوال کننده را سر جایش نشانده و می پرسد که خود شما در آن سالها کجا بودید؟ فانی یزدی در مقاله ایکه نوشته، با ذکر یک داستان از کنگره حزب کمونیست شوروی به رهبری خروشجف، دانشجویان سوال کننده را به همدستی با قاتلان زندانیان سیاسی متهم میکند و با وقاحتی شگفت آور می نویسد: 11
"این داستان مرا به یاد کسانی می اندازد که از میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری، می پرسند آقای ‏موسوی، شما در دهه اول جمهوری اسلامی و در دوران کشتار و جنایت های رژیم، بویژه در سال ۶۷، کجا بودید ‏و چه می کردید. موسوی همان جا بود که بسیاری از آقایان و خانم هایی که امروز سوال می کنند نشسته بودند."
فانی یزدی پس از آنکه از سوال کنندگان یک چیزی نیز طلبکار گشته است نصیحت میکند که اصولا در انتخابات کنونی جای اینگونه سوالات بیمورد نیست:
" کشتار فاجعه آمیز سال ۶۷ و جنایت ها و فجایعی که به سرکوب مخالفین نظام اسلامی در دهه اول انقلاب منجر ‏گردید را فرصت طلبانه در مقابل حریف انتخاباتی ریاست جمهوری دستمایه سیاست لحظه ای خود نکنید. به میان ‏کشیدن کشتار ۶۷ در مقابله با نامزدهای انتخاباتی در حقیقت لوث کردن فاجعه کشتار زندانیان سیاسی است."
در پاسخ به میلانی و فانی یزدی و همه مشاطه گران حکومت آخوندی، کافی است از مهندس مهدی بازرگان یک نقل قول بیاورم که به گویاترین شکل بیان کننده اوضاع و احوال اینگونه افراد است. در سال 1367 یعنی بیست سال پیش، مهندس بازرگان از طرف نهضت آزادی نامه ای به خمینی نوشت و از وی گله کرد که رژیم ملایان، با باز گذاشتن یک حداقل فضای تنفس سیاسی برای نهضت و دیگر گروههای مشابه، در صدد است که به دیکتاتوری خود مشروعیت بخشیده و به دنیا اینطور القا کند که گویا یکنوع دموکراسی حداقلی نیز در ایران وجود دارد. بازرگان به خمینی گفت که نهضت زیر بار این نمایش ننگ آلود و به تعبیر خودش "حیات خفیف خائنانه" نمی رود و دفتر و دستک خودش را تعطیل خواهد نمود. متاسفانه بازرگان به این وعده عمل نکرد و بخصوص پس از فوت ایشان، نهضت آزادی به رهبری ابراهیم یزدی، نه تنها مرزهای حیات خائنانه را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت، بلکه سرمشقی نیز برای دیگر همقطاران خود گردید و به مرشد بقیه نیز تبدیل شد. بازرگان در نامه خود، پس از بازشماری فشارهائیکه به نهضت وارد میشود به خمینی گفت: 12
(نامه سرگشاده دبيركل به رهبر انقلاب در مورد اقدامات غيرقانوني عليه نهضت، تاريخ: 12/7/67):
"آنچه مدعيان خواسته و پرداخته‌اند اينست كه اولاً نهضت آزادي ايران، با فلج شدن از داخل و لكه‌دار شدن در خارج، اسماً در صحنه سياست و خدمت باقي بماند ولي عملاً منشاء اثر مثبتي نبوده حيات و حركت چندان، جز در زير ذره‌بين اطلاعاتي آنها و خنثي شدن قبلي كارها نداشته باشد. ثانياً با تظاهر به اينكه در جمهوري اسلامي ايران حزب قانوني مخالف (و شايد چند حزب ديگر و گروههاي فرمايشي) حضور و فعاليت و امنيت دارند، بتوانند به تبليغات نادرست سياسي و انتخاباتي و به خلافكاري اقتصادي و اداري و سياسي خود جامه حق به جانب بپوشانند و نهضت آزادي وسيله براي فريبهاي سياسي و خيانت بشود.در هر حال دو انتخاب پيش روي ما گذارده‌اند: حيات خفيف خائنانه يا توقف داوطلبانه و تعطيل شرافتمندانه.طبيعي است كه نهضت آزادي ايران، به رهبري و ياري خداوند و به تائيد ملت ايران، تن به ذلت و خيانت ندهد و اگر چاره نباشد راه دوم را برگزيند. ولي لازم بود قبلاً به شخص جنابعالي و به هموطنان شرافتمند اعلام نمائيم كه گردانندگان پس پرده حاكميت هستند كه ما را وادار به تعطيل و توقف مي‌نمايند. تعطيل و توقفي كه مسلماً بي‌صدا در دنيا و بدون تاثير سوء بر مردم ايران نخواهد ماند و سكوتي كه بيش از هر فرياد يا طومار و كتاب آبروي انقلاب و نظام و متوليان را برده، آينده شومي را ارمغان خواهد آورد. غرض از تصديع اينجانب به نمايندگي از طرف نهضت و هشدار حاضر به خدمتتان آن بود كه اگر جريان به صورت ناروا و ناجوانمردانه فعلي ادامه يافته دفتر نهضت آزادي پس داده نشود، فعالين دستگير شده آزاد نگردند، از آنها عذرخواهي و اعاده حيثيت به عمل نيايد، طوقهاي تعهد همكاري و جاسوسي از گردن اعضا و همكاران برداشته نشود، ارعابها و ممانعتهاي شهرستانها و تهران متوقف نگردد، . . . و بطور كلي رفتار حاكميت و مخصوصاً وزارت اطلاعات و دادستاني انقلاب بر موازين اسلام و عدالت و بر وفق قانون اساسي و حاكميت ملي معطوف و تضمين نگردد، ملت شرافتمند ايران و مردم عدالت‌خواه جهان خواهند دانست كه چون حاكميت ايران طاق تحمل آزادي و كمترين صداي مخالف را ندارد، در حيات و حضور جنابعالي دست به تعطيل نهضت آزادي (و جمعيت و گروههاي ايراني قانوني) زده است، ضمن آنكه به طرفداران براندازي و آشوب و انهدام ايران سند داده‌اند كه مبارزه مسالمت‌آميز قانوني در چارچوب اسلام و انسانيت و اصول، راه نادرست بي‌فايده است و به ‌اين‌ترتيب ميدان را در آخرين پيام قدرت و بقاي خود براي ايجاد يأس و ترس و كفر و براي ديكتاتوري و استبداد داخلي و استيلاي خارجي بازتر كرده‌اند."
قضاوت را به هموطنان وا میگذارم که آنچه این افراد در این سی سال کرده اند زندگی خفیف خائنانه است یا چیز دیگر.

حمايت حسين خمينى از جدايى دين از سياست وپيروى ازعلماى پيشين

9 خرداد 1388
در گفتگو با (العربيه. نت) راجع به انتخابات قم (ايران)، دبى- (العربيه. نت) حسين خمينى نوه ى روح الله خمينى بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران در گفتگو با (العربيه.نت) اظهار داشت كه ايران مى بايست انديشه ى علماى پيشين شيعه را رهنمون خويش قرار دهد زيرا آنان به جدايى دين از دولت معتقد بودند. وى كه در شهر قم با خبرنگار (العربيه.نت) سخن مى گفت، نسبت به شعارهاى اصلاح طلبانه ى مطرح شده در مبارزات انتخاباتى كنونى، ابراز ترديد نمود و كل سيستم انتخابات را در ايران به زير سوال برد. او در مورد انتخابات روز 12/6/2009 به صراحت گفت: "اين حاكميت است كه برنده را تعيين مى كند و نه ملت". حسين خمينى فرزند مصطفى خمينى انتخاب خاتمى و دوران او را يك استثنا دانست. او در اين باره گفت: "خاتمى را مردم بر سر كار آوردند وليكن او نتوانست از پيروزى خود به خوبى استفاده كند و خواسته هاى مردم را برآورده سازد، زيرا اختيارات قانونى لازم را نداشت. وى در باره ى شعارهاى اصلاح طلبانه ى مهدى كروبى در زمينه ى اصلاح ساختار سياسى، مبارزه با فساد و دفاع از قوميتها، زنان و روشنفكران، اظهار داشت: مثلى است فارسى كه مى گويد خانه از پاى بست ويران است، خواجه در فكر نقش ايوان است. اظهارات كروبى مصداق اين مثل است. نوه امام خمينى كه خود لباس روحانى بر تن دارد مى گويد: "لازم است در كشور احزاب آزاد چپ و راست و ملى گرا فعال باشند و دين را از سياست جدا كنند". او افزود: راه حل در اين است كه انتخاباتى آزاد و سالم با شركت همه ى اقشار مردم برگزار گردد و مجلسى قانونگذار تشكيل شود و به تدوين قانونى اساسى كه برمبناى ديدگاه صحيح اسلامى تصحيح شده باشد، بپردازد. حسين خمينى توضيح داد كه منظور او از قانونى اساسى برمبناى ديدگاه صحيح اسلامى، اين است كه مشكلات موجود در قانون اساسى ايران برطرف شود و از انديشه ى صحيح اسلامى در تهيه ى قانون جديد استفاده گردد و آن انديشه اى است كه علماى شيعه از بدو تشيع تا كنون برمبناى آن بار آمده و اظهار نظر كرده اند و به طور خلاصه مى توان آن را جدايى دين از سياست ناميد. وى در پاسخ به اين كه آيا با چنين گفتارى با انديشه ى جد خويش مخالفت نمى كند؟ اظهار داشت: اختلاف در نظريات در ميان فقهاى شيعه مطرح و مورد قبول است. او افزود: اغلب علماى تشيع طرفدار جدايى دين از سياست مى باشند. نوه ى بنيانگذار جمهورى اسلامى در پاسخ به اين سوال كه آيا حقيقت دارد مادر بزرگ وى هنگام بازگشت او از امريكا تهديد كرده بود كه در صورت دستگيرى اش و براى اعتراض خلع حجاب خواهد كرد و به خيابان خواهد رفت، اظهار داشت چيزى در اين باره نمى دانم. او در باره ى تأكيد بعضى از كانديداها بر حقوق قوميتهاى عرب، ترك، كرد و غيره در انتخابات كنونى خاطرنشان ساخت كه: اين قوميتها مشكلات، مسائل و مطالبات ويژه اى دارند كه موجب پرداختن به آنها شده است. حسين خمينى در سال 1958 در تهران به دنيا آمد. او همراه با خانواده در سال 1965 در دوران عبدالسلام عارف به عراق مهاجرت كرد. پس از سقوط حكمرانى عبدالرحمن عارف برادر عبدالسلام عارف توسط حزب بعث عراق، به ايران بازگشت و در حوزه ى علميه ى قم به مدت 2 سال به تحصيل پرداخت. استادان او محمد باقر صدر، ابوالقاسم الخويى و روح الله خمينى بودند. او هر چند لباس روحانيت شيعه بر تن مى كند، خويشتن را يك شخصيت مذهبى ليبرال مى داند. وى فوت پدرش را مقدمه ى انقلاب سال 1979 به رهبرى خمينى مى داند. او معتقد است كه پدرش مصطفى را مسموم كرده اند. وى پيش از اين در مصاحبه ى ديگرى با (العربيه.نت) گفته بود كه مسموم كردن پدرش، آتش انقلاب را شعله ور كرد. ليكن راز اين قتل هنوز آشكار نشده است.

همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران / مسعود کاظم زاده / مترجم: داریوش حاجبی

9 خرداد 1388
میزان بیشتر چشم اندازهای دموکراسی در ایران بستگی به خرد رهبران و فعالین این ائتلاف هوادار دموکراتیک دارد. همچنین بستگی به آمادگی مردم جهت تصمیم گیری که آیا آزادی و دموکراسی ارزش قربانی دادن را دارد یا نه. 27 ماه مه 2009 در روز 25 ماه مه در تاریخ ایران اتفاقی کم نظیر روی داد. يك ائتلاف مركب از هواداران دمكراسي و نيروهاي سياسي در ايران تشكيل شد. شکی نیست که رزیم بنیادگرای حاکم بر ایران مشروعیت خود را از دست داده است و باز هم جای شکی و جود ندارد که نیروهای اپوزیسیون نتوانسته اند دموکراسی و حقوق بشر را یطور مستقل در ایران نهادینه کنند. مدتهاست نیاز عمیق به یک ائتلاف به فعالین سیاسی نیروی تازه ایی بخشیده است و خارج از ایران هم تلاش های زیادی جهت تشکیل یک سازمان توانمند و پر قدرت البته با موفقیت کم صورت گرفته اند. با اين حال، ائتلاف واقعی نیروها در تاريخ ايران بسيار نادر است. در یک سد سال اخیر تنها مشتی از ائتلافهایی که بوجود آمده اند: انقلاب مشروطه از سال 1905 میلادی جبهه ملی ایران از سالهای 1949 تا 1953 1977 تا 1979 بین سالهای 1905 و 1911 ائتلاف غیر رسمی ما بین روشنفکران تجدد خواه و لیبرال، بازرگانان و تعداد بیشماری از رهبران شیعه بوجود آمد. این ائتلاف مخالف حکومت سلطنتی مطلق بود و توانست انقلابی را ایجاد کند که هم از آن دفاع به عمل آورد و هم برای آن نیز قانون اساسی گرد آوری کرد. در سال 1949 میلادی گروهها با اشخاص زیادی تحت رهبری محمد مصدق گرد هم آمدند. این ائتلاف در ایران جبهه ملی نامیده شد. خواست این گرد همایی ( ائتلاف ) برگزاری انتخابات دموکراتیک و آزاد، ملی شدن نفت ایران و خارج ساختن نفت از کنترل بریتانیا بود و همچنین کوشید تا شاه را وادار به اطاعت از قانون اساسی سال 1906 نماید. این ائتلاف با موفقیت روبرو بود تا اینکه بدست کودتایی با مدیریت سیای آمریکا در ماه اوت سال 1953 میلادی در هم شکسته شد. در سالهای 1977 تا 1979 يك ائتلاف غيررسمي بيرون آمد که مخالف شاه بود. اين شامل كمونيستهای چپگرا، بنيادگرايان اسلامي مرتجع راستگرا، ليبرال دموكرات‌ها و اسلام گرایان متعادل میانه رو بود . بعد از سرنگونى رژيم شاه، خميني موفق به حذف مخالفین شد و توانست آنان را از بین ببرد و قدرت را در انحصار دست جناح راست از اصولگرايان ارتجاع قرار بدهد. از آنجاییکه تلاش های بیشماری جهت گردآوری افراد مختلف از مخالفان دولت و جامعه مدنی با شکست مواجه شده اند، بيانيه تشکيل "همبستگي براي دموكراسي و حقوق بشر در ايران" به همین خاطر به عنوان یک پیشرفت مناسب تلقی میشود بویژه برای آندسته از افرادی که امیدوارند تا آزادي، دموكراسي و حقوق بشر در ايران مستقر شود. براي اولين بار یک ائتلاف از سوی همه گروههای دموكراسي خواه، فعالین اتحاديه ها، حقوق بشر و حقوق زنان، فعالين دانشجويي، فعالین سياسی چهره های برجسته مسلمان و میانه رو و روشنفکران و زندانيان سياسى صورت گرفته است و یکی دو ماه آینده معلوم شود كه آيا اين موفقيت آميز خواهد بود یا نه. دست آورد ها تشكيل همبستگي به دمكراسي و حقوق بشر در ايران اقدام مهمي است. تنها شکل گیری چنین ائتلافی یگ گام به جلو است. فرهنگ سياسى ايران بیش از اندازه آمیخته با فردگرايي، خود محوری و تفرقه میباشد و ناتوانی در همکاری با ديگران و سوء ظن مبالغه آمیز سبب عدم همکاری میشود. اقدام مهمي ديگري از اين ائتلاف اين است كه شامل افراد و گروههای مختلف مي شود. اين ائتلاف جبهه ملي ايران را در بر میگیرد که یکی از سازمان هایی ست که طرفدار دموكراسي در ايران از زمان دكتر مصدق از سال 1949 است. رهبریت جبهه ی ملی از لحاظ تاریخی همیشه سعی کرده است محتاط باشد و بی گدار به آب نزند و همیشه هم تا جاییکه مقدور بود، از شتابزدگی در عمل و ماجرا جویی خودداری کرده است. با در هم شکسته شدن ایدئواوژی کمونیستی و بنیادگرایی اسلامی در ایران، دموکراسی و آزادی جزء عادات و رسوم بخش بزرگی از جامعه شده است. امروز جبهه ملی به دلیل متجسم شدن لیبرال دموکراسی و مصدق و ملی گرایی ایرانیان، از مشروعیت ویژه ای برخوردار میباشد. انتقاد تحکم آمیز در گذشته به رهبریت جبهه ملی به عدم آمادگی برای قبول مسئولیت جهت برنامه ریزی راهی برای خروج از شرایط بسیار دشواری که ایران را در حال حاضر به مخاطره میاندازند، مربوط بوده است. آقای دکتر محمد ملکی نیز در این ائتلاف شرکت جسته است. آقای ملکی یکی از رهبران ملی مذهبی ایران است که با احترام از او یاد میشود. او اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب بود که به خاطر دفاعش از آزادی در نخستین روز های انقلاب در زندان اسیر شد. این ائتلاف شامل جبهه دموکراتیک ایران به رهبری حشمت اله طبرزدی نیز میشود. آقای طبرزدی یکی از دانشجویان سرشناس بنیادگرای اسلامی در بین سالهای 1979 تا 1996بود . شغل ایشان مهندسی است. طبرزدی از بنيادگرايى اسلامى در اواخر دهه 1990 یه یک دموکرات مبدل شد. گروهی که وی تشکیل داد، در بر گیرنده بنیادگرایان اسلامی پیشین اند که سنین آنان بین 20 تا اوائل 50 سالگی میرسد. این افراد خود را با آکسیون های اعتراضی مشغول میکنند. آقای طبرزدی سالهای زیادی را در زندان بخاطر فعالیت های سیاسی اش بسر برد. ما براي اولين بار در سیاست کنونی ایران میگذاریم عملن رهبران اتحاديه ها به يك گروه سياسي بپیوندند. این تحول برای موفقیت پروژه هوادار دموکراسی در ایران با ارزش است. در این اتحادیه دو گروه برجسته از فعال ترین رهبران سندیکاهای کارگری در ایران موجودند: سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی اين ائتلاف نيز شامل گروه های اصلی دانشجويان آزادیخواه میشود: جبهه متحد دانشجويان و اتحادی از دانشجويان ليبرال و ملي گرا ( DFI ) اگر چه بسیاری از دانشجویان ایرانی آزادیخواه هستند ولی تمایلی به ورود به عرصه سیاست را ندارند زیرا که هم امکان اخراج آنان از دانشگاههایشان، و هم اینکه پس از پایان درس دسترسی به مشاغل نداشته باشند، وجود دارد. دانشجویان بیش از اندازه سکولار نمودار شهامت آرزوهای اكثريت عظيم مردم ایران هستند. بسياري از اين دانشجويان شجاع در زندان بسر برده اند و در زندان نیز مورد آزار و شكنجه قرار گرفته اند. بسیاری آز آنان در زندانها تحت شرايطي اسرارآميز به شهادت رسیده اند. یکی از معروف ترین آنان در این گروه های دانشجویی آقای اکبر محمدی بود که در زندان به دلیل عدم درمان و اعتصاب غذا و شکنجه جان باخت. اين ائتلاف نيز شامل برخی از شخصیت های برجسته ایران از جمله وكیل مدافعان حقوق بشر، روشنفکران، فعالین حقوق زنان، گروههای اتنیکی و همچنین احزاب کوچکی مثل حزب دموکراتیک ایران و اتحاد دموکراسی میشود. چرا حالا ؟ این جنبش در حال حاضر از اهمیت زیادی برخوردار ست زیرا: - رژیم به دلیل برگزاری انتخابات در 12 ماه ژوئن به دستگیری های عمومی دست نخواهد زد، - درهم‌ شكستگي‌ عظيم برجسته ترين جنبش هوادار دموكراسي و فعالین جامعه مدني در اين زمان احمدی نژاد را تضعیف میکند و برای هوادارانش نفاق افکنانه است، برخورد ملایم نظام در این سه هفته قبل از انتخابات به سوی طرفداران ائتلاف پنجره ای را برای سازماندهی باز میکند. به محض اینکه این تشکل سازمان یافته جند هفته ای از عمرش بگذرد البته بی آنکه سرکوب شده باشد، برای رژیم دشوار خواهد بود تا همه را بطور ناگهانی پس از 13 زوئن دستگیر نماید. چشم انداز ها اگر احمدی نژاد در انتخابات پیروز شود، بسیاری از هواداران کروبی و میر حسین موسوی نمایندگان اصلاح طلب نومید می شوند. بطور نمونه: دانشجویان گروه وابسته به رژيم به نام دفتر تحکیم وحدت، از رژيم اصولگرا دور و نزديكتر به اپوزيسيون دموکرات شده است. همچنین یک جنبش مستحکم زنان بنام کمپین یک میلیون امضاء وجود دارد. بسیاری از فعالین و رهبران این جنبش OMSC بازداشت و در زندانها با آنان بد رفتاری شده است. پیروزی احتمالی احمدی نژاد در انتخابات از میدان بدر کردن این جنبش را در پی میداشت. همچنانکه شاهد بودیم در روز اول ماه مه 2009 فعالین OMSC به کارگران جهت برپایی جشن روز کارگر پیوستند. چنین پیوندی برای اولین بار صورت میگرفت که فعالین حقوق زنان به کارگران ملحق شدند. این پیوند تنها به این دلیل نبود زیرا که هر دو جناح در مورد برابری جنسیتی توافق نطر دارند. دلیل دیگر آن این بود که حمایت و پشتیبانی از یک گروه اجتماعی مدنی دیگر را تحکیم ببخشد. چنین روندی، موفقیت SDHRI را از پیش بیشتر می کند و این ارتباط هم یک دفاع واقعی برای OMSC در صورت سرکوب احتمالی تحت حکومت دوباره احمد نژاد می توانست محسوب شود. موقعیت اقتصادی ایران در حال حاصر وخیم است و وخیم تر نیز خواهد شد. نرخ «رسمی» تورم اقتصادی 25% و نرخ بیکاری 12% میباشد. نرخهای واقعی بمراتب بیشتر میباشند. عقب رانده گی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سالهای اخیر بیشتر شده اند. اگر چنانچه رژیم عقب رانده گی ها را بزرگ نکند، SDHRI از چشم انداز و پشتیبانی بیشتری برخوردار میشود که رژیم بنیادگرا را به نابودی خواهد کشاند و در صورتی که رژیم به سرکوب بزرگی دست بزند، به یک شورش مردمی تبدیل خواهد شد. يكي از دلايل اصلي كه اين رژيم در گذشته مستبدانه عمل كرده است، عدم وحدت و هماهنگي ميان گروههای مختلف جامعه مدنی (كارگران، زنان، دانشجويان، فعالین حقوق بشر و طرفداران دمكراسي بوده است. اين رژيم قادر به مقابله با کارگران بوده و توانسته آنان را سرکوب نماید. رژیم توانسته است که تظاهرات زنان را به آسانی فرو نشاند. با این وجود، اگر همه واخواست ها و اعتراضات همزمان صورت گیرند، رژیم برای در هم شکستن همه صدا ها با مشکل روبرو خواهد شد. این رژیم میتوانست حداکثر SDHRI را یک یا دو ماه تحمل کند و نه بیشتر. اگر هم SDHRI به دلیل منازعه داخلی در هم بریزد، آنوقت رژیم سودمندانه و راحت به عقب تکیه می داد. اما اگر این ائتلاف یکپارچه باقی می ماند، رژیم تلاش میکرد تا بتواند به داخل آن نفوذ پیدا کند تا آن را از درون از هم بپاشاند. اگر هم این روش سودمند نمی بود، باز رژیم کوشش میکرد، این جنبش را از میدان بدر کند. این هم سبب بروز شورش از سوی کارگران، دانشجویان، زنان، و دیگر نیروها میشد. هر چه بیشتر از این جنبش پشتیبانی به عمل آید، احتمال عبور مسالمت آمیز و صلح جویانه به سمت دموکراسی در ایران بیشتر وجود دارد. میزان بیشتر چشم اندازهای دموکراسی در ایران بستگی به خرد رهبران و فعالین این ائتلاف هوادار دموکراتیک دارد. همچنین بستگی به آمادگی مردم جهت تصمیم گیری که آیا آزادی و دموکراسی ارزش قربانی دادن را دارد یا نه. ادامه عمر این حکومت جبار تنها به اراده مستبدین بنیادگرای آن ندارد که به تصمیم رهبران اپوزیسیون و مردم ایران نیز دارد. اما این امید وجود دارد که پس از 100 سال مبارزه برای آزادی و دموکراسی این مرتبه ایرانیان پیروزمند باشند.
................................... بقلم دکتر مسعود کاظم زاده، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه ایالتی سام هوستون، تگزاس برگرفته از : سایت ایران گلوبال

درگیری نیروهای انتظامی و گروه موسوم به سلفی در سنندج

به گزارش آژانس خبری سراب نیوز از شهر سنندج روز گذشته حوالی ساعت 1 بعد ظهر در محله گریزه آن شهرستان درگیری 2 ساعته میان نیروهای انتظامی وگروه موسوم به سلفی روی داد که در نتیجه این درگیری 4 نفر از اعضای این گروه کشته و1 نفر زخمی شدند که وی نیز بلافاصله به بیمارستان اعزام شد .براساس این گزارش 2 تن از ماموران انتظامی نیز زخمی شده اند.کشته شده ها اکثرا جوان وسن آنها بین 18 تا 24 ساله بودند . گفته میشودهویت کشته وزخمی شده ها 2 نفر از اهل سنندج ، 2 جوانرودی و1 نفر عراقی بوده است

۱۳۸۸ خرداد ۸, جمعه

رکسانا صابری: فشار در زندان براى اخذ اعترافات دروغ

رادیو آمریکا: رکسانا صابری خبرنگار آمريکائی ايرانی تبار گفت در ابتداء امر ترس باعث شد پس از بازداشت در ايران، به جاسوسی برای آمريکا اقرار نمايد.
رکسانا صابری در نخستين مصاحبه خود پس از آزادی از زندان جمهوری اسلامی ايران در گفت و گو با راديو «اِن پی آر» گفت که اعترافات وی با توسل به زور گرفته شده بود.
خانم صابری روز پنجشنبه به راديو «اِن پی آر» گفت که نميداند چرا مأمورين وزارت اطلاعات وی را بازداشت کردند. رکسانا صابری متذکر شد که بر خلاف گزارش رسانه ها، بازداشت وی بخاطر خريد مشروبات الکلی يا انجام خبرنگاری بدون مجوز نبود.
خبرنگار ايرانی- آمريکائی گفت که در زنذان شکنجه جسمی نشده اما فشار های شديد روحی و فکری را در طول اقامتش در زندان اوين، متحمل شد.
خانم صابری گفت که از زنان ديگری که در زندان با او هم سلول بودند، انرژی ميگرفت.
رکسانا صابری گفت که علت زندگی کردن و انجام مصاحبه در ايران برای نگاشتن کتابی بود که تصويری متعادل تر و کامل تر از جامعه ايران، بتواند ارائه کند.
خانم صابری گفت با وجود همه سختی هائی که متحمل شد مطئمن است که به ايران به کشوری که در عرض شش سال اقامت خود، عشق به آن بست، باز خواهد گشت.

اگر می دانستم چنین حکومتی می آیدعلیه شاه مبارزه نمی کردم!

متن کامل سخنرانی دکتر اکبر اعلمی، نمايندهء تبريز در دوره هاي ششم و هفتم مجلس اسلامی
ايراد شده در شهر نقده، قبل از اعلام رد صلاحيت او بوسيلهء شورای نگهبان
هشناد درصد کلماتی که من به کار می برم فارسی هستند. علتش این است که متأسفانه پنجاه سال قبل خانوادهء من به تهران مهاجرت کرده اند. من هم در تهران بزرگ شده ام و الان افتخار می کنم که اصالتم و هویتم و سرزمین مادریم آذربایجان را گم نکرده ام. به این دلیل هنگام اعلام کاندیداتوری خود حرکت خود را از آذربایجان شروع کردم. همه می دانید که همه امکانات در تهران است. در تبریز “فرعون” ی ( امام جمعه تبریز ) هست، البته حیف است که او را فرعون بگویم، فرعون از او خیلی بزرگ است. اسمش را “فرعونک” گذاشته ام یعنی فرعون کوچک. من می دانستم که اگر بیانیه انتخاباتی خود را از تبریز بدهم، خبرنگاران تبریز از ترس او بیانیه انتخاباتی من را منتشر و منعکس نخواهند کرد. با این اوصاف تبریز را انتخاب کردم.
من در این کشور نه به چپ وابسته ام و نه به راست. اساساً آذربایجان اصلاح طلب است. شروع اصلاح طلبی از آذربایجان بوده و مشروطیت از آذربایجان شروع شده است. از سال ۷۶ به بعد عده ای که خود را اصلاح طلب می پنداشتند، شعار “ایران برای همه ایرانیان” سر دادند. اولین فردی که شعار “ایران برای همه ایرانیان” را سر داد، شیخ محمد خیابانی بود. اصلاح طلبی به آقای خاتمی و دیگران ربطی ندارد. مهد اصلاح طلبی آذربایجان است. به این سبب به عنوان یک اصلاح طلب و فرد غیر وابسته از آذربایجان اعلام کاندیداتوری کردم و اعلام کردم چون به هیچ یک از احزاب وابسته نیستم، لذا تشکیلات من آذربایجان است. اگر می دانستم بیانیه من پس از یکماه اینگونه مهجور خواهد ماند، می آمدم و از اورمیه یا سولدوز (نقده) بیانیه خود را اعلام می کردم.
فقط در روزهای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و حتی انتخابات شورای شهر آذربایجان و اصول 15 و 19 قانون اساسی به یاد کاندیداها می افتد. این اصول دستاویزی برای جلب آرای مردم می شود. وقتی ایام انتخابات می شود همه کاندیداها شعار سر می دهند که حق آذربایجان ضایع شده است. می گویند که اگر به من رأی دهید اصول 15 و 19 را اجرا خواهم کرد. تمامی افرادی که کاندیدای ریاست جمهوری شده اند، همه اینها کاندیداهای هیئت حاکمه هستند، پس چرا این اصول را اجرا نمی کنند؟ فلانی آمده است و می گوید من اگر رئیس جمهور شوم، “تغییر” ایجاد خواهم کرد. آیا اصولاً “تغییر” با شما سنخیتی دارد؟ 30 سال است که قدرت در دست شماست، اگر می خواستید “تغییر” ایجاد می کردید. فردی می تواند “تغییر” ایجاد کند که به آن اعتقاد داشته باشد.
من قبل از آقای کروبی و میرحسین موسوی و محسن رضایی اعلام کاندیداتوری کرده ام. شش ماه قبل از این در کنگره حزب اعتماد ملی اعلام کردم که، اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند، من هم از حقوق اجتماعی خود که حق انتخاب شدن در ریاست جمهوری است، استفاده خواهم کرد. تاکنون کسی نگفته که اعلمی هم کاندیدا شده است. آیا علم اعلمی نسبت به دیگران کم است؟ سه مدرک تحصیلی دانشگاهی دارم که هم سنخ با پست ریاست جمهوری هستند. در زمان حکومت شاهنشاهی بر علیه شاه مبارزه کردم، اگر می دانستم چنین حکومتی خواهد بود و و چنین افرادی حاکم خواهند شد هیچ وقت بر علیه شاه مبارزه نمی کردم.
شاه این اندازه به اسلام لطمه نزد، خدا آقای حسنی را حفظ کند، ایشان گفته است، افرادی که بعد از انقلاب مسلمان مانده اند، مسلمانیشان باقی مانده از زمان شاه است. اینها اسلام را در میزان ریش و پیراهن خلاصه کرده اند.
کاندیداها همه شان شعار می دهند که اگر آنها انتخاب شدند، عدالت را حاکم خواهند کرد. همه شما نوعاً افراد هئیت حاکمه هستید. شما ۳۰ سال است که حکومت می کنید پس چرا عدالت را حاکم نکرده اید؟ همهء کسانی که پس از من کاندیداتوری خود را اعلام کرده اند، اخبارشان شبانه روز از رادیو و تلویزیون پخش می شود. خوشبختانه یک شبکه جدید “بی بی سی” هم به تعداد شبکه های ایران اضافه شده است، آن هم مرتب اخبار اینها را منعکس می کند و از اخبار مربوط به من خبری نیست.
همهء رسانه های مختلف وابسته به جناح راست و جناح موسوم به اصلاح طلب من را بایکوت کرده اند. مگر من فرد گمنامی هستم؟ زمانی که نمایندهء مجلس بودم، افتخارتان این بود که هر روز اسم اعلمی را با عنوان عضو کمسیون امنیت ملی و عضو فراکسیون اقلیت و نماینده اصلاح طلب در صفحه اول روزنامه هایتان درج کنید. با نام من برای خود اعتبار کسب می کردید. اما امروز می گویید که اگر اعلمی بیاید آراء پراکنده خواهد شد. بعضی ها ادعا می کنند که اعلمی وزن سیاسی لازم را ندارد. اگر این طور است چرا از بردن اسم من می ترسید؟ مگر نمی گفتید که نظارت استصوابی مذموم است؟ که چنین است. قبل از این که شورای نگهبان من را رد کند شما مرا رد کرده اید. مگر نمی گویید که حق انتخاب شدن و انتخاب کردن از حقوق مردم است؟ آقایان اصلاح طلب! از سال ۷۶ به بعد رنگ عوض کردید. ایران برای همه ایرانیان، گردش آزاد اطلاعات، حق انتخاب شدن، حق انتخاب کردن، اینها شعارهای شما بود. پس چطور شد؟ مردم در پای صندوق های رأی مشخص خواهند کرد که چه کسی صلاحیت دارد یا ندارد. پس از خدا، کسانی که صلاحیت دارند تا صلاحیت کاندیداها را مشخص کنند، مردم هستند.
پوپولیسم یعنی عوامفریبی. اگر بخواهیم عوامفریبی کنیم از خیلی ها بهتر بلد هستیم. اما باید با ملت صادق بود. مردم چهار سال قبل برای اینکه مانع انتخاب هاشمی
رفسنجانی شوند، به احمدی نژاد رأی دادند و گمان می کردند که به مردم خدمت خواهد کرد. ولی نمی دانستند که وی اولاد جنتی است. آقای احمدی نژاد بعضی معجزه ها کرد. یکی از معجزه هایش این بود که در طول چهار سال به اندازه سی سال مملکت را به بیراهه برد. سال به سال وضع بدتر می شود. سی سال است که مردم افسوس سال های قبل را می خورند. سی سال است که این سخن تکرار می شود: سال به سال، دریغ از پارسال. الان بعضی ها می گویند رفسنجانی از این بهتر بود یا خاتمی از اینها بهتر بود. هیچ فرقی نمی کند. اینها تخم مرغ های یک سبد هستند. تا زمانی که هئیت حاکمه بر خلاف قانون اساسی به ملت این حق و اجازه را ندهد که کاندیدای خود را آزادانه انتخاب کند، این وضع و این دور باطل ادامه خواهد داشت.
قانون اساسی وحی منزل نبوده و نواقص زیاد دارد. اگر کسی که رئیس جمهور شده و به پایبندی و اجرای قانون اساسی در مجلس و در حضور روسای قوای سه گانه سوگند می خورد، شهامت اجرای تمامی اصول قانون اساسی را داشته باشد، علیرغم کاستیها و ضعفهایی که در آن هست، شصت الی هفتاد درصد خواسته ها و مطالبات مردم تحقق پیدا می کند. برنامه های من از متن قانون اساسی است. اگر به من صلاحیت دهند، از تمام ظرفیت های قانون اساسی برای اصلاح مملکت تلاش خواهم کرد و اگر صلاحیتم را رد کنند دیگر در انتخابات شرکت نخواهم کرد.
فرض کنید فردا مردم بگویند که ما اصلاً این نظام سیاسی را قبول نداریم. مگر امام خمینی نمی گفت که قانون مشروطه را اجداد ما پنجاه سال قبل تصویب کرده اند، حق نداشتند به جای ما تصمیم بگیرند؟ درست است. اگر نسل امروز بگوید که این قانون اساسی را قبول نداشته و به آن منتقد است، این حق مردم است. باید همه پرسی شود. اگر رأی مردم بر این باشد که این قانون اساسی باید اصلاح شود، باید اصلاح شود. این حرف من ا ست، در قانون اساسی پیش بینی شده است. چرا تاکنون نگذاشته اید تا در این مورد همه پرسی صورت گیرد؟
آیا معنای امر به معروف و نهی از منکر رد صلاحیت من در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری است؟ معنای امر به معروف و نهی از منکر این است که کسی یقهء حاکمیت را گرفته و از آن مطالبهء حق کند. وقتی که در روزنامهء “ایران” به مردم آذربایجان توهین شد، ملت به خیابان ها ریختند. تا آنجایی که به یادم هست و خود من در تبریز شاهد بودم، مردم مدنی ترین اعتراض را کرده و مدنیت و امنیت را رعایت کردند. نتیجه اش چه بود؟ چهار نفر را در سولدوز کشتند. فرماندار اینجا را به جای بازخواست جایزه دادند و در جای دیگری سمت و مسئولیت دادند. ملتی که از هویت، تاریخ، زبان و سرزمین مادری خود دفاع نکند، چنین ملتی نمی تواند افرادی همچون باکریها را پرورش دهد. مردمی که در دفاع از هویت خود به خیابان ها ریختند، در واقع غیرت آذربایجان را به نمایش گذاشتند.
در اینجا همهء مردم این منطقه را به نام “سولدوز” می شناسند و اطلاق می کنند. مردمی که در اینجا زندگی می کنند حق دارند که در مورد نام این منطقه تصمیم بگیرند. چرا اجازه نمی دهید که این حداقل خواسته مردم تحقق پیدا کند؟ در قانون اساسی آمده است که برگزاری اجتماعات و راهپیمایی ها آزاد است. شما بروید و درخواست برگزاری راهپیمایی و اجتماع کنید، آیا به شما این اجازه را می دهند؟
در دورهء قبل انتخابات ریاست جمهوری، وقتی آقايان من را رد صلاحیت کردند گفتند که رجل سیاسی بودن اعلمی احراز نشد. من 35 سال سابقهء فعالیت سیاسی دارم. آن زمانی که شماها از مردم پنج ریال می گرفتید و روضه می خواندید، من در زمان
شاه اسلحه به دست گرفته و برای رسیدن به عدالت حضرت علی مبارزه می کردم. اکنون چه شده است که رجل سیاسی نیستم؟ هشت سال نمایندهء مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بودم و چندین پست دیگر داشتم، در آن هنگام رجل سیاسی بودم و الان که کاندیدای ریاست جمهوری شده ام، رجل سیاسی نیستم؟! آقای قالیباف که فرمانده نیروی انتظامی بود، رجل سیاسی است، آقای محسن رضایی که فرمانده سپاه پاسداران بود، رجل سیاسی است ولی اعلمی رجل سیاسی نیست؟ چرا باید چنین باشد؟ دلیل این را آن موقع به طور واضح به من گفتند. گفتند که تو به مقامات تعظیم نمی کنی. اصولاً نماینده و رئیس جمهوری که در برابر مقامات سر تعضیم فرود آورد، صلاحیت نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را ندارد.
در قانون اساسی آمده است که اعتبارات باید بدون تبعیض بین استان ها و متناسب با نیازهای هر استان و هر منطقه توزیع شود. اگر فردی که رئیس جمهور می شود غیرت و صداقت داشته باشد، لازم نیست شعار دهد، بیاید تنها به قانون اساسی عمل کند. چرا چنین نشده و آذربایجان این همه عقب مانده است؟ تنها آذربایجان چنین نیست و خیلی از مناطق عقب مانده هستند. علت این چیست؟ تنها در دورهء ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، کشور بیش از 200 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است. این درآمدها چه شده اند؟ ما دایهء مهربانتر از مادر و کاتولیک تر از پاپ شده ایم. در آن گوشه از جهان در فلسطین وقتی دو نفر کشته می شود - و البته ما هم به عنوان مسلمان ناراحت می شویم- اینها دنیا را به هم می ریزند که در فلسطین چنین و چنان شد. فلسطین چه ربطی به ما دارد؟ این را قانون اساسی تصریح کرده است. در قانون اساسی سیاست خارجی کشور بر اساس عدم دخالت در امور داخلی ملت ها تببین شده است. خود شما در اینجا در سولدوز چهار نفر را می کشید و نمی گذارید که صدای کسی در آید. در مشگین شهر یک نفر را کشتید. در تبریز با تفنگ ساچمه ای دو چشم جوانی را کور کردید.
اگر کسی بخواهد کارمند سادهء شهرداری شود، هفت پشت او را بررسی و تحقیق می کنند که مبادا به جایی وابسته نباشد. به عنوان مثال، اگر کسی فامیلی داشته باشد که با سازمان مجاهدین خلق ارتباطی داشته باشد، امکان ندارد در شغلی دولتی پذیرفته شود. در حالیکه پسر آقای جنتی عضو سازمان مجاهدین خلق بود و در سال 65 توسط سپاه کشته شد و این در حالی است که آقای جنتی خودش 30 سال است که در این کشور صلاحیت افراد را بررسی می کند. بر اساس قانون، وظیفهء شورای نگهبان نظارت بر حسن اجرای انتخابات و نظارت بر حق انتخاب مردم است. در حالی که شورای نگهبان خود حق انتخاب مردم را ضایع می کند.
قدرت در ایران در بین يک کلکسیون 200 نفری با اسامی چپ، راست، خط امام، اصولگرا و اصلاح طلب و غیره جابجا می شود. اینها قدرت را مثل توپ فوتبال به همدیگر پاس می دهند و به جای 70 میلیون تصمیم می گیرند. به قرآن قسم می خورم، تا زمانی که قدرت در بین این کلکسیون 200 نفری جابجا شود، این کشور اصلاح نخواهد شد.
منبع: سايت 7 تير
https://newsecul.ipower.com/

در اين سی سال برای کشاندن شما به پای صندوق رأی چه ها که نکردند...


فراخوان به تجمع و تظاهرات

روزنه
سرکوبگران مارش اول مه، زندانبانان فعالین و رهبران کارگری، عاملین تبعیض و ستم بر زن،صادر كنندگان احكام سنگسار، قاتلين دلارا دارابى، قاتلان كودكان، دزدان میلیاردر، مسببین فقر و فلاكت، عاملين اعتياد و فحشا در ايران بايد بازداشت و محاكمه شوند نه "انتخاب" !

اولين قدم و پيش شرط خلاص شدن از مصائب و مشقات دامنگیر مردم، ايجاد هر گونه بهبود در زندگى آنها و ايجاد هر گونه اصلاحات در ايران، خلاص كردن جامعه از شر حكومت اسلامى است۔ مردم حكومت اسلامى و حكومت قبرستانى نميخواهند!

كانديداهاى رياست جمهورى در ايران دزد و چپاولگرند۔ اينها شركا و سهامداران ماشين جنايت اسلامى در ايران هستند۔ اينها دشمنان آزادى، دشمنان شادى و دشمنان رفاه مردم ايران هستند و باید از حكومت پايين كشيده و محاكمه و مجازات شوند۔

ايرانيان ساكن انگليس مردم آزاديخواه!

روز ١٢ جون به خيابانها بياييد۔ در مقابل شعبات اخذ راى تجمع كنيد و مضحكه انتخاباتى قاتلين مردم را بر سرشان خراب كنيد!

ما در اطلاعيه هاى بعدى محل تجمعات اعتراضى عليه مضحكه "انتخاباتى" جمهورى اسلامى را به اطلاع شما خواهيم رساند۔

تشكيلات خارج كشور حزب كمونيست كارگرى ايران - بريتانيا

٢٨ مى ٢٠٠٩

اطلاعیه در مورد دستگیری آقای عماد بهاور

8 خرداد 1388
در حدود ساعت 14 چهارشنبه 6/3/88 ، چندین نفر با لباس شخصی ( احتمالا از پلیس امنیتی ) به محل کار جدید آقای عماد بهاور، مهندس صنایع ، دانشجوی علوم سیاسی و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران ، مراجعه کرده ، با ارائه حکمی – که نام مرجع صادر کننده و محتوی آن برای ما معلوم نیست – وی را با خشونت ، تهدید و اجبار سوار یکی از خودروهای ماموران کردند و با خود بردند. بعدا اطلاع یافتیم که منزل آقای بهاور نیز مورد بازرسی طولانی قرار گرفته و لوازم و مدارکی ضبط شده است . از محل بازداشت و نوع اتهام وارد شده به ایشان اطلاعی نداریم . در ماههای اخیر ، فشارهای غیر قانونی دیگری ، مانند پایان دادن به استخدام نامبرده در یک شرکت وابسته به بانکی دولتی و ضبط گذرنامه وی وارد شده است . با توجه به فعال بودن آقای بهاور در ستادهای موج سوم پویش و 88 و تشویق جوانان به فعالیت در کمیته صیانت از آرا و نیز اختلالات و محدودیتهای اعمال شده در مورد حامیان دکتر محمد خاتمی و مهندس میرحسین موسوی در راستای جلوگیری از پیروزی نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری ، ارتباط دستگیری آقای بهاور با انتخابات در پیش رو تقریبا محرز است . ما ضمن محکوم کردن این گونه بازداشتهای خشونت آمیز ( به جای احضار عادی قانونی ، در صورت ضرورت ) و درخواست آزادی فوری و بدون قید و شرط آقای بهاور ، از همه ی مدافعان اسلام ، آزادی ، عدالت و حقوق شهروندی انتظار داریم که از هرگونه تلاش برای آزادی فوری ایشان فروگذاری نکنند.
روابط عمومی نهضت آزادی ایران

به هم پاشیدگی کادرهای اطلاعاتی رژیم و چمع و جور کردن تابلوی خود در حادثه زاهدان

انفجاری در زاهدان کل دستگاه خبر سازی رژیم را به هم ریخت. در دقایق آغازین از کشته شدن 10 نفر سپس 15 نفر بعد به 20 نفر، به فاصله کوتاهی 30 نفر و سپس 39 نفر اعلام شد . اما به فاصله نیم ساعت تمام اخبار منتشره در سایتهای حکومتی آمار این کشتار را به 15 نفر(ایرنا)، 15 نفر(ایلنا)، 15 نفر(ایسنا)، بیش از 20 نفر(فارس نیوز) تقلیل دادند. سایت برون مرزی پیک ایران (30نفر) و سپس 15 نفر تقلیل داد. سایت ایلنا با جایگزین کردن خبر اولیه با خبری که برای سایتها از طرف مقامات امنیتی تنظیم شده تعداد را 15 نفر و از دستگیری عاملان خبر داد. همین خبر را سایت پیک ایران جایگزین خبر قبلی خود کرد. سایتهای رژیم عاملان را دو نفر با لباس زنانه که بسته ای را در مسجد گزارده مخابره کرد. اما طبق اطلاع آژانس خبری کوروش یک جوان در یک حرکت انتحاری باعث مجروح کردن بیش از 100 نفر شدکه حال بسیاری از آنها وخیم اعلام شده است. در سایتهای رژیم از کشته شدن شهروندان بی گناه سخن به میان آمد در حالیکه طبق اطلاع ما مسجد علی ابن ابی طالب مرکز جذب نیرو و تجمع نیروهای سپاه و بیسج در زاهدان بوده است. با وجود این تا انتشار اخبار صحیح و عاملان این فاصله بسیار است . این حرکت نشان داد چگونه نیروهای امنیتی با یک حادثه از هم پاشیده می شوند و چگونه به تنافض گویی و تحریف افکار عمومی می پردازند.

بدون شرح!







دانشگاه تهران به ماتم سرا تبدیل شده است

آژانس ايران خبر: در چند روز اخیر مراسمات مذهبی گوناگونی در دانشگاه تهران برگزار می شود از گرامی داشت آخوند بهجت گرفته تا یادواره شهدا و ایثارگران. همچنين نيروهاي وابسته و بسيج در گرامیداشت ایام فاطمیه با بلندگو و سیستم صوتی به تبلیغ جنگ و شهادت می پردازند،يكي از دانشجويان در اين رابطه گفت : وضعیت بسیار اسفناک می باشد به طوری که بسیاری از دانشجویان پس از اتمام کلاس هایشان زود دانشگاه را ترک می کنند که مبادا صدای وحشتناک این مرثیه سرایی ها گوششان را کر کند.

اعتراض دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه به پروژه دفن شهدا

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه با تجمع گسترده در روز چهارشنبه در محلی که برای دفن شهید در این دانشگاه در نظر گرفته شده است، به پروژه دفن شهدا در دانشگاه اعتراض کردند.
این تجمع در حالی انجام شد که دانشجویان بسیجی هم با تجمعی مقابل مسجد و برگزاری مراسم مداحی، قصد تحت الشعاع قرار دادن حرکت نمادین دانشجویان معترض دانشگاه رازی را داشتند که با هوشیاری دانشجویان تا پایان تجمع، روزه سکوت شکسته نشد.
در پایان دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی و ای ایران به تجمع خود پایان دادند.

قصد رای سازى خامنه ای به نفع احمدى نژاد فاش شد

یکی سرکردگان باند فاشيستى موتلفه اسلامی قصد خامنه ای براى بيرون آوردن دو باره احمدى نژاد از صندوق های راى در نمايش انتخابات رژيم را برملا كرد.
بادامچیان كه در دانشگاه قم سخنرانى مى كرد، گفت خبرنگارى از بنده پرسيد شما به چه كسى راى مى‌ دهيد؟ گفتم بنده به احمدى ‌نژاد رای مى ‌دهم زيرا استنباط مى ‌كنم كه راى رهبر هم همين باشد.

مصادره زمينها توسط سپاه در شهر قدس خشم مردم را برانگيخته است

ایران ب ب ب
در شهر قدس ورودی جاده شهریار درجنب دانشگاه آزاد 25000 هزار متر زمین وجود دارد كه گويا شهرداری قصد داشته آن را تبدیل به فضای سبزكند و دانشگاه هم طرحي براي اين زمينها داشته است , ولی نيروهاي سپاه چند روز است كه ماموران خود را در آنجا مستقر كرده اند و نشانه ها حاكي از آن است كه سپاه ميخواهد ازاين زمينها براي خودش پادگان يا خانه مسكوني بسازد , اين موضوع باعث خشم مردم قدس شده وهمه جا از زورگويي سپاه صحبت ميشود , يكي از شهروندان قدس دراين رابطه گفت اين زمين متعلق به هر كسي هم كه باشد متعلق به سپاه نيست و نيروهاي سپاه حق ندارند بيايند واين جا اتراق كنند . همچنين سپاه شهر قدس که در مرکز شهر مستقر است , زميني را كه قبلا پادگان و در وسط شهر واقع بوده تبديل به پاساژ نمود ه و آنها را به فروش و يا به اجاره رسانده است واز اين راه پول زيادي به جيب زده است , واموال بيت المال را بالاكشيده است . ---------------------کشاندن اجباری کارمندان ادارات دولتی در سیستان وبلوچستان به مراسم سالگرد خمینی با فرا رسیدن ماه خرداد و تلاش هابرای صرف کردن میلیارد ها تومان پول بیت المال در راه برگزاری سالگرد خمینی طی نامه هایی مکرر به ادارات مختلف سیستان وبلوچستان دستور داده شده است که تعداد مشخصی از کارمندان را تحت هر شرایطی جهت عزيمت به تهران طی روزهاي 13 و 14 خرداد معرفی کند . مديران وابسته حكومتي درتلاشتند , اما كسي داوطلب اجباری 46 ساعت نشستن در اتوبوس (رفت و برگشت )جهت دو روز اقامت در تهران وشركت درمراسم سالگرد خميني نيست اما مديران فشار خود راخواهند آورد .
آژانس ایران خبر

چرا در انتخابات شرکت نمیکنم؟

ایران ب ب ب
وجدان و شرف من به من اجازه نمیدهد که به نظامی رائ بدهم که شرف و ناموس مردم ایران را بر باد داده است. اگر رائ بدهم، معنایش این است که تجاوز این نظام را به شرف و ناموس مردم تایید کرده‌ام و خرید و فروش دختران ایرانی‌ را قبول کرده ام. طبق نوشته‌های روزنامه های پاکستانی، روزی سی‌ تا چهل دختر ایرانی‌ در بازار کراچی‌ خرید و فروش میشود. وجدان و شرف من به من اجازه نمیدهد که به نظامی رائ بدهم که سیاست منظمی برای فقیر سازی مردم اجرا کرده است بصورتی که ۷۰ تا ۸۰ درصد ساکنان تهران فقیر هستند در حالیکه در این ۳۰ سال کشور‌های فقیری مثل مالزی، هند، چین به رفاه بسیا زیادی دست یافته ا‌ند. ما در سالی‌ که انقلاب شد، درامد سرانه ای-۲۵۰۰ دلار- مساوی کره جنوبی و تایوان داشتیم. اکنون درامد سرانه کره جنوبی ۲۶،۰۰۰ دلار و تایوان ۳۱،۹۰۰ دلار است و درامد سرنه ایران به ۵،۰۰۰ دلار هم نمیرسد. اگر این نظام منفور و بیلیاقت روی کار نیامده بود، اکنون مردم ایران در رفاه کامل زندگی‌ میکردند. رائ دادن به این انتخابات پذیرفتن سیاست فقیر سازی مردم و مجبور کردنشان به کلیه فروشی و فساد است. وجدان و شرف من به من اجازه نمیدهد که به نظامی رائ بدهم که برای مردمش کمترین امکانات بهداشتی را فراهم نکرده است. یک تحقیق در چند سال پیش نشان داد که از ۵۰۰ دختر در تهران فقط ۱۵ نفر سالم بودند و از ۵۰۰ دختر در شهرستان‌ها فقط ۱۰ نفر. جامعه ایران هر گز از نظر جسمی و روانی تا این حد بیمار نبوده است. دلیلش هم واضح است. بودجه سرانه بهداشت در ایران ۱۰ دلار است؛ در اروپا ۳۵۰۰ دلار و در آمریکا ۶۰۰۰ دلار. وجدان نمی پذیرد که در جامعه آی چنین بیمار، بودجه آی چنان کم اختصاص داده شود و سالی‌ یک ۱،۲۰۰،۰۰۰ دلار به حزب الله بدهند. وجدان و شرف من به من اجازه نمیدهد که به نظامی رائ بدهم که در آن نادانان دانایان را میکشند و کارهای بزرگ را به آدم‌های کوچک میدهند.در نظامی که سعید سیرجانی و مختاری را میکشند و ریاست جمهوری را با تقلب به نادان کوچکی مثل احمدی نژاد میدهند رائ دادن همانا به معنی تایید کشتن بزرگان و بالا بردن نادانان جنایتکار است. هر دانایی که به هنگام کشته شدن دانای دیگری سکوت کند، زمینه کشته شدن خود را فراهم میکند. وجدان و شرف من به من اجازه نمیدهد که به نظامی رائ بدهم که بالاترین رقم اعدام‌ها را در دنیا به نسبت جمعیت خود دارد. کودکان را در جلو مردم به دار می‌‌اویزد، بزرگان را به جرم‌های نکرده میکشد.سنیان را می‌خواهد به زور شیعه کند و شیعه‌ها را به جرم نداشتن عقیده به ولایت فقیه از قدرت دور کند. هر کس در مقابل بی‌ عدالتی به دیگران سکوت کند، به ظالمان اجازه میدهد که به او بی‌ عدالتی کنند. اگر مردم ظلم را نپذیرند، ظلم اتفاق نمی افتد. وجدان و شرف من به من اجازه نمیدهد که به نظامی رائ بدهم که در مدیریت و کار ایی از ۱۰۰ نمره ۱۵ گرفته است. در زمان حاضر بدترین عیب یک رژیم بی‌ لیاقتی اوست. رضا شاه با ۲ قران مالیات شکر راه آهن سرتاسری از شمال به جنوب و از شرق به غرب را کشید. جمهوری اسلامی با ۳۱۵ میلیارد دلاردر چهار سال درامد نفت و گاز و پتروشیمی نتوانست بم را به بلوچستان وصل کند. من شرم می‌کنم که به چنین نظامی مشروعیت و قانونیت بدهم. وجدان و شرف من به من اجازه نمیدهد که به نظامی رائ بدهم که وجدن فردی و عمومی را چنان از بین برده است که هیچکس از نارحت کردن دیگران نارحت نمیشود، از بی‌ آبرو کردن دیگران احساس شرم نمیکند، از دزدی کردن خجالت نمیکشد، از دروغ گویی عار ندارد، از حق کشی احساس نه آرامی نمیکند. نه، من به چنین نظامی رائ نمیدهم. این را هم میدانم که عده ای مجبورند در این انتخابات شرکت کنند، ولی معنی شرکت کردن در انتخابات این است که آنها همیشه مجبور بمانند و همیشه مجبور شوند به کسانی رائ دهند که اینهمه مصیبت را بر سرشان آورده ا‌ند.
نوشته:حسین بر

اوضاع شهر زاهدان شدیدا متشنج است،مسجد مکی در محاصره نیروهای نظامی قرار دارد

ایران ب ب ب
اوضاع شهر زاهدان کاملا متشنج است و گزارشها حاکیست که بسیجیهای تندرو با اسلحه های حکومتی به سوی مردم عادی تیراندازی کرده اند و بسیاری از بسیجیها و نیروهای سپاه حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان را به محاصره خود در آورده اند و حتی خودروهای علمای اهلسنت هدف تیراندازی نیروهای بسیج و سپاه قرار گرفته است.مسجد مکی زاهدان بزرگترین مسجد اهلسنت به طور کامل در محاصره نیروهای نظامی و امنیتی رژیم قرار گرفته است و هزاران نیرو به این منطقه اعزام شده است.نیروهای بسیج سعی می کنند پای جنگ مذهبی را بگشایند و با حمله به اهلسنت جنگ شیعه و سنی راه اندازند که در صورت تدوام حملات به اهلسنت جنگ مذهبی سختی در زاهدان آغاز خواهد شد--------------------منزل مولوی عبدالجمید و سائر علمای اهلسنت زاهدان در محاصره نیروهای نظامی و آماده باش نیروهای مبارز بلوچستان اوضاع شهر زاهدان متشنج است و نیروهای نظامی منزل مولوی عبدالحمید و سائر علمای اهلسنت را به محاصره خود در آورده اند.از سوئی جوانان بلوچ خود را مسلح می کنند تا در صورت حمله بسیجیان جنگ را با آنان آغاز کنند.گزارشها حاکیست که جوانان بلوچ از سائر نقاط بلوچستان عازم زاهدان هستند تا در صورت تجاوز بسیجیان و سپاه در برابر آنان بایستند ونیروهای مبارز بلوچ هم در تمامی نقاط بلوچستان به صورت آماده باش کامل در آمده اند.یکی از مبارزان بلوچستان در گفتگو با خبرنگار تفتان گفت در صورت حمله نیروهای بسیجی به مردم عادی ما هم مقابله به مثل خواهیم کرد و هیچ فرد غیر بومی در بلوچستان امنیت نخواهد داشتآژانس خبری تفتان تهیه و تنظیم : خبرگزاری بلوچ نیوز

انفجاربمب در زاهدان/ 70 کشته و مجروح در انفجار بمب زاهدان

ایران ب ب ب
خبرگزاري فارس: دقايقي پيش انفجاري مسجد علي‌بن ابي‌طالب در شهر زاهدان را لرزاند.به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، دقايقي پيش انفجاري نسبتا قوي مسجد علي‌بن ابي‌طالب در شهر زاهدان را لرزاند. هنوز جزئيات بيشتري درباره اين حادثه به دست نيامده است. خبرهاي تكميلي متعاقبا ارسال مي‌شود. --------------70 کشته و مجروح در انفجار بمبسایت حکومتی فارس: /تكميلي/شمار شهدا و مجروحان حادثه تروريستي زاهدان به بيش از 70 تن رسيدخبرگزاري فارس: شمار شهداي عمليات تروريستي انفجار در مسجد علي بن ابيطالب(ع) شهر زاهدان به بيش از 20 تن و تعداد مجروحان آن نيز به بيش از 55 تن رسيد. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، شمار شهداي انفجار ساعتي پيش در مسجد علي بن ابيطالب(ع) شهر زاهدان به بيش از 20 تن و شمار زخمي‌هاي اين انفجار نيز به بيش از 55 تن رسيده است. هنوز هيچ گروه و يا جرياني مسئوليت اين انفجار را برعهده نگرفته است. مسجد امام علي‌ابن ابي طالب (ع) زاهدان پس از مسجد جامع اين شهر دومين مسجد اصلي شيعيان است. اين مسجد محل اصلي گردهمايي‌هاي شيعيان اين شهر مي‌باشد به طوري كه در زمان دفاع مقدس اين مسجد محل اعزام رزمندگان به جبهه‌ها بوده است. در حالي که پس از سفر رهبر معظم انقلاب به کردستان و بيانات روشنگرانه ايشان درخصوص ريشه‌هاي تفرقه‌افکني مزدوران ميان شيعه و سني، فضاي همدلي بسيار مثبتي ايجاد شده بود. به نظر مي‌رسد اين اقدام تروريستي عليه عزاداران فاطمي در راستاي ادامه تحرکات تفرقه‌افکنانه و خنثي کردن اثرات مثبت ايجاد شده باشد. نيروهاي انتظامي و امنيتي هم اكنون كنترل منطقه را در اختيار دارند.

دزدان دریایی ایرانی،نظر یکی از بینندگان


یاری
چرا رسانه‌های دنیا نمیگویند که بعضی‌ از دزدان دریائی سومالی ایرانی‌ هستند؟چندی پیش نگاشتیم به روایت از خبر گزاری ارگان رسمی‌ روسیه ریا نووستی (مقاله و لینک در
اینجا درج شده) که برخی‌ از دزدان دریائی بازداشت شده توسط کشتی‌ جنگی روس‌ها در آبهای سومالی ایرانی‌ بودند.این خبر از روی سر همه پر زد و هیچ کسی‌ راجع به آن حتا هیچ اظهار نظری‌ نکرد. مثل اینکه سنبه حکومت آخوندی پر زور بوده برای خفه کردن این خبر که هم میهنان ما از فرط استیصال به دزدی دریائی روی آورده ا‌ند!!این بار خبر گزاری ریا نووستی با خوش رقصی برای حکومت آخوندی، اخبار خود را کمی‌ دستکاری کرده و اینطور گزارش میدهد!!!خواننده اگر از موضوع خبر نداشته باشد فکر می‌کند که روس‌ها یک سری دزد دریائی سومالی را به ایران و پاکستان تحویل داده ا‌ند!!هموطنان باید آگاه باشند که پیدایش حکومت اسلامی در ایران باعث تمامی‌ بدبختی و فقر ملت ایران می‌باشد. بیچاره ایرانی‌‌ها در کجای دنیا دزد، قاتل، قاچاقچی بودند قبل از فتنه سال ۵۷؟ منبع تمامی‌ فساد و بدبختی ملت ما حکومت ننگین آخوندها می‌باشد.حال باز تعدادی خائن سعی‌ در تشویق هموطنان میکنند به مشارکت در انتخابات و ادامه این تراژدی مرگبار و آبرو ریزی بیشتر ملت دربند ما را دارند.هم وطن جلوی این شرم ملی‌ را بگیر. رأی نده به این مفسدان دزد متقلب. حکومت آخوندی باید سرنگون شود با مبارزه مدنی تو.واگر نه باز همین آش و همین کاسه خواهد بود و آبرو ریزی‌های بزرگتر از این خبر ها خواهیم دید.به امید اتحاد همگی‌ برای تحریم و براندازی این رژیم صفاک.
باید به همه ایرانیان تبریک گفت!
قبل از فتنه ۵۷ مردم ایران دارای احترام و محبوبیت ویژه ایی‌ در دنیا بودند. دروازه تمام ممالک دنیا برای آنها باز بود و همیشه آنها را با چهره ایی‌ گشاده و آغوشی باز پذیرا میشدند.
به برکت حکومت جابر آخوندی در ایران که با تمام قوا سعی‌ در این دارد که ملت ایران را در دنیا بصورت یک مشت فناتیک و تروریست نشان دهد دیگردر هیچ کشوری غیر از معدودی کشور‌های آشغال تروریست پرور مانند حکومت خود آخوندها باز نیست.
حکومت آخوندها فساد فطرتي خود را کم کم در این مدت ۳۰ سال به هم وطنان ما داده است، فساد، فحشا، مواد مخدر، دزدی، آدم کشی، فروش دختران و غیره.
ببینید که دیگر چی‌ شده که ایرانیان سر از سومالی در آورده و جزو بزهکاران دزد دریأیی هم درآمده برای یک لقمه نان.
ما تمامی‌ این بدبختی و فساد ملت ایران را از چشم آخوندهای حاکم بر ایران میبینیم.
و تقصیر را هم از خودمان میدانیم که با پس گردنی این مفسدین پست فطرت را از صندلی‌ حکومت به زیر پرت نکرده ایم.
از فرط زور هوش و زرنگی ۳۰ سال است نشسته ایم تا یک کسی‌ ويا دولتی پیدا شود و این کار را برای ما بکند. غافل از اینکه کور خوانده ایم!
هرچه بیشتر آخوندها سر کار بمانند از این اخبار بدتر را هم خواهیم دید!!
http://iranbbb.org/41818/18.htm

عکس : درگیری پلیس و تماشاگران پرسپولیس











۱۳۸۸ خرداد ۷, پنجشنبه

عباس امیر انتظام کاندیدای نمادین ملت ایران.





مسئولین محترم بالاترین؛ لطفا به این خبر نگران کننده ، پاسخ دهید!


کیانوش توکلی
روزنامه نگار اینترنتی

روزنامه نگار اینترنتی یک سالی است که عضو بالاترین بوده در این مدت بیش از 1700 مقاله و خبر در بالاترین گذاشته ام ولی سه روز است که امکان ورودم به بالاترین سد شده است از سوی دیگر امروز امیلی حاوی لینکی تحت عنوان «درآستانه انتخابات سایت بالاترین توسط گروه گرداب سپاه خریدار ی شد »دریافت کردم که در ان از جمله نوشته شده است که :بنا بر گزارشات رسیده از منابع متعدد در آستانه انتخابات سایت بالاترین توسط سپاه پاسداران (معروف به گروه گرداب)خریداری شده است و از ۳ روز پیش قرار دادن لینک سایتهای خبری چون پیک ایران و ایران ب ب ب و ایرانپرس نیوز و برخی‌ از وبلاگ‌های خبری دیگر فعالان سیاسی از جمله این وبلاگ غیر ممکن گردیده است
همکاران گرامی سایت بالاترین
اینجانب کیانوش توکلی بیش از یک سالی است که عضو بالاترین بوده در این مدت بیش از 1700 مقاله و خبر در بالاترین گذاشته ام اما سه روز است که متاسفانه ، امکان ورودم به بالاترین سد شده است از سوی دیگر امروز امیلی حاوی لینکی تحت عنوان
در آستانه انتخابات سایت بالاترین توسط گروه گرداب سپاه خریدار ی شد دریافت کردم که در ان از جمله نوشته شده است که :"بنا بر گزارشات رسیده از منابع متعدد در آستانه انتخابات سایت بالاترین توسط سپاه پاسداران (معروف به گروه گرداب)خریداری شده است و از ۳ روز پیش قرار دادن لینک سایتهای خبری چون پیک ایران و ایران ب ب ب و ایرانپرس نیوز و برخی‌ از وبلاگ‌های خبری دیگر فعالان سیاسی از جمله این وبلاگ غیر ممکن گردیده است و بسیاری از اسامی کاربرها نیز به دلا یل واهی از سوی این سایت مسدود شده است "
این خبر بطور جدی بر نگرانی ام افزوده است و لازم می بینم که قبل از هر اقدامی ابتدا مسئولین بالاترین در این باره بطور شفا و علنی پاسخ گویند .
در غیر اینصورت اگر براستی چنین باشد و مسئولین بالاترین برای برخی سایت ها و اسامی محدویت ایجاد کرده باشند؛ بایستی منتظر اقدام جدی باشند.
برای اینکه روش کار بالاترین تا به امروز بر اساس دمکراسی بود و این سایت در ضدیت با سانسور ایجاد شده بود و بهمین خاطر ، سال گذشته «بالا ترین» هم در ایران فیلتر شده بود و حالا چگونه است که خود در خارج از مرزهای ایران اقدام به فیلتر دیگران می کند .
کاملا واضح است که احتمال دارد که گروه گرداب( جاسوسان اینترنتی رزیم اسلامی) به اطلاعات سایت بالاترین دست برده باشند و این کار بدون اطلاع مسئولین بالاترین صورت گرفته باشد چرا که دو ماه پیش «بالاترین» هک شده بود (1)
زیر نویس:.
(1)_ شایان ذکر است که زمانی که بالاترین هک شده بود ،سایت ایران گلوبال فعالیت خبری خود را در مورد «هک بالاترین» متمرکز کرده بود
سایت نویسنده:
http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=3&autorid=13
ایمیل نویسنده: masror49@hotmail.com

اتهام نگران کننده محاربه برای مددزاده ها

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران : در تاریخ 4 خردادماه ، شبنم و فرزاد مددزاده ، دو زندانی و فعال دانشجویی به بازپرسی شعبه 3 امنیت دادگاه انقلاب تهران فرخوانده شدند.در این تاریخ آخرین دفاع این دو متهم در مرحله بازپرسی اخذ شد. به گفته وکیل این دو زندانی هر دو متهم با تاکید مجدد بر بی گناهی خود اتهامات وارده را رد نمودند.محمد اولیایی فرد، وکیل مدافع شبنم و فرزاد مددزاده در گفتگو با مجموعه، اتهامات تفهیم شده به موکلان خود را محاربه بر اساس اصل 186 و تبلیغ علیه نظام بر اساس اصل 500 قانون مجازات اسلامی عنوان داشت.وی ضمن بی مصداق خواندن اتهام سنگین محاربه برای این دو زندانی معتقد است "چون دو اتهام در یک راستا و بر اساس یک عمل وارد شده بنابراین نمی توان برای یک عمل دو اتهام و مجازات متفاوت در نظر گرفت و از نظر بنده این اتهامات وجاهت قانونی ندارد" وی عنوان میدارد که بر همین این اساس به بازپرس مربوطه نیز تذکر لازم را دادم .این وکیل دادگستری خاطرنشان می کند که پیش تر با موافقت بازپرس شعبه سه امنیت قرار بود وثیقه سنگین شبنم مددزاده به دلیل عجز خانواده از تودیع به قرار کفالت 50 میلیونی تبدیل شود. این موضوع با مخالفت معاونت امنیت استان تهران متوقف ماند و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال خواهد شد.لازم به ذکر است شبنم مددزاده، عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم تهران (دبير سياسي اين انجمن) و نايب دبير شوراي تهران دفتر تحکيم وحدت است که از تاریخ اول اسفند ماه به شکل نامعلومی بازداشت و به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل شد. همزمان، فرزاد مددزاده ، برادر این فعال دانشجویی در روز بازداشت ایشان طی تماسی به کلانتری مورد اشاره جهت پیگیری وضعیت خواهر خود مراجعه کرده بود نیز بازداشت گردید. هر دو متهم هم اکنون در بند امنیتی 209 زندان اوین نگهداری می شوند.

«درگيری تماشاگران و پليس پس از بازی پرسپوليس و بنیادکار»


راديو فردا : دنبال شکست تيم فوتبال پرسپوليس از تيم بنياد کار ازبکستان، تماشاگران هوادار اين تيم تهرانی با پليس درگير شدند و شعارهایی علیه محمد علی آبادی، معاون محمود احمدی نژاد، سر دادند.تيم پرسپوليس روز چهارشنبه در مرحله يک هشتم رقابت‌های ليگ قهرمانان آسيا در ورزشگاه آزادی و در حضور بيش از ۹۰ هزار تماشاگر ميزبان تيم بنيادکار ازبکستان بود که اين بازی را با نتيجه يک بر صفر به حریف واگذار کرد.به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران ، ايسنا، درگير‌هايی بين تماشاگران و نيرو‌ها مستقر در استاديوم رخ داد و در چند مورد «برخورد فيزيکی شديدی نيز بين طرفين» رخ داده است.به گزارش خبرگزاری های ايران، از دقيقه ۸۰ مسابقه که پرسپوليس از حريف ازبک خود عقب بود، تماشاگران شعارهايی عليه مربی و مدير عامل اين تيم سر دادند. آنها شعار می‌دادند «علی‌آبادی حيا کن...پرسپوليس را رها کن»، «پرسپوليس سياسی نمی‌خواهيم، نمی‌خواهيم.»طبق اين گزارش ها، درگيری‌های داخل استاديوم آزادی به بيرون از ورزشگاه نيز کشيده شد و هواداران در گرو‌های و با شعار‌های مختلف اعتراض خود را به عملکرد پرسپوليس نشان دادند.تماشاگران ناراضی که پس از برخورد پليس با آنها، خشمگين شده بودند، باجه های فروش بليت در ضلع غربی ورزشگاه را به شدت تخريب کرده و آنها را واژگون ساختند.تماشاگران خشمگين هم‌چنين امکانات جانبی سالن ۱۲ هزار نفری و شيشه های اين سالن را شکستند.به گزارش ایسنا، نيروی انتظامی نيز در جريان «تعقيب و گريز با تماشاگران خشمگين» تعدادی از آنها را بازداشت کرده است طبق گزارش برخی از وب سايت خبری، در آغاز اين بازی پرچم های قرمز رنگی ميان تماشاگران توزيع شده است که بر روی آن جمله ای در تشکر از محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، به دليل صدور دستور خصوصی سازی دو تيم استقلال و پرسپولیس نقش بسته بود.در جريان قرعه کشی برای مناظره تلويزيونی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری قرعه قرمز به محمود احمدی نژاد رسيده بود و به نظر برخی از وب سايت های اصلاح طلب وی در صدد بوده تا از اين بازی به نفع خود تبليغ کند.همچنين خبرگزاری ايسنا گزارش داده است که گروهی از تماشاگران معترض با در دست داشتن پلاکارد‌های تبليغاتی کانديدا‌های انتخابات رياست جمهوری در حمايت از ميرحسين موسوی کانديدای انتخابات رياست جمهوری شعار دادند. -----------------------------------------حاشيه‌نگاري ديدار پرسپوليس ـ بنيادكار
ايسنا : تماشاگران پرسپوليس با سر دادن شعارهايي عليه وينگادا، عباس انصاري فرد و محمد علي‌آبادي اعتراضات خود را باخت تيم‌شان و حذف از ليگ قهرمانان آسيا نشان دادند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تيم پرسپوليس كه در مرحله يك هشتم رقابت‌هاي ليگ قهرمانان آسيا و در ورزشگاه آزادي ميزبان بنيادكار ازبكستان بود اين بازي را با نتيجه يك بر صفر واگذار كرد و تماشاگران اين تيم در دقايق پاياني با سر دادن شعار عليه سرمربي و مديرعامل خواستار بركناري اين دو شدند. آنها شعار مي‌دادند: "انصاري‌فرد حيا كن پرسپوليس را رها كن".
* هوادارن كه تا دقيقه‌ي80 با تشويق‌هاي خود پرسپوليس را حمايت مي‌كردند، در دقايق پاياني اين ديدار بارها اعتراض خود را با سر دادن شعارهايي عليه وينگادا و عباس انصاري فرد اعلام كردند و در شعارهاي خود خواستار اخراج اين دو از پرسپوليس شدند.
* هم‌چنين در پايان بازي نيز تماشاگران معترض با برپايي آتش در طبقه دوم استاديوم شعار‌هايي را عليه مديران ارشد سازمان تربيت‌بدني از جمله علي‌آبادي سر دادند. آنها شعار مي‌دادند "علي‌آبادي حيا كن...پرسپوليس را رها كن". "پرسپوليس سياسي نمي‌خواهيم، نمي‌خواهيم".
* درگير‌هاي پراكند‌هاي نيز بين تماشاگران و نيرو‌ها مستقر در استاديوم رخ داد و در چند مورد برخورد فيزيكي شديدي نيز بين طرفين ايجاد شد.
* هم‌چنين گروهي از تماشاگران معترض با در دست داشتن پلاكارد‌هاي تبليغاتي كانديدا‌هاي انتخابات رياست جمهوري در حمايت از ميرحسين موسوي كانديداي انتخابات رياست جمهوري شعار دادند.
* عد‌ه‌اي از تماشاگران نيز در حمايت از حبيب كاشاني شعار دادند.
* گروهي حدود 7 هزار نفر پس از پايان بازي جلوي جايگاه ويژه ايستاده بودند تا علي‌آبادي را ببيند كه در اينجا نيز بعضا عد‌ه‌اي عليه او شعار‌هايي سر مي‌دادند.
* تماشاگران هم‌چنين به نيرو‌هاي امنيتي مسقر در استاديوم نيز فحاشي كردند.
* احمدرضا عابدزاده نيز در دقايق پاياني بازي به شدت گريه مي‌كرد و براي دقايقي حاضر به ترك رختكن استاديوم آزادي نبود.
* تماشاگران خشمگين هم‌چنين تمام كيوسك‌هاي درب غربي ورزشگاه آزادي را كاملا تخريب كردند.
* درگيري‌هاي داخل استاديوم آزادي به بيرون از ورزشگاه نيز كشيده شد و هواداران در بيرون از استاديوم در گرو‌هاي متعدد و با شعار‌هاي متعدد اعتراض خود را به عملكرد پرسپوليس نشان دادند.

در رسانه ها : ایران از نظر تعداد اعدام ها از چین پیشی گرفته است

لوموند در شمارۀ امروز خود مصاحبه ای با شیرین عبادی دارد. در این مصاحبه، برندۀ جایزۀ نوبل رقم بالای اعدام ها در ایران و فشارهائی را که علیه او و مدافعان حقوق بشر در ایران اعمال می شود، شرح می دهد و از نگرانی های خود در مورد محدودیت آزادی در ایران سخن می گوید.شیرین عبادی به سؤال های خبرنگار لوموند در مورد تهدیدهائی که متوجۀ سازمان مدافعان حقوق بشر و شخص وی است، پاسخ می دهد و مورد به مورد به بسته شدن مرکز، دستگیریها و تهدید ها و بسته شدن سایت و ای میل خود وی و عدم دسترسی به پرونده های خلاف حقوق بشر جاری، اشاره می کند. وی می گوید که این حرکات به قصد انصراف آنان از مبارزه و توقف فعالیت مرکزی که آخرین مرجع ایرانیان بود، انجام شده است.شیرین عبادی بیلان دوران ریاست جمهوری گذشته را با افزایش اعدام ها تصویر می کند. با این تأکید که رقم آنها از چین هم پیشی گرفته است. وی بخصوص بر تعداد بالای اعدام نوجوانان در عرض سه سال گذشته انگشت می گذارد و به اقدام خود و گروهی از شخصیت های ایرانی برای جلوگیری از این امر اشاره می کند و در این میان از مهدی کروبی، جعفر پناهی و رخشان بنی اعتماد نام می برد.در ادامۀ مصاحبه، شیرین عبادی به درخواست مصاحبه گر بیلانی نیز از وضعیت اجتماعی ایران ارائه می دهد و یادآوری می کند که در دوسال گذشته بیش از 100 زن به جرم شرکت در کمپین حقوق برابر زنان به دادگاه احضار و به جرم اخلال در امنیت کشور به زندان محکوم شدند. وی به اجرای حکم در مورد عالیه اقدام دوست و روناک صفارزاده و زینب بایزیدی اشاره می کند و در مورد زندانی شدن مدافعان حقوق بشر کرد، از محمد صدیق کبود وند و مسعود کردپور نام می برد. خانم عبادی در ادامه، تجاوز به حقوق شهروندی اقلیت های مذهبی و قومی را یاد آوری می کند و به دستگیری و زندانی شدن آنان اشاره دارد.شیرین عبادی در آخرین بخش مصاحبه به انتظارات خود از انتخابات آینده می پردازد.وی معتقد است حقوق بشر با حقوق شهروندی در آمیخته است و در همین رابطه، کنترل شورای نگهبان بر لیست کاندیدهای انتخاباتی و پذیرش تنها 4 نفر از بین آنان را مصداق نبودن شفافیت و آزادی می بیند. به نظر او احترام به انسانها جدا از عقاید آنان وظیفۀ دولت است، اصلی که در چهار سال گذشته نادیده گرفته شده و باعث شده تا دموکراسی به خوبی اجرا نشود.
پایگاه نظامی فرانسه در ابوظبی در مقابل تهدید ایراناومانیته با تیتر درشت، ایران را دلیل احداث پایگاه دریائی فرانسه، معرفی می کند و می نویسد: استقرار دائمی فرانسه در تنگۀ هرمز، این کشور را در خط مقدم استراژی آمریکا و در کنار واشنگتن قرار می دهد. به نظر می رسد که فرانسه مصمم است در زمینۀ نظامی نیز به یاری آمریکا که در حال حاضر در این ناحیۀ پرتنش پایگاه هایی دارد، بشتابد.به نظر نویسندۀ اومانیته، با احداث پایگاه فرانسه در 225 کیلومتری سواحل ایران، این برداشت القا میشود که سارکوزی می خواهد خود را برای یک درگیری به نظر وی، غیر قابل اجتناب با ایران آماده کند. درعین حال به اهمیت پاکستان، افغانستان و عراق هم در این محاسبات اشاره می شود.فیگارو نیز با اومانیته هم نظر است و خبرنگار این روزنامه ضمن آوردن نقل قول هائی ازمقامات فرانسه از جمله سارکوزی مبنی بر ارجحیت دادن به راه حل صلح آمیز، چشم انداز روشنی برای حل اختلاف با ایران نمی بیند و می افزاید، اگرچه گفته می شود این پایگاه نظامی به هدف کشور خاصی ساخته نمی شود ولی سخنان نزدیکان سارکوزی در کاخ الیزه نشان می دهد که فرانسه نمی تواند، نسبت به درگیری احتمالی اسرائیل با ایران بی تفاوت بماند.در حال حاضر که هنوز وضعیت به حد آخرین گزینه نرسیده است، به نظر نویسندۀ فیگارو، فرانسه مایلست در برقراری تعادل منطقه نقش بازی کند ولی داشتن پایگاه نظامی به این کشور اجازه می دهد که در همۀ عرصه ها، صلح آمیز و یا نظامی در پروندۀ هسته ای ایران وزنی داشته باشد.
منبع : راديو فرانسه

تازه‌ترین اقدام انتخاباتی دولت، احمدی‌تژاد: زندانیان مالی را آزاد می‌كنیم

به نظر می‌رسد پس از كشاورزان، روستائیان، دانشجویان، كارمندان دولت ، بازنشستگان، زندانیان مالی آخرین گروهی هستند كه در ایام انتخابات مورد توجه رئیس‌جمهور قرار گرفته‌اند. به گزارش ایلنا، در حالی كه 86 درصد زندانیان را زندانیان مالی تشكیل می‌دهند و برخی زندانیان مالی به خاطر تعهدات اندك، چندین سال است در زندان به سر می‌برند، محمود احمدی‌نژاد،‌ دقیقا همزمان با انتخابات و پس از چهار سال حضور در پست ریاست جمهوری پیشنهاد كرده است كه زندانیانی كه مشلات مالی دارند را در مبالغ زیر یك میلیون، 5 میلیون، 8 میلیون و 15 میلیون طبقه‌بندی كنند و در اولین جلسه هیات دولت، تشكیلاتی برای این افراد در نظر گرفته شود تا جمع كثیری از زندانیان مالی به سرعت آزاد شوند. وی كه در همایش نقش گردشگری و صنایع دستی در پیشگیری از وقوع جرم، سخن می‌گفت، به پیشنهاد یساقی رئیس سازمان زندان‌ها مبنی بر اینكه این روز را به روز ملی حمایت از خانواده زندانیان نامگذاری كنند،اشاره كرد و افزود: عصر امروز كه جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار خواهد شد به همراه آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی این پیشنهاد را مطرح، از آن دفاع و انشاءالله تصویب خواهیم كرد. رئیس‌جمهور كشورمان اظهار داشت: باور من این است كه بی‌نام و نشان‌ترین كار و البته ارزشمندترین كارها، كاری است كه انجمن‌های حامی انجام می‌دهند. احمدی‌نژاد با تاكید بر حمایت از زندانیان و خانواده‌های آنان گفت: اگر كسی به دلیلی مجبور شد مدتی را در حبس و دور از بستگان زندگی كند لزوما یك فرد غیرقابل تحمل یا كسی كه از ارزش‌های انسانی به طور كامل فاصله گرفته، نیست و خانواده‌های آنان نیز در این موضوع شریك نیستند. رئیس‌جمهوری خاطرنشان كرد: وقتی جامعه گسترده و پیچیده می‌شود برخوردها، تعارضات و تصادفات زیاد می‌شود و طبیعی است كه اتفاقاتی رخ دهد. وی به موضوع تصادفات رانندگی اشاره كرد و گفت: زمانی كه روزانه در كشور بیش از صد میلیون سفر انجام می‌شود، تصادف امری طبیعی است. همچنانكه وقتی در دنیا شاهد بحران اقتصادی هستیم اگر كسی نتواند چك خود را پرداخت كند، امری طبیعی است. احمدی‌نژاد افزود: همچنین مافیای جهانی در جابه‌جایی كالا فعال شده و هزینه‌های میلیاردی می‌كنند. اگر در گوشه‌ای از كشور مشكل اقتصادی داشته باشیم طبیعی است كه افرادی گرفتار و دستگیر می‌شوند و معنای این امر این نیست كه همسران و فرزندان آنان نیز جرمی مرتكب شده‌اند. وی تاكید كرد: باید خانواده زندانیان عزیز شمرده شوند و وظیفه حكومت است كه از این قشر حمایت و پشتیبانی كند. احمدی‌نژاد به سیاست حبس‌زدایی دستگاه قضایی اشاره كرد و گفت: امروز ایران عزیز است و خدا انسان را نیز عزیز آفریده است كسی كه گرفتار می‌شود عزتش مخدوش می‌شود و نمی‌تواند طعم شیرین عزت ملت را بچشد از خدا می‌خواهیم كه در ایران كسی پیدا نشود كه از چشیدن طعم عزت بی‌بهره باشد. وی با بیان اینكه نسبت به جمعیت كشور تعداد زندانیان كم است، اظهار داشت: به خدا یك زندانی نیز در ایران زیاد است و باید كاری كنیم كه حتی یك نفر هم در این نظام به زندان نرود. وی ادامه داد: بنده و آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی باید در این زمینه بیشتر كار كنیم و حداكثر ممكن اینكه قبل از تغییر قوانین بتوانیم حجم كسانی كه از نعمت همراهی خانواده محرومند را كم كنیم و تلاش كنیم به امید روزی كه همه زندان‌های كشور به كتابخانه، مدرسه و دانشگاه تبدیل شود. در پایان این مراسم توسط روسای قوای قضائیه و مجریه تمبر یادبود روز حمایت از خانواده زندانیان ممهور به مهر شد و از تعدادی از مددجویان، كارآفرینان و حامیان زندانیان تقدیر به عمل آمد.

برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران»؛ اعلام موجودیت گروهی تازه

حسین قویمی عده ای از فعالان سیاسی در ایران به تازگی گروه تازه‌ای را به نام «همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» تشکیل داده‌اند، که در بیانیه‌ای موجودیت خود را اعلام کرده است. کسانی چون ادیب برومند –شاعر ایرانی، داود هرمیداس باوند –استاد دانشگاه و از فعالان جبهه ملی، کوروش زعیم –از دیگر فعالان جبهه ملی ایران یا حشمت‌الله طبرزدی –از فعالان سیاسی ایران اعضای این گروه جدید را تشکیل می‌دهند. حشمت الله طبرزدی، سخنگوی این گروه، در گفت‌وگویی با رادیو فردا ابتدا از انگیزه تشکیل «همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر» می‌گوید: پس از مدتها که جلساتی در این خصوص بین شخصیت‌های ملی و فعالین جنبش‌های اجتماعی برقرار بود، نهایتا روز دوشنبه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران با اعلام ۱۲ اصل اظهار موجودیت کرد. این اصول: حفظ تمامیت ارضی و سرزمینی، پذیرش مفاد منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، حاکمیت قانون برخواسته از اراده آزاد مردم ، تغییر قانون اساسی و حذف اصول مغایر با حاکمیت ملت ، جدایی دین از حکومت، تاکید بر دموکراسی حقوق بشر و آزادی‌های اساسی، تاکید بر حقوق برابر همه اقوام ایرانی، تاکید بر برابری حقوق زن و مرد، حذف هر گونه تبیعض جنسیتی، قومی و نژادی، عقیدتی و مذهبی، پاسداری از زبان پارسی با احترام و پذیرش سایر زبان‌های رایج در سرزمین ایران و نفی هر گونه خشونت و شکنجه، توسعه همه جانبه اقتصادی و اجتماعی و نفی هر گونه بهره‌کشی ناروا به طور خلاصه اصول دوازده‌گانه‌ای است که در این همبستگی تصویب شد. این همبستگی عمدتا بین نیروهای سکولار و دموکراتی است که خارج از حاکمیت هستند و همچنین نیروهای اپوزیسیون داخل کشور محسوب می‌شوند. چرا در این هنگام تصمیم گرفتید که چنین ائتلافی را تشکیل دهید؟ آیا ارتباطی به انتخابات ایران دارد؟ قرار بود این ائتلاف حدود چهار ماه پیش اعلام شود و یکی از برنامه‌های اصولی این همبستگی نیز این بود که بتوانیم یک کاندیدای ملی، خارج از چهارچوب حاکمیت، معرفی کنیم که متاسفانه به دلیل فشارها و کارشکنی های مکرر نیروهای امنیتی، این نشست عقب افتاد. نهایتا تصمیم دست‌اندرکاران این همبستگی بر این شد که تا پیش از پایان پذیرفتن انتخابات و همزمان با بحث انتخابات این همبستگی را اعلام کنیم تا به نحوی دیدگاه‌ها و نظریات نیروهای سکولار دموکرات در انتخابات نیز بیان شود. با عنوان کردن « اصلاح قوانین موجود» تا چه اندازه امید دارید که در مسیری که اعلام کرده‌اید پیش بروید؟ به اعتقاد شما کدام کاندیدا می تواند از این طرح ائتلافی شما حمایت کند؟ این ائتلاف به صورت گام به گام خواهد بود. بر اساس تعریفی که برای این همبستگی مطرح شده این است که همبستگی بین همه نیروهای فعال و جنبش‌های اجتماعی و احزاب سیاسی به وجود بیاید. اگر چه متاسفانه شرایط دموکراتیکی برای انتخابات وجود ندارد. حتی تضمینی برای سلامت انتخابات نیست. اما این همبستگی در واقع بر آن است که فضایی ایجاد کند که گفت‌وگو را میسر کند. ما این اصول دوازده گانه را ارائه دادیم. برنامه‌هایی هم داریم و این آمادگی را داریم که کاندیداهای موجود و حتی کاندیدایی که حاکمیت آن را تایید کرده است اگر حاضر باشند درباره این اصول و برنامه ها با ائتلاف همبستگی مذاکره داشته باشند، گفت‌وگو کنیم. کدام تشکیلات با شما در این ائتلاف شرکت کردند؟ در این اعلامیه اولیه همبستگی که اعلام شد جریان‌های گوناگونی از جبهه ملی ایران، از نیروهای چپ، از نیروهایی همچون دکتر ملکی و دوستانشان از ملی مذهبی‌ها ، از جبهه دموکراتیک ایران، از وکلا و افرادی که در کانون نویسندگان یا کانون وکلا و یا کانون مدافعان حقوق بشر عضویت دارند حضور داشتند. اصولا طیف گسترده‌ای در این ائتلاف شرکت کردند.

از اقوال شیرین تا اعمال شنیع در تاریخ معاصر ایران!ناصر مستشار

همیشه ایران قبل از هر انتخاباتی که در جمهوری اسلامی برگزار می گردد ،شهر فرنگ وشهر رنگی میشود.پوستر های رنگارنگ به رنگ زرد و قرمز و سبز و آبی در همه معابر اصلی شهرها چسپانده می شود تا هر مخالفی را نیز به هواس وادارند تا یک برگه رای به صندوق رای گیری یا مار گیری بیندازد! سخنان شیرین بر زبان رانده می شود و زبان تهدید در کوتاه مدت کنار گذاشته می شود.شهر شکلاتی و آب نباتی می شود و به مردم غذاهای خوشمزه می دهند تا مردم برای ادامه هرچه بیشتر بدبختی خود رای بدهند. یادش بخیر آن قدیم ها که یک دوره گرد برای کسب درآمد و تامین امورات خانواده خود یک جعبه رنگی چرخدار بنام شهرفرنگ را به محله ها می آورد تا بچه ها با پرداخت یک شاهی ،تصاویر رنگی آن جعبه را تماشا نمایند تا جای شادی و شعف آنها گردد. همه عکس های رنگارنگ تکراری بودند که با چرخاندن محوری بدست آن دوره گرد از برابرچشمان بچه ها می گذشت و باعث شادی بچه ها میشد.در 30 سال گذشته نیز جمهوری سلامی با برگزاری انتخابات رنگارنگ با چرخاندن محوری که در دست خویش دارند باعث مشغولیات بخشی از مردم و روشنفکران شده است . پروژه داغ شدن انتخابات مانند تنور گرم برای پختن نان که قبل و بعد از انتخابات گوناگون در جمهوری اسلامی ، اوضاع و احوال بخشی از روشنفکران را به خود مشغول می نماید تا به مباحثات انتخابات دامن زده شود و عده ائی را ترغیب به شرکت می کند که بیشتر به سرگرمی شباهت دارد تا پیگیری اهداف اساسی که مردم را به خاستگاه واقعی رهنمود سازد! جمهوری اسلامی در همه 30 سال حیا تش،برای مردم ایران ـ تنها خاطرات تلخ اعدام و شکنجه و فقر بیکاری و فحشاء و اعتیاد و کودک آزاری و کودک کشی وفرار و زندگی در غربت برجای نهاده است ،چگونه از این نظام می توان انتظار داشت که برای مردم روزهای خوش و سعادتمند به ارمغان بیاورد؟آنکس که به نظام جمهوری اسلامی باور بیاورد آیا صادق است و به خود و دیگران دروغ نگفته است؟ چرا دقیقا در روز های قبل از انتخابات کذائی در جمهوری اسلامی ،امریکا و اسرائیل بر طبل جنگ می کوبند ـ اما قبل از آن صحبت از مذاکره و تفاهم میشود؟ چرا بحث رویاروئی نظامی در شب های قبل از انتخابات به میان کشیده می شود ؟شاید همه اینها بخاطر این هست تا تعداد بیشتری به پای صندوق های رای گیری کشیده شوند و جمهوری اسلامی همچنان در ایران دوام بیاورد تا بازار ونقشه های آنها سود آور بماند؟چرا در روزهای قبل از انتخابات کذائی در جمهوری اسلامی، جریانات ناسیونالیست افراطی در مورد مسئله فروپاشی و از دست رفتن تمامیت ارضی وجامعه و فرهنگ ایران به قلمفرسائی روی می آورند تا آنرا بیش از حد بزرگ نمائی کرده تا تعداد بیشتری به پای صندوق های رای گیری کشیده شوند؟ مگر در 30 ساله گذشته جامعه ایرانی سالم بوده است و ایران تهدید نمی شده است ؟ مگر در دوره خمینی ، تشنج و تحریک منطقه کم صورت گرفت؟مگر در آن روزها ـ خمینی ایران را مدت هشت سال در جنگ و بمباران شهر های ایران نگه نداشت ؟ مگر ما شاهد بدتر ازاینها نبوده ایم که حالا باید به انتظار بهتر شدن بمانیم؟ تاج زاده می گوید اگر احمدی نژاد دوباره انتخاب شود ایران به زیمباوه تبدیل خواهد شد ،یکنفر نیست از این آقا بپرسد مگر ایران در دوره هشت ساله خاتمی و هشت ساله رفسنجانی و هشت ساله میرحسین نخست وزیر به ژاپن تبدیل شده بود که حالا می خواهد به زیمباوه تبدیل شود ؟بخشی از روشنفکران تتبل ایرانی فقط برای این به دنیا آمده اند که از لو لو خور خوره هائی که رژیم درست می کند تا به تب راضی شوند تا نمیرند به میدان می آیند تا یکی از مورد اعتمادهای رژیم را برگزینند. همینکه کاندیدا ئی که مورد تائید نظام و شورای نگهبان قرار گرفته باشد دلیل بر بی اعتباری آن کاندید ا نزد مردم محسوب می شود.اساسا کسی که مورد تائید رژیم قرار بگیرد، هرگز نمی تواند مورد تائید انسانهای آزاده و فرهیخته قرار بگیرد؟ رژیم خود در 30 ساله گذشته بر ضد مردم و ترقی خواهی و قانون گرائی و آزادمنشی در ایران بود ه است پس همین نظام نمی تواند برای مردم انسانهای صالح را بر ای کسب مقام ریاست جمهوری تعین نماید چرا که خود نیروی تشخیص دهنده یعنی شورای نگهبان به گواه همه کوشندگان و آگاهان سیاسی و حقوقدان ـ صلاحیتش مردود و جاعل و متقلب اعلام شده است.«آقای فرخ نگهدار درمقاله هدف اصلی شکست احمدی‌نژاد است می گوید: انتخابات آتی فرصتی است برای پایان دادن به ویران گری اقتصادی، ترک تشنج‌فزایی در سیاست خارجی و مهار یورش به حقوق و آزادی‌های ملت. ایران امروز «باید از آقای نگهدار پرسید مگر در حیات 30 ساله جمهوری اسلامی ، ویرانگری تنها در دوره احمدی نژاد به وقوع پیوسته است و قبل از آن جمهوری اسلامی در عصر شکوفائی و امنیت قضائی و پیشرفت اقتصادی بسر برده است؟مگر نه این هست که همه اعدا مهای دسته جمعی در صدرات و وزارت دوره میر حسین موسوی و کروبی اتفاق افتاده است ؟ در دوم خرداد سال 76 نیز مثل حالا که همه را از احمدی نژاد می ترسانند،مردم را از ناطق نوری ترساندند تا خاتمی انتخاب شود تا جمهوری اسلامی که به دلایل گوناگون واز جمله دادگاه میکونوس به انزوا رسیده بود نجات یابد. انگار همه آنها ئیکه اینک مردم را تشویق می نمایند تا در انتخابات ریاست جمهوری زیر نظرولایت شرکت نمایند ، فاجعه سال 57 را فراموش کرده اند که چگونه مردم را تشویق نمودند تا به پشت خمینی بروند تا روشنائی آفتاب را تماشا نمایند و شوربختانه مردم ستمدیده ایران هنور و همچنان از دیدار ذره ائی از درخشش آفتاب محروم مانده اند؟ چرادر تاریخ ایران ،شاهان و رجال سیاسی در بعد از رسیدن به قدرت، نتوانسته اند همواره بر سر قول هائی که قبل از رسیدن به مردم داده اند با استواری بمانند ، بلکه به جان و مال همان مردمی که باعث قدرت گیری آنها بوده اند تجاوز کرده اند؟ آیا آنها ناخواسته زیر قول های خود زده اند یا جبر حاکم وزمانه آنها را وادار به رویکرد دیگرکرده است؟محمد شاه قاجار قبل از پادشاهی به عباس میرزا قول داد تا خون قائم مقام را نریزد اما عاقبت اورا خفه کرد تا بر سر قول خود مانده باشد و خون قائم مقام را نریخته باشد. ناصرالدین شاه هنگام و لیعهدی در تبریز با امیر کبیر پیمان بست تا اصلاحاتی را در ایران پیش ببرند اما عاقبت ناصرالدین شاه ، فرمان قتل امیر کبیر را صادر کرد. محمد علیشاه قاجار سوگند یاد که از قانون اساسی مشروطه پاسداری نماید اما بعد از رسیدن به قدرت ،سرکوب مشروطه خواهان را آغاز کرد. رضا شاه در انقراض سلسله قاجار همت گماشت تا فصل تازه ائی را در عرصه قانون داری و اجرای قانون اساسی مشروطه را در ایران را آغاز نماید اما هیچگاه بدان دست نیافت و بالعکس آزادیخواهان و پیشتازان مشروطیت را سرکوب نمود.محمد رضا شاه پهلوی نیز در آغاز جوانی سوگند یاد که برابر قانون اساسی حکومت نماید ،او نیز به پیمان خود پایبند نماند و همواره قوه های سلطنت و نیزحکومت را در اختیار خود قرارداد وبا دولت ملی دکتر مصدق همکاری لازم را نیاورد و عاقبت با کمک بیگانه علیه مصدق در ایران کودتا گردید ,.وعده های خمینی در پاریس آنقدر شیرین بود که در دهان اکثریت مردم و روشنفکران آن دوره آب انداخت اما عاقبت از فاشیست مذهبی و سرکوب مردم ایران سر در آورد. اینک نیز در حکومت اسلامی ایران جریانی در حال نزج گرفتن است تا خط امام را کنار بزنند و نیات پلید خود را در لباس اسلامگرائی با قرائت نوین به کرسی بنشانند.در این رهگذر اصلاح طلبان همچنان برای حفظ خود بر ادامه خط امام پافشاری می نمایند تا قدرت را باریگر کسب نمایند. قول های شیرین کروبی و موسوی نیز به دهان برخی از روشنفکران که ادعای سکولاریته ومدرنیته می کنند نیز آب انداخته و آنها علیرغم اینکه یک بار در سال 57 گول نیروهای مذهبی را خورده اند اما باردیگر خود ومردم را گول می زنند و به دنبال ناکجا آباد های اقوال شیرین راه افتاده اند تا مصیبت های شنیع باردیگر در ایران رخ دهد. قول های شیرین محمد خاتمی را مردم ایران در دوم خرداد هنوز فراموش نکرده اند که هیچیک از آنها اجراء نگردیدند که باردیگر یاران خاتمی به میدان آمده اند تا مردم را با شعارهای کهنه گول بزنند. هم اینک کروبی و موسوی در مقابل جنبش رشد یابنده مطالبات قومی به دادن وعده های شیرین روی آورده اند تا شاید رای اقوام را از آن خود نمایند، اما آنها فراموش می نمایند که در مدت 57 سال سلطنت پهلوی ،علیرغم اینکه در قانون اساسی مشروطه تصریح شده بود که انجمن های ایالتی و ولایتی باید شکل گیرد که هر گز آن اصل حیاتی در ایران اجراء نشد و بالعکس در تمام آن روزگار اقوام ایرانی سرکوب گردیدند که آن سرکوب ها در نظام جمهوری اسلامی به صد برابر ارتقاء یافته است . رضا فانی یزدی در ایران امروز می نویسد: از میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری، می پرسند آقای ‏موسوی، شما در دهه اول جمهوری اسلامی و در دوران کشتار و جنایت های رژیم، بویژه در سال ۶۷، کجا بودید ‏و چه می کردید.«« آقای فانی یزدی در دفاع از میر حسین موسوی ،حتی حاضر شده است تا پرونده رفقای کشته شده خود را به بایگانی بسپارد وبه همه آن اعدامی ها بی اعتنائی می نماید تا شاید میرحسین موسوی به پیروزی برسد.فانی یزدی همچنان در دستگاه فکری اتحاد جماهیر شوروی مانده است تا انقلاب اکتبر به هر بهائی پا برجا بماندو اینک فانی یزدی تنها برای حفظ حاکمیتی که در روی کار آوردنش تلاش کرده است عرق می ریزد تا مبادا جمهوری اسلامی نیز مانند حکومت شوروی سرنگون گردد. ««به گزارش خبرنگار «آینده» به نقل از داروگ، چهارشنبه گذشته در دانشگاه صنعتی سهند تبریز مناظره‌ای با آقای رهدار، استاد موسسه امام خمینی(ره) به نمایندگی از حامیان آقای احمدی‌نژاد و به دعوت بسیج دانشجویی برگزار گردید. در این جلسه 3 ساعته، حجت‌الاسلام رهدار در پاسخ به سوالی که پرسیده شده بود: «مردم ما به رهبري امام خميني و با اسلام مطهري و شريعتي انقلاب كردند، پس چرا الان اسلام مصباح و جنتي را به خوردِشان مي‌دهند؟»، گفت: «من معتقدم که باید از امام و شهيد مطهری گذر کنیم. ما همان‌طوری که از مدرس گذر کردیم و به امام رسیدیم، باید از امام گذر کنیم و با منطق امام به کسی برسیم که همهء امام را دارد.«« بنظر نگارنده مدتهاست که در ایران هم خط امام به پایان رسیده و نیز خط مصباح و جنتی در اندر خم پس کوچه های مبارزات مدنی مردم به بن بست رسیده و سرگردان مانده اند. همینکه خط مصباح از این خبر می دهد که خط امام به پایان رسیده است ،این خود خبر خوشی است برای مردم ایران تا آغاز نوینی را در پیش روی خود ترسیم نمایند!

وضعیت جسمی زندانی سیاسی حمیده نبوی حاد می باشد

بنابه گزارشات رسیده از بند زنان زندان اوین، خانم حمیده نبوی از دستگیر شدگان بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 از بیماری حساسیت مزمن رنج می برد و بدلیل تاثیر گذار نبودند داروها شرایط جسمی او حد می باشد. زندانی سیاسی حمیده نبوی از بیماری حساسیت مزمن رنج می برد.او قبل از دستگیری زیر نظر پزشک متخصص بود و با انجام آزمایشات متعدد داروی موثری را برای وی تجویز می نمود.ولی از زمانی که به زندان اوین منتقل شده است از امکان معالجه پزشک متخصص محروم بوده و داروهایی که قبل از دستگیری تجویز شده است دیگر تاثیر گذار نیست.این مسئله باعث شده که شرایط جسمی خانم نبوی بدلیل بی تاثیر بودن داروها حاد شود،و بهداری زندان از درمان جدی او تا به حال خوداری می کند. خانم نبوی طبق قوانین مجود زندانی که بیش از نیمی از دوران زندان خود را گذرانده باشد می تواند از آزادی مشروط برخوردار باشد. ولی بازجویان و قاضی های وزارت اطلاعات این حق را از او سلب کرده اند. از طرفی دیگر زندانی سیاسی حمیده نبوی از اوایل سال 1388 تا به حال از ملاقات با فرزندش رویای 5 ساله محروم بوده .این کودک خردسال علاوه بر اینکه محبوس بودن مادرش را در شرایط سخت عاطفی باید تحمل کند از ملاقات با مادرش نزدیک به 3 ماه است که محروم است. بازجویان وزارت اطلاعات و صداقت رئیس زندان اوین علاوه بر فشارهای طاقت فرسا در زندان بر زندانیان سیاسی زن مانند محرومیت از درمان و بکار بردن آن به عنوان اهرم فشار بر علیه زندانیان سیاسی زن ،وضعیت اسف بار غذای زندانیان به لحاظ کمی و کیفی، چندین برابر شدن ظرفیت سلولها که زندانیان در آن قرار دارند ، دریغ داشتن حداقل امکانات بهداشتی از آنها اکتفا نکرده بلکه حتی کودکان خردسال را از دیدن مادرانشان محروم می کنند. لازم به یادآوری است زندانی سیاسی حمیده نبوی قصد داشت در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 1367 شرکت کند . او در شعاع چند کیلومتری از خاوران متوقف و مورد بازخواست قرار گرفت آنها همچنین کارت شناسائی اش را ضبط کردند . در 16 مهرماه 1387 با یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات در یکی از خیابانهای تهران همراه با دختر 5 ساله اش دستگیر وساعتی بعد دخترش را رها کردند و او را به بند 209 زندان اوین منتقل کردند . خانم نبوی به اتهام قصد شرکت کردن در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 به حکم سنگین و غیر انسانی یک سال زندان محکوم شد. همچنین عضو دیگر این خانواده به نام سید ظهور نبوی بدلیل نوشتن سلسله مقالاتی در مجله سراسری سرزمین آریائی به 4 سال زندان محکوم شد و در حال حاضر در بند 350 زندان اوین زندانی است. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، ادامه بازداشت، محرومیت از درمان که باعث ایجاد شرایط حاد جسمی شده و محروم کردن فرزند خردسال اش از ملاقات با مادرش را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قید و شرط این زندانی است. فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران 6 خرداد 1388 برابر با 27 می 2009 شرایط زندانی فوق به سازمانهای زیر گزارش شد 1-عفو بین الملل 2- شورای حقوق بشر سازمان ملل 3- کمیسر عالی حقوق بشر 4- دیدبان حقوق بشر 5. سازمان جهانی علیه شکنجه
tel. : 0031620720193

محمدعلي اسلامي ندوشن: اگر شاهنامه نبود، ايران حافظه‌ي تاريخي‌اش را از دست مي‌داد

محمدعلي اسلامي ندوشن گفت: هيچ كتابي به اندازه شاهنامه نتوانسته بر سرنوشت ملت خود تأثير بگذارد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در همدان، اين پژوهشگر در مراسم نكوداشت فردوسي در دانشگاه بوعلي سيناي همدان گفت: همدان مقام خاصي براي بزرگداشت و ياد فردوسي دارد؛ به اين دليل كه تاريخ هخامنشي و سرچشمه اولين امپراتوري ايران از همدان است. او در ادامه عنوان كرد: اگر ايران شاهنامه را نداشت، اين سرزمين‌هاي بين درياها و جنگل‌ها و طبيعت باقي مي‌ماند؛ اما تغيير مي‌كرد و نمي‌دانيم چه مي‌شد. اسلامي ندوشن افزود: دوران پس و پيش از شاهنامه داريم. وقتي شاهنامه آمد، دوران جديدي آغاز شد و خود فردوسي نيز به اين مسأله اعتقاد داشته ‌است. او حالت سعادت‌بخشي را براي خود و ملت ايران در شاهنامه ديده ‌است. اين نويسنده تصريح كرد: روزي از يك اديب مصري پرسيدند چرا كشور شما تغيير كرده و عرب شده‌ايد و فرهنگ خود را از دست داده‌ايد، كه آن اديب در پاسخ گفت، ما شاهنامه نداشتيم. اسلامي ندوشن در ادامه بيان كرد: اگر شاهنامه نبود، ايران حافظه تاريخي خود را از دست مي‌داد و ادبيات فارسي با اين وسعت به وجود نمي‌آمد؛ يعني تمام آثاري كه پس از شاهنامه پديد آمدند، تحت تأثير اين كتاب بودند. مثلا ديوان حافظ يك شاهنامه كوچك است.

پایان اعتصاب غذا و انتقال بهروز جاوید تهرانی به بند عمومی

بهروز جاویدتهرانی بعد از 23 روز با خروج از سلول انفرادی به اعتصاب غذای خود پایان داد. روز گذشته بهروز جاویدتهرانی زندانی سیاسی‌ که پنجمین سال زندانی بودن خود را در زندان رجایی شهر کرج سپری می‌کند، با انتقال به بند عمومی به اعتصاب غذای خود بعد از 23 رو پایان داد. وی در این مدت در سلول انفرادی در حالی که با دست‌بند و پابند زنجیر شده بود، چندین بار توسط ماموران زندانی رجایی‌شهر مورد ضرب‌وشتم شدید قرار گرفت. این زنداین سیاسی هم‌اکنون به بند عمومی 6 زندان رجایی‌شهر منتقل شده است. بهروز جاوید‌تهرانی در حالی پنجمین سال زندان خود را در زندان رجایی‌شهر سپری می‌کند که تا این موقع هیچ‌گاه حق استفاده از مرخصی را نداشته و مسئولین زندان فشارهای زیادی را بر وی تحمیل می‌کنند. وکیل مدافع وی نیز علیرغم پیگیری تاکنون موفق به ملاقات با ایشان نشده است. لازم به توضیح است در تاریخ 14 اردیبهشت ماه به علت برخورد مسئولان زندان برای انتقال وی به بند دیگری و متعاقباً مقاومت وی فشارها بر این زندانی افزایش یافت، از تاریخ مورد اشاره وی به سلول انفرادی منتقل شد و دو نوبت مورد ضرب و شتم مسئولان زندان قرار گرفت وی مدت بیست و سه روز را در اعتصاب غذا برای اعتراض به شرایط مذکور به سر برد.

ضرب وشتم وشکنجه جسمی زندانی سیاسی افشین بایمانی

بنابه گزارشات رسیده از بند 2 زندان گوهردشت کرج ، زندانی سیاسی افشین بایمانی مورد یورش گارد زندان قرار گرفت و آماج انواع باتومها آنها گردید و سپس به بند 5 زندان گوهردشت یکی از بدترین بندهای این زندان منتقل شد. زندانی سیاسی افشین بایمانی روز چهارشنبه 6 خرداد ماه ،گارد زندان به سلول این زندانی سیاسی یورش بردند و او را آماج باتومهای خود قرار داد و وحشیانه وی را مورد ضرب وشتم قرار دادند. این زندانی سیاسی بی دفاع در حالی که مورد هجوم تعداد زیادی از گارد زندان قرار گرفته بود و از هر طرف مورد اصابت باتوم های آنها قرار داشت کشان کشان به دفتر حسن آخریان رئیس بند 2 بردند. در اثر این ضرب وشتم بدن او کبود شده و دست او دچار آسیب جدی شده است و همچنین از ناحیه پا و کمر دچار خونریزی شده است. هنگامی که او را به دفتر حسن آخریان بردند در آنجا با اهانت افرادی که در آن دفتر بودند مواجه شد وهمچنین آماج باتوم های آنها قرار گرفت . نبی الله فرج نژاد خطاب به آقای بایمانی گفت : منافق کثیف به تو درسی خواهیم داد که آنرا فراموش نکنی درسی که به رفیقت ساران دادیم . علی محمدی معاون زندان به آقای بایمانی گفت : ما اینجا صد تا صدتای شما را به درک واصل می کردیم می بینی که آب از آب تکان نخورد. رجب علی آجیر در ادامه صحبتهای بقیه به زندانی سیاسی بایمانی گفت: اگر به ما اجازه می دادند ما خون شماها را می خوردیم. پس از هر اهانت توسط افراد زیر که هر کدام باتومی در دست داشتند برای مدت طولانی آقای بایمانی را مورد ضرب وشتم قرار می دادند. وضعیت جسمی اقای بایمانی بسیار حاد است .خطر جدی جان این زندانیا سیاسی را تهدید می کند . اقدامات جنون آمیز که در سالهای اخیر بی سابقه است و پاسدارن زندان علنان زندانیان سیاسی را تهدید به مرک می کنند. افرادی که آقای بایمانی را مورد ضرب وشتم وحشیانه قرار دادند عبارتند از : علی محمدی معاون زندان،کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات،نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات ،رجب علی آجیر رئیس دارالقران،جعفری فرمانده گارد زندان و حسن آخریان رئیس بند 2 زندان گوهردشت کرج بودند . این دستورات توسط علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت کرج صادره شده بود.این فرد در ماهای اخیر در لوای زیارت به مکه در عربستان و به شهرهای مختلف در عراق و سوریه با نام های مختلف سفر می کند .گفته می شود این فرد قبلا از معاونین لشکر محمد رسول الله بوده و ماموریتهایی در این کشورها تحت لوای زیارت انجام میدهد . آخرین ماموریت این فرد چند ما ه پیش به مکه در عربستان بود. گزارشاتی حاکی از آن است که زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی به بند 6 زندان گوهردشت کرج منتقل شده است فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه و مورد شکنجۀ جسمی قرار دادن زندانی سیاسی افشین بایمانی و انتقال او به بند 5 زندان گوهردشت که هدفی جزء حذف فیزیکی این زندانی نیست را محکوم می کند و از هموطنان در داخل و خارج کشور برای نجات جان زندانی سیاسی استمداد می طلبد و همچنین از کمیسر علی حقوق بشر برای نجات جان زندانیان سیاسی زندان گوهردشت خواستار دخالت فوری است . فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران 6 خرداد 1388 برابر با 27 می 2009 شرایط زندانی فوق به سازمانهای زیر گزارش شد 1-عفو بین الملل 2- کمیسر عالی حقوق بشر 3- دیدبان حقوق بشر 4. سازمان جهانی علیه شکنجه http://pejvakzendanyan.blogfa.com
tel. : 0031620720193

تحریم انتخابات فرمایشی آری

تحریم انتخابات فرمایشی آری