FOLLOW US IN NEW ADDRESS- به آدرس جدید کوچ کردیم

در آدرس جدید ما را دنبال کنید.
http://simorghe88.blogspot.com/


به دلیل مسدود شدن این وبلاگ در ایران، از این پس فقط در آدرس زیر آپدیت می‌شویم

اطلاعیه کانال یک خطاب به وبلاگ نویسان و حامیان جنبش

به جای استفاده از سرویس بلاگفا از سرویس بلاگ اسپات استفاده کنید.
( برای استفاده از سرویس بلاگ اسپات به سایت www.blogger.com وارد شوید.)

بازدید کننده گرامی:چنانچه در داخل ایران هستید، از بخش دانلود در همین سایت نرم افزار گذر از ف ی ل ت ر را دانلود کنید تا در صورت ف ی ل ت ر شدن، همچنان امکان بازدید از این وبلاگ را داشته باشید.ضمناً نظر دهید و به قسمت بایگانی هم سر بزنید.قابل توجه هواداران جنبش ملی «ما هستیم»: با توجه به گسترش فعالیتهای این جنبش در سازمان دادن تجمعات و اعتصابات داخل کشور و نیز اطلاع رسانی به موقع در این زمینه، شبکه تلویزیونی کانال یک به عنوان نماینده و سخنگوی این جنبش، نیاز به کمکهای مالی و جذب اعضای جدید دارد، لذا هرچه سریعتر از طریق Pay pal ، پست، کارت اعتباری و یا... به یاری این جنبش بشتابید. روشهای مختلف تماس با کانال یک در سمت چپ همین وبلاگ آمده است.http://www.ch1.cc

FOLLOW US IN NEW ADDRESS - به آدرس جدید کوچ کردیم.

در آدرس جدید ما را دنبال کنید.
http://www.simorghe88.blogspot.com/


۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

تصادف مرگبار در جاده کرمانشاه؛ 40 کشته

خبرگزاری مهر: یک اتوبوس حامل زائران عتبات عالیات که از کرمانشاه عازم عراق بود صبح امروز دچار حادثه رانندگی شد و بیش از 40 نفر از سرنشینان آن در دم جان سپردند.
این اتوبوس حامل حدود 45 نفر زائر بود که از استان کرمانشاه به سمت مرز مهران در حال حرکت بود که به نقل از اطلاعات منابع آگاه بیش از 90 درصد مسافران در دم جان باخته اند.
به گقته حاضران در بیمارستان تنها سه نفر از مسافران اتوبوس زنده هستند که حال آنها نیز بسیار وخیم گزارش شده است.
استانداري ايلام درباره‌ اسامي مجروحان و جان‌باختگان اين حادثه اعلام كرده است كه به‌دليل فوت شدن مدير كاروان، اطلاعات جزيي از زايران اين اتوبوس نداريم.
گفتنی است جاده های ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی در ردیف مرگبارترین جاده های جهان قرار دارد و سالانه حدود 30 هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست می دهند.

رژیم اسلامی؛ بازار داغ جنايت، قساوت و انهدام اخلاقی


آيت الله كاظميني بروجردي كه در زندان يزد در تبعید بسر می برد گفت آنچه را كه در طول چند سال اقامتم در بندهاي مختلف زندان هاي حكومت اسلامي ديدم، بازار داغ سوداي جنايت و قساوت بود و همچنين تنور سوزان كينه و انتقام و استحاله هويت انساني و دگرگوني هاي وسيع اعتباري و ايماني و واژگوني هاي اخلاقي و معنوي و توديع دائمي با مذهب و اختتام وجدان و بغض دين و روگرداني از مقدسات و آموخته هاي آباء و اجدادي می باشد. نظام توسعه و تعريض زندان ها عاقبتي جز افزايش گورستان ها و ارتقاي تيمارستان ها و فزوني طلاق ها و گستردگي خودفروشي ها و تزايد فحشا و فجايع نخواهد داشت و اين مهم را دادستان هاي خفته در خواب جهل و شهوت نمي توانند كتمان كنند و با ساز و دهل اجلاس دادستان هاي كشورهاي اسلامي، قادر به پرده پوشي آنها نخواهند بود.
يادآوري مي شود در مهر ماه سال 1385 ماموران سركوبگر نيروي انتظامي با يورش به تجمع هواداران آيت الله بروجردي در خيابان اوستا (در غرب تهران), وي و تعدادي از نزديكانشان را دستگير و روانه زندان اوين كردند. آيت الله بروجردي پس از دستگيري در زندان اوين و بخصوص بند مخوف 209 این زندان محبوس بود و سال گذشته به زندان يزد تبعيد گرديد.

نيروي انتظامي كوتاه آمد؛ مغازه‌هاي لاله‌زار باز شد

با كوتاه آمدن نيروي انتظامي در اجراي طرح امنيت اجتماعي و صدور مجوز از سوي اين نيرو براي پارك خودروها و موتور سيكلت‌هاي مغازه‌داران در دو سوي اين خيابان‌، كسبه اقدام به بازكردن مغازه‌هاي خود كردند. ايلنا: مغازه‌هاي لاله‌زار پس از 2 ساعت تعطيلي باز شدند. به گزارش ايلنا، با كوتاه آمدن نيروي انتظامي در اجراي طرح امنيت اجتماعي و صدور مجوز از سوي اين نيرو براي پارك خودروها و موتور سيكلت‌هاي مغازه‌داران در دو سوي اين خيابان‌، كسبه اقدام به بازكردن مغازه‌هاي خود كردند. به گزارش ايلنا، صبح امروز كسبه لاله‌زار در اعتراض به اجراي طرح امنيت اجتماعي در اين منطقه اعلام كرده بودند تا بازگشت اوضاع به وضعيت سابق، دكان‌هاي خود را باز نمي‌كنند. بر اساس اين گزارش، با اجراي طرح امنيت اجتماعي در اين منطقه، نيروي انتظامي بسياري از موتورسيكلت‌ها و خودروهاي پارك شده در اين منطقه را توقيف و به پاركينگ منتقل كرد كه اين كار با اعتراض بازاريان مواجه شد.

طرح وزارت اطلاعات برای حذف فیزیکی زندانیان سیاسی بند 2 زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسیده از فرعی 5 بند 2 زندان گوهردشت کرج،روز یکشنبه 13 اردیبهشت ماه گارد ویژه زندان به فرعی 5 که زندانیان سیاسی در آن محبوس می باشند یورش برد و زندانیان سیاسی این بند را به ضرب و شتم و هر کدام از آنها را به سلولی منتقل نمود. روز یکشنبه 13 اردیبهشت ماه گارد ویژه زندان با یورش وحشیانه به زندانیان سیاسی ،آنها را مورد ضرب وشتم قرار داد و زندانیان سیاسی را با خشونت به سلول انفرادی و سایر سلولهای بند 2 منتقل کرد. زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی آخرین زندانی قیام دانشجویان سال 1378 که آماج ضربات باطوم گارد ویژه قرار گرفته بود بطور وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار گرفت و به سلولهای انفرادی انتقال یافت. او به محض انتقال به سلول انفرادی در اعتراض به یورش وحشیانه و اتقال آنها به سلولهای مختلف اقدام به اعتصاب غذا نموده است . زندانی سیاسی افشین بایمانی به طور موقت به سلول 32 سالن 6 بند زندان گوهردشت انتقال یافت. آقای علیرضا کرمی خیرآبادی به سالن 5 بند 2 زندان گوهردشت انتقال یافت.آقای کرمی خیر آبادی محکوم به اعدام است و هر لحظه امکان اجرای اعدام او می رود . افرادی که در یورش روز یکشنبه حضور و شرکت داشتند به قرار زیر می باشد: علی حاج کاظم رئیس زندان،علی محمدی معاون وی ،کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان ،قورچیان رئیس جدید شکنجه گاه بند1 وآخرین رئیس بند2 زندان گوهردشت . از روز گذشته در عتراض به جابجایی و جدا کردن زندانیان سیاسی از هم و یورش وحشیانه و ضرب وشتم آنها ،زندانیان سیاسی بهروز جاوید طهرانی و افشین بایمانی وادار به اعتصاب غذا شدند.آنها اعلام کردند تا بازگشت به سلول قبلی که همانا قانون اصل تفکیک جرائم می باشد به اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد. از اوایل اردیبهشت ماه فشارها و تهدیدات بر زندانیان سیاسی بند2 زندان گوهردشت به نحو بی سابق ای افزایش یافت. وزارت اطلاعات و نفرات مختلف زندان ابتدا با تطمیع و فریب سعی داشتند که زندانیان سیاسی را به جاهای دیگر منتقل کنند ولی پس از ناکام ماندن این طرح، تهدیدات و فشارها علیه زندانیان سیاسی شدت گرفت و گروهای مختلف از افراد وزات اطلاعات،سازمان زندانها، و نفرات مختلف زندان گوهردشت کرج با مراجعه به سلول زندانیان سیاسی آنها را مورد تهدید و تحت فشار قرار دادند. زندانیان سیاسی بر حقوق خود پافشاری کردند و حاضر به رفتن به بندهای دیگر نشدند. روز جهارشنبه 9 اردیبهشت ماه سهراب سلیمانی رئیس سازمان زندانهای تهران همراه با علی حاج کاظم رئیس زندان، علی محمدی معاون اجرائی زندان،میرزائی معاون زندان ،کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان،خادم رئیس سابق شکنجه گاه 1 و قورچیان رئیس فعلی بند 1 و سلولها انفرادی در سلول زندانیان سیاسی حاضر شدند و با رفتار وحشیانه شروع به تهدید زندانیان سیاسی نمودند .سلیمانی خطاب به آقای جاوید طهرانی گفت : تو را جایی می فرستیم تا بفهمی زندان یعنی چه؟ قورچیان در سالهای قبل رئیس بند7 زندان اوین بوده در آن زمانی یکی از زندانیان که در سلولهای ویژه و تحت مراقبتهای ویژه قرار داشت با طراحی وزات اطلاعات، قورچیان اقدام به قتل ناموفق این زندانی نمود که در آن زمان انعکاس گسترده ای در روزنامه داخلی یافت . این فرد در حذف فیزیکی زندانیان سیاسی سابقۀ طولانی دارد . انتقال بهروز جاوید طهرانی به سلولهای انفرادی که رئیس آن قورچیان است و تهدیدات سهراب سلیمانی و سا یر افراد زندان خطر جدی متوجه جان این زندانی است و به نظر می آید که وزارت اطلاعات سعی دارد که این زندانی سیاسی مقاوم را حذف فیزیکی نماید جدا کردن زندانیان سیاسی از هم و قرار دادن آنها در سلولهای جداگانه و تهدیدات حاکی از طرحی است که وزارت اطلاعات قصد اجرای آن را دارد . فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به زندانیان سیاسی ، مورد ضرب وشتم قرار دادن ،انتقال به سلول انفرادی و قرار دادن آنها در محلهایی جدا از هم که زمینه ساز طرح وزارت اطلاعات برای حذف فیزیکی آنها است را محکوم می کند و نسبت به خطر جدی که متوجه جان زندانیان سیاسی است هشدار میدهد. از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانها حقوق بشری برای پیشگیری از قتلهای دیگر خواستار اقدامات عملی و فوری است . فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران 14 اردیبهشت 1388 برابر با 04 می 2009 گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون
حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
tel. : 0031620720193

بوی خون می‌دهی مهندس

این روزها جنجال انتخاباتی میان جناح های سیاسی بالا گرفته . صحبت ها پیرامون وعده های انتخاباتی و کاندیداها در اوج است . اصلاح طلبان اکثرا پیرامون میرحسین موسوی به اجماع رسیده اند . اصولگرایان هم در این روزها گزینه ای جز احمدی نژاد ندارند. با این وجود تقریبا روش کار اکثر کاندیدها برای مردم اشکار است . احمدی نژاد که چهار سال رئیس جمهور بوده و از برکاتش بهره مند شدیم ! و کروبی هم که تکلیفش مشخصه . در این میان شاید بهتر باشد کمی پیرامون میرحسین موسوی گفتگو کنیم .مهندس میرحسین موسوی از فعالان پیروی خط امام و اعضای ارشد حزب جمهوری اسلامی که از سالهای 1360 تا 1368 نخست وزیر ایران بوده است . پستی که با تدوین مجدد قانون اساسی حذف شده است .پیش از اون هم ایشون در شورای تشخیص مصلحت . مدتی هم وزیر امور خارجه بودند . ولی تو این سالهای اخیر یعنی از 10 سال پیش ریاست فرهنگستان هنر رو بر عهده داشتند . سالهای 60 تا 68 یادور چه دورانی برای هر ایرانی است ؟یاود اور چه خاطراتی برای مبارزین ازادی است ؟روی سخنم با مهندس موسوی است .. اقای مهندس 8 سال نخست وزیری یادت هست ! بیا کمی با هم ان دوران را مرور کنیم ! شاید تصور میکنی ما ان دوران را فراموش کرده ایم یا شاید خود شما ان سالها را از یاد برده اید ! اقای نخست وزیر هنوز خون جوانان ایران را بر لباست میبنیم ! اقای نخست وزیر دوران جنگ ! صدای انفجار ها را میشنوی ؟ بین چگونه این جوان در حال جان دادن است ! لرزش اندامش را نگاه کن ! صدای ضجه مادران را میشنوی ؟ فرزند غرق به خونش را ببنین چگونه به اغوش کشیده است ! اقای نخست وزیر هنوز خون جوانان ایران را بر لباست میبنیم ! هنوز کشتارهای دسته جمعی ان سالها را از یاد نبرده ام ! برای ارزش های انقلاب بود نه ؟ نه مهندس گمان نمیبرم تو هم از یاد برده باشی ! فریاد دخترانی که پیش از اعدام به انها تجاوز شد از گوشه و کنار شنیده میشود ! نمیشنوی ؟ شما نخست وزیر بودی مگر یادت رفته ؟ نکند شما خبر نداشتی ؟ ولی مگر میشود ذخیره انقلاب بی خبر باشد ! نورچشم امام مگر میشود بی اطلاع باشد ! شاید این سالها ، عذاب ان دوران را داشتی که خود را با نقاشی سرگرم میکردی ؟ همیشه شنیده بودم هنرمندان روحیه لطیف و حساسی دارند ! تبریک اقای نخست وزیر شما واقعا روحیه لطیفی دارید ! اما اقای مهندس خون شسته نمیشود ! خیال نکن ملت ان سالها را فراموش کرده است ! حالم بد شد مهندس ! هرچه مرور کردم خاطره خوشی ازت ندارم ! نه اقای نخست وزیر بوی خون میدهی ! نزدیک من نشو !
سیاوش روزبه

پیکر دلارا در باغ رضوان رشت به خاک سپرده شد

سایت حقوق بشر ایران: بنا به گزارشهاى رسيده از ايران پیکر دلارا دارابی روز یکشتبه به خاک سپرده شد. محمد مصطفايي يكى از وكلاى دلارا در نامه ايى نوشت پیکر دلارا دارابی در حضور صدها نفر از دوستان و آشنایانش، در باغ رضوان به خاک سپرده شد.
اعدام دل آرا دارابي لحظاتي قبل از اجرای حکم به خانواده اش اطلاع داده شد. عموي دل آرا در اين باره به روزنامه اعتماد گفت؛ ساعت 30/6 صبح جمعه از زندان با منزل برادرم تماس گرفتند و گفتند قرار است تا لحظاتي ديگر حکم دل آرا اجرا شود. زماني که برادرم با من تماس گرفت، اصلاً نمي توانست حرف بزند چرا که به ما گفته بودند حکم او مطابق دستور رئيس قوه قضائيه براي مدت دو ماه متوقف شده است. لحظاتي بعد سراسيمه خودمان را به مقابل زندان رسانديم. هيچ کس جلوي در زندان نبود. همين طور که داشتيم با نگهبان صحبت مي کرديم تا بتوانيم وارد زندان شويم و حداقل در لحظات آخر دل آرا را ببينيم يا اينکه از اولياي دم بخواهيم از خون اين دختر بگذرند، صداي آژير آمبولانس را از داخل محوطه شنيديم. وي ادامه داد؛ زماني که آمبولانس از محوطه خارج شد، ديديم روي آن نوشته شده؛ «مخصوص پزشکي قانوني». من و خانواده برادرم مي دانستيم داخل آن جسد برادرزاده 23ساله ام قرار دارد اما پذيرش موضوع براي ما سنگين بود. بالاخره اجازه ورود به محوطه را به ما دادند. به دفتر زندان که رسيديم به ما گفتند حکم اجرا شد و براي گرفتن جسد دل آرا بايد به پزشکي قانوني برويم. کار از کار گذشته بود. ما حتي در لحظه آخر هم نتوانستيم دل آرا را ببينيم. دل آرا حق داشت پدر و مادرش را براي آخرين بار ببيند. وي در مورد اينکه حکم به دل آرا ابلاغ شده بود يا نه، گفت؛ دل آرا پنجشنبه شب با مادرش تماس گرفته و صحبت کرده بود. او به مادرش گفته بود چرا اولياي دم رضايت نمي دهند مگر نه اينکه همه شرايطي که گفته بودند، اجرا کرديم و قرار بود آنها بعد از اجراي اين شرايط اعلام رضايت کنند. دل آرا هم تا پايان شب از اينکه قرار است جمعه اعدام شود، باخبر نبود. او هم مانند ما زماني که براي اجراي حکم پاي چوبه دار رفت، متوجه ماجرا شد. عموي دل آرا در مورد اينکه لحظه اعدام چه اتفاقي افتاد، گفت؛ ما در آنجا نبوديم اما آن طور که به ما گفتند تنها يکي از فرزندان مقتول که در رشت زندگي مي کند، در زمان اجراي حکم در محل حضور داشت. مطابق گفته کساني که زمان اجراي حکم در آنجا بودند، دل آرا از تنها ولي دمي که در آنجا بود مي خواست حکم را اجرا نکند اما فرزند مقتول با بيان اين جمله که خون را با خون مي شوييم، طناب را به گردن دل آرا انداخت و او را قصاص کرد.
دل آرا پنج سال پيش در 17سالگي به اتهام قتل دخترعموي پدرش به زندان افتاد و بعد از اعتراف اوليه بارها بر بي گناهي اش تاکيد و اقرار قبلي اش را نفي کرد. پرونده اتهامي دل آرا ساعت 6صبح جمعه با قصاص وي بسته شد اما نقاشي هاي اين دختر هنوز روي ديوارهاي حياط زندان رشت در برابر چشم هم بندي هايش قرار دارد.

رد پیشنهاد محرمانه هیئت رژیم در واشنگتن

یک پایگاه خبری در آمریکا از اعزام یک هیئت جمهوری اسلامی به واشنگتن خبر داد. پایگاه خبری نیوزماکس نوشت رژیم تهران با اعزام یک هیئت دیپلماتیک به آمریکا برای مذاکره، به دولت اوباما پیشنهاد داده است که سران القاعده را تحویل آمریکا بدهد.
این پایگاه خبری با اعلام نام فردی به نام احمد سماواتی از وی بعنوان سرپرست هیئت جمهوری اسلامی در آمریکا خبر می دهد که در ماه فوریه با 5 نفر دیگر در مذاکرات شرکت کرده بود.
به نوشته این منبع خبری، پیشنهاد رژیم تهران به طرف آمریکایی، تحویل برخی از مقامات القاعده به آمریکا بوده است که در ایران بسر می برند و نام آنها در لیست تعقیب بین المللی پلیس فدرال آمریکا به چشم می خورد.
نیوزماکس به نقل از منابعی در واشنگتن نوشت وزارت امور خارجه آمریکا این پیشنهاد رژیم تهران را رد کرده است.

مردم برای پذيرش قيمت تمام شده انرژی آماده شوند

ایسنا: نايب رييس کميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي با تاکيد بر اين که جامعه بايد رفته رفته براي پذيرش قيمت تمام شده انرژي آماده شود، گفت: بايد آرام آرام مصرف را کنترل کرد تا اين که پالايشگاه ها توسعه يابد و توليداتي مثل بنزين براي مصرف داخل به حد نياز برسد. ناصر سوداني افزود: توسعه ناوگان عمومي در کاهش مصرف بنزين توسط وسايل نقليه شخصي تاثير زيادي دارد، ضمن اين که استفاده از وسايل نقليه عمومي سرعت جابجايي را افزايش مي دهد. وي ادامه داد: هرچند استفاده از سوخت CNG در کاهش مصرف بنزين موثر است، اما بايد امکانات استفاده از آن هم توسعه يابد. در حالي که صف هاي طويلي در محل سوخت گيري CNG وجود دارد، مردم به سمت آن نمي روند

کاهش سن بروز ايدز در ميان زنان جوان در ایران

ایسنا: عضو کميته کشوري ايدز گفت: روند اپيدميولوژيک ايدز در ايران از اعتياد تزريقي به سمت ابتلا به ارتباط جنسي رو به تغيير است.
دکتر مسعود مرداني گفت: در حال حاضر بيش از 18 هزار مورد بيمار مبتلا به ايدز در ايران به ثبت رسيده که بيشترين موارد ابتلا به دنبال اعتياد تزريقي است.
وي افزود: طبق برآورد ميزان واقعي موارد ابتلا به ايدز اين رقم به عددي نزديک به 90 هزار نفر مي رسد که بايد اين افراد شناسايي و تحت درمان قرار گيرند.
متخصص بيماري‌هاي عفوني تاکيد کرد: طي بررسي هاي صورت گرفته سن بروز ايدز در زنان جوان کاهش پيدا کرده و همچنين مشمول روند رو به تزايد موارد جديد ايدز شده اند . به همين علت روند اپيدميولوژيک ايدز در ايران از اعتياد تزريقي به طرف ابتلا به مقاربت جنسي رو به تغيير است.
عضو کميته کشوري ايدز تصريح کرد: افرادي که سابقه خون و فرآورده هاي خوني دارند ، معتادان تزريقي و همچنين افرادي که به نوعي رفتارهاي پر خطر جنسي دارند بايد نسبت به آزمايش ايدز اقدام کنند.
گفتني است، براساس تازه‌ترين آمار وزارت بهداشت، تا اول فروردين ماه سال جاري مجموعا 19 هزار و 435 نفر مبتلا به HIV/AIDS در كشور شناسايي شده‌اند.
بر اساس اين آمار كه از دانشگاه‌هاي علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني كشور جمع‌آوري شده 3/93 درصد مبتلايان را مردان و 7/6 درصد را زنان تشكيل مي‌دهند.
براساس اين گزارش، تاكنون هزار و875 نفر مبتلا به ايدز شناسايي شده‌اند كه 2/40 درصد از مبتلايان به HIV در گروه سني 34-25 سال قرار دارند كه بالاترين نسبت در بين گروه‌هاي سني را به خود اختصاص داده است.
همچنين علل ابتلا به HIV در بين كل مواردي كه از سال 1365 تاكنون در كشور به ثبت رسيده‌ است به ترتيب، تزريق با وسائل مشترك در مصرف‌ كنندگان مواد (6/69 درصد)، رابطه جنسي (2/8 درصد)، دريافت خون و فرآورده‌هاي خوني (3/1درصد) و انتقال از مادر به كودك (6/0 درصد) بوده است. راه انتقال در 3/20 درصد از اين گروه نامشخص مانده است.
در مقايسه اين آمار با مواردي كه ابتلاي آنان در سال 1387 گزارش شده است، اعتياد تزريقي 5/77 درصد، برقراري روابط جنسي 1/13 درصد و انتقال از مادر مبتلا به كودك 9/0 را تشكيل داده است. در 5/8 درصد از موارد شناسايي شده در سال جاري راه انتقال نامشخص بوده و هيچ مورد جديد ابتلا از راه خون و فرآورده‌هاي خوني گزارش نشده است.
گفتني است، از مجموع 19 هزار و 435 نفر افراد مبتلا به HIV/AIDS (افرادي كه ويروس اين بيماري وارد بدنشان شده) سه هزار و 236 نفر فوت كرده‌اند.

تعطيلی بازار لاله‌زار در اعتراض به اجرای طرح امنيت


ایلنا: بازاريان لاله‌زار در اعتراض به اجراي طرح امنيت اجتماعي در اين منطقه اعلام كردند تا بازگشت اوضاع به وضعيت سابق، دكان‌هاي خود را باز نمي‌كنند.
بازاريان خيابان لاله‌زار امروز از بازگشايي مغازه‌هاي خود خودداري كردند.
كسبه لاله‌زار در اعتراض به اجراي طرح امنيت اجتماعي در اين منطقه اعلام كردند تا بازگشت اوضاع به وضعيت سابق، دكان‌هاي خود را باز نمي‌كنند.
بر اساس اين گزارش، با اجراي طرح امنيت اجتماعي در اين منطقه، نيروي انتظامي بسياري از موتورسيكلت‌ها و خودروهاي پارك شده در اين منطقه را توقيف و به پاركينگ منتقل كرد كه اين كار با اعتراض بازاريان مواجه شد. آنها نيز با بيان اينكه اين خودروها و موتورسيكلت‌ها از لوازم مهم كار آنها محسوب مي‌شود، اعلام كردند كه تا توقف اجراي اين طرح از بازگشايي مغازه‌ها خودداري مي‌كنند.
علي‌رغم اعتراض كسبه، همچنان نيروي انتظامي به توقيف خودروها ادامه مي‌دهد.

استقبال خودجوش! مردم كرج از احمدی ‌نژاد

وبلاگ زیتون
درست چهار ساعت ديگه احمدي‌نژاد مياد كرج...مسير استقبال از ميدون شهدا تا ميدون شهيد آجرلو يا همون ميدون سپاهه.
كلي اونورا كار داشتم، همه رو همين‌امروز رفتم انجام دادم تا به فردا نكشه... و عصر خسته با اتوبوس داشتم برمي‌گشتم. اونقدر احساس تنهايي مي‌كردم كه دوست نداشتم سوار تاكسي شم.از پنجره اتوبوس به پلاكارهاي خوش‌آمدگويي كه قدم به قدم به درخت‌ها و تيرها نصب كرده بودند، نگاه مي‌كردم. در عين حال صداي خنده‌هاي ريز و نخودي دو دختر دبيرستاني كه جلوي من نشسته بودند به گوشم مي‌رسيد. احساس سرخوشي اونا داشت بهم منتقل مي‌شد. وقتي نگام به قسمت آقايون افتاد خنده‌م گرفت. تقريبا تموم آقايون قسمت جلوي اتوبوس برگشته بودن و اين دو رو تماشا مي‌كردن. دعا مي‌كردم دخترا متوجه نشن و صداي خنده‌شون همينطور بياد.نه تنها متوجه نشدن، كه صداشون بلندتر هم شده بود. صحبت از اجبارشون براي شركت در مراسم استقبال احمدي‌نژاد بود و هيجان از جالبي كارايي كه بايد بكنن. اتوبوس رو سكوت فرا گرفته بود و تقريبا همه به صحبت اين دو گوش مي‌دادن.
اولي- اومدن از دانش‌آموزان مدرسه ما ليست گرفتن به مدير گفتن بايد 800 نفر از مدرسه شما(آينده‌ساز يا آينده‌سازان واقع در ميدون شهدا) حتما در مراسم شركت كنن. جايي هم كه بايد وايسيم خودشون تعيين كردن.دومي- مدرسه ما هم همينطور(اين يكي دبيرستان حجاب مي‌رفت) ناظم گفته هيچكس حق نداره فردا مريض شه. بگو آخه مگه ما با ميكروب‌ و ويروس قرارداد داريم؟ گفتن هر كي نياد نمره‌ش كم مي‌شه(نفهميدم نمره‌ي چيشون) دوساعت قبلش هم بايد مدرسه باشيم براي آمادگي.اولي با هرهر- مامانم مي‌گه يه گيره لباس بزن رو دماغت بوي جورابش اذيتت نكنه.دومي با كركر- مامان من برام يه شيشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جيبم هر وقت حالم به‌هم خورد بگيرم زير دماغم.اولي- لابد پرچم هم مي‌دن دستمون تكون تكون بديم؟دومي- تو مي‌گي از نزديك مي‌بينيمش؟اولي- آره ديوونه رو ماشين سرباز وايميسه. شايد هم چهارپايه گذاشتن زير پاش(هر هر)دومي- نامه براش بنويسيم بهش بديم؟ يه نامه عاشقانه! وقتي بازش مي‌كنه چه حالي مي‌شه(كركر)اولي - من مي‌خوام براش بنويسم يه چيزي به اين مامانا بگه.(صداشو آروم مي‌كنه) نمي‌ذارن با دوست پسرامون بريم بيرون.هر دو باهم هر هر كر كر...
اتوبوس بغل يك پلاكارد خير مقدم زرد گنده تو ترافيك مونده بود. مردي از جلوي اتوبوس داد زد:- ببين از پول ماليات‌هاي ما چقدر از اينا زدن تو خيابون. بگيد آخه اگه از طرف مردمه چرا همه‌ش يه رنگ و يه شكله!مرد ديگري گفت بابا مرد خوبيه طفلك، اطرافيانش بدن! خودش خيلي كار مي‌كنه اما يه عده مي‌خوان بزنن زمين. اين‌بار كه راي بياره ديگه اعتماد به نفس پيدا مي‌كنه و كارا رو درست مي‌كنه. مي‌گن حتي نمي‌ذاره يه سوزن از بيت‌المال هدر بره.
زني كه چادرش رو با دندون نگه‌داشته بود و كلي نايلون ميوه دست راستش بود و دستگيره را با دست چپ گرفته بود از لاي دندون فحشي نثار مردي كه قرار بود اعتماد به نفس پيدا كنه كرد.تازه متوجه او شديم. دختري جاشو به اون داد كه بنشينه.زن تعارف كرد كه نه. دختر گفت ايستگاه بعدي پياده مي‌شه.
پسر ي كه روزنامه لوله شده دستش بود گفت آره طفلكي! نمي‌ذاره يه سوزن هدر بره اونوقت براي رئيس‌جمهور كومور هواپيماي اختصاصي مي‌فرسته بيارنش خدمتش. همه با آمريكا و فرانسه و انگليس و كانادا و آلمان و... رابطه برقرار مي‌كنن ما با كومور و بوكينا فاسو و ونزوئلا و بوليوي. تازه همه‌ش هي بايد كمكشون كنيم. عجب بدبختي.
دختري كه به دانشجو مي‌زد از قسمت زنانه گفت: من عيد رفته بودم روستاهاي كرمان، بيچاره‌ها نون ندارن بخورن. اونوقت آقا فكر مردم غزه‌ست. زن ميوه به دست كه حالا نشسته بود گفت: پيغمبر هم گفته چراغي كه به خونه رواست به مسجد حرومه!همين سيب‌زميني‌هايي كه دارن براي راي گرفتن مجاني بهمون مي‌دن، فرستاده بودن غزه. قبول نكردن، گفتن شما شيعه هستين خون‌تون كثيفه. لابد سيب‌زميني‌هاتون هم كثيفه. حالا ما بايد سيب‌زميني دست دوم بخوريم.
مردي از قسمت مردونه با خنده گفت: خواهر من ، به مردم خودمون هم تازگي‌ها چك‌پول دست اول مي‌دن. منتها آقا دير يادش افتاده. آخه بگو ارث پدرته كه بذل و بخشش مي‌كني؟ پول خودمونو به خودمون مي‌دي؟بگو در دوره‌ي كدوم رئيس‌جمهور اينقدر گروني و بدبختي بود؟زني از عقب اتوبوس:_ تو اين چهار سال بيشتر چيزا 400 درصد گرون شده. دم انتخاباتي، جون خودشون اومدن ارزون كنن، زور زدن 10 درصد ارزون كردن! حالا بعد از انتخابات براتون مي‌گم...
هر از گاهي از جلوي ماشيني مي‌گذشتيم كه مامورا نگهش داشته بودن و صندوق عقبشو باز كرده بود و زير و روش مي‌كردن . هر شيشه مايعي رو بو مي‌كردن. حتي مي‌خوابيدن زير بعضي ماشين‌ها رو نگاه مي‌كردن.
مردي گفت براي همين من امروز ماشين نياوردم. سه چهار روزه همين خبراست. ديروز نگهم داشتن . كار فوري داشتم مضطرب بودم. لابد پيش خودشون گفتن حتما بمب‌گذارم كه عجله دارم. نشون به اون نشون كه سه ساعت تموم ماشينمو حتي لاي درهاشون و جيبامو گشتن و كلي سين‌جيمم كردن كه چيكاره‌اي و كجا بودي و داري كجا مي‌ري؟مي‌دونيد چقدر براي هر سفرش بودجه براي همين كارا مصرف مي‌شه؟ آخه بگو مرد حسابي چيه دوره راه افتادي؟ تو همون راديو تلويزيون نطق كن.
مرد ديگري گفت: ما خونه‌مون طرفاي ميدون سپاهه. پريشب نصف شب ناغافل ريختن تو پاركينگ ساختمون. تموم ماشينا رو گشتن. همه‌مونو خواب زده كردن و گفتن سويچ‌هامونو ببريم پايين تا ماشين‌ها رو بگردن. مي‌گن خبراي مردمي بهمون رسيده كه اينجا خبراييه. آخه بگو نيروهاي مردمي كجان؟ اينا همه‌ش بهانه‌ست. مي‌خوان بترسونن مردمو ... دختر كوچيكم كه 12 سالشه از ترس پليس تا صبح هي از خواب مي‌پريد و گريه مي‌كرد. ديگري گفت: به بيشتر مغازه‌هاي بين راه استقبال هم گفتن در اون ساعت‌ها بايد ببندن و وايسن جزء استقبال كننده‌ها... تو بعضي گوني‌ها و قوطي هاي مغازه‌ها هم سيخ كردن كه توش چيزي نباشه.(صحبتا خيلي زياد بود، مثل خبر الكي استان شدن كرج و انتخابات رياست جمهوري و به زور آوردن كارمندان ادارات براي استقبال ، آوردن بسيجي‌ها از روستاهاي اطراف كرج همراه با چك و چلوكباب و... فحش هم توش زياد بود كه سانسور شد)

انتخابات دروغین رژيم را تحریم کنید

وبلاگ شهسوار
انتخابات دروغین رژيم را تحریم کنید
میگه چرا رای نمی دی؟نمیترسی بازم احمدی نژاد رئیس جمهوره بشه؟آبرومونو برد توی دنیابيا رای بده ضايعش کنیممن تو شناسنامه ام هیچ مهری نخورده، حتی به خاتمی هم رای ندادمولی ایندفعه به کوری چشم خامنه ای هم که شده می رم رای می دم تا ...
توی دلم بهش خندیدم، جسارت نباشه، به تو و به هر کسی که اینطوری فکر کنه هم می خندم
متوجه شد که تو دلم بهش می خندم، چقدر باهوشن این ايرانیا که خنده تو دل منو فهمید ولی از اینکه کلاه به این گشادی سرش می ره نميفهمه؟مثل هميشه که می خواد ابراز فضل کنه، کله شو خاروند و گفت هان؟ چرا می خندی؟
گفتم من رای نمیدم جناب! رای من و تو چه تاثیری داره جز اینکه آخوندا استناد کنن به آرای ميليونی ملت و به همه بگن که ملت پشت سر ما هستن و ما مشروعیم؟؟
دوست عزیز، آخوندا هر کی رو که خودشون بخوان از تو جعبه ی شعبده بازی شون میارن بیرون. اگه به حرف من اعتماد نداری، به ماجرای کروبی و هاشمی رفسنجانی در انتخابات گذشته فکر کن
در مراسم شعبده بازی (انتخابات) قبلی که آقای احمدی نژاد را انتصاب کردند اوضاع اينقدر ضايع بود که حتی صدای کروبی هم درآمد که در انتخابات تقلب می کنند و رفسنجانی با بغض و گریه در تلوزيون گفت که حق منو خوردن ولی من به خدا واگذار می کنم
اونا با اون همه یال و کوپال و پول و پارتی و نفوذی که داشتن میگن انتخابات مشروعیت نداره و انتصاباته، حالا تو می خوای نتیجه انتخابات را عوض کنی؟
این حرفو که شنید، از دیروز تا حالا داره کله شو می خارونه و هی تو دلش میگه چرا این به فکر خودش نرسیده بود؟
هم ميهن، رای من و تو هیچ تاثیری در نتيجه انتخابات فرمایشی رژيم نداره و تنها باعث مشروعیت بخشیدن به حکومت آخوندها می شه، خودتو ضایع نکن و بازیچه دست آخوندها نباش

گزارشی رسمی از فساد در رژيم جمهوری اسلامی

در طول چهار سال اخير که دولت "مهرپرور" احمدی نژاد حاکم بوده, نظام حاکم بر کشور سالانه به طور متوسط 16 رتبه بيشتر در منجلاب فساد مالی سقوط کرده است...ميلياردها دلار از دارايی های کشور فقط در طی يک سال مالی به يغما رفته و معلوم نيست کجا و چگونه هزينه شده است. روشنگری: در خبرها آمده بود که ايران در زمينه فساد مالی به رتبه 54 سقوط کرده و به عبارت ديگر در طول چهار سال اخير که دولت "مهرپرور" احمدی نژاد حاکم بوده, نظام حاکم بر کشور سالانه به طور متوسط 16 رتبه بيشتر در منجلاب فساد مالی سقوط کرده است. علت پيشروی فساد در نظام جمهوری اسلامی روشن است: کشوری که بر اساس درآمدهای نفتی اداره می شود, بدون حداکثر کنترل و نظارت مردمی و حاکم بودن شفافيت و علنيت بر درآمدها و مخارج و پاسخگو بودم مسوولان, عملا در برابر فساد و سواستفاده مالی بی حفاظ است. و رژيم جمهوری اسلامی, رژيمی سرکوبگر و تماميت گراست که نه تنها به هيچ نظارتی تن درنمی دهد, که حتی اجازه تشکيل نهادهای مستقل مردمی و تشکل های صنفی و مدنی و آزادی مطبوعات و رسانه ها, اعم از نوشتاری و الکترونيک را هم نمی دهد. قدرت عملا در دست خامنه ای و عده ای از کارگزاران آن متمرکز شده است و بخش عمده تصميمات اساسی هم در پشت پرده صورت می گيرد. دولت قانون عملا وجود ندارد و هيچ مسوولی در برابر قانون پاسخگو نيست. با اين وضع کاملا روشن است که رژيم جمهوری اسلامی سال به سال فاسدتر می شود. و باز روشن است که بدون آزادی کامل احزاب, تشکل ها, مطبوعات, رسانه ها و شکل گيری دولت قانون راهی برای مهار فساد وجود ندارد. رژيم جمهوری اسلامی به عنوان يک رژيم فاسد دائما گرايش دارد که ابعاد واقعی فساد درونی خود و زمينه ها و دلايل آن را از عموم مردم پنهان کند, با اين حال گاه در چهارچوب رقابت ها و دسته بندی های جناح های آن, مواردی از فساد از پرده برون می افتد. فصل رقابت های انتخاباتی معمولا با اين نوع افشاگری ها هم همراه است و معمولا هم انگيزه سالمی پشت سر اين افشاگری ها وجود ندارد. بلکه هدف در درجه اول تضعيف موقعيت يک جناح و دسته بندی و تقويت و برکشيدن جناح ديگر است. با اين حال مستقل از اين انگيزه ها و نيات ناسالم و رقابت های باندی و جناحی رژيم همين افشاگری های موردی تصويری از فساد درونی رژيم به دست می دهد و از اين جهت مفيد است. گزارش تفريق بودجه سال 86 كل كشور، که اين هفته در مجلس خوانده شد يک نمونه از اين افشاگری هاست. به اعتراف اين گزارش از 32 بند و تبصره های قانون بودجه سال 86 کشور در 170 مورد آن، که معادل بيش از 54 درصد از بندها يا اجزاى تبصره‌هاست تخلف صورت گرفته و به عبارت ديگر ميلياردها دلار از دارايی های کشور فقط در طی يک سال مالی به يغما رفته و معلوم نيست کجا و چگونه هزينه شده است. خلاصه ای از اين گزارش به نقل از رسانه های رژيم را بخوانيد: "گزارش ديوان محاسبات در بيان تخلفات صورت گرفته با ذكر اينكه مصارف شركت‌هاى دولتى و مؤسسات انتفاعى وابسته به دولت و بانك‌ها بدون احتساب ارقام مربوط به دستگاه‌هاى حساب نداده، بالغ بر پنج ميليارد و 841 ميليون و 18 هزار و 356 ميليون ريال بوده، تصريح مي‌كند: تحقق عملكرد 348 درصدى منابع و مصارف بودجه شركت‌هاى دولتي، بانك‌ها و مؤسسات انتفاعى وابسته به دولت، بيانگر آن است كه سقف ماده واحده بر اثر اين تغيير از موضوعيت افتاده است. گزارش مي‌افزايد: در حالى كه هر گونه افزايشى كه متضمن گذر از سقف ماده واحده باشد، نياز به متمم بودجه دارد. اين گزارش در ادامه به بخش نفت و گاز اشاره کرده و با يادآورى اين که ,كل نفت توليد شده، معادل يك ميليارد و 498 ميليون و 944 هزار و 69 بشكه به ارزش 112 ميليارد و 825 ميليون و 520 هزار و 73 دلار به ارزش ريالى يك ميليارد و 24 ميليون و 539 هزار و 350 ميليون ريال بوده است كه از اين ميزان معادل 900 ميليون و 347 هزار و 388 بشكه به ارزش 69 ميليارد و 300 ميليون و 284 هزار و 704 دلار صادر و مابقى به پالايشگاه‌هاى داخلى تحويل شده است,، ادامه مي‌دهد: ,از محل توليد و فروش آن، معادل 43 ميليارد و 525 ميليون و 235 هزار هزار و 369 دلار درآمد به دست آمده است. همچنين معادل 37 ميليارد و 918 ميليون و 775 هزار و 652 دلار از عايدات به دست آمده از صادرات نفت به حساب ذخيره ارزى واريز شده و مابقى به مبلغ 21 ميليارد و 155 ميليون و 350 هزار و 422 دلار به عنوان درآمدهاى بودجه به كار گرفته شده است., در بخش گاز نيز كل گاز توليد شده، معادل 134 ميليارد و 534 ميليون و 772 هزار و 229 متر مكعب به ارزش 92 ميليارد و 828 ميليون و 992 هزار و 838 هزار ريال بوده كه از اين ميزان، معادل پنج ميليارد و 397 ميليون متر مكعب صادر شده است., سخنگوى كميسيون برنامه و بودجه مجلس، يادآور شد: مجوز اجراى طرح‌هاى توسعه ميادين گازى پارس شمالي، گلشن و فردوس از راه سرمايه‌گذارى خارجى به صورت بيع متقابل به تصويب شوراى اقتصاد رسيده، لكن بنا بر اعلام شركت ملى پالايش و پخش فرآورده‌هاى نفتى ايران به دليل نبود سرمايه‌گذار خارجى تحقق نيافته و اين حكم اجرا نشده است. مفتح در ادامه گفت: ,توليد نفت خام حاصل از ميدان مبارك در ميزان توليد سال 86 منظور نشده كه تخلف به شمار مي‌رود. مخبر كميسيون پس از آوردن موارد ديگرى از تخلفات صورت گرفته افزود: بر پايه اين گزارش، تسويه حساب نهايى توسط شركت ملى نفت ايران با خزانه‌دارى كل كشور انجام نشده، در نتيجه، اهداف قانون‌گذار محقق نشده كه تخلف به شمار مي‌رود., مفتح ادامه داد: ,گزارش عملكرد توليد نفت و گاز به تفكيك هر ميدان و در مقاطع سه ماهه توسط شركت ملى نفت ايران به سازمان مديريت و برنامه‌ريزى كشور ارايه نشده كه تخلف محسوب مي‌شود., وى افزود: ,بنا بر نظر سازمان حسابرسي، مبالغ به دست آمده از بيست ريال افزايش فروش هر متر مكعب گاز به ميزان 660 ميليارد و 855 ميليون ريال، مشمول ماليات و سهم سود دولت بوده است. نظر به اين ‌كه همه اين مبلغ بايد عينا صرف گازرسانى به روستاها شود، بنابراين، نگهدارى مبلغ ياد شده بر پايه نظر سازمان حسابرسى و عدم مصرف آن تخلف از قانون است. گزارش تصريح مي‌كند: ,دولت مجاز بوده در برابر صادرات نفت خام و معاوضه آن حداكثر تا سقف 33 هزار و 820 ميليارد ريال نسبت به واردات بنزين و نفت گاز اقدام کند كه در سال 1386 شركت ملى نفت، معادل 163 درصد ميزان پيش‌بينى شده به مبلغ 21 هزار و 429 ميليارد ريال بيشتر از سقف مجاز بنزين وارد کرده است كه تخلف به شمار مي‌رود., گزارش ديوان محاسبات در ادامه به ده مورد از تخلفات صورت گرفته در بخش حمل و نقل اشاره مي‌نمايد كه بخشى از آنها در زير مي‌آيد: ـ مبلغ چهار هزار و 450 ميليارد ريال از منابع حساب ذخيره ارزى براى نوسازى و ناوگان حمل و نقل دولتى در نظر گرفته شده كه مبلغ يكصد و 72 ميليون دلار جهت حمل و نقل ريلى به صورت اسنادى گشايش اعتبار شده و در اين راستا، صرفا مبلغ چهار ميليون دلار، حدود 0/8 درصد مبلغ مقرر پرداخت شده است. ـ براى جايگزينى تعداد 202 هزار و 29 دستگاه خودرو فرسوده با خودرو گازسوز و دوگانه‌سوز، مبلغ يك هزار و دوازده ميليارد ريال يارانه منظور شده كه مبلغ 715 ميليارد ريال در حدود 71 درصد ميزان مقرر براى جايگزينى 143 هزار و 720 دستگاه خودروى فرسوده به بانك‌هاى عامل پرداخت شده، ليكن در عمل، تعداد 104 هزار دستگاه، معادل 51 درصد تعداد مقرر نوسازى شده است. ذكر اين نکته لازم است كه براى پرداخت يارانه سود تسهيلات نوسازى خودروهاى فرسوده، نفت گازسوز کارى انجام نگرفته است. ـ بخشى از سود بازرگانى واردات خودروها، معاف بوده كه در اين راستا تعداد 42 هزار و 691 دستگاه خودروهاى سوارى و تعداد 14 هزار و 694 دستگاه خودروى ون و ميني‌بوس به كشور وارد شده و مشمول تخصيصات مزبور بوده‌اند. ضمنا سود بازرگانى واردات ميني‌بوس و ون با پايه گازسوز و دوگانه‌سوز، صفر تعيين شده كه تخلف محسوب مي‌شود. ـ درباره تشخيص خودروهاى با فناورى نوين مرجع تشخيص تعيين نشده و براى همين، کار خاصى صورت نگرفته و اهداف مدنظر قانون‌گذار نشده است. ـ اجازه داده شده بخشى از سود كارمزد تسهيلات بانكى براى افزايش ناوگان حمل و نقل عمومى و خودروهاى جمعى متوسط و بزرگ پرداخت شود و يا به صورت كمك بلاعوض داده شود. در اين راستا، مبلغ دو هزار و 475 ميليارد ريال به سازمان امور شهرداري‌ها و دهياري‌هاى كشور اختصاص يافته كه از ميزان مبلغ 825 ميليارد ريال، حدود 33 درصد مبلغ مقرر در غير محل مقرر هزينه شده و براى همين، اهداف مدنظر قانونگذار محقق نشده است. ـ مقرر شده بود براى گسترش‌ حمل و نقل عمومي، پيش‌پرداخت تسهيلات مالى خارجى براى احداث خطوط راه‌آهن شهرى و حومه و كمك به بهره‌برداري، ايجاد، توسعه و تكميل خطوط راه‌آهن شهرى و حومه تأمين شود كه به دليل تحقق نيافتن شرايط استفاده از تسهيلات ياد شده در سال 1386 اقدامى در اين زمينه انجام نپذيرفته است. ـ مقرر شده بود، بخشى از سود و كارمزد تسهيلات بانكى براى ساخت توقفگاه‌هاى طبقاتى پرداخت شود كه البته کارى در زمينه انعقاد قرارداد با بانك عامل انجام نشده، در نتيجه اهداف قانونگذار محقق نشده است. ـ مقرر شده بود، سامانه پايش هوشمند عبور و مرور ايجاد و توسعه يابد، ليكن هيچ‌گونه وجهى به عنوان كمك پرداخت نشده است. ـ در سال 1386 بايد نرخ خدمات حمل و نقل درون‌شهرى با همكارى شوراى عالى استان‌ها و شهرداري‌هاى كلان شهرها واقعى شود، ليكن به‌‌رغم تهيه دستورالعمل موضوعه توسط وزارت كشور مراحل نهايى تصويب اين دستورالعمل توسط نمايندگان ويژه رئيس جمهور انجام نشده، در نتيجه اهداف مدنظر قانونگذار محقق نشده است. در بخش بعدى گزارش به موضوع توسعه روستاها اشاره و افزوده شده: ـ شركت‌هاى دولتى تابع وزارت نفت و شركت‌هاى توزيع گاز استانى موظف بودند تا سقف مبلغ 900 ميليارد ريال از منابع داخلى خود را صرف گازرسانى به روستاهاى با فاصله 15 كيلومترى از خطوط انتقال کنند كه در اين راستا، حدود 538 ميليارد ريال و 60 درصد مبلغ مقرر هزينه و تعداد 291 هزار و 258 انشعاب در دو هزار و 653 روستا واگذار شده است. ـ بر پايه مجوز قانون، شركت ملى گاز موظف بوده تا مبلغ 20 ريال به قيمت هر متر مكعب گاز مصرفى افزوده و منابع حاصل را صرف گازرسانى به روستاها کند. اين شركت از اين محل مبلغ دو هزار و 250 ميليارد ريال درآمد به دست آورده، ليكن مبلغ يك هزار و 589 ميليارد ريال حدود 71 درصد مبلغ مزبور صرف گازرسانى به يك هزار و 471 روستا کرده است. گزارش ديوان محاسبات كشور در مورد جايگاه بخش خصوصى نيز در بودجه 86 برخى از تخلفات را برشمرده: ,از محل واگذارى شركت‌هاى دولتى مبلغ 70 هزار ميليارد ريال در قانون بودجه پيش‌بينى شده كه از اين رقم مبلغ 12 هزار و 373 ميليارد ريال جهت بازپرداخت تعهدات ارزي، معادل 18 درصد، مبلغ 27 هزار و 627 ميليارد ريال، معادل 39 درصد براى پرداخت بدهى دولت به سازمان‌ها، نهادها، صندوق‌هاى ذخيره و بازنشستگى لشکرى و كشورى و تأمين اجتماعى و آستان قدس رضوى و 30 هزار ميليارد ريال معادل 43 درصد براى تأمين منابع طرح‌هاى تملك دارايى سرمايه‌اى پرداخت شود. از درآمد پيش‌بينى شده، مبلغ 32 هزار و 957 ميليارد ريال معادل 47 درصد تحقق يافته كه مبلغ پنج هزار و 330 ميليارد ريال از آن براى تأمين منابع طرح‌هاى تملك دارايى سرمايه‌اى اختصاص‌يافته و 27 هزار و 627 ميليارد ريال معادل 84 درصد براى تسويه بدهى دولت بر سازمان‌ها مورد تصويب هيأت وزيران قرار گرفته است. از مبلغ اخير، مبلغ 22 هزار و 937 ميليارد ريال در حدود 83 درصد مبلغ مزبور در اين راستا پرداخت شده است. با توجه به تحقق نيافتن كامل درآمد خصوصي‌سازي، منابع مورد نياز براى بازپرداخت تعهدات ارزى مطابق اجازه قانونگذار تماما از حساب ذخيره ارزى برداشت شده است.

بی ‌خبری از وضعیت یک وبلاگ نویس

فعالان حقوق بشر در ایران
شهناز غلامی روزنامه‌نگار آذربایجانی و نویسنده‌ی وبلاگ آذرزن از حدود دو ماه پیش بازداشت شده و هیچ خبری از وضعیت و محل نگه‌داری وی در دست نیست. محمدعلی‌ دادخواه که در پرونده‌ي قبلی این فعال حوزه‌ی زنان به عنوان وکیل وی حضور داشت نسبت به وضعیت او اظهار بی‌خبری کرده و گفته است که موکل‌اش تا کنون تماسی با وی نداشته است. بنا بر گفته‌ی دادخواه خانم غلامی در این دوره از بازداشت دارای اتهام جدیدی است و به دلیل این‌که نتوانسته است تا به حال از این وبلاگ‌نویس خبری دریافت کند و خود وی هم تماسی نداشته، نمی‌تواند به عنوان وکیل او کاری کند.
شهناز غلامی پیش‌تر در اوائل پاییز 1387 بازداشت و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات و سپس در زندان تبریز در بند زندانیان خطرناک و معتاد زن به سر برد. وضعیت وی به گونه‌یی بود که مجبور به اعتصاب غذا شد. وی پس از آزادی محاکمه و به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام او در پرونده‌ی قبلی «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده بود.
شهناز غلامی دارای یک دختر کوچک و پدر و مادری مسن است و کسی را ندارد که پی‌گیر وضعیت وی باشد. همین امر سبب شده که بازداشت دوباره‌ی این وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار در هاله‌یی از سکوت و بی‌خبری باشد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

اقتدارگرايان عليه حقوق بشر

انتقاد امام جمعه مشهد از پاکوبیدن زنان نظامی

شهاب نيوز : امام جمعه مشهد گفت: با کمال تاسف در برنامه تلویزیونی که به تازگی شاهد آن بودم، خواهران نظامی پا به زمین کوفته و با فریاد زنانه شعار می دادند در حالیکه این حرکات در انجام وظیفه آنان هیچ ضرورتی ندارد . به گزارش شهاب نیوز آیت الله سید احمد علم الهدی در جمع نمازگزاران در نماز جمعه این هفته مشهد که در صحن ها و رواق های حرم مطهر رضوی برپا بود، افزود: بر اساس احادیث ائمه ،کار شایسته زن در درجه اول خانه داری است اما اگر خواهران به هر علت و ضرورتی وارد عرصه کار می شوند، نباید دنبال کارهای مردانه بروند. وی با اشاره به حضور خواهران در عرصه امنیتی و انتظامی کشور که اکنون از ضروریات است، گفت: در همین عرصه باید خواهران در بخش هایی وارد شوند که ارزشها زیر سووال نرود و لازم نیست که هرکاری مرد انجام می دهد زن نیز آن را انجام دهد. وی ابراز عقیده کرد: با کمال تاسف در برنامه تلویزیونی که به تازگی شاهد آن بودم، خواهران نظامی پا به زمین کوفته و با فریاد زنانه شعار می دادند در حالیکه این حرکات در انجام وظیفه آنان هیچ ضرورتی ندارد. علم الهدی در ادامه عقیده خود را این گونه بیان داشت: خواهرانی که با پوشش اسلامی و حجاب کامل رسالت فعالیت در عرصه نظامی را قبول می کنند چه ضرورتی دارد که پا بر زمین کوفته و صدایشان را سر دهند و این مطابق با شرع و دین نیست.
شایان ذکر است یکی از انتقادهای آیت الله خمینی از رژیم گذشته این بود که « شاه می‌خواهد دختران شما را به سربازی ببرد!»

تجمع فعالان صنفی معلم و فعالان حقوق بشر در ابن بابویه

حسب دعوت کانون صنفی معلمان ایران، تجمعی توسط فعالان صنفی معلمان و اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در گورستان ابن بابویه شهر ری برگزار گردید.
هر چند زمان برگزاری این تجمع ساعت 14 تا 16 امروز اعلام گردیده بود، اما از ساعتی قبل نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه به طور گسترده ای در منطقه مذکور حضور پیدا نموده بودند.
نیروهای لباس شخصی به وسیله دهها دستگاه دوربین فیلمبرداری اقدام به تصویر برداری از حاضرین و ایجاد فضای رعب و وحشت نموده بودند. همچنین این نیروها تعدادی از حضار را مورد بازخواست و تهدید قرار دادند.
معلمان و فعالان حقوق بشر که جمعیتی بالغ بر 200 تن را تشکیل می دادند بر سر مزار دکتر خانعلی از شهدای صنف معلمان حاضر شدند. در این تجمع که خانواده دکتر خانعلی نیز حضور داشتند متنی از سوی فعالان صنفی قرائت گردید که در آن فعالان این صنف را به تجمع در مقابل وزارت آموزش و پرورش در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت ماه دعوت نمودند.
این فعالان عنوان داشته اند که تجمع مذکور را جهت استیفای حقوق قانونی خود برگزار خواهند نمود.
در این تجمع اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با به همراه داشتن پارچه نوشته ای تحت عنوان "جای معلم ما در زندان نیست، فرزاد کمانگر را آزاد کنید" خواست خود را به همراه سایر فعالان صنفی مبنی بر آزادی معلم دربند، فرزاد کمانگر اعلام داشتند.
لازم به ذکر است تا زمان تنظیم این خبر که همزمان با پایان تجمع بودهیچگونه گزارشی از بازداشت حاضرین دریافت نگردیده است.

اعلام جزئیات تحریم بنزینی جمهوری اسلامی

خبرگزاری مهر: جزئیات تحریم شرکتهای فروشنده بنزین به ایران با ارائه لایحه ای از سوی سناتورهای آمریکایی به مجلس نمایندگان این کشور اعلام شد.
به گزارش رویترز، بر اساس این لایحه از زمان تصویب تحریم بنزینی بر علیه ایران تمام شرکتهای فروشنده بنزین به این کشور حق هیچ گونه مبادله مستقیم یا غیر مستقیم نفتی با آمریکا را ندارند.
دراین لایحه آمده است: شرکتهایی که به ایران تجهیزات پالایشگاهی یا ابزاری بفروشند که ظرفیت پالایش بنزین این کشور راافزایش دهد با چنین تحریم هایی مواجه می شود.
" هوارد برمن" رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان گفت: بر اساس این لایحه کشورهای نفتی فروشنده بنزین به ایران حق خرده فروشی سوخت در آمریکا را نیز از دست می دهند و تمام جایگاه های فروش بنزین آنها در آمریکا مصادره می شود.
به گفته وی این شرکتها درصورت تجارت با ایران حق هیچگونه مشارکت درخرید و انتقال نفت برای تامین ذخایر نفتی استراتژیک آمریکا را به صورت مستقیم و غیر مستقیم ندارند.

تلويزيون 45 ميلياردی، بلوکه شدن حساب دانشگاه آزاد...

روزنامه اعتماد: اسفنديار رحيم مشايي تلويزيون راه اندازي مي کند. به گزارش «آينده» به زودي شبکه ماهواره يي گردشگري در دوبي افتتاح و راه اندازي خواهد شد. اين شبکه تلويزيوني توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و با هدف ترغيب گردشگران اروپايي براي سفر به ايران راه اندازي خواهد شد. براي اين تلويزيون 45 ميليارد تومان هزينه مي شود.
*****
دارا و سارا، باربي مي شوند؛ مدير مرکز سرگرمي هاي سازنده کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان از ساخت و عرضه نسل جديد عروسک هاي «دارا و سارا» در سال جاري با ابعاد و حجم کوچک تر خبر داد. به گزارش ايرنا نسل جديد اين عروسک ها در قالب جديد، با ابعاد کوچک تر و با ظرافت بيشتر چهره، به زودي روانه بازار خواهد شد.
*****
بلوکه شدن حساب دانشگاه آزاد؛ حساب هاي مالي دانشگاه آزاد اسلامي به دليل پرداخت نکردن ماليات مسدود شد.

رابط امام زمان به دختر 16 ساله تجاوز کرد

خبرگزاري حکومتی فارس: پسر جواني كه با ادعاي دروغين ارتباط با امام زمان(عج) يك دختر نوجوان را اغفال كرده و ربوده بود، دستگير شد.
‌عصر 5 ارديبهشت امسال زن جواني با مراجعه به مأموران كلانتري كن، مسئولان اين كلانتري را از وقوع يك آدم ربايي با خبر كرد.
مأموران با بررسي اظهارات اين زن ميانسال دريافتند اين فرد مدعي‌است پسر جوان 22 ساله‌اي، دختر 16 ساله‌اش را ربوده است و اين خانواده از محل اختفاي دخترشان خبري در دست ندارند.
رضوانفر، داديار شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات بيشتر نشان داد اين زن مدعي است پسر جوان دخترش را از اوايل فروردين ربوده است.
اين زن مدعي شد پسر جوان ماه رمضان سال 86 در يك مراسم افطاري خود را نماينده امام زمان(عج) معرفي كرده و مدعي شده‌ است كه خانواده اين زن برگزيده شده‌اند تا توسط اين فرد به امام زمان(عج) بيشتر نزديك شوند.
وي ادامه داد: اين زن مدعي شد در اين بين اين جوان با دختر وي آشنا شده و شب هنگام زماني كه دخترش براي خواندن نماز مغرب و عشا به مسجد مي‌رفت وي را اغفال كرده است.
رضوانفر گفت: تحقيقات براي شناسايي و دستگيري اين پسر جوان آغاز شد تا اينكه مأموران موفق شدند اين فرد را روز پنجشنبه در مخفيگاهش دستگير كنند.
وي افزود: اين فرد مدعي شد تمام اظهارات شاكيان كذب بوده و صرفاً به واسطه علاقه به اين دختر نوجوان قصد آشنايي با وي و ازدواج با او را داشته است.
تحقيقات براي مشخص شدن صحت ادعاي اين پسر جوان و همچنين شاكي پرونده همچنان ادامه دارد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۲, شنبه

استخوان های جان باختگان سیاسی را از خاوران بردند!

• نیروهای لباس شخصی هفته ی گذشته قسمتی از خاوران را خاکبرداری کرده و پیکرها را با خود برده اند ...

نیروهای لباس شخصی در تاریخ شنبه ۵ اردیبهشت ماه اقدام به خاک برداری قسمتی از گورستان و انتقال پیکرها از خاوران کردند. بنابر گزارش‌های موثق دریافتی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز مذکور در تاریکی هوا، نیروهای لباس شخصی با استفاده از چندین دستگاه کامیون و لودر اقدام به خاک‌برداری از قسمت جنوب شرقی گورستان خاوران که تعلق به گورهای دسته‌جمعی دارد کرده و سپس خاک‌ریزی جدید در آن مکان کردند. خانواده‌هایی که در تاریخ مورد اشاره به گورستان مذکور مراجعه کرده بودند، ضمن مشاهده‌ی آثار حرکت ماشین‌های سنگین و هم‌چنین خاک‌ریزی در این نقطه، قسمت‌هایی از اسکلت اجساد را که در خاک‌برداری منتقل نشده بودند و به سطح زمین آمده بودند را مشاهده کردند. هم‌چنین عده ای از شاهدین به فعالین این مجموعه گفتند مقداری از بقایای اجساد مورد اشاره را به‌عنوان مدرک برداشته‌اند. این در حالی است که این اجساد به مکان نامشخصی انتقال پیدا کرده‌اند و خانواده‌ها هیچ اطلاعی از محل جدید ندارند. گورستان خاوران محل دفن هزاران زندانی سیاسی قتل عام شده در سال ۶۷ است و در این رابطه مهم‌ترین سند محسوب می‌شود. از یک‌سال قبل پروژه‌ی تغییر کاربری این مکان در دستور کار قرار گرفت که با مخالفت خانواده‌های بازمانده‌گان همراه شد. نیروهای امنیتی ضمن اقدام‌هایی هم‌چون ممانعت از حضور خانواده‌ها حسب برنامه‌ی هر جمعه‌ی آنان در گورستان، اقدام به جوش دادن در فلزی اصلی این مکان کرده‌اند. هم‌چنین این نیروها در دفعات متعدد به ضرب و شتم خانواده‌ها و کندن پلاک اتومبیل‌های آنان پرداخته‌اند. این نیروها به خانواده‌ها اعلام کردند از این پس تنها زمانی که اعلام می‌کنیم، اجازه‌ی حضور در مزار را خواهید داشت.

22 خرداد، روز انتخابات نیست روز همبستگی جنبش های اجتماعی است


کاوه مظفری
• اگر دست به عمل بریم، می توانیم ۲۲ خرداد را به فرصتی بدل کنیم برای ترویج مطالبات اجتماعی‌مان. ۲۲ خردادی که سالگرد همبستگی جنبش زنان است، می تواند اینبار به کارزار مشترک جنبش های اجتماعی تبدیل شود. ۲۲ خرداد، دیگر روز انتخاب میان گزینه های محدود نخواهد بود؛ ۲۲ خرداد به روز همبستگی جنبش های اجتماعی بدل خواهد شد. آن زمان، رای دادن یا ندادن، به مسئله ای شخصی فروکاسته می شود؛ و در مقابل آن چیزی عمومیت پیدا می کند که در خیابان ها نوشته شود ...
عموماً در همه جای دنیا، وقتی به فصل انتخابات (چه دموکراتیک، چه غیر آن) نزدیک می شویم، بر غوغای آسمان طوفانزای سیاست افزوده می شود. در ایران نیز، ابرهای سیاه و سفید انتخابات، رعد و برقی عجیب به راه می اندازند. از وعده نفت و سیب زمینی بر سفره های مردم گرفته تا جمع آوری گشت ارشاد و گماشتن وزیر زن. با این همه هیاهو، پس از صاعقه هیچ خبری نیست، روز از نو، روزی از نو. انگار نه انگار این همه ابر و شعار که از آسمان گذشت. از باران و برف خبری نیست. گویی همه ابرهای سیاست عقیم هستند. هرچند، رخ داده که گاهی قطره ای شکلاتی از آسمان بچکد، اما عموماً خشکسالی است. برخی خطاب به آسمان، اما در گوش یکدیگر، پچ پچه می کنند: ما را به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان. و برخی دیگر مایوسانه دست دعا و نیایش به آسمان دراز کرده، برگه هایی را به صندوق ها دخیل بسته، نذر و نیاز کرده، جمبل و جادو راه انداخته، تا شاید از آسمان چیزی ببارد. آنهم نه به آرزوی رگباری که سیل راه بیاندازد، بلکه یک باران «معتدل»، حداکثر در حد همان یک قطره شکلاتی. اما، دور از این همه پچ پچه و هیاهو، هستند مردمانی که دیرزمانی است آسمان را رها کرده، دل به زمین بسته اند. در زمین سخت می کارند، هر آنچه آرزو دارند فردا درو شود. اگر آسمان هم نبارد، از دل خاک، آب را بیرون می کشند. از میانه «پروژه اصلاحات از بالا»، زمانی که دیگر مقرر شد این پروژه محکوم به شکست است، این جنبش های اجتماعی بودند که به شیوه ای نو برای تغییر قد علم کردند. زنان، کارگران، دانشجویان، معلمان و هزار و یک نیروی اجتماعی دیگر که چشم از آسمان عقیم سیاست برداشتند، و دست در زمین سخت جامعه مدنی فرو بردند. آنها برای تغییر مناسبات نابرابر و تبعیض آمیز موجود، برای یک زندگی شرافتمندانه، پیکان تلاش خود را به سمت جامعه مدنی نشانه رفتند. بازی وارونه شد: «تغییر در پائین». اگرچه، چهار سال پیش بسیاری از سیاسیون و روشنفکران نگران فاشیسم بودند و تنها راه بقاء را رای دادن به هاشمی تصور می کردند؛ اما این جنبش های اجتماعی بودند که در این مدت ثابت کردند می توان فارغ از هر قدرت سیاسی، زنده ماند و با مبارزه برای تغییر، فاشیسم را عقب زد. این جنبش های اجتماعی بودند که راهی نو برای تغییر گشودند و امیدی تازه در جامعه منتشر کردند. تجمع زنان در ۲۲ خرداد ٨۴، که از قضا امسال در سالگردش نمایش انتخاباتی برپا می شود، از نخستین جرقه های صف آرایی مستقل جنبش های اجتماعی بود. بهمن ٨۴، دیگر دولت احمدی نژاد سکان دار شده بود که کارگران اتوبوسرانی، اعتصاب بزرگ خود را در خیابان های تهران به نمایش گذاشتند. از همین سال، گروه های مستقل و متکثر جنبش دانشجویی، یک به یک سر بر آوردند. در زمستان ٨۵، این معلمان بودند که تظاهرات عظیم خود را در مقابل مجلس برپا کردند. کارگران هفت تپه در همین سال ها سندیکای خود را احیاء کردند و دست به اعتراض زدند. در طول این چهار سال، اگرچه فضا خشونت بار تر شد و عرصه ها تنگ تر، اما جنبش های رنگارنگ اجتماعی، هم هشت مارس برگزار کردند، هم اول ماه می، و هم شانزدهم آذر. آنها به شیوه هایی بدیل، زمین بازی خود را گشودند و نهادهای پیشرو خود را مستقر کردند. در همین سال ها بود که کمپین یک میلیون امضاء توانست در سراسر ایران، خود را بگستراند. فراموش نکنیم، به یمن تلاش و تکاپوی زنان و مردان برابری خواه بود که سرانجام قوانین ارث و دیه تاحدودی تغییر کردند[۱]. تغییری که نه در دولت میانه‌روهایی همچون خاتمی یا هاشمی، که تحت سلطه تندروها میسر شد. حال که به موعد نمایش انتخاباتی نزدیک می شویم، برایم عجیب است: چرا برخی با همان استدلال های چهار سال پیش و با تکرار این گزاره ساده انگارانه‌ی «هر کسی به غیر از احمدی نژاد»، رای خود را پیشاپیش آماده کرده اند و منتظرند تا در ستادهای انتخاباتی برای هر کسی غیر از احمدی نژاد سینه بزنند. آیا باید از هراس احمدی نژاد، «خود» را فراموش کنیم؟ تناقض اصلاح طلبان از شعار تا عملکرد حال، مگر رقیب احمدی نژاد چه کسی می تواند باشد؟ کروبی یا موسوی! آیا به راستی این دو مصلح جامعه ما هستند؟ تا چه اندازه شعارهایی که در آستانه انتخابات سر می دهند با سابقه آنها همسویی دارد؟ یا به عبارت دیگر، تا چه حد می‌توان به آنها امید بست؟ آنها تا چه اندازه قادر به تحقق مطالبات اجتماعی هستند؟ وقتی به سابقه عملکرد هشت ساله [و سکوت ۲۰ ساله] میرحسین موسوی می نگریم، چه چیزی پیدا می شود که توفیری با احمدی نژاد داشته باشد؟ گیریم ظاهر بهتری دارد، مدیریت هم بلد است، اما محتوایش چه تفاوتی می کند؟ مگر خفقان سیاسی دهه ۶۰ در زمان نخست وزیری وی موجب اعدام و زندان و تبعید و عزلت‌نشینی بسیاری نشد؟ مگر شورای های کارگری را در زمان وی نبستند تا انجمن های اسلامی را جایگزین کنند؟ مگر چرخ اقتصاد [اسلامی] مملکت در دوره وی فلج نشد؟ مگر آن سوبسیدهایی که امروز مشکل اصلی اقتصاد است، یادگار دوران وی نیست؟ و مگر زنان در دوره موسوی خانه نشین نشدند؟ با نگاهی گذرا به آمار مشارکت اقتصادی زنان در دهه ۶۰، بسیاری از شعارهای امروز وی پوچ از آب در می آید. طبق داده های رسمی مرکز آمار ایران، سهم زنان از اشتغال، طی سال های ۱٣۵۵ تا ۱٣۶۵ به طرز چشمگیری کاهش داشته است. به طوری که، نرخ بیکاری زنان از ۱۶ درصد در سال ۱٣۵۵، به ۲۵ درصد در سال ۱٣۶۵ می رسد[۲]. در واقع، در سال ۱٣۶۵، نرخ مشارکت نیروی کار زنان ٣۶ درصد کاهش یافت و به ٨.۲ درصد رسید. این افت، بازتابی از کاهش مطلق در اشتغال زنان از ۱.۲ میلیون نفر در ۱٣۵۵، به ۹۷۵ هزار نفر در ۱٣۶۵ بود. این در حالی است که نرخ مشارکت نیروی کار مردان با نرخی به مراتب کندتر (٣.۴ درصد) کاهش یافت[٣]. زنان شاغل بسیاری در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی، یا مجبور به استعفا شدند، یا دچار بازنشستگی پیش از موعد گردیدند. سیاست جداسازی و تفکیک جنسیتی مشاغل از این دروه آغاز شد و زنان عموماً از مشاغل صنعتی رانده شدند و به سمت شغل های خدماتی (فعالیت های آموزشی و بهداشتی) رهنمون شدند. در سال ۱٣۵۵، حدود ۵۵ درصد زنان در بخش صنعت و تنها ۲۶.۵ درصد در بخش خدمات مشغول فعالیت بودند، در حالی که پس از یک دهه وضعیت برعکس شد؛ در سال ۱٣۶۵، تنها ۲۴ درصد زنان در بخش صنعت و در مقابل نزدیک به ۵۰ درصد در بخش خدمات شاغل بودند [۴]. چنین تغییری در ترکیب زنان شاغل عمدتاً نتیجه سیاست هایی بود که در دولت میرحسین موسوی برنامه‌ریزی می شد. سیاست هایی که به تدریج زنان را از بازار کار بیرون می کرد و آنها را به خانه نشینی تشویق می نمود. حال چگونه می توان به ادعای میرحسین موسوی برای توجه به اشتغال زنان اعتماد داشت؟ از دیگر نکات جالب توجه، مسئله سهمیه بندی جنسیتی رشته های تحصیلی است که چندسالی است مورد اعتراض دختران فعال جنبش دانشجویی قرار گرفته است. لازم به یادآوری است که برای نخستین بار موضوع سهمیه بندی جنسیتی در دولت میرحسین موسوی اجرایی شد و در آن دوره بود که زنان از تحصیل در بسیاری رشته ها، که «مردانه» تلقی می شدند، باز ماندند. البته، در برخی رشته ها نیز سهمیه هایی برای آنان در نظر گرفته شد، آن هم نه به خاطر توجه به برابری جنسیتی، بلکه از آن جهت که پزشک و پرستار زن به اندازه ای تربیت شود تا در نظام بهداشتی نیز تفکیک جنسیتی کامل شود. حال تعجبی ندارد که وقتی نظر میرحسین موسوی را در مورد سهمیه بندی یا بومی گزینی جویا می شوند، وی با شرط وشروط گذاشتن از پاسخگویی طفره می رود. هرچند، امروز هوادارانش مدام تکرار می کنند که بسیاری از نابسامانی های آن دوره به میرحسین مربوط نبود. اینکه شرایط خاص انقلاب بود و بعد هم که جنگ پیش آمد، اینکه کشور تحریم بود و قیمت نفت پائین آمد، اینکه دستور از بالا بود و نخست وزیر قدرتی نداشت، و هزار و یک بهانه دیگر تا توجیه کنند که میرحسین موسوی انسان صادق و شریفی بوده که آب ندیده، وگرنه شناگر ماهری است. اما اگر از بحث های «شخصی» بگذریم، مسئله اینجاست که آن عملکرد با این شعارها تناقض دارد. تناقضی آشکار که با فرو بردن سر در زیر برف از بین نمی رود. این تناقض زمانی بر طرف می شود که در عرصه عمومی عیان شود، نقد شود، و برای جبرانش تلاش شود. بگذریم، در آن سوی میدان اصلاح طلبان نیز، یعنی آنجایی که شیخ مهدی کروبی ایستاده تا ثابت کند که مرغ یک پا دارد – همانجایی که برخی به گمان امام زاده بودن دخیل بسته اند – خبری نیست. اگرچه مهدی کروبی جسارت بیشتری در «کلام» دارد، اما عملکردش و طایفه هوادارانش آنقدرها هم دندان‌گیر نیست. این شیخ دیگر آن کارتی نیست که بتواند بازی انتخابات را برگرداند. کارت او پیشتر از اینها سوخته است. هر چند برخی از مدافعان لیبرالیسم گرد وی جمع شده اند تا شاید نصیبی برند، اما از «آس» خبری نیست. شاید همین ترکیب ناموزون است که بازی شیخ را از پیش بازنده می کند. ترکیب ناموزونی از جسارت و فرصت طلبی. ترکیب ناموزونی از شعار و عملکرد. محمد قوچانی، یکی از همین حرکات ناموزون کروبی است. او آمد تا تدارکات رسانه ای کروبی را «حرفه ای» کند. یکی از این تدارکات، «مجله ایراندخت» بود که از قضا به خانم فاطمه کروبی مربوط می شد. اما بازی انتخابات، که به مسائل خانوادگی ربطی ندارد، قوچانی را در یک عملیات آکروباتیک به سردبیر جدید این نشریه تبدیل کرد و قیمت آن را در کمتر از یک ماه، از ۴۰۰ تومان به ۱۰۰۰ تومان ارتقاء داد! و قوچانی در نخستین شماره [دوره جدید] نوشت: «این، یک مجله سیاسی نیست». وی که دل خوشی از انعکاس بیرونی این حرکات ناموزون نداشت و برایش مهم بود که «ما کجا؟ ایراندخت کجا؟»، اصل بقاء را بهانه حرفه اش کرد. گویی همچون هر آشپز یا کاسبی برایش مهم نیست که آش چه کسی را هم بزند یا دکان چه کسی را بگرداند، برایش مهم این است که حیاتش تداوم داشته باشد. اما مسئله اینجاست که برخی واقعیت ها محکمتر از آن هستند که بتوان با یک «تیتر» آنها را پنهان کرد. مجله ایراندخت که تحت امتیاز «مجمع اسلامی بانوان» از سال ۱٣٨۰ منتشر می شود [۵]، تریبونی «سیاسی» است. تریبونی که حتی اگر رنگش را «زرد» کنیم باز هم معلوم است که چه خطی را پیروی می کند. از اینها گذشته، رویکرد ضدفمینیستی ایراندخت، مسئله دیگری است که ناموزونی کار را دوچندان می کند. قوچانی خود را در مقام ناجی زنان ایران قرار داده و مدعی «تلاش برای رهایی زنان از ایدئولوژی های فمینیستی» شده است. به همین دلیل، در این چند شماره ای که تاکنون منتشر شده، تیترها، عکس ها و مطالب نشریه رویه ای ضدفمینیستی را دنبال کرده اند. تناقض کار وقتی آشکار می شود که شیخ مهدی کروبی متوجه شده که برای ریاست جمهوری نیازمند رای جامعه زنان ایرانی است، و به همین منظور وعده هایی درباره وزارت به زنان می دهد، اما غافل از اینکه هوادارانش در پائین کار خرابی می کنند. از این دست ناموزونی ها در طایفه کروبی پُر شمار است. ملغمه ای از نیروها و مطالبات متفاوت و حتی متضاد. از یک سو، سعی دارد با جمع آوری مطالبات همه جنبش های اجتماعی تحت عنوان کلی و بی خطرِ «حقوق شهروندی»، ژستی چپ بگیرد؛ از سوی دیگر، سیاست های اقتصادی اش روی هر نئولیبرالی را سفید می کند. از یک سو، مدعی حقوق کارگران می شود؛ از سوی دیگر، بازار آزاد را به سرمایه داران وعده می دهد. یکجا ژست روشنفکری اش گل می کند و از حقوق اقلیت ها می گوید؛ یکجای دیگر پوپولیست می شود و از توزیع پول نفت میان مردم حرف می زند. این کجدار و مریز را اعتمادی نیست، معلوم نیست که سرانجام به کجا می رسد. در این میانه اما کنشگران جنبش های اجتماعی، راه خود را ادامه می دهند. آنها فارغ از بازی سیاسی انتخابات (چه شرکت، چه تحریم)، مسیر خود را ادامه می دهند و در جامعه مدنی به دنبال کسب هژمونی برای اهداف‌شان هستند. با این وجود، به دلیل نوسانات فضای سیاسی موجود، میان آنها بر سر چگونگی استفاده از فرصت انتخابات، اختلاف نظرهایی وجود دارد. اینکه سطح دخالت در فضای انتخاباتی تا چه حدی و چگونه باشد که استقلال جنبش ها و نهادهای اجتماعی را خدشه دار نکند، چالشی است که میان فعالان مدنی جریان دارد. گفتمان «بیانیه» محور یا ترویج مطالبات در خیابان رسانه های اصلاح طلبان جوری وانمود می کنند که انگار بحث درباره «وزیر زن» را تنها مهدی کروبی یا میرحسین موسوی در فضای انتخابات مطرح کرده اند، اما لازم به یادآوری است که چندی پیش بود که نمایندگان اصولگرای مجلس صحبت از «وزارت زنان» می کردند [۶]. به همین سیاق، این رسانه ها سعی دارند مخالفت کروبی یا موسوی را با طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد برجسته کنند، جالب اینجاست که اول بار این احمدی نژاد بود که در اقدامی تعجب براگیز حکمِ خود را فراموش کرد و گشت های ارشاد را مورد نقد قرار داد [۷]. و جالب تر از همه، یادآوری اظهارات احمدی نژاد در تکذیب بحث سهمیه بندی جنسیتی است که خیلی پیشتر از شرط و شروط دوپهلوی میرحسین موسوی اتفاق افتاد [٨]. وقتی شعارها و وعده های انتخاباتی این سه تن را کنار یکدیگر قرار می دهیم، انگار آنها بیش از آنکه با هم اختلاف داشته باشند، بر سر مردم فریبی توافق نظر دارند. وقتی که هر سه گزینه موجود، چه موسوی، چه کروبی و حتی احمدی نژاد از مخالفت خود با گشت ارشاد صحبت می کنند؛ وقتی که در هر دو جناح بحث درباره این می شود که زنان هم می توانند وزیر یا حتی رئیس جمهور شوند، دیگر نمی توان صرفاً با تحلیلِ شعارها، واقعیت را تشخیص داد. در اینجا به محک و سنجه دیگری برای تشخیص واقعیت نیاز است. به عبارت دیگر، بازار شعارهای انتخاباتی چنان گرم و مشوش است که هیچ «ضمانت اجرایی» برای تحقق این شعارها در فردای انتخابات وجود ندارد. کاندیداها در رقابت با یکدیگر، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را به بازار می آورند، تا برگه های رای بیشتری را شکار کنند؛ بی آنکه خود را ملزم بدانند تا پس از انتخابات این شعارها را پیگیری کنند. بر خلاف بازاریابی «مدرن» که تلاش می کند تا «گارانتی» کالایش را افزایش دهد؛ در بازی انتخابات ریاست جمهوری ایران، خبری از ضمانتِ عملی شدنِ وعده ها نیست. در واقع، الگوی بازاریابی مصلحت‌گرایان همین است: امتداد شعارها تا بی نهایت. آنها برای قبضه قدرت سیاسی حاضرند هر دروغی را به مصلحت بگویند. تنها بدین شیوه است که چیزی برای جنبش های اجتماعی باقی نمی ماند تا «مطالبه» کنند. آنها خود را به عنوان فروشنده هرآنچه مردم می خواهند جا می زنند تا بازار را اشباع کنند. در چنین شرایطی، حال که جنبش های رنگارنگ اجتماعی فرا گرفته اند تا با استراتژی «مطالبه محوری» به سمت ایجاد تغییرات حرکت کنند، نمی توانند صرفاً با ارزیابی شعارهای کاندیداها، میان راست و دروغ تفکیک قائل شوند. در چنین شرایطی، تاکید «گفتمان محور» صرفاً از طریق صدور «بیانیه» های مجازی، راه به جایی نمی برد. در این وضعیت، تیغ تکرار مطالبات در «سطح گفتمانی» کند می شود. طوری که، حتی با افزایش سطح مطالبات و مطرح کردن خواسته هایی تند و تیز هم، اتفاقی نمی افتد. امروز، جامعه ایران مملو از مطالبات گوناگون اجتماعی است، دیگر گفتمان سازی درباره مطالبات به تنهایی کفایت نمی کند. دیگر نمی توان به صرف صدور بیانیه های آتشین منتظر نشست تا تغییری واقعی در جامعه رخ دهد. امروز، کاندیداهای انتخاباتی برای آنکه ما را وارد بازی کنند، میز مذاکره را با وعده های رنگارنگ تزئین می کنند. در چنین شرایطی، جنبش های اجتماعی نیازمند محکی جدی تر برای سنجش واقعیت هستند. اکتفا به «گفتمان های تفسیر بردار»، محک خوبی نیست. باید دست به کار شد: کاری در خیابان. تغییر اجتماعی صرفاً با سردادن نمادهای بدیل اتفاق نمی افتد، نیرویی نهادین لازم است تا جامعه را دیگرگون کند. و این نیروی نهادین تنها در کوچه و خیابان مجال عرض اندام دارد. در کوچه و خیابان است که می توان تبعیض های موجود را رسوا کرد. در کوچه و خیابان است که مصلحت و نسبیت نظم موجود رنگ می بازد و حقانیت مطالبات اجتماعی، حقانیت نیازهای ابتدایی برای یک زندگی شرافتمندانه، هویدا می شود. اگر دست به عمل بریم، می توانیم ۲۲ خرداد را به فرصتی بدل کنیم برای ترویج مطالبات اجتماعی‌مان. ۲۲ خردادی که سالگرد همبستگی جنبش زنان است، می تواند اینبار به کارزار مشترک جنبش های اجتماعی تبدیل شود. ۲۲ خرداد، دیگر روز انتخاب میان گزینه های محدود نخواهد بود؛ ۲۲ خرداد به روز همبستگی جنبش های اجتماعی بدل خواهد شد. آن زمان، رای دادن یا ندادن، به مسئله ای شخصی فروکاسته می شود؛ و در مقابل آن چیزی عمومیت پیدا می کند که در خیابان ها نوشته شود. آن چیزی مشروعیت می یابد که در جامعه مدنی به اجماع برسد. همان زمینی که با دست مردم شخم زده می شود.
- پانوشت: [۱] این اواخر هم که از تغییر «سن مسئولیت کیفری» می شنویم. باید اذعان داشت که خواست تغییر قوانین مربوط به «ارث، دیه و سن مسئولیت کیفری»، در طی سال های اخیر عمدتاً توسط فعالان کمپین یک میلیون امضاء به طور مداوم پیگیری شد، و امروز در حال نتیجه دادن است. [۲] مرکز آمار ایران: دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری. [٣] بهداد، سهراب و فرهاد نعمانی. (۱٣٨۶) «طبقه و کار در ایران»، ترجمه محمود متحد، تهران: نشر آگاه. ص: ۱۹۵ [۴] مرکز آمار ایران: دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری. [۵] این مجله تا پائیز ٨۷، یعنی چندماهی پیش از آن که قوچانی سردبیرش شود، ۴۷ شماره منتشر شده بود و چندان هم زرد نبود که امروز است. [۶] در بهمن ماه سال گذشته، در دیدار اعضای فراکسیون زنان [اصولگرای] مجلس با سعیدلو معاون اجرایی رئیس جمهور، پیشنهاد تبدیل مرکز امور زنان و خانواده به وزارت امور زنان و خانواده مطرح شد. [۷] در بهمن ماه سال گذشته، محمود احمدی نژاد طی نامه ای به صادق محصولی وزیر کشور، طرح امنیت اجتماعی را مورد نقد قرار داد و آنرا فراتر از وظایف نیروی انتظامی دانست. جالب اینجاست که طرح «ارتقای امنیت اجتماعی» برنامه اجرایی نیروی انتظامی است که در راستای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان «طرح جامع عفاف» اجرا شد. شورایی که ریاست آن را رئیس جمهور برعهده دارد و مصوبات آن با امضای رئیس جمهور ابلاغ می شود. [٨] در اسفندماه سال گذشته، محمود احمدی نژاد در دیدار سرزده ای که از خوابگاه دختران دانشگاه تهران داشت از وجود طرح هایی درباره بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی اظهار بی اطلاعی کرده بود.
منبع: کارنوشت http://kavemozafari.blogspot.com/2009/05/22-22.html

اگر رئیس جمهور آینده ایران یک زن باشد!

ناهید حسینی
• از آنجائیکه در قوانین شرعی جمهوری اسلامی، زن بدون اجازه شوهر حق مسافرت ندارد، خانم رئیس جمهور برای مسافرتهای رسمی اش باید اجازه کتبی همسرش را برای گرفتن ویزاداشته باشد، در نتیجه خانم رئیس جمهور طبق تشخیص و مصلحت شوهر در جلسات خارج از کشور شرکت می کند ...
شورای نگهبان بعد از سی سال ناچیز به این نتیجه رسیده است که اصطلاح "رجل سیاسی" در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران الزاما وصرفا نباید" جنس" مذکر معنی شود و لذا شرکت خانمها در انتخابات ریاست جمهوری بلامانع است. حالا تصور بفرمائید که یک خانم از فیلتر شورای نگهبان بگذرد و مردم هم از اختلافات درونی جناحهای مختلف حکومتی برای تسلط بر اهرمهای قدرت استفاده کنند و به خانم مسلمانی معتقد به ولایت فقیه که کاندیدای پست ریاست جمهوری است رأی بدهند، در اینصورت اتفاقاتی شبیه موارد زیر دور از انتظارنخواهد بود: اجازه کتبی شوهر برای اخذ ویزا: از آنجائیکه در قوانین شرعی جمهوری اسلامی، زن بدون اجازه شوهر حق مسافرت ندارد، خانم رئیس جمهور برای مسافرتهای رسمی اش باید اجازه کتبی همسرش را برای گرفتن ویزاداشته باشد، در نتیجه خانم رئیس جمهور طبق تشخیص و مصلحت شوهر در جلسات خارج از کشور شرکت می کند، مثلا خانم رئیس جمهور در کنفرانس حقوق زنان عرب که به دعوت ملک عبدالله پادشاه اردن تشکیل شده بود نتوانست شرکت کند چون شوهرش از دادن اجازه کتبی به وی خودداری کرده بود. یک میلیون امضاء: یکی از فعالین زنان یک میلیون امضاء اشتباها درخانه رئیس جمهور را میزند و بعد از دادن آگاهی و اطلاعاتی در رابطه با حقوق زنان، از وی میخواهد بیانیه آنهارا امضاء کند. خانم رئیس جمهور ضمن استقبال از بیانیه میگوید، شوهرش منزل نیست واو مجاز به امضای آن قبل ازاخذ اذن مرد خانه نیست. ملاقات با نخست وزیر انگلیس: از آنجائیکه در فرهنگ انگلیسیها نگاه به صورت طرف مقابل در حین صحبت، نشانه ادب و احترام و صراحت است، خانم رئیس جمهور محجبه ایران در ملاقات با نخست وزیر انگلیس، سرش را پائین می اندازد و همین مسئله باعث قطع مذاکرات طرفین میشود. در اطلاعیه مطبوعاتی دفتر نخست وزیر انگلیس که بعد از این امر انتشار مییابد، گفته میشود به دلیل اینکه طرف ایرانی آشکارا در صدد پنهان کردن نیات واقعی خود در مذاکرات بوده نخست وزیر چاره ای جز قطع مذا کرات نداشته است. دماغ سوخته چاووز: آقای چاووز که ایران را خانه خود میداند و شدیدا تحت تاثیر ریخت و پاش های آقای احمدی نژاد برای مهمانی و برگزاری جشن تولدش و گرفتن کادوهای گرانقیمت قرار دارد و در دیدارهای رسمی همیشه دست در دست آقای احمدی نژاد حرکت داشته و روبوسی های فرانسوی با هم داشته اند، در اولین ملاقاتش با خانم رئیس جمهور ایران، از ترس تکرار رفتار پیشین اش، طبق توصیه اکید مشاورانش، بالجبار دست بسته و لب دوخته و با مراقبینی که مشاورانش برای کنترل رفتار او تعیین کرده اند به حضور خانم رئیس جمهور راهنمایی میشود. روبوسی با زنان: از آنجائیکه روبوسی زن با زن مشکلی در جوامع اسلامی ایجاد نمیکند، رئیس جمهور ایران در ملاقات با خانم آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان از ذوق دیدار او را به گرمی در آغوش میگیرد و میبوسد. بعد از جلسه، پیغامی خصوصی از طرف خانم مرکل دریافت میکند که او هرگز گرایشات همجنس بازی نداشته است! ملاقات با مقامات کشورهای عربی: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان ایرانی در بین مردان عرب طرفداران زیادی پیدا کرده اند، بعد از انتخاب یک زن به عنوان رئیس جمهوردر ایران، مقامات بلندپایه اعراب بسیار شادمان می شوند. کما اینکه در ملاقات رئیس جمهور ایران با شاهزاده سعودی، جریان حمام رفتن وی با سرنا و دهل، آرایش کردن و لباس پوشیدن وی به مدت ۲۴ ساعت خبر داغ تمام روزنامه های داخلی و خارجی می گردد. سخنرانی در سازمان ملل: رئیس جمهور ایران به جلسه سالیانه سازمان ملل برای سخنرانی به نیویورک دعوت میشود، وی ضمن پوشاندن کامل موهایش در زیر چادر سیاه و گذاشتن انگشت کوچک در گوشه دهان برای تغییر صدای زنانه اش که مبادا مردان غریبه از صدای او تحریک شوند، به خواهران مسلمان و غیرمسلمان توصیه میکند که حجاب را رعایت کنند تا مبادا مردان با نظر سوء به آنان نگاه کنند و همینطور مردان بر صندلی گرم زنان نباید بنشینند که مبادا گرمای ایجادشده باعث عدم کنترل و حالی به حالی شدن آنان گردد. بر زنان، همبستری با شوهر، علیرغم عدم تمایل خود توصیه میشود، در مواقع خاص به شوهران اجازه داده شود که دختران جوان را صیغه کنند و... که به ناگاه مورد استقبال نمایندگان مرد کشورهای مسلمان آسیایی و آفریقایی و همردیفان متحد آنها از کشورهای آمریکای لاتین حاضر در کنفرانس قرار میگیرد و او را بجای بان کی مون به ریاست سازمان ملل انتخاب میکنند. معلوم میشود که پیش بینی احمدی نژاد در رابطه با آمادگی "ملت ایران" برای مدیریت دنیا چندان هم بی ربط نبوده است.

افشین قطبی ۴۱ بازیکن را به تیم ملی فرا خواند

پنج‌شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱٣٨٨ - ٣۰ آوريل ۲۰۰۹
اسامی بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران اعلام شد. به گزارش ایسنا، افشین قطبی ۴۱ بازیکن را در اولین لیست خود به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به اردوی تیم ملی دعوت کرد. میثم بائو، جواد کاظمیان، علی سامره، مهرزاد معدنچی، محمدنصرتی، ایمان مبعلی، فریدون زندی، ستار زارع، آندرانیک تیموریان، سیاوش اکبرپور، آرش برهانی، پیروز قربانی، خسرو حیدری، حسین کاظمی، پژمان منتظری، وحید طالب لو، احمدآل نعمه، مهدی مهدوی کیا، وحید هاشمیان، فرزاد آشوبی، سید مهدی رحمتی، جواد نکونام، مسعود شجاعی، کریم باقری، علی کریمی، محسن خلیلی، علیرضا محمد، رحمان رضایی، مازیار زارع، محمد محمدی، غلامرضا رضایی، سید جلال حسینی، حسین کعبی، هادی عقیلی، محسن بنگر، احسان حاج صفی، محمدرضا خلعتبری، محمد صلصالی، فرشید طالبی، حسن اشجاری و پژمان نوری بازیکنان دعوت شده به اردوی تیم ملی هستند. بنابه گفته افشین قطبی سرمربی تیم ملی تغییر (اضافه و کم شدن) در این لیست امکان پذیر می باشد.

اول ماه می در تهران؛ گزارش یک شاهد عینی


گزارش ارسالی برای نشريه دانشجویی بذر
امروز اول ماه مه است. روز جهانی كارگر. روز كسانی كه قر ار است نوع بشر را از هر گونه استثمار رهايی ببخشند. از چند روز قبل بنا بر اخباری كه در سايتهای مختلف برای برگزاری مراسم روز كار گر از طرف فعالين مختلف كارگری درج شده بود به پارك لاله رفتم. تا به حال پارك لاله را آنقدر شلوغ نديده بودم. هم جمعيت مردم و هم جمعيت نيروهای مزدور رژيم. در دور ميدان آب نما جمعيتی نزديك به 2000 نفر به صورت پراكنده قدم می زدند. شايد بتوان گفت كه به ازای هر يك نفر حداقل 5 نفر لباس شخصی و پليس ايستاده بودند. ماشين های گشت ارشاد به تعداد خيلی زياد دور ميدان مدام در حال گشت زنی بودند. مردم عادی از اين همه ماشين ارشاد آنهم در پارك متعجب شده بودند. دور پارك يعنی در محوطه بيرون هم از سمت بلوار كشاورز و هم از سمت خيابان كارگر هم پر از نيروهای لباس شخصی بود. قبل از ساعت 5 كه ساعت شروع مراسم بود در پارك بودم. بعد از چند دقيقه كه سعی كردم مكانی را برای نشستن پيدا كنم چهره های آشنای بسياری را ديدم. فعالين كارگری، دانشجويی، زنان و افراد ديگری كه نمی شناختم اما كاملا مشخص بود كه برای مراسم آمده بودند. همه وقتی يكديگر را می ديدند شروع به خوش وبش می كردند. بالاخره بعد از دقايقی و حدودا ساعت 5:15 دقيقه در گوشه ای كه عده ای از فعالين جمع شده بودند ناگهان 2 ماشين گشت ارشاد كه تقريبا دو برابر ظرفيتش مامور زن و مرد سوارآن شده بودند به بيرون ريختند و به سمتی كه فعالين در حال گفتگو با هم بودند رفتند و به وحشيانه ترين شكل ممكن شروع به كتك زدن كردند و در همان آن 3-4 نفر را دستگير كردند و به زور وارد ماشين كردند. مردم عادی داخل پارك وحشت زده شده بودند. يكی می گفت باز اينا چه مرگشون شده. باتوم های برقی بر سر و صورت افراد كوبيده می شد. هر كس كه كوچكترين حرفی می زد و يا مقاومتی می كرد كتك می خورد و به زور سوار ماشين می شد. در اين ميان فرياد زنده باد جنبش كارگری از سوی يكی از فعالين به آسمان بلند شد. كه در عرض چند ثانيه به زور سوار ماشينش كردند. در اين ميان جوانی را كه قصد فرار داشت و دوستش اعتراض می كرد كه ولش كنيد توسط چند تا از غول تشن های پليس دستگير كردند و آنقدر او را زدند كه به حالت بيهوش در آمد و بعد لباسش را از تنش در آوردند و آن را به روی صورتش كشيدند و كشان كشان در همان حالت بيهوشی به درون ماشين بردند. در اين لحظه ياد تصاويری افتادم كه تحت نام دستگيری ارازل و اوباش در اينترنت و موبايلها پخش می شد. فكر می كنم مردم امروز معنی ارازل و اوباش را به خوبی فهميدند. آنقدر مامور و لباس شخصی پر بود كه به هر طرف نگاه می كردی فقط آنها ديده می شدند. يكی از آنها در جايی كه ما و چند خانواده ديگر ايستاده بودند اسپری فلفل زدند و صدای چند جوان كه فرياد مزدند سوختم و چشمانشان را گرفته بودند به هوا رفت. البته در ميان آنها چند زن چادری هم بودند كه آنها هم از اين عمل هم قطارشان در امان نماندند. چرا كه بعدا آنها در جمع پليس ها ديدم. بقيه مدام مردم را وادار می كردند كه دور شويد و اينجا نايستيد. دختر و پسر جوانی كه با هم بود ند و و پسر جوان در حال گرفتن عكس با موبايلش بود را هم با توهين و كتك دستگير كردند. عكاس جوانی هم كه معلوم بود از خود آنهاست به سمت افراد حاضر می رفت و روی چهره شان زوم می كرد و عكس می گرفت.در اين ميان دختر جوانی كه معلوم بود برای ورزش آمده بود چون با بلوز و شلوار ورزشی بود توجه همه را به خود جلب كرد. چون او را به روی زمين می كشيدند و روسريش كاملا از سرش افتاده بود. آنها نمی خواستند مردم بفهمند كه چرا امروز اينجا شلوغ شده به همين خاطر هر تيپ آدمی را دستگير می كردند تا فردا به اسم ارازل و اوباش، مزاحم نواميس مردم و بی حجاب همه جا جار بزنند. از تعداد دستگير شدگان آمار دقيقی ندارم اما دو ماشين گشت ارشاد كاملا پر شده بود.گوشه گوشه ميدان غلغله بود.پسر جوانی هم كه معلوم بود در درگيری لباسش را از تنش خارج كرده بودند و تمام بدنش جای ضربه های باتوم بود در حال فرار بود .در گوشه ای ديگر فرياد می زدند و دستگير می شدند. حتی در قسمتی از ميدان كه يك خانواده نشسته بودند و ظاهرا از آنها خواسته بودند كه از آنجا بروند و با اعتراض مادر خانواده كه زن مسنی بود روبرو شده بودند به زور و با تهديد می خواستند او را كه همراه با همسر و بچه هايش بود با خود ببرند بدون هيچ دليل و توجيهی. باران شديدی شروع با باريدن كرد كه باعث شد مردم عادی سريع متفرق شوند. همه اين اتفاقات در 15-20 دقيقه اتفاق افتاد. بعد كه در اطراف پارك در حال قدم زدن بودم با پرچم جالبی كه مربوط به سايت جمعی از فعالين كارگری بود روبرو شدم. بعد كه دوباره برگشتم در آنجا نبود. اتفاقات امروز نشان داد كه راديكاليسم و همچنين ديكتاتوری و خفقان در حال رشد است. حضور فعالين كارگری در كنار جوانانی كه بسيار با انگيزه آمده بودند و بسياری از فعالين زنان نويدهای خوبی را با خود به همراه داشت. اول ماه مه امسال كه در يك روز تعطيل و يه شكل كاملا مستقل برگزار شد اگر چه حتی فرصت سخنرانی و بيانيه و شعار نداشت اما درحضور مردم بود و اين مساله خيلی مهم بود.

سرکوب وحشیانه تظاهرات روز کارگر در تهران؛ اطلاعیه شماره یک

اطلاعیه شماره یک کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه 88
به مناسبت روز جهانی کارگر ،اول ماه مه – یازده اردیبهشت –
بنا به فراخوان تشکل های مستقل جنبش کارگری ایران که خواسته ها و مطالبات کارگران ایران در آن قید شده بود،امروز جمعه ، ساعت 5 عصر ، با حضور تعداد زیادی از کارگران ، فعالین کارگری ، خانواده های کارگران و مردمی که بنا به فراخوان در محل پارک لاله و در اطراف میدان آب نمای آن تجمع کرده بودند ، مراسم روز جهانی کارگر و حضور برای اصرار بر خواسته های کارگران – مندرج در فراخوان و قطعنامه ی آن – انجام گرفت.
نیروهای امنیتی که از روزهای قبل با احضار ، تماس های تلفنی دائم ، و تعقیب کارگران و فعالین کارگری قصد ایجاد رعب و وحشت برای ممانعت از برگزاری مراسم را داشتند ، امروز در پوشش نیروهای انتظامی و تعداد زیادی نیروهای لباس شخصی اطلاعاتی ، از ساعت ها پیش در محل پارک لاله مستقر شده بودند.
از طرفی نیروهای حراست برخی شرکت ها و کارخانه ها –از جمله شرکت واحد- نیز در تجمع حضور داشتند تا با شناسایی کارگران فعال آن واحد کارگری، آنان را به نیروهای امنیتی معرفی کنند.همچنین نیروهای اطلاعاتی به طور گسترده از شرکت کنندگان در مراسم فیلم برداری میکردند.
حضور گسترده ی شرکت کنندگان در مراسم خشم نیروهای امنیتی که تمام تلاش خود را کرده بودند تا مراسم شکل نگیرد را برانگیخت.
بلافاصله پس از شروع مراسم و در حالی که شعارهای "زنده باد جنبش کارگری ! " و " کارگر اتحاد اتحاد ! " سر داده شد ،نیروهای امنیتی افسار گسیخته و خشمگین به جمعیت شرکت کننده حمله ور شدند.بسیاری از مردم با باتوم و شوک الکتریکی مورد هجوم قرار گرفتند.برخی را چند نفره مورد محاصره قرار دادند و با کتک و ضربات باتوم به زمین انداخته و با فحش و ضربات پیاپی مشت و لگد به انان حمله ور شدند.پلیس نوعی گاز سرفه آور و سوزاننده ی چشم در اطراف میدان آب نما پراکند.
بعضی از مردم به درگیر شدن با گروه حمله کننده که قصد دستگیری آنان را داشت پرداختند.تعداد کثیری از این نیروها با هجوم گروه های چند نفره ، اقدام به پراکنده کردن خانواده های حاضر در محل و بسیاری از شرکت کنندگان کردند.
شمار بسیاری از کارگران و شرکت کنندگان در مراسم ، پس از ضرب و شتم و در مورد تعداد زیادی با کوبانیدن سر و صورتشان به دیواره و نرده های اطراف حوض و خونین کردن آنان ،دستگیر شدند.
نیروهای امنیتی حتی پس از حمله ی گسترده به شرکت کنندگان ، در خارج ار پارک لاله ، و در خیابان های اطراف تعداد زیادی از مردم را بازداشت کردند.
در خلال این مراسم بیش از یکصد و پنجاه نفر – از زن و مرد و رده های سنی جوان تا سالمند- با وحشیانه ترین روش ها دستگیر شده اند و اکنون در بازداشت به سر میبرند.
کمیته ی برگراری مراسم اول ماه مه سال 88 ضمن آفرین و تبریک به جنبش کارگری ایران برای این موفقیت بی نظیر برای برگزاری مراسم مشترک توسط گروه های مختلف کارگری ، و با قلمداد این حرکت مشترک و متحدانه به عنوان نقطه ی عطفی در مبارزات جنبش کارگری ایران ،و ضمن اعلام شکست تلاش های حاکمیت برای جلوگیری از این حرکت متحدانه ، مراتب تنفر و انزجار خود را از سرکوب وحشیانه ی مراسم امروز اعلام میدارد و ضمن محکوم کردن این اقدام غیر انسانی و وحشیانه خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیر شدگان می باشد.
(اخبار و اطلاعیه های تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد )
تهران – پارک لاله- یازده اردیبهشت کمیته ی برگزاری مراسم اول ماه مه 88
• سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه • سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه• اتحادیه آزاد کارگران ایران • هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزیینات ساختمان• شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگری :- کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری - کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری- جمعی از فعالین کارگری - شورای زنان
• کانون مدافعان حقوق کارگر

اسامی شماری از بازداشت شدگان روز کارگر در تهران


فعالان حقوق بشر در ایران
با به خشونت کشیده شدن مراسم روزجهانی کارگر در پارک لاله تهران دهها تن بازداشت گردیدند.
منابع مطلع از بازداشت بیش از صد شهروند و فعال کارگری گزارش می دهند. اسامی بازداشت شدگانی که تاکنون هویت آنان محرز گردیده است به شرح ذیل می باشد:
جعفر عظیم زاده (رييس هيئت مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران)، منصور حیات غیبی (از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه)، شاپور احسانی راد (نماینده اخراجی کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه)، بهزاد خباز، غلامرضا خانی، خانم ثقفی، مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم،سعید یوزی،بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی و زانیار احمدی، نجما رنجبران، علی معدب، سعید سجودی، جمال سید علی، سیروس رهیاد، خمید قربانی، سید جواد موسوی (از فعالان دانشجویی) و یکزاد زنگنه، امیریعقوبعلی، کاوه مظفری ، پوریاپوشتاره، طاها ولی زاده، جلوه جواهری(از اعضای کمپین تغییر برای برابری)

بازداشت سردبیر وبسایت روزنامک

در جریان تظاهرات روز گذشته به مناسبت روز جهانی کارگر در تهران، مسعود لقمان دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه علامه و روزنامه نگار آزاد و سردبیر وبسایت روزنامک و فعال فرهنگی ملی، توسط نیروهای امنیتی مضروب و بازداشت شد. شب گذشته نیز ماموران اطلاعات به خانه وی آمده و کتابها و لوازم شخصی نامبرده را با خود بردند. از محل دقیق زندانی شدن مسعود لقمان اطلاعی در دست نیست. البته احتمال می رود که دیشب یا امروز به زندان اوین فرستاده شود.

جمهوری اسلامی خطاب به مادر دلارام:ما به راحتی فرزند شما را می کشیم و تو هیچ کاری نمی توانی انجام دهی

مادر دلارا گریه کنان: امروز ساعت ۷ صبح دلارا زنگ زد و گفت مادر من را می خواهند اعدام کنند. من طناب دار را می بینم. مادر من را نجات دهید. می خواهم پدرم صحبت کنم و به پدرش هم گفت که پدر من می خواهم شما را ببینم. تو رو خدا من را نجات دهید. بعد یک نفر گوشی را از دلارا می گیرد و می گوید. ما به راحتی فرزند شما را می کشیم و تو هیچ کاری نمی توانی انجام دهی

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

لیستی از وعده های عمل نشده احمدی نژاد


بهترین ابزار برای شناخت میزان پایبندی احمدی نژاد به شعارهایش محمود احمدی نژاد چهار سال پیش در چنین روزهایی و قبل از آن که به ساختمان ریاست جمهوری برود در برنامه های انتخاباتی اش قول هایی به مردم داد که نگاهی به لیست این قول ها و وعدهها می تواند بهترین ابزار برای شناخت میزان تعهد و پایبندی محمود احمدی نژاد به شعارهایش باشد. اکنون در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم سایت جمهوریت لیست وعده ها ی احمدی نژاد را که چهار سال پیش خبرگزاری فارس آن را منتشر کرد بدون هیچ گونه دخل و تصرفی برای خوانندگان محترم منتشر می کنیم. آنچه هست؟ _ مشكلات ما نه از نظام و نه از مردم است. مردم و نظام ما بهترين است. مشكل ما يك گروهي از مديران هستند كه كشور را مال خود و ميراث خود مي‌دانند. _ امتيازات ويژه‌اي در اختيار عده خاصي قرار دارد و ميلياردها ريال خرج دكورها و چيزهاي بي‌حاصل مي‌شود. - سيستم مالي كشور مردم را به سمت دلالي سوق مي‌دهد _ ثبات اقتصادي و برنامه‌ براي كشاورزان، كارگران، كارمندان و تجار و بازاريان نيست و امنيت خاطر يك برنامه با ثبات ندارند. _ ٥ جوان نمي‌توانند ٥٠ ميليون وام بگيرند و يك دفتر مهندسي تاسيس كنند و توليد اشتغال نمايند. _ شيوه مديريت بانكها كه با هزينه بالا و بازده كم اداره مي‌شود، پدر كشور را در آورده است _ زد و بندهاي پشت پرده، سرمايه‌هاي مردم را جمع كرده و به آنها آسيب مي‌رساند. _ مدل اقتصادي فعلي همه ثروتها را در يك نقطه متمركز نموده است و از همه جاي كشور نيروي انساني و ثروت در تهران جمع مي‌شود. _ فضايي در كشور است كه همه حالت عصبي دارند و آرامش نيست و كسي نمي‌تواند براي زندگي خود برنامه‌ريزي كند _ مردم به حرفهاي مسئولان اعتماد ندارند. _ شكاف بين ملت و دولت افزايش يافته و به مرحله بحراني رسيده است. * وضعيت تهران _ تهران روزانه ٣ميليارد تومان هزينه دارد. _ ٣٠٠ ميليون تومان خرج دكور يك مدير شده است. _ شهرداري تهران در راس سازمانهاي متخلف و شكايت خيز بود و الان تقريبا صفر است. _ شهرداري در گذشته داراي وضعيت و سابقه ١٠٠ سال گذشته بوده است. _ ٢٥ هزار برنامه فرهنگي، هنري و ورزشي ارايه كرديم. _ بيش از ١٠ درصد سود بانكها هزينه مديريت مي‌شود. _ ٣٠ ميليارد دلار درآمد نفتي ما در طول سال بوده است. _ روزي ٤ ميليون ليتر بنزين فقط در راه بندان تهران مصرف مي‌شود؛ يعني سالي ٤٠٠ ميليون دلار كه اين فاجعه است. _ ١٥٠٠ شركت دولتي اصلا كاري در تهران ندارند. _ ٤٥ درصد تردد تهران متعلق به ماشين‌هاي دولتي است. _ صرفه‌جويي ٤ ميليون ليتر بنزين در روز استانها را آباد مي‌كند. _ ١٢٧ هزار تومان حقوق و ١٩٠ هزار تومان هم خط فقر! _ در شهرداري تهران از ٩ معاون ٤ تا دكتراي تخصصي دارند، ٥ نفر فوق ليسانس تخصصي دارند. _ ١٠٠ استاد دانشگاه متخصص در كميته‌هاي مختلف اجتماعي، صنعت، مالي و كشاورزي برنامه‌هاي من را تنظيم كردند _ در ٢ سال كار شهرداري به اندازه ٨ سال قبل در تهران كار شده است كه آن را آمار نشان مي‌دهد. _ ٥٠ نفر در سونايي در تهران جمع مي‌شدند و براي بدنه شهرداري تصميم مي‌گرفتند. _ ٢٠٠ بوستان و ١٦٠ مجتمع ورزشي و فرهنگي و هنري در زمان شهرداري تهران ساختيم. * نظرات و خصوصيات فردي _ من وارد محدوده ممنوعه قدرت شده‌ام. _ مشكلات كشور را ريشه‌يابي كردم. _ برخي دانشجوياني كه چند سال پيش فارغ‌التحصيل شده و ازدواج كرده‌اند، با من ارتباط بسيار صميمي دارند. _ بيشترين حجم فضاهاي تفريحي را در تهران درست كرده ايم. _ من منافع ملت را فداي گروه‌ها و باندها و احزاب نمي‌كنم. _ من از كساني كه از ما انتقاد مي‌كنند تشكر مي‌كنم و به آنان هديه مي‌دهم. _ مردم به من دسترسي دارند و راحت‌ مي‌توانند حرفشان را بزنند و دارند مي‌زنند و بعضي از مردم شكايت ادارات ديگر را سر من داد مي‌زنند. _ نقطه اصلي هدف را شناسايي كردم. _ در فوق ليسانس بچه‌ها ترم سوم درسها را با من مي‌گيرند و خيلي راحت‌ در كلاس با من بحث مي‌كنند. _ دنبال تاسيس بانك شهرداري بودم كه به ما مجوز ندادند. _ من به شدت موافق بازار بورس هستم. _ بحث من اشتغال و مسكن جوانان است. _ آرزوي من رفاه براي همه است. _ اظهارنظر حق همه است و نخبه و غيرنخبه ندارد. _ من مهندس هستم و با ريشه‌ها برخورد مي‌كنم. _ تا زماني كه ازدواج، مسكن و نيازهاي مردم را برطرف نكنيم ،نمي‌توان با ناهنجاري‌هاي اجتماعي برخورد كرد. چون اينها سايه عدالت است. _ بنده فرزند ملت و خادم جمهور و خادم ملت هستم. _ بايد با راي مردم بتوانم كارهاي شدني را در دولت انجام دهم _ اجراي عدالت سخت است. _ در شهرداري توانستم فضايي ايجاد شود كه بازار مسكن رشد طبيعي داشته باشد و ساخت و ساز آرام انجام شود. _ يك كشور را يك نفر نمي‌تواند اداره كند، بلكه بايد مديران اداره نمايند. _ مي‌خواهم بين مردم و دولت اعتماد و يكپارچگي ايجاد كنم. _ دولت حامي، بسترساز و هادي است. _ بايد رابطه مردم با دولت را از مهر و محبت پر كنيم. كاري كه ما در شهرداري انجام داده‌ايم رابطه بسيار قهر‌آلود را تبديل به فضاي عاطفي و دوستانه بين مردم با شهرداري كرديم و با مردم رفيق و صميمي شديم. _ من معتقدم ستاد دولت اگر درست شود، كشور اصلاح مي‌شود. _ تمام زور و زبان، فكر و منطق من «مردم» هستند. _ هرگاه خواستيد وارد عرصه‌اي بشويد، تكليفي برويد. _ امروز وظيفه من است براي ترويج يك فكر در اينده خود را آماده كنم . _ دولت اسلامي نبايد وابسته به هيچ جناح، گروه و افراد توانمند باشد. _ دولت اسلامي وام دار خط ولايت است. _ نبايد دولت را بگيريم و صرفا كارها را بين خود تقسيم كنيم. _ من نوكر مردم هستم و مي‌خواهم در عمل در راستاي انقلاب و نظام حركت كنم. _ مدير اصول‌گرا دنبال تسخير دلها است. _ تشكيل دولت اسلامي به اندازه انقلاب ارزش دارد كه مي‌تواند منشا و تحول بزرگي در كشور و در دنيا شود. _ وقتي روي اصول پافشاري كنيم همه چيز عوض مي‌شود. _ خدا يك فكرهايي به ذهن من انداخت كه سالها اگر فكر مي‌كردم به آن نمي‌رسيديم. _ پافشاري در اصول تحول درست مي‌كند، توكل به خدا و اخلاص لازم است. _ هرجايي كه لازم باشد و ضرورت پيدا كند، با قطار مي‌روم. _ آزادي روح انقلاب است. _ زن و مرد مكمل هستند. _ حوصله، محبت و روح لطيف در وجود زنان است. _ در فرهنگ اسلامي زنان خيلي محترم‌تر از مردان هستند. _ رسانه‌ ابزار است و بايد فكر، انديشه و نوآوري پشت اين ابزار قرار بگيرد و كشور پيشرفت ‌كند. آنچه بايد شود؟ _ بايد اصلاحاتي در شيوه اداره كشور انجام شود. _ مديران نبايد يك قشر ممتاز و منت‌گذار مردم باشد، بلكه بايد در وسط مردم، نوكر آنها و در خدمت مردم باشد. _ مدير بايد همه حرفها را بشنود، امكان دسترسي به آن باشد و عدالت محور باشد. _ سطح رفاه را بايد به حداكثر برسانيم. _ مردم بايد امكان دخالت در امور سياسي و دخالت در مسايل سياسي، اقتصادي را داشته باشند. يعني اقتصاد را ملت اداره كند، سياست را ملت اداره كند و فرهنگ را ملت رشد بدهد. _ بايد به مردم فرصت بدهيم و سر مديري كه بيت‌المال را تلف مي‌كند، داد بزنيم. _ ما بايد بتوانيم فضايي ايجاد كنيم كه آزادي در بالاترين حد ايجاد شود. _ ما مي‌خواهيم جلوي رانت‌ها را بگيريم. _ دانشگاه بايد بسيار پرنشاط و اميد‌آفرين باشد. چون همه سرمايه هاي ملت ما از اين جا رد مي شود. بايد از مسير دانشگاه آدمهاي خلاق، نوآور، مبتكر، شجاع، تصميم گير و آزاد‌منش بگذرند كه اين مستلزم آن است كه معلم، استاد ما دلهره و دغدغه معيشت نداشته باشد تا بتوانند خلاقيت‌هاي خود را بروز دهند. _ يكي از كارهاي من اين است كه وزارت خارجه مدافع حقوق همه ايرانيان خارج از كشور شود. هر كس كه ايراني است در هر جاي دنيا، دولت خادم اوست. _
دولت ب

وبلاگ؛ از این همه بی عدالتی به کجا پناه ببریم

وبلاگ دفاع از بی دفاع؛ وبلاگ شخصی محمد مصطفايی، وکيل دادگستری
صبح امروز دلارا دارابی، که در سن ۱۷ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود در کمال ناباوری توسط اجرای احکام دادسرای رشت در زندان مرکزی رشت اعدام شد.
اعدام این هنرمند در صورتی به وقوع پیوست که هیچ یک از وکلای وی از زمان اجرای حکم اطلاعی نداشتند.
خبر خیلی کوتاه است ولی وحشتناک.
چه راحت جان می گیریم.
چه راحت طناب دار را به گردن کودکی می اندازیم.
چه راحت لرزش های بدن نحیفش را احساس می کنیم.
به خدا ظلم است ظلم.
به خدا عدالت این نیست که کودکی کودکی را از وی بگیریم.
به خدا عدالت این نیست که بکشیم آنکه حقش مرگ نیست.
چه کسی می خواهد در روز قیامت پاسخگو باشد.
آیا انصاف است ....
چهارم فروردین سال ۸۵ او را در زندان رشت ملاقات کردم. او چهره ای مظلوم داشت. او قاتل نبود. قسم می خورد که قاتل نیست.
برایم تابلویی نقاشی کرد که عکس پیرمردی در آن بود که ویالن می زد. نمی دانستم که ساز مرگ دلارا را می زند.
باور نمی شود که کشته شده باشد.
او واقعا بی گناه، مظلوم، آرام، متین، پاک و بی آلایش بود. دختری که حقش مرگ نبود و جانش را گرفتند.
خدایا به فریادمان برس.
خدایا از این همه بی عدالتی به کجا پناه ببریم.
خدایا خدایا خدایا.... چرا ما را اینقدر بی رحم آفریدی چرا چرا...

روز کارگر؛ بیش از 200 نفر در تهران دستگیر شدند

کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری1388/2/11
بیش از 200 نفر از کارگران، زنان، فعالین‌ کارگری و مردم عادی دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصی‌ها قرار گرفتند. سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی جزو دستگیر شدگان هستند.
روز جمعه 11 اردیبهشت(روز جهانی کارگر) ساعت 17طی فراخوانی که از طرف کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه که متشکل از( کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری /سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر/ شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری) در خیابان کارگر، پارک لاله، میدان آب‌نما به عمل آمده بود بیش از 1500 نفر از فعالین کارگری و جمع کثیری از کارگران و دانشجویان و زنان در این مراسم شرکت کردند. برگزاری روز جهانی کارگر( در پارک لاله- خیابان کارگر) با حضور طیف گسترده‌یی از کارگران و فعالین کارگری- دانشجویی و زنان با با اطلاع قبلی و انعکاس خبر برگزاری روز جهانی کارگر در پارک لاله و در بین مردم برگزار شد. چرا که روز جهانی کارگر مختص به کارگران و زحمت کشان است و حق مسلم این قشر است که یک روز از سال را به خود اختصاص داده و خواست‌هایشان را به گوش مسوولین و کارفرمایان خود برسانند. کارگران حق اعتراض دارند و حق ایجاد تشکل مستقل از دولت. شرکت کارگران و فعالین کارگری، دانشجویی، زنان و ...در مراسم اول ماه می در پارک لاله برای به دست آوردن خواسته‌هایی چون دستمزدهای معوقه باید بدون عذرو بهانه پرداخت گردد! اخراج و بیکارسازی کارگران باید متوقف گردد/ حقوق زنان و مردان درتمامی شئون اقتصادی – اجتماعی باید برابرباشد/ بازنشستگان باید ازیک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی برخوردارشوند/ کارگران با معلمان ( کارگران فکری) ، پرستاران وسایراقشارزحمت کش جامعه متحدند و ازمبارزات آنان پشتیبانی می کنند/ کارکودکان غیرانسانی و استثمارگرانه است. ما با فعالین لغو کارکودک هم سنگرهستیم./ منصوراسانلو، ابراهیم مددی و دیگرکارگران زندانی باید بدون قید و شرط آزاد گردند و تعقیب های قضایی علیه دیگرکارگران باید فوراً پایان پذیرد. و..... بود. خواسته‌هایی که حق هر کارگر است. نه قصد براندازی نظام در کار بود و نه با نیروهای بیگانه همکاری شده بود. تنها این تجمع برای خواسته‌هایی بود که بایستی رسیدگی شده و هر چه زودتر جامعه عمل به خود بگیرد.
روز جمعه – اول ماه می کارگران، فعالین کارگری، زنان، دانشجویان، مردم و... نتوانستند شعارهایشان را فریاد کنند. چرا که در هر گوشه‌یی از پارک لاله ماشین‌های نیروی انتظامی با نیروهای زن و مرد خود در کمین کارگران نشسته بودند. شعارهای نوشته شده بیرون و پلاکاردها در دست گرفته نشد چرا که نیروهای انتظامی و اطلاعات و ارازل و اوباش لباس شخصی هر جمع سه نفره‌یی را متفرق و هر جمع بالای ده نفر را دستگیری و مورد ضرب و شتم قرار می‌داد. در یک لحظه تمامی کارگران -فعالین کارگری- دانشجویی- زنان و... گرد هم آمدند که این روز را با خوردن شیرینی جشن بگیرند که بلافاصله ماشین‌های گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آب‌نما را محاصره و لباس شخصی‌ها و نیروهای اطلاعاتی و بسیجی با باتوم و مشت و لگد و فحش و ناسزا به جان تجمع نیمه جان افتاده و بیش از 200 نفر از کارگران، فعالین کارگری، زنان و مردم عادی را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار داده و با فریاد و ناسزاهایی ناموسی مردم را از پارک لاله اخراج و تا اواسط خیابان کارگر مورد ضرب و شتم قرار داده و با تصرف موبایل‌ها و دوربین‌ها اجازه هر نوع عکسی را از مردم و خبرنگاران و فعالین کارگری و کارگران و زنان را گرفتند. بنا به خبرهای رسیده سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی جزو دستگیر شدگان هستند .اسامی دیگر دستگیر شدگان در خبرهای بعدی انعکاس داده می‌شود.

طرح جمع آوری خانه های مجردی از فردا آغاز می‌شود

خبرگزاری مهر: فرمانده انتظامی تهران بزرگ از جمع آوری خانه های مجردی منطقه 12 تهران در ادامه اجرای طرح انضباط اجتماعی در این منطقه خبر داد.
سرتیپ عزیزا... رجب زاده با اعلام این خبر گفت: یکی از برنامه هایی که قرار است در طرح انضباط اجتماعی اجرا شود، جمع آوری خانه های مجردی است چرا که یکی از کانونهای جرم در این منطقه که عامل اصلی تجمع تبهکاران است همین خانه های مجردی است و به همین علت پلیس امنیت درحال شناسایی این اماکن است و از روز آینده کار پاکسازی آنها آغاز می شود.

یورش وحشیانه مزدوران رژیم به کارگران در پارک لاله

گزارش دریافتی: مراسم روز كارگر كه بنابر دعوت تشكلهاي كارگري قرار بود امروز در پارك لاله تهران برگزار شود با يورش بيش از 5 هزار نفر از نيروهاي انتظامي به هم خورد
بيش از 5 هزار از نيروهاي انتظامي كه از ساعت اوليه روز كارگر در اطراف پارك لاله و خيابانهاي آن مستقر شده بودند حدود ساعت 6 به كارگران در پارك حمله كردند و با ضرب و شتم دهها نفر از كارگران را دستگير و با خود بردند.
كارگران ايران آماده بودند مستقل از دولت خودشان با خانواده هايشان روز جهاني كارگر را در پارك لاله تهران برگزار كنند اما دولت جمهوري اسلامي تاب هيچگونه آزادي را ندارد. دولت بيش از 5 هزار نفر را براي به هم زدن اين مراسم روانه پارك لاله كرده بود. يورش نيروهاي انتظامي و حمله به كارگران يكبار ديگر نشان داد سران دولت تحمل هيچگونه آزادي را ندارند. براي آنها حفوق انسان هيچ معني و مفهومي ندارد.
حمله نيروهاي انتظامي به كارگران به حدی وحشیانه بود كه حتي دولت هيتلری هم به پاي آن نمي رسد. به محض دستگيري يك نفر دهها مامور انتظامي و لباس شخصي در حضور مردم و كودكان كارگران را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند
دستگيريها در پارك لاله توسط نيروهاي انتظامي براي سركوب كارگران همچنان ادامه دارد. نيروهاي انتظامي هراسان در پي دستگيري كارگران مي باشند

روز کارگر؛ حمله با گاز فلفل به کارگران در تهران

کميته گزارشگران حقوق بشر
نيروهاي امنيتي و انتظامي از برگزاري مراسمي که قرار بود امروز به دعوت جمعي از تشکل هاي مستقل کارگري به منظور بزرگداشت روز جهاني کارگر در پارک لاله تهران برگزار گردد، ممانعت بعمل آوردند.
شاهدان عيني از اعمال خشونت بي سابقه نيروهاي امنيتي، براي متفرق کردن افراد حاضر در پارک لاله تهران خبر ميدهند. بنابر اين اخبار نيروهاي پليس مقارن ساعت 17:30 با یورش به افراد حاضر در ميدان اصلي پارک لاله، عده زيادي از افراد حاضر و رهگذران را با توهين، ضرب و شتم و استفاده از گاز فلفل و ... بازداشت و به کلانتري وصال منتقل نمودند.
هنوز اطلاع دقيقي از تعداد و هويت بازداشت شدگان در دست نيست.
لازم به ذکر است از روزهاي گذشته عوامل امنيتي با تهديد فعالين کارگري و دست اندرکاران مراسم، سعي در لغو اين مراسم داشتند. اين در حالي است که خبر ميرسد در نقاط مختلف کشور نيز مراسمات مستقل کارگري با دخالت نيروهاي امنيتي بر هم خورده و چندين تن از فعالين کارگري نيز دستگير شده اند.

گل ها و گرگ ها ! دل آرا هم رفت

وبلاگ نازنینان
از : ایراندخت دل آگاه
دل آرا دارابی اعدام شد .
به ما چه !
امیدرضا میر صیافی خودکشی کرد .
به ما چه !
امیر حشمت ساران با ایست قلبی درگذشت .
به ما چه !
دل آرا مرد ، که مرد . امیدرضا و آن دیگران هم همینطور . می خواستند کاری نکنند که به زندان بیفتند . مگر ما کشتیم آن ها را ؟
مگر ما حکم دادیم به اعدام دل آرا ؟ به ما چه ربطی دارد که او در هفده سالگی در حادثه مرگ یکی دیگر حضور داشته و سر و کارش با کرام الکاتبین دستگاه جنایتکار آخوندی افتاده است ؟ به ما چه که او چپ دست بوده و ضربات چاقو با دست راست بر بدن مقتول وارد آمده بود. به ما چه او دخترکی خلاق بوده است با روحی لطیف که می توانسته هنرمندی برجسته شود و آثاری بی همتا بیافریند . قصاص قانون خداست ، قانون اسلامی است . قوه قضاییه جمهوری اسلامی گفته که " قصاص " حق شخصی است . وقتی که اولیای دم از این حقشان چشم نپوشند ، ما نمی توانیم کاری کنیم . پس به ما چه که ریسمان مرگ را بر گردن نحیف و رنجور این دختر انداختند و او را برای همیشه از خانواده اش ستاندند . قانون ، قانون است . به ما چه که در حق چه کسی جاری می شود یا نمی شود .
به ما چه که پسر فلاحیان سرباز نگهبان سر کوچه را به قتل رساند و آب از آب تکان نخورد . به ما چه ده ها نویسنده و روشنفکر در این مملکت به روشهای گوناگون قصابی شده و می شوند ؟ و در مقابل اش هم نه کسی محکوم و نه کسی قصاص می گردد . به ما چه که قانون درباره سردمداران این حکومت جاری و ساری نیست و روضه خوان زاده ها می توانند مرگ و نفرت و تباهی بیافرینند و به خدا هم پاسخگو نباشند .
به ما چه که " هاشمی شاهرودی عراقی " که ریاست قوه قضاییه ما را بر عهده دارد ، روزگاری سخنگوی مجلس اعلای اسلامی عراق در زمان صدام بوده است . به ما چه که همو امروز در درون کشور حکم مرگ ها را تایید می کند و سپس در هواپیما نشسته و آسوده به بلاد کفر ( ! ) پر می کشد و در آن جا درباره نقض حقوق بشر در کشورهای غربی عربده سر می دهد .
به ما چه که در این کشور میرحسین موسوی ها و کروبی ها و لاریجانی ها و احمدی نژاد ها و همه اعوان و انصار و ریزه خواران دستگاه ولایت فقیه ، از بام تا شام از نعمات الهی و برکت انقلاب اسلامی سخن می گویند و گاهی هم می خواهند خود را ناجی ایران معرفی کنند .
به ما چه که این ها همه تبلیغات انتخاباتی است و نمی تواند ذره ای به حقیقت نزدیک باشد. ما باور داریم خدا اگربخواهد برگ هم از درخت نمی افتد . پس به ما چه که آن ها راست می گویند یا دروغ ، چه بسا هم بتوانند کشور را از بحرانهای گوناگونی که دامان این مردم مفلوک را گرفته ، رهایی ببخشند . نبخشیدند هم مهم نیست . به ما ربط ندارد . خودشان می دانند و خدا و امام زمان !
بالاخره قیامتی هست و آخرتی . یکی در آنجا گریبان شان را خواهد گرفت . بیخود که نگفته اند " فمن یعمل مثقال ذره شره یره " ! پس به ما چه که همگی زیر خفقان و سرکوب به سر می بریم و مردم از فقر و تنگنای زندگی به فحشا و فساد روی آورده اند .
ما که " مسلمان" ایم . می نشینیم بر سر سفره عبادت و از خدا و ابوالفضل و دوازده امام و چهارده معصوم می خواهیم که ما را در کنار ترازوی قیامت شفاعت کنند . به ما ربطی ندارد که دل آرا ها را در زندان ها اعدام می کنند بی آن که پرونده شان در ترازویی به راستی عادلانه مورد بررسی قرار گرفته باشد . اصلا به ما چه که " عدالت " در یک کشور اسلامی چگونه تعریف می شود !؟
ما همین قدر می دانیم که باید برای نجات بیضه اسلام از دست کفار غربی ، گله گله پای صندوق ها برویم و به یک نفر که شورای نگهبان تایید کرده ، رای بدهیم . آن یکی هم فرقی نمی کند چه کسی باشد . همین قدر که یک مرد مسلمان پیرو خط امام و رهبری باشد و توانسته باشد پایبندی اش به اصل خدشه ناپذیر ولایت مطلقه فقیه را ثابت کند ، کافیست . به ما چه که درزمان میرحسین ها چه کشتارهایی صورت گرفت ، در زمان کروبی ها چه حق هایی که پایمال شده و در زمان احمدی نژاد ها چه ثروتها که چپاول گردیده است . این ها به ما مربوط نیست . اصلا مگر می شود بی کشتن و حق کشی و غارت یک کشور را اداره کرد ؟ دنیا دشمن کشور ما و اسلام است . نمی گذارد در این کشور گناه روی ندهد . فقط امام زمان می تواند یک کشور را بی گناه و دزدی و فساد اداره کند . این است که ما چشم به راه اوییم و فعلا با همین نایب امام ، زندگی را می گذرانیم .
ما چیزی نمی خواهیم ، جز این که این نظام باشد ، دین ما را حفظ کند ، نماز های جمعه را زنده نگاه دارد و درهای بهشت را باز ! تا ما بتوانیم بر سر سفره عبادات پنجگانه ، رونق کسب و کارمان را از خدا بخواهیم و تندرستی دستگاه زاد و ولدمان را . اگر گاهی هم در مراسم کمیل و ندبه و ضجه " حالی " دست دهد ، با سوز و اشک و آه هم یک سفر به عتبات عالیات را از درگاهش آرزو کنیم ، باشد که استجاب کند و ما را به فیض زیارت قبور آل عبا نائل گرداند .
ما آموخته ایم که با پیروی از دستورات کتب توضیح المسایل و احکام علمای عظام و اطاعت بی چون و چرا از ولی فقیه ، می شود هم دنیامان را بسازیم و هم آخرت مان را . می دانیم که اگر مال شبهه داری هم در حساب و کتابمان وارد شود ، می توانیم آن را نزد حضرات شست و شو بدهیم و با پرداخت حق امام و رد مظالم پاک اش کنیم . همین ما را بس که بتوانیم از همین دیار فانی یکسره راهی بهشت باقی شویم ! چرا که به ما گفته اند امور این دنیا گذراست و باید به فکر قیامت بود و حوض کوثر و ساقی آن !
پس به ما چه که چه کسانی در زندان ها می پوسند ، می میرند یا به قتل می رسند .
به ما چه که در این دنیا گل ها به دست گرگ ها پرپر می شوند !

سايه سنگين امنيتی در غرب تهران

پريش پاهكين
گزارش نخست ساعت 5 پس از نيم روزدر پي فراخوان جنبش ملي ما هستيم براي تظاهرات ساعت 6 پس از نيم روز فضاي امنيتي بسيار سنگيني تمام مناطق غرب تهران از ايستگاه مترو تا ميدان آريا شهر را فراگرفته است .سلولهاي مشكوك نفرات 4 تا 5 نفره لباس شخصي هااز ساعات اوليه صبح تمام مناطق اطراف خيابانهاي منتهي به ميدان آرياشهر به چشم مي خورد و خوردوهاي شخصي مشكوك متعلق به وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در كنار خيابانها پارك شده و مملو از لباس شخصي است .هواي تهران باراني است و رگبار شديدي گهگاه ترافيك ميدانهاي بزرگ به خصوص ميدان آريا شهر و ميدان آزادي(شهياد) را مختل مي كند.گزارشهاب بعدي باز هم فرستاده خواهد شد....

اهتزاز شش پرچم شیر و خورشید در فضای امنیتی 10 اردیبهشت


امروز 10 اردیبهشت 88 در حالیکه به دلیل فراخوان جنبش ما هستیم، فضای امنیتی شدیدی بر کل کشور حاکم بود گروههای پسر بامداد مزدک، شیر و خورشید، ارشک همدان، بامداد، موج مثبت کرمانشاه و دریای پارس موفق به نصب پرچم ملی ایران در 6 نقطه ایران شدند.

عکسی که مشاهده می‌فرمایید مربوط به بندر عباس است. سایر پرچمها در مقابل ساختمان اطلاعات دانشگاه صنعتی اصفهان، کمربندی همدان شهر ساوه، سردر حوزه علمیه شاه آباد غرب در کرمانشاه و پل عابر پیاده اتوبان چمران نصب شده‌اند.
بدین ترتیب شصت و ششمین پرچم ملی ایران در کمتر از 41 روز در ایران به اهتزاز در آمد.

جنبش ملی ما هستيم و درماندگی رژيم

پريش پاهكين
گزارش دوم
از ساعت 6 پس از نيم روز و با شروع زمان برگزاري تظاهرات در فراخوان جنبش ملي ما هستيم ،ترافيك بسيار سنگين در چهار سوي ميدان به چشم مي خورد.گروه كثيري از مردم روبروي مجتمع تجاري گلديس در جنوب شرقي ميدان و در پياده روي مشرف به مجتمع گرد آمده بودند نيروهاي امنيتي كه تعداد آنها به هزاران نفر مي رسيد به هيچ كس اجازه ايستادن و حتي عبور نمي دادند و همه را متفرق مي كردند.مردم براي ماندن در مكان تظاهرات به بهانه خريد از به داخل مجتمع رفته بودند اما لحظاتي بعد به دستور مقامات امنيتي مجتمع بزرگ گلديس را تعطيل نمودند .جمعيت به داخل خيابان و رو به سوي فلكه اول حركت كردند .يگان ضد شورش و كلانتري هاي منطقه غرب تهران خود را به محل رساندند و با بازداشت شماري از عابران و مردم رهگذر اقدام به رفع ترافيك سنگيني كردند كه در اثر حضور مردم و خودروها در خيابان پديد آمده بود.نيروهاي امنيتي در اقدامي مذبوحانه با خودروهاي شخصي اقدام به جابجايي مسافر مي كردند و افسران ارشد نيروي انتظامي در حالي كه توسط نيروهاي اطلاعات سپاه همراهي مي شدند همه جا به چشم مي خوردند .ترافيك سنگين از فلكه دوم تا فلكه اول آرياشهر و در سوي ديگر ميدان به سوي بولوار جنت آباد و دهكده وجود داشت و مردمي كه سوار خودرو بودند شروع به بوق زدن هاي ممتد كردند.اينك نزديك به دو ساعت از زمان فراخوان گذشته است . مردم اما همه جا در خيابانهاي اطراف همچنان در حال عبورند و شعار پرافتخار "ما هستيم" را زمزمه مي كنند و اميدوارانه به چشمان يكديگر مي نگرند .
امروز رژيم ضد بشري ، سركوبگر و ضد ايراني كه براي ماندگاري ديكتاتوري فاشيسم ولايت فقيه خاك ايران را به مزايده نهاده بار ديگر با به ميدان كشاندن هزاران نفر چماقدار و مواجب بگير ،اوج ترس، درماندگي و استيصال خود را از حضور و "بودن" مردم به نمايش گذاشته است .
ساعت هشت و سي دقيقه 10 ارديبهشت 88

فعالان صنفی معلم خواستار آزادی فرزاد کمانگر شدند

فعالان حقوق بشر در ایران
روز یک شنبه مورخه 6 اردیبهشت ماه، جمعی از اعضای کانون صنفی معلمان در دیداری با حجت الاسلام مهدی کروبی خواستار پیگیری وی برای آزادی معلم دربند، فرزاد کمانگر شدند.
در این برنامه که اعضای شورای هماهنگی کانون صنفی معلمان حضور داشتند، ضمن طرح دیدگاه های خود در رابطه با وضعیت و خواستههای معلمان، خواستار آزادی هر چه سریعتر معلم بیگناه دربند و محکوم به اعدام، فرزاد کمانگر شدند. معلمان دیدگاهها و خواستههای خود که در واقع مطالبات آنان از کاندیداهای ریاست جمهوری است را در چند بخش عمده به شرح زیر اعلام کردند:
- رسیده گی به برخوردهای امنیتی با معلمان کشور از جمله تلاش در جهت آزاد ساختن معلم بیگناه محکوم به اعدام آقای فرزاد کمانگر
- تلاش در جهت بهبود ساختارهای آموزش وپرورش و تلاش در جهت به روز کردن سیستم آموزش وپرورش کشور
- تلاش در جهت رسیدهگی به وضعیت معیشتی معلمان در صورت انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور
آقای کروبی پس از شنیدن نظر و خواستههای معلمان با تاکید بر وضعیت کمانگر ابراز کرد به صورت شخصی به این مساله رسیده گی میکند و در اولین فرصت با آیتالله شاهرودی ریاست قوه قضاییه و محسنی اژه ای وزیر اطلاعات صحبت میکند و خواستار آزادی و لغو حکو اعدام این معلم بی گناه میشود.

گزارش تجمع امروز از اصفهان

گزارش دریافتی: بین ساعات 19:30الی 19:45 بیشترین جمعیت در کنار 33 پل ایستاده بودند . چند مورد در گیری هم مشاهده گردید! نیروهای انتظامی و اطلاعاتی ها کوچکترین حرکت را هم زیر نظر داشتند!یک نفر در حال فیلم برداری از جمعیت بود که اطلاعاتی ها به او اجازه فیلم برداری ندادند!یکی از ماموران لباس شخصی دوربین هندی کم در دست داشت!حدود 20 نفر نیروی ضد شورش با سپر وتجهیزات در زیر 33 پل مستقر بودند!اوج تجمع بین ساعات 19:30الی 19:45مشاهده شد !به طور تخمینی حدود چند هزارنفر .مردم در غرفه های 33 پل به صورت پراکنده ایستاده بودند! تعداد جمعیت پراکنده هم به چند هزار نفر می رسید! چند سرهنگ نیروی انتظامی مردم را پراکنده می کردند!چند جوان راهم با اسپری فلفل مضروب کرده وبازداشت کردند!در مقایسه با تجمع قبلی 33پل ، جمعیت بیشتری آمده بودند.

تحریم انتخابات فرمایشی آری

تحریم انتخابات فرمایشی آری